به دستور دکتر صالحی امیری وزیر میراث فرهنگی برای بررسی وضعیت پروژه آرامگاه شمس و زمان آمادهشدن آن برای بهرهبرداری به خوی رفتیم. در محل، نخستین چیزی که به چشم میآمد خودِ «ساختهشدن» بود؛ داربستها، اسکلت فلزی گنبد، آجرهای تازه، بتن و کارگرانی که در ارتفاع کار میکردند. بالای سازه نیمهتمام، پرچم ایران تکان میخورد.
برای دیدن مردی متعلق به هشت قرن پیش آمده بودیم، اما آنچه دیده میشد کاملاً امروز بود. بعضی آدمها بعد از رفتن، از تاریخ بیرون نمیروند؛ آرامآرام به جغرافیا و معنا تبدیل میشوند. شمس قرنهاست که نیست، اما هنوز نامش میتواند آینده را به گذشتهای دور پیوند بزند.
از خوی تا ارومیه، سفر کمکم از شکل یک مأموریت اداری بیرون میآمد. دیگر فقط مسئله زمان پایان پروژه شمس نبود؛ پرسش بزرگتری شکل میگرفت: این بخش از ایران را با چه چیزی باید به خاطر سپرد؟ پاسخ سادهای ندارد. …

![[روزبه کردونی] اینجا تاریخ پشت شیشه نیست](/news/u/2026-08-26/ettelaat-wp975.webp)











