یکی از آخرین عنوانهایی که ابوالقاسم قاسمزاده برای یادداشتش در «اطلاعات» انتخاب کرد، این بود: «قلدری در برابر تدبیر». آن روز این چهار کلمه توصیف او از سیاست و مناسبات قدرت بود؛ از جهانی که در آن، قلدری هر روز بیشتر جای گفتوگو و محاسبه را میگرفت. حالا، پس از رفتنش، همان عنوان معنای دیگری هم پیدا میکند: انگار خلاصهای است از یکی از دغدغههایی که تا آخر با قلم او ماند؛ دیدن مرز میان قدرت و قلدری و اصرار بر اینکه حتی در میانه بحران، جایی برای تدبیر باقی بماند
قاسمزاده را از نزدیک نمیشناختم؛ مراودهای هم نداشتم. اما او از آن آدمهایی بود که نامشان را پیش از چهرهشان میشناسی. نه خاطره مشترکی از او دارم و نه گفتوگویی برای روایت کردن. سهم من از قاسمزاده، خواندن برخی نوشتههایش بود. شاید برای شناخت یک روزنامهنگار، این راه چندان بدی هم نباشد.
وقتی یادداشتهای کسی را می خوانی بعد از مدتی میشد فهمید در خبرها دنبال چه میگردد؛ آنچه پشت تهدیدها و هیاهوی روز پنهان مانده بود. برای قاسمزاده هم اینگونه بود اما معلوم است که این همه او نیست. …

![[روزبه کردونی] نامی که زیر ستون میماند](/news/u/2026-08-08/ettelaat-y9tkj.jpg)











