
اثر هزینهٔ هدررفته یا Sunk Cost Effect یک خطای شناختی است که در آن فرد به دلیل زمان، پول، انرژی یا عاطفهای که در گذشته صرف کرده است، به ادامهٔ یک تصمیم یا مسیر نامناسب پافشاری میکند؛ حتی زمانی که ادامهدادن، سودی برای آینده ندارد یا زیانآور است.
در واقع، فرد بهجای ارزیابیِ هزینهها و فایدههای آینده، تحت تأثیر هزینههایی قرار میگیرد که دیگر قابل بازگشت نیستند.
برای نمونه، فردی ممکن است در یک رشتهٔ تحصیلی یا شغل نامناسب بماند، چون چند سال برای آن وقت گذاشته است. در چنین شرایطی، پرسش درست این نیست که «تا امروز چقدر هزینه کردهام؟»؛ پرسش درست این است که «از امروز به بعد، ادامهدادن این مسیر چه پیامدهایی برای من دارد؟»
اثر هزینهٔ هدررفته یا Sunk Cost Effect یکی از مهمترین خطاهای شناختی در تصمیمگیری است. این پدیده زمانی رخ میدهد که انسان بهدلیل هزینههایی که در گذشته برای یک انتخاب پرداخته است، در همان مسیر میماند؛ حتی اگر نشانهها نشان دهند ادامه دادن آن مسیر دیگر منطقی، سودآور یا سالم نیست. در چنین وضعی، ذهن بهجای آنکه آینده را بسنجد، اسیر گذشته میشود. پولی که خرج شده، زمانی که صرف شده، انرژیای که از دست رفته و احساساتی که درگیر شدهاند، همگی بهصورت «هزینهٔ هدررفته» در میآیند؛ هزینههایی که بازگشتپذیر نیستند و نباید مبنای تصمیم امروز قرار گیرند.
در زبان ساده، اثر هزینهٔ هدررفته یعنی: «چون تا اینجا زیاد سرمایهگذاری کردهام، پس باید ادامه بدهم.» این طرز فکر در ظاهر منطقی به نظر میرسد، اما در عمل بسیاری از افراد، سازمانها و حتی دولتها را در تصمیمهای زیانبار نگه میدارد. انسانها گاهی در یک رابطهٔ فرساینده میمانند، در یک شغل نامناسب ادامه میدهند، پروژهای شکستخورده را رها نمیکنند یا در یک کسبوکار زیانده سرمایهگذاری تازه میکنند؛ تنها به این دلیل که پیشتر برای آن هزینه دادهاند.
…





![[الهه نشاطی] تست تصادف در غیاب ارابههای مرگ!](/news/u/2026-08-24/ettelaat-0cbu8.jpg)
![[مینا حیدری] خانهای کوچک برای تمرین زندگی](/news/u/2026-08-24/ettelaat-kejaq.jpg)





