![[امیرحسین نادری] صلح به شرط خلع سلاح یا خلع سلاح به شرط صلح؟](/news/u/2026-08-15/ettelaat-v75w2.webp)
به گزارش گاردین و الجزیره، در ۵اوت پس از انفجار یک دستگاه انفجاری که دو نظامی صهیونیستی را کشت، ارتش اسرائیل موج تازهای از حملات به لبنان را آغاز کرد که دستکم یک کشته و ۱۱زخمی بر جا گذاشت. مذاکرات فنی دو طرف درباره «مناطق آزمایشی» و استقرار ارتش لبنان پیش میرفت، اما صدای انفجارها در جنوب همچنان بلند بود. این همزمانی، تصادفی نبود و نشان داد آنچه روی میز مذاکره، «فرآیند صلح» نامیده میشود، هنوز نتوانسته حتی توقف آتش را تضمین کند و فاصله میان حرف و عمل همچنان عمیق است.
در۲۶ژوئن ۲۰۲۶، لبنان و رژیم صهیونیستی با میانجیگری آمریکا در واشنگتن چارچوبی امضا کردند که قرار بود جنگ را به مسیر سیاسی ببرد. به نوشته نیویورک تایمز و رویترز، ستون اصلی این توافق، گسترش حاکمیت دولت لبنان، خلع سلاح گروههای مسلح مردمی بهویژه حزبالله و در مقابل، عقبنشینی مرحلهای نیروهای اسرائیلی بود. دو «منطقه آزمایشی» تعریف شد تا ارتش لبنان کنترل امنیتی را به دست گیرد و نیروهای صهیونیستی بهتدریج عقب بنشینند.
آمریکا حتی ۱۰۰ میلیون دلار کمک بشردوستانه وعده داد و یک گروه هماهنگی نظامی سهجانبه تشکیل شد تا بر اجرای توافق نظارت کند. اما از همان ابتدا یک شرط حیاتی در قلب توافق، جا خوش کرده بود: رژیم صهیونیستی اعلام کرد تا زمانی که خلع سلاح حزبالله بهطور کامل راستیآزمایی نشود، از مناطق امنیتی خود در جنوب خارج نمیشود. حزبالله نیز خلع سلاح پیش از خروج کامل نیروهای صهیونیستی را نپذیرفت. این همان دور باطلی است که مذاکرات بعدی در رم را نیز اسیر خود کرده و هر دور مذاکره را به تکرار همان بنبست سوق داده است.
اینجا تناقض اصلی نمایان میشود. رژیم صهیونیستی میگوید اول سلاحها زمین گذاشته شود، بعد ما عقب مینشینیم؛ در مقابل، حزبالله میگوید اول خاک لبنان آزاد شود، بعد درباره سلاح حرف میزنیم. دولت لبنان میان این دو ایستاده و آمریکا که معمار این چارچوب است، هر دو را به یک زنجیره گره زده است: خلع سلاح، حاکمیت ارتش لبنان، عقبنشینی رژیم صهیونیستی و نهایتا ،پایان جنگ.
مشکل اساسی اینجاست که اگر حتی یک حلقه از این زنجیره متوقف شود، کل توافق از حرکت بازمیماند؛ و اکنون دقیقاً همین اتفاق افتاده است. آمریکا توافقی را طراحی کرده که برای اجرا به اعتماد متقابل …











