
بیش از نیمی از مردانی که قربانیان پرخاش و آزار و اذیت زنان هستند، در یک مطالعه جدید، این آزار و اذیت را یک مسئله خصوصی میدانستند، تقریباً نیمی از آنها شرم یا خجالت را گزارش کردند و درصد مشابهی نیز نگران بودند که دیگران حرفشان را باور نکنند یا با سوگیری و قضاوت روبرو شوند.
مردان لاتینتبار به طور قابل توجهی بیشتر از مردان سیاهپوست و سفیدپوست گزارش دادند که نمیدانند چگونه تجربیات خود را ابراز کنند و موانع زبانی و نگرانیهای مهاجرتی را به عنوان دلایل عدم درخواست کمک ذکر کردند.
مردان سفیدپوست به طور قابل توجهی بیشتر از مردان لاتینتبار در تشخیص یا برچسب زدن آنچه برایشان اتفاق میافتد به عنوان سوءاستفاده مشکل داشتند.
خشونت خانگی مدتها است که به عنوان اتفاقی که برای زنان میافتد، مطرح شده است. این چارچوببندی، عواقبی واقعی برای مردانی دارد که با خشونت خانگی همسران خود زندگی میکنند و احساس میکنند که جایی برای پناه بردن ندارند.
یک مطالعه اخیر بیش از ۱۰۰۰ مرد را که توسط همسران خود مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند، بررسی کرد و دریافت که شرم، ترس و حس قوی مبنی بر اینکه این مسئله باید خصوصی بماند، بسیاری از قربانیان مرد را از درخواست کمک باز میدارد.
محققان این فشارها را به انتظارات سنتی از مردانگی، یعنی این ایده که مردان باید مشکلاتشان را خودشان حل کنند، مرتبط میدانند. نژاد و قومیت، این سکوت را به شیوههایی شکل میدهند که سیستمهای حمایتی موجود تا حد زیادی برای رسیدگی به آنها آماده نیستند.
بیش از نیمی از مردان مورد بررسی گفتند که آنچه برایشان اتفاق میافتد را یک مسئله خصوصی میدانند، به این معنی که چیزی است که باید به تنهایی حل شود. تقریباً نیمی از آنها احساس شرم یا خجالت را گزارش کردند. تقریباً به همان اندازه نگران بودند که شریک زندگیشان در صورت صحبت کردن، آنها را به دروغ به خطا متهم کند یا تلافی کند.
برای بسیاری از مردان، اینها تردیدهای جزئی نبودند، بلکه موانع واقعی بین سکوت و دریافت کمک بودند. این موانع در گروههای نژادی و قومی مختلف دیده میشد …







