
مریم سلیمی، مدرس و پژوهشگر فرهنگ و هنر: در تقویم فرهنگی و اجتماعی هر جامعهای، مناسبتها فقط چند روز مشخص برای برگزاری برنامه نیستند. جشنها، یادمانها، آیینها و رویدادهای عمومی در طول تاریخ یکی از راههای اصلی جوامع برای بازخوانی گذشته، انتقال ارزشها و بازتولید احساس تعلق بودهاند. مردم فقط از طریق کتابها و اسناد تاریخی با فرهنگ خود ارتباط برقرار نمیکنند؛ بخشی از حافظه جمعی آنان در میدانها، آیینها، موسیقی، نمایش، روایتها و تجربههای مشترکی شکل میگیرد که نسلهای مختلف را به یکدیگر پیوند میدهد. از همین رو، وقتی درباره برگزاری مراسمی مانند هفته وحدت، جشنهای ملی و آیینی یا سایر مناسبتهای عمومی صحبت میکنیم، بهتر است موضوع را صرفاً از منظر «برگزاری یک برنامه» نبینیم. مسئله مهمتر این است که چنین رویدادهایی چه اثری بر جامعه میگذارند و آیا میتوانند به فرصتی برای تقویت فرهنگ، افزایش مشارکت، بازسازی ارتباطات اجتماعی و در نهایت افزایش تابآوری جامعه تبدیل شوند یا خیر.
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که در بسیاری از موارد، موفقیت یک مراسم با شاخصهایی مانند تعداد برنامهها، تعداد مخاطبان، کیفیت اجرا یا میزان پوشش رسانهای آن سنجیده میشود، در حالی که مهمترین پیامد یک رویداد فرهنگی لزوماً در این شاخصها دیده نمیشود. ممکن است مراسمی با هزینه قابل توجه برگزار شود، مخاطبان زیادی داشته باشد و از نظر اجرایی نیز موفق باشد، اما چند ساعت بعد از پایان آن، تقریباً هیچ چیز در روابط اجتماعی، احساس تعلق یا حافظه جمعی مخاطبان تغییر نکرده باشد. در مقابل، ممکن است یک رویداد کوچکتر بتواند افراد و گروههایی را که معمولاً فرصت مواجهه با یکدیگر ندارند، کنار هم قرار دهد، بخشی از تنوع فرهنگی جامعه را آشکار کند و خاطرهای مشترک بسازد که مدتها پس از پایان رویداد باقی بماند. تفاوت این دو در واقع تفاوت میان «مراسم» و «فرآیند فرهنگی» است؛ اولی یک برنامه را به پایان میرساند و دومی میتواند چیزی را در جامعه آغاز کند.
پژوهشهای حوزه فرهنگ و جامعه نیز نشان دادهاند که مشارکت در جشنوارهها و رویدادهای فرهنگی میتواند با احساس تعلق، ارتباطات اجتماعی، اعتماد و بهزیستی افراد ارتباط داشته باشد. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم تابآوری اجتماعی صرفاً به معنای …












