
به گزارش اطلاعات آنلاین، این نویسنده که ترجمه آثار او از جمله «دزدهای خوب» و «گمشدگان» در ایران از محبوبیت برخوردار است، در مقالهای که اخیرا در گاردین نوشته، توضیح میدهد که آموزش امروزه بر سر یک دوراهی سرنوشتساز قرار گرفته و این پرسش مطرح است که آیا باید فناوری جدید را به نام «کارآمدی» پذیرفت، یا وقت آن رسیده که در برابر آسیبهای آن به مقاومت پرداخت.
راندل در بخش نخست مقاله خود، هوش مصنوعی را ابزاری ایدهآل برای تسهیل حکومتهای استبدادی توصیف میکند. او اشاره میکند که این فناوری با توانایی ایجاد اخبار جعلی در مقیاسی بیسابقه و فراهم کردن امکان نظارت انبوه، میتواند زنجیری بر پای آزادیخواهان باشد. این نویسنده توضیح میدهد که هوش مصنوعی در حال انتقال حیرتانگیز قدرت و ثروت از دست اکثریت مردم به دست گروه اندکی از افرادی است که دیدگاههایی بهشدت آسیبدیده درباره ارزش و کرامت انسان دارند.
او با وجود اذعان به پتانسیلهای مثبت هوش مصنوعی در پزشکی و علوم، تأکید میکند که قرار گرفتن این فناوری در دست مستبدان، تمام این فواید را بیاثر میسازد. به باور او، ورود مدلهای زبانی بزرگ مانند ChatGPT و Gemini به فرآیند آموزش، توانایی تفکر شفاف و سنجشگرانه را که در شرایط اضطراریِ عدالت به آن نیاز داریم، به خطر انداخته است.
پنج عامل آسیبزا
این پژوهشگر دانشگاه آکسفورد صراحتاً نفرت خود را از ابعاد مختلف هوش مصنوعی بیان میکند و پنج عامل اصلی آسیبزای آن را در متن خود تشریح مینماید. او نخست به خطر ساخت انسانهای جعلی رایانهای اشاره میکند که تمدن بشر را بیثبات میسازند، و سپس از ساخت مدلهای زبانی بر پایه غارت غیرقانونی دسترنج و تلاش انسانها انتقاد میکند. سومین عامل مورد توجه او، فاجعه محیطزیستی ناشی از مصرف بیرویه برق در مراکز داده است که تا پایان دهه از مصرف کل کشور ژاپن فراتر خواهد رفت. راندل در ادامه، تسریع در نابودی زیستبومها و آشوب در محیطزیست را به عنوان چهارمین عامل مطرح کرده و در نهایت، مهمترین و مخربترین آسیب هوش مصنوعی را متوجه ذهن و شادمانی نسل جوان میداند که موجب سلب آزادی، نوآوری و توانایی غلبه بر ناکامیها در آنان میشود.
این نویسنده در مقاله خود میافزاید: «اگر قرار است عدالت …
