
اقتصاد ایران در بیش از یک دهه گذشته در چرخهای از تشدید تحریمهای همهجانبه، انسداد مبادلات رسمی بانکی و پناه بردن به راهکارهای پرهزینه برای دور زدن محدودیتهای بینالمللی گرفتار شده است. در این میان، سازوکار «تراستیها» که در ابتدا به عنوان ابزاری اضطراری و موقت برای فروش نفت و انتقال ارز تعریف شده بود، اکنون به ساختاری دائمی، غیرشفاف و پر از رانت بدل شده که بخش عمدهای از منابع ارزی کشور را به عنوان کارمزد و تخفیفهای سنگین میبلعد، منابعی که هیچگاه به طور کامل به چرخه اقتصاد رسمی بازنمیگردد و ذخایر ارزی کشور را از بین میبرد و در نتیجه آن تورم ساختاری به کشور تحمیل میکند.
پیامد این انزوای مالی، جهشهای پی در پی نرخ ارز، کسری مزمن بودجه، چاپ پول و در نهایت تورمهای فرسایندهای است که خط فقر را عمیقتر کرده و قدرت خرید حقوقبگیران و بازنشستگان را تا حد سقوط معیشتی کاهش داده است. شاید ایران جزو اندک کشورهایی باشد که دچار این پدیده مزمن اقتصاد شده که شاغلان نیز فقیر هستند. براساس آماری منتشر شده در سال ۱۴۰۲؛ بالغ بر ۸۹ درصد کل فقرای ایران، از شاغلان بودهاند. در حالی که حامیان اقتصاد تحریمی بر طبل بیاثر بودن تحریمها میکوبند، شکاف اقتصادی ایران با رقبای منطقهای نشان میدهد که تحریمها چه بلایی بر سر کشور آورده و دور زدن تحریم به فرسایش تدریجی سرمایههای کشور منجر شده است. برای بررسی دقیقتر ابعاد این بحران، پای صحبتهای پیمان مولوی، تحلیلگر اقتصادی نشستهایم. شکاف اقتصادی با همسایگان؛ وقتی کیک اقتصاد کوچک شد
پیمان مولوی در گفتوگو با اقتصاد۲۴ با مقایسه اقتصاد ایران با دیگر کشورهای منطقه اظهار داشت: «اگر به سال ۲۰۱۲ یعنی ۱۳۹۰ نگاه کنیم، تولید ناخالص داخلی یا GDP ایران تقریباً هماندازه اقتصاد ترکیه و حتی اندکی بیشتر از عربستان سعودی بود. اما امروز با گذشت بیش از یک دهه تحریم و درجا زدن، اندازه اقتصاد ما به حدود یکچهارم این دو کشور تنزل پیدا کرده است. این آمارها به روشنی نشان میدهد که اقتصاد کشور چطور نسبت به اوایل دهه ۹۰ کوچک شده و به نزدیک یکسوم ظرفیت واقعی خود رسیده است.»
وی با انتقاد از مفهوم توسعه بر پایه دور زدن تحریم افزود: «اصلاً دور زدن تحریم یعنی چه؟ شما در علم اقتصاد باید به دنبال …












