
روزنامه خراسان نوشت: پس از جنگ ۱۲ روزه، من و گروهی از پژوهشگران اقتصاد سیاسی بارها توضیح دادیم که میتوان بخش بزرگی از اقدامات و تصمیمات دونالد ترامپ را باتوجه به شاخصهای اصلی و مهم اقتصادی آمریکا تبیین کرد. شاخصهایی که در ترکیب باهم، امکان پیشبینی قابل توجهی از رفتار احتمالی ترامپ را به ما میدهد. ما با همین شاخصها، علت خوشرفتاری ترامپ در فروردین ۱۴۰۴ با ایران و مذاکرات خوشبینانه او و در مرحله بعدی چراغ سبز حمله به اسرائیل در خرداد سال گذشته را توضیح میدادیم. قبل از جنگ ۴۰روزه نیز مکررا در گزارشهای خود به مسئولان توضیح دادیم که وضعیت شاخصها برای حمله ترامپ مناسب است. در حین جنگ ۴۰ روزه و تمام تهدیدات ترامپ پس از آتشبس نیز اثرگذاری این شاخصها در تصمیمات و اظهارات وی واضح بود. دقت کنید که ادعای ما این نیست که تمام رفتار ترامپ را میتوان با این شاخصها تبیین یا پیشبینی کرد، بلکه میگوییم این عددها میتواند بخش قابل توجهی از رفتار وی را تبیین کند و پیشبینیهای قابل اتکایی بدهد.
حالا گروهی از تحلیلگران مؤسسه Signum Global Advisors مدعی هستند که برای رفتار دونالد ترامپ در مواجهه با بحران ایران نیز میتوان چنین الگویی ترسیم کرد. آنها مدلی را با عنوان «شاخص TACO» طراحی کردهاند که هدف آن، شناسایی نقطهای است که فشارهای اقتصادی و مالی، رئیسجمهور آمریکا را به سمت کاهش تنش یا تغییر رویکرد سوق میدهد.این مدل بر این فرض استوار است که تصمیمات سیاسی ترامپ تنها تحت تأثیر ملاحظات امنیتی، نظامی یا سیاسی نیست، بلکه وضعیت بازارهای مالی و اقتصاد آمریکا نیز در آن نقش تعیینکننده و اساسی دارند. به همین دلیل، تحلیلگران چهار متغیر را بهعنوان مهمترین شاخصهای فشار اقتصادی انتخاب کردهاند. این چهار متغیر در ترکیب با یکدیگر، یک شاخص را میسازند که امکان پیش بینی رفتار ترامپ را خواهد داشت.
نخست، «قیمت نفت خام برنت» است. هرچه احتمال اختلال در صادرات نفت خلیجفارس بیشتر شود، قیمت نفت افزایش مییابد و هزینه انرژی در اقتصاد جهانی بالا میرود. دوم، «بازدهی اوراق قرضه ۱۰ساله خزانهداری آمریکا» است که افزایش آن معمولاً نشانه رشد نگرانی سرمایهگذاران، افزایش هزینه تأمین مالی دولت و تشدید فشار بر اقتصاد آمریکاست. سوم، «حجم تردد کشتیها …








