قیمت طلا امروز




 خبرگزاری دانشجو / ۱۴۰۵/۰۵/۱۰

تنگه هرمز دورزدنی نیست؛ شکست پروژه غربی-عربی !

شکست پروژه دور زدن تنگه هرمز، بار دیگر نشان داد مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران نه با فشار نظامی و نه با سناریو‌های سیاسی و حقوقی قابل حذف نیست....
 تنگه هرمز دورزدنی نیست؛ شکست پروژه غربی-عربی !

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ جغرافیا همواره سرنوشت‌سازترین مولفه در تعیین وزن ژئوپلیتیک کشور‌ها بوده است، اما آنچه به جغرافیا ارزش راهبردی می‌بخشد، اراده سیاسی و توان بازدارندگی برای بهره‌برداری از آن است. تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران هرگز یک عرض جغرافیایی ساده یا معبری بی‌طرف برای گذر نفت‌کش‌ها نبوده؛ این آبراه حیاتی، کانون سنگین‌ترین وزنه در ترازو‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و شریان حیاتی اقتصاد جهان است. اگر امروز در معادلات پیچیده بین‌المللی، صحبت از رسمیت شناختن حقوق ملی و عقب‌نشینی قدرت‌های فرامنطقه‌ای می‌شود، ریشه آن را باید در موج‌های خروشان و اراده مسلط ایران بر همین گلوگاه راهبردی جست‌و‌جو کرد. موازنه قدرت در میدان؛ وقتی واشنگتن تسلیم اهرم هرمز شد

مرور تاریخ تحولات اخیر و بازخوانی معادلات حاکم بر نبرد گذشته، یک حقیقت روشن و انکارناپذیر را پیش چشم تحلیل‌گران قرار می‌دهد: آنچه محاسبات نظامی و ادعا‌های جبهه مقابل را در هم شکست، زیاده‌خواهی کاخ سفید را مهار کرد و در نهایت آمریکا را مجبور ساخت دست از رویاپردازی برداشته، شکست را بپذیرد و تن به مذاکره دهد، قدرت مانور بی‌بدیل و تسلط قاطع ایران بر گلوگاه هرمز بود.

در جریان آن درگیری‌ها، غرب و ایالات متحده دریافتند که برخلاف محاسبات روی کاغذ، هزینه هرگونه تعدی به امنیت ایران، شوک بی‌سابقه‌ای به بازار انرژی جهان وارد خواهد کرد؛ شوکی که توان فلج کردن شریان‌های اقتصادی غرب را دارد. هرمز نه یک ابزار دفاعی ساده، بلکه نقطه عطف بازدارندگی فعال ایران بود. این اهرم فشار راهبردی اثبات کرد که امنیت خلیج فارس یک مقوله گره‌خورده و غیرقابل تفکیک است؛ یا امنیت برای همه خواهد بود، یا هیچ‌کس از منافع آن بهره‌مند نخواهد شد. همین موازنه وحشت عینی بود که واشنگتن را از اریکه غرور پایین کشید و پای میز مذاکره نشاند. پروژه شوم دور زدن؛ تحرکات زیرپوستی پایتخت‌های عربی

اما تحلیل دقیق تحرکات دیپلماتیک، اقتصادی و میدانی پس از پایان درگیری‌ها، از آغاز یک نبرد نرم، فرسایشی و زیرپوستی خبر می‌دهد. کشور‌های حاشیه خلیج فارس که در مواجهه مستقیم و نظامی تن به ناکامی دادند، اکنون تمام توان و تسلیحات مالی خود را بر بی‌اثر کردن این اهرم فشار متمرکز کرده‌اند.

استراتژی تعریف‌شده در پایتخت‌های منطقه‌ای با هدایت اتاق‌های فکر غربی، بر چند محور اصلی استوار است: شتاب دادن به احداث و توسعه خطوط لوله انتقال نفت از طریق سواحل دریای سرخ و عمان (مانند خط لوله حبشان-فجیره یا خطوط لوله شرق به غرب عربستان)، ایجاد راه‌های ترانزیتی و ریلی نوظهور، و بی‌نیاز کردن بازار انرژی جهانی از عبور از تنگه هرمز. هدف شوم این پروژه‌ها روشن است: بی‌خاصیت کردن حاکمیت ترانزیتی ایران، کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد غرب از بستن احتمالی تنگه، و در نهایت، گرفتن این «کارت بازی حیاتی و بی‌بدیل» از دست ایران. کالبدشکافی طرح عمان؛ «اسب تروآ» برای سلب حاکمیت ملی

در همین چارچوب خبیثانه است که باید خبر اخیر خبرگزاری رویترز را به عنوان قطعه‌ای کلیدی از این پازل جدید تحلیل و ریشه کوافتادگی آن را افشا کرد.

رویترز به نقل از یک مقام آگاه ایرانی گزارش داد که تهران پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک ۵۰-۵۰ تنگه هرمز را قاطعانه رد کرده و این طرح را فاقد هرگونه شانس موفقیت دانسته است. به گفته این مقام، اگرچه مسقط همواره همسایه‌ای ارزشمند و قابل احترام برای ایران محسوب می‌شود، اما طرح کنترل پنجاه‌درصدی ابداً با منافع حیاتی و امنیت ملی ایران هم‌خوانی ندارد. این مقام همچنین افشا کرده است که ایالات متحده و عربستان با اعمال فشار‌های سنگین و همه‌جانبه بر عمان، در تلاشند تا این کشور را به پیشبرد طرح‌های غیرواقع‌بینانه و دیکته‌شده خود در درباره تنگه هرمز وا دارند.

تحلیل عمیق و هوشمندانه این رویداد نشان می‌دهد که پیشنهاد مدیریت مشترک، چیزی جز یک «اسب تروآی دیپلماتیک» برای خلع سلاح راهبردی جمهوری اسلامی ایران نیست. وقتی جبهه غربی-عربی به این برآورد رسید که نمی‌تواند تسلط ایران بر هرمز را با زور نظامی، ابزار تحریم یا تهدید مستقیم بشکند، به فرمول‌های حقوقی و ساختار‌های مشترکِ به‌ظاهر بین‌المللی روی آورده است.

طرح مدیریت ۵۰-۵۰ تحت پوشش حسن نیت و میانجی‌گری مسقط، در عمل به معنای نصف کردن حاکمیت ملی ایران بر آبراهی است که خط قرمز امنیت کشور به شمار می‌رود. آنها می‌خواهند اهرمی را که ایران با اتکا به آن توانست موازنه قدرت را تغییر داده و آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند، در قالب توافق‌های حقوقی بی‌خاصیت سازند و اختیار مهار بحران‌ها را از دست نیرو‌های ایرانی خارج کنند. هم‌افزایی میدان و دیپلماسی؛ تکالیف امروز دیپلمات‌ها و نظامیان

امروز حفظ این دستاورد بزرگ و تاریخی که با ایستادگی ملی به دست آمده، نیازمند هوشمندی بی‌وقفه، رصد پیش‌دستانه و هم‌افزایی کامل میان دو جبهه «دیپلماسی» و «میدان» است.

دستگاه دیپلماسی کشور موظف است با فعال‌سازی تمام ظرفیت‌های حقوقی و بین‌المللی، هرگونه توافق، طرح منطقه‌ای یا پیمان ترانزیتی را که هدف پنهان آن حاشیه‌نشین کردن ایران یا دور زدن تنگه هرمز است، در نطفه خفه کند. دیپلمات‌های ما باید با قاطعیت به همسایگان گوشزد کنند که امنیت خلیج فارس بومی است و هرگونه بازی در زمین واشنگتن و ریاض، پیامد‌های ناگواری برای خود آنها خواهد داشت. روابط حسنه با کشورهایی، چون عمان نباید به پوشش یا معبری برای نفوذ نرم و پیاده‌سازی نقشه‌های برآوردشده در کاخ سفید تبدیل شود.

از سوی دیگر، فرماندهان و نیرو‌های مسلح در خلیج فارس و دریای عمان باید با تقویت مستمر تسلط عملیاتی، ارتقای توانمندی‌های پدافندی و موشکی، و برگزاری مانور‌های هدفمند، سیطره کامل و بدون قیدوشرط ایران بر این شاه‌راه راهبردی را تثبیت کنند. پیام میدان باید عاری از هرگونه ابهام و لکنت باشد: اقتدار بر تنگه هرمز نه قابل معامله است، نه قابل تقسیم و نه قابل دور زدن.

تنگه هرمز، ثروت ملی، ابزار بازدارندگی و صندلی قدرت ایران در هندسه جدید امنیت منطقه و جهان است. هرگونه انفعال، ساده‌انگاری یا عقب‌نشینی در برابر طرح‌های به‌ظاهر دیپلماتیک، به معنای تحویل دادن همان ابزاری است که دشمن را مجبور به پذیرش شکست کرد. حفظ و پاسداری از «کارت هرمز» یک مسئولیت حیاتی، غیرقابل واگذاری و تاریخی برای تمام ارکان تصمیم‌گیری کشور است؛ کارتی که تا همیشه باید در دست ایران باقی بماند.



 ترامپ: آغاز تحریم‌های اقتصادی شدید علیه ایران | جهان نیوز
 سایت جهان نیوز / ۱ دقیقه قبل

ترامپ: آغاز تحریم‌های اقتصادی شدید علیه ایران | جهان نیوز

رئیس جمهوری آمریکا که نتوانسته در زمینه نظامی و اقتصادی در برابر ایران کاری از پیش ببرد، مدعی شد که ویرانگرترین اقدام اقتصادی علیه ایران را کلید زده است.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ جغرافیا همواره سرنوشت‌سازترین مولفه در تعیین وزن ژئوپلیتیک کشور‌ها بوده است، اما آنچه به جغرافیا ارزش راهبردی می‌بخشد، اراده سیاسی و توان بازدارندگی برای بهره‌برداری از آن است. تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران هرگز یک عرض جغرافیایی ساده یا معبری بی‌طرف برای گذر نفت‌کش‌ها نبوده؛ این آبراه حیاتی، کانون سنگین‌ترین وزنه در ترازو‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و شریان حیاتی اقتصاد جهان است. اگر امروز در معادلات پیچیده بین‌المللی، صحبت از رسمیت شناختن حقوق ملی و عقب‌نشینی قدرت‌های فرامنطقه‌ای می‌شود، ریشه آن را باید در موج‌های خروشان و اراده مسلط ایران بر همین گلوگاه راهبردی جست‌و‌جو کرد. موازنه قدرت در میدان؛ وقتی واشنگتن تسلیم اهرم هرمز شد

مرور تاریخ تحولات اخیر و بازخوانی معادلات حاکم بر نبرد گذشته، یک حقیقت روشن و انکارناپذیر را پیش چشم تحلیل‌گران قرار می‌دهد: آنچه محاسبات نظامی و ادعا‌های جبهه مقابل را در هم شکست، زیاده‌خواهی کاخ سفید را مهار کرد و در نهایت آمریکا را مجبور ساخت دست از رویاپردازی برداشته، شکست را بپذیرد و تن به مذاکره دهد، قدرت مانور بی‌بدیل و تسلط قاطع ایران بر گلوگاه هرمز بود.

در جریان آن درگیری‌ها، غرب و ایالات متحده دریافتند که برخلاف محاسبات روی کاغذ، هزینه هرگونه تعدی به امنیت ایران، شوک بی‌سابقه‌ای به بازار انرژی جهان وارد خواهد کرد؛ شوکی که توان فلج کردن شریان‌های اقتصادی غرب را دارد. هرمز نه یک ابزار دفاعی ساده، بلکه نقطه عطف بازدارندگی فعال ایران بود. این اهرم فشار راهبردی اثبات کرد که امنیت خلیج فارس یک مقوله گره‌خورده و غیرقابل تفکیک است؛ یا امنیت برای همه خواهد بود، یا هیچ‌کس از منافع آن بهره‌مند نخواهد شد. همین موازنه وحشت عینی بود که واشنگتن را از اریکه غرور پایین کشید و پای میز مذاکره نشاند. پروژه شوم دور زدن؛ تحرکات زیرپوستی پایتخت‌های عربی

اما تحلیل دقیق تحرکات دیپلماتیک، اقتصادی و میدانی پس از پایان درگیری‌ها، از آغاز یک نبرد نرم، فرسایشی و زیرپوستی خبر می‌دهد. کشور‌های حاشیه خلیج فارس که در مواجهه مستقیم و نظامی تن به ناکامی دادند، اکنون تمام توان و تسلیحات مالی خود را بر بی‌اثر کردن این اهرم فشار متمرکز کرده‌اند.

استراتژی تعریف‌شده در پایتخت‌های منطقه‌ای با هدایت اتاق‌های فکر غربی، بر چند محور اصلی استوار است: شتاب دادن به احداث و توسعه خطوط لوله انتقال نفت از طریق سواحل دریای سرخ و عمان (مانند خط لوله حبشان-فجیره یا خطوط لوله شرق به غرب عربستان)، ایجاد راه‌های ترانزیتی و ریلی نوظهور، و بی‌نیاز کردن بازار انرژی جهانی از عبور از تنگه هرمز. هدف شوم این پروژه‌ها روشن است: بی‌خاصیت کردن حاکمیت ترانزیتی ایران، کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد غرب از بستن احتمالی تنگه، و در نهایت، گرفتن این «کارت بازی حیاتی و بی‌بدیل» از دست ایران. کالبدشکافی طرح عمان؛ «اسب تروآ» برای سلب حاکمیت ملی

در همین چارچوب خبیثانه است که باید خبر اخیر خبرگزاری رویترز را به عنوان قطعه‌ای کلیدی از این پازل جدید تحلیل و ریشه کوافتادگی آن را افشا کرد.

رویترز به نقل از یک مقام آگاه ایرانی گزارش داد که تهران پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک ۵۰-۵۰ تنگه هرمز را قاطعانه رد کرده و این طرح را فاقد هرگونه شانس موفقیت دانسته است. به گفته این مقام، اگرچه مسقط همواره همسایه‌ای ارزشمند و قابل احترام برای ایران محسوب می‌شود، اما طرح کنترل پنجاه‌درصدی ابداً با منافع حیاتی و امنیت ملی ایران هم‌خوانی ندارد. این مقام همچنین افشا کرده است که ایالات متحده و عربستان با اعمال فشار‌های سنگین و همه‌جانبه بر عمان، در تلاشند تا این کشور را به پیشبرد طرح‌های غیرواقع‌بینانه و دیکته‌شده خود در درباره تنگه هرمز وا دارند.

تحلیل عمیق و هوشمندانه این رویداد نشان می‌دهد که پیشنهاد مدیریت مشترک، چیزی جز یک «اسب تروآی دیپلماتیک» برای خلع سلاح راهبردی جمهوری اسلامی ایران نیست. وقتی جبهه غربی-عربی به این برآورد رسید که نمی‌تواند تسلط ایران بر هرمز را با زور نظامی، ابزار تحریم یا تهدید مستقیم بشکند، به فرمول‌های حقوقی و ساختار‌های مشترکِ به‌ظاهر بین‌المللی روی آورده است.

طرح مدیریت ۵۰-۵۰ تحت پوشش حسن نیت و میانجی‌گری مسقط، در عمل به معنای نصف کردن حاکمیت ملی ایران بر آبراهی است که خط قرمز امنیت کشور به شمار می‌رود. آنها می‌خواهند اهرمی را که ایران با اتکا به آن توانست موازنه قدرت را تغییر داده و آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند، در قالب توافق‌های حقوقی بی‌خاصیت سازند و اختیار مهار بحران‌ها را از دست نیرو‌های ایرانی خارج کنند. هم‌افزایی میدان و دیپلماسی؛ تکالیف امروز دیپلمات‌ها و نظامیان

امروز حفظ این دستاورد بزرگ و تاریخی که با ایستادگی ملی به دست آمده، نیازمند هوشمندی بی‌وقفه، رصد پیش‌دستانه و هم‌افزایی کامل میان دو جبهه «دیپلماسی» و «میدان» است.

دستگاه دیپلماسی کشور موظف است با فعال‌سازی تمام ظرفیت‌های حقوقی و بین‌المللی، هرگونه توافق، طرح منطقه‌ای یا پیمان ترانزیتی را که هدف پنهان آن حاشیه‌نشین کردن ایران یا دور زدن تنگه هرمز است، در نطفه خفه کند. دیپلمات‌های ما باید با قاطعیت به همسایگان گوشزد کنند که امنیت خلیج فارس بومی است و هرگونه بازی در زمین واشنگتن و ریاض، پیامد‌های ناگواری برای خود آنها خواهد داشت. روابط حسنه با کشورهایی، چون عمان نباید به پوشش یا معبری برای نفوذ نرم و پیاده‌سازی نقشه‌های برآوردشده در کاخ سفید تبدیل شود.

از سوی دیگر، فرماندهان و نیرو‌های مسلح در خلیج فارس و دریای عمان باید با تقویت مستمر تسلط عملیاتی، ارتقای توانمندی‌های پدافندی و موشکی، و برگزاری مانور‌های هدفمند، سیطره کامل و بدون قیدوشرط ایران بر این شاه‌راه راهبردی را تثبیت کنند. پیام میدان باید عاری از هرگونه ابهام و لکنت باشد: اقتدار بر تنگه هرمز نه قابل معامله است، نه قابل تقسیم و نه قابل دور زدن.

تنگه هرمز، ثروت ملی، ابزار بازدارندگی و صندلی قدرت ایران در هندسه جدید امنیت منطقه و جهان است. هرگونه انفعال، ساده‌انگاری یا عقب‌نشینی در برابر طرح‌های به‌ظاهر دیپلماتیک، به معنای تحویل دادن همان ابزاری است که دشمن را مجبور به پذیرش شکست کرد. حفظ و پاسداری از «کارت هرمز» یک مسئولیت حیاتی، غیرقابل واگذاری و تاریخی برای تمام ارکان تصمیم‌گیری کشور است؛ کارتی که تا همیشه باید در دست ایران باقی بماند.



 حشدالشعبی: ایستادگی ایران در برابر جنگ‌جهانی | جهان نیوز
 سایت جهان نیوز / ۱ دقیقه قبل

حشدالشعبی: ایستادگی ایران در برابر جنگ‌جهانی | جهان نیوز

رئیس سازمان الحشد الشعبی عراق گفت: ایران توانست در برابر جنگی بسیار بزرگ ایستادگی کند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ جغرافیا همواره سرنوشت‌سازترین مولفه در تعیین وزن ژئوپلیتیک کشور‌ها بوده است، اما آنچه به جغرافیا ارزش راهبردی می‌بخشد، اراده سیاسی و توان بازدارندگی برای بهره‌برداری از آن است. تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران هرگز یک عرض جغرافیایی ساده یا معبری بی‌طرف برای گذر نفت‌کش‌ها نبوده؛ این آبراه حیاتی، کانون سنگین‌ترین وزنه در ترازو‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و شریان حیاتی اقتصاد جهان است. اگر امروز در معادلات پیچیده بین‌المللی، صحبت از رسمیت شناختن حقوق ملی و عقب‌نشینی قدرت‌های فرامنطقه‌ای می‌شود، ریشه آن را باید در موج‌های خروشان و اراده مسلط ایران بر همین گلوگاه راهبردی جست‌و‌جو کرد. موازنه قدرت در میدان؛ وقتی واشنگتن تسلیم اهرم هرمز شد

مرور تاریخ تحولات اخیر و بازخوانی معادلات حاکم بر نبرد گذشته، یک حقیقت روشن و انکارناپذیر را پیش چشم تحلیل‌گران قرار می‌دهد: آنچه محاسبات نظامی و ادعا‌های جبهه مقابل را در هم شکست، زیاده‌خواهی کاخ سفید را مهار کرد و در نهایت آمریکا را مجبور ساخت دست از رویاپردازی برداشته، شکست را بپذیرد و تن به مذاکره دهد، قدرت مانور بی‌بدیل و تسلط قاطع ایران بر گلوگاه هرمز بود.

در جریان آن درگیری‌ها، غرب و ایالات متحده دریافتند که برخلاف محاسبات روی کاغذ، هزینه هرگونه تعدی به امنیت ایران، شوک بی‌سابقه‌ای به بازار انرژی جهان وارد خواهد کرد؛ شوکی که توان فلج کردن شریان‌های اقتصادی غرب را دارد. هرمز نه یک ابزار دفاعی ساده، بلکه نقطه عطف بازدارندگی فعال ایران بود. این اهرم فشار راهبردی اثبات کرد که امنیت خلیج فارس یک مقوله گره‌خورده و غیرقابل تفکیک است؛ یا امنیت برای همه خواهد بود، یا هیچ‌کس از منافع آن بهره‌مند نخواهد شد. همین موازنه وحشت عینی بود که واشنگتن را از اریکه غرور پایین کشید و پای میز مذاکره نشاند. پروژه شوم دور زدن؛ تحرکات زیرپوستی پایتخت‌های عربی

اما تحلیل دقیق تحرکات دیپلماتیک، اقتصادی و میدانی پس از پایان درگیری‌ها، از آغاز یک نبرد نرم، فرسایشی و زیرپوستی خبر می‌دهد. کشور‌های حاشیه خلیج فارس که در مواجهه مستقیم و نظامی تن به ناکامی دادند، اکنون تمام توان و تسلیحات مالی خود را بر بی‌اثر کردن این اهرم فشار متمرکز کرده‌اند.

استراتژی تعریف‌شده در پایتخت‌های منطقه‌ای با هدایت اتاق‌های فکر غربی، بر چند محور اصلی استوار است: شتاب دادن به احداث و توسعه خطوط لوله انتقال نفت از طریق سواحل دریای سرخ و عمان (مانند خط لوله حبشان-فجیره یا خطوط لوله شرق به غرب عربستان)، ایجاد راه‌های ترانزیتی و ریلی نوظهور، و بی‌نیاز کردن بازار انرژی جهانی از عبور از تنگه هرمز. هدف شوم این پروژه‌ها روشن است: بی‌خاصیت کردن حاکمیت ترانزیتی ایران، کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد غرب از بستن احتمالی تنگه، و در نهایت، گرفتن این «کارت بازی حیاتی و بی‌بدیل» از دست ایران. کالبدشکافی طرح عمان؛ «اسب تروآ» برای سلب حاکمیت ملی

در همین چارچوب خبیثانه است که باید خبر اخیر خبرگزاری رویترز را به عنوان قطعه‌ای کلیدی از این پازل جدید تحلیل و ریشه کوافتادگی آن را افشا کرد.

رویترز به نقل از یک مقام آگاه ایرانی گزارش داد که تهران پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک ۵۰-۵۰ تنگه هرمز را قاطعانه رد کرده و این طرح را فاقد هرگونه شانس موفقیت دانسته است. به گفته این مقام، اگرچه مسقط همواره همسایه‌ای ارزشمند و قابل احترام برای ایران محسوب می‌شود، اما طرح کنترل پنجاه‌درصدی ابداً با منافع حیاتی و امنیت ملی ایران هم‌خوانی ندارد. این مقام همچنین افشا کرده است که ایالات متحده و عربستان با اعمال فشار‌های سنگین و همه‌جانبه بر عمان، در تلاشند تا این کشور را به پیشبرد طرح‌های غیرواقع‌بینانه و دیکته‌شده خود در درباره تنگه هرمز وا دارند.

تحلیل عمیق و هوشمندانه این رویداد نشان می‌دهد که پیشنهاد مدیریت مشترک، چیزی جز یک «اسب تروآی دیپلماتیک» برای خلع سلاح راهبردی جمهوری اسلامی ایران نیست. وقتی جبهه غربی-عربی به این برآورد رسید که نمی‌تواند تسلط ایران بر هرمز را با زور نظامی، ابزار تحریم یا تهدید مستقیم بشکند، به فرمول‌های حقوقی و ساختار‌های مشترکِ به‌ظاهر بین‌المللی روی آورده است.

طرح مدیریت ۵۰-۵۰ تحت پوشش حسن نیت و میانجی‌گری مسقط، در عمل به معنای نصف کردن حاکمیت ملی ایران بر آبراهی است که خط قرمز امنیت کشور به شمار می‌رود. آنها می‌خواهند اهرمی را که ایران با اتکا به آن توانست موازنه قدرت را تغییر داده و آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند، در قالب توافق‌های حقوقی بی‌خاصیت سازند و اختیار مهار بحران‌ها را از دست نیرو‌های ایرانی خارج کنند. هم‌افزایی میدان و دیپلماسی؛ تکالیف امروز دیپلمات‌ها و نظامیان

امروز حفظ این دستاورد بزرگ و تاریخی که با ایستادگی ملی به دست آمده، نیازمند هوشمندی بی‌وقفه، رصد پیش‌دستانه و هم‌افزایی کامل میان دو جبهه «دیپلماسی» و «میدان» است.

دستگاه دیپلماسی کشور موظف است با فعال‌سازی تمام ظرفیت‌های حقوقی و بین‌المللی، هرگونه توافق، طرح منطقه‌ای یا پیمان ترانزیتی را که هدف پنهان آن حاشیه‌نشین کردن ایران یا دور زدن تنگه هرمز است، در نطفه خفه کند. دیپلمات‌های ما باید با قاطعیت به همسایگان گوشزد کنند که امنیت خلیج فارس بومی است و هرگونه بازی در زمین واشنگتن و ریاض، پیامد‌های ناگواری برای خود آنها خواهد داشت. روابط حسنه با کشورهایی، چون عمان نباید به پوشش یا معبری برای نفوذ نرم و پیاده‌سازی نقشه‌های برآوردشده در کاخ سفید تبدیل شود.

از سوی دیگر، فرماندهان و نیرو‌های مسلح در خلیج فارس و دریای عمان باید با تقویت مستمر تسلط عملیاتی، ارتقای توانمندی‌های پدافندی و موشکی، و برگزاری مانور‌های هدفمند، سیطره کامل و بدون قیدوشرط ایران بر این شاه‌راه راهبردی را تثبیت کنند. پیام میدان باید عاری از هرگونه ابهام و لکنت باشد: اقتدار بر تنگه هرمز نه قابل معامله است، نه قابل تقسیم و نه قابل دور زدن.

تنگه هرمز، ثروت ملی، ابزار بازدارندگی و صندلی قدرت ایران در هندسه جدید امنیت منطقه و جهان است. هرگونه انفعال، ساده‌انگاری یا عقب‌نشینی در برابر طرح‌های به‌ظاهر دیپلماتیک، به معنای تحویل دادن همان ابزاری است که دشمن را مجبور به پذیرش شکست کرد. حفظ و پاسداری از «کارت هرمز» یک مسئولیت حیاتی، غیرقابل واگذاری و تاریخی برای تمام ارکان تصمیم‌گیری کشور است؛ کارتی که تا همیشه باید در دست ایران باقی بماند.



 ترامپ مدعی شروع تحریم‌های شدید اقتصادی علیه ایران شد
 خبرگزاری مهر / ۲۰ دقیقه قبل

ترامپ مدعی شروع تحریم‌های شدید اقتصادی علیه ایران شد

رئیس جمهوری آمریکا که نتوانسته در زمینه نظامی و اقتصادی در برابر ایران کاری از پیش ببرد، مدعی شد که ویرانگرترین اقدام اقتصادی علیه ایران را کلید زده است.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ جغرافیا همواره سرنوشت‌سازترین مولفه در تعیین وزن ژئوپلیتیک کشور‌ها بوده است، اما آنچه به جغرافیا ارزش راهبردی می‌بخشد، اراده سیاسی و توان بازدارندگی برای بهره‌برداری از آن است. تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران هرگز یک عرض جغرافیایی ساده یا معبری بی‌طرف برای گذر نفت‌کش‌ها نبوده؛ این آبراه حیاتی، کانون سنگین‌ترین وزنه در ترازو‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و شریان حیاتی اقتصاد جهان است. اگر امروز در معادلات پیچیده بین‌المللی، صحبت از رسمیت شناختن حقوق ملی و عقب‌نشینی قدرت‌های فرامنطقه‌ای می‌شود، ریشه آن را باید در موج‌های خروشان و اراده مسلط ایران بر همین گلوگاه راهبردی جست‌و‌جو کرد. موازنه قدرت در میدان؛ وقتی واشنگتن تسلیم اهرم هرمز شد

مرور تاریخ تحولات اخیر و بازخوانی معادلات حاکم بر نبرد گذشته، یک حقیقت روشن و انکارناپذیر را پیش چشم تحلیل‌گران قرار می‌دهد: آنچه محاسبات نظامی و ادعا‌های جبهه مقابل را در هم شکست، زیاده‌خواهی کاخ سفید را مهار کرد و در نهایت آمریکا را مجبور ساخت دست از رویاپردازی برداشته، شکست را بپذیرد و تن به مذاکره دهد، قدرت مانور بی‌بدیل و تسلط قاطع ایران بر گلوگاه هرمز بود.

در جریان آن درگیری‌ها، غرب و ایالات متحده دریافتند که برخلاف محاسبات روی کاغذ، هزینه هرگونه تعدی به امنیت ایران، شوک بی‌سابقه‌ای به بازار انرژی جهان وارد خواهد کرد؛ شوکی که توان فلج کردن شریان‌های اقتصادی غرب را دارد. هرمز نه یک ابزار دفاعی ساده، بلکه نقطه عطف بازدارندگی فعال ایران بود. این اهرم فشار راهبردی اثبات کرد که امنیت خلیج فارس یک مقوله گره‌خورده و غیرقابل تفکیک است؛ یا امنیت برای همه خواهد بود، یا هیچ‌کس از منافع آن بهره‌مند نخواهد شد. همین موازنه وحشت عینی بود که واشنگتن را از اریکه غرور پایین کشید و پای میز مذاکره نشاند. پروژه شوم دور زدن؛ تحرکات زیرپوستی پایتخت‌های عربی

اما تحلیل دقیق تحرکات دیپلماتیک، اقتصادی و میدانی پس از پایان درگیری‌ها، از آغاز یک نبرد نرم، فرسایشی و زیرپوستی خبر می‌دهد. کشور‌های حاشیه خلیج فارس که در مواجهه مستقیم و نظامی تن به ناکامی دادند، اکنون تمام توان و تسلیحات مالی خود را بر بی‌اثر کردن این اهرم فشار متمرکز کرده‌اند.

استراتژی تعریف‌شده در پایتخت‌های منطقه‌ای با هدایت اتاق‌های فکر غربی، بر چند محور اصلی استوار است: شتاب دادن به احداث و توسعه خطوط لوله انتقال نفت از طریق سواحل دریای سرخ و عمان (مانند خط لوله حبشان-فجیره یا خطوط لوله شرق به غرب عربستان)، ایجاد راه‌های ترانزیتی و ریلی نوظهور، و بی‌نیاز کردن بازار انرژی جهانی از عبور از تنگه هرمز. هدف شوم این پروژه‌ها روشن است: بی‌خاصیت کردن حاکمیت ترانزیتی ایران، کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد غرب از بستن احتمالی تنگه، و در نهایت، گرفتن این «کارت بازی حیاتی و بی‌بدیل» از دست ایران. کالبدشکافی طرح عمان؛ «اسب تروآ» برای سلب حاکمیت ملی

در همین چارچوب خبیثانه است که باید خبر اخیر خبرگزاری رویترز را به عنوان قطعه‌ای کلیدی از این پازل جدید تحلیل و ریشه کوافتادگی آن را افشا کرد.

رویترز به نقل از یک مقام آگاه ایرانی گزارش داد که تهران پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک ۵۰-۵۰ تنگه هرمز را قاطعانه رد کرده و این طرح را فاقد هرگونه شانس موفقیت دانسته است. به گفته این مقام، اگرچه مسقط همواره همسایه‌ای ارزشمند و قابل احترام برای ایران محسوب می‌شود، اما طرح کنترل پنجاه‌درصدی ابداً با منافع حیاتی و امنیت ملی ایران هم‌خوانی ندارد. این مقام همچنین افشا کرده است که ایالات متحده و عربستان با اعمال فشار‌های سنگین و همه‌جانبه بر عمان، در تلاشند تا این کشور را به پیشبرد طرح‌های غیرواقع‌بینانه و دیکته‌شده خود در درباره تنگه هرمز وا دارند.

تحلیل عمیق و هوشمندانه این رویداد نشان می‌دهد که پیشنهاد مدیریت مشترک، چیزی جز یک «اسب تروآی دیپلماتیک» برای خلع سلاح راهبردی جمهوری اسلامی ایران نیست. وقتی جبهه غربی-عربی به این برآورد رسید که نمی‌تواند تسلط ایران بر هرمز را با زور نظامی، ابزار تحریم یا تهدید مستقیم بشکند، به فرمول‌های حقوقی و ساختار‌های مشترکِ به‌ظاهر بین‌المللی روی آورده است.

طرح مدیریت ۵۰-۵۰ تحت پوشش حسن نیت و میانجی‌گری مسقط، در عمل به معنای نصف کردن حاکمیت ملی ایران بر آبراهی است که خط قرمز امنیت کشور به شمار می‌رود. آنها می‌خواهند اهرمی را که ایران با اتکا به آن توانست موازنه قدرت را تغییر داده و آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند، در قالب توافق‌های حقوقی بی‌خاصیت سازند و اختیار مهار بحران‌ها را از دست نیرو‌های ایرانی خارج کنند. هم‌افزایی میدان و دیپلماسی؛ تکالیف امروز دیپلمات‌ها و نظامیان

امروز حفظ این دستاورد بزرگ و تاریخی که با ایستادگی ملی به دست آمده، نیازمند هوشمندی بی‌وقفه، رصد پیش‌دستانه و هم‌افزایی کامل میان دو جبهه «دیپلماسی» و «میدان» است.

دستگاه دیپلماسی کشور موظف است با فعال‌سازی تمام ظرفیت‌های حقوقی و بین‌المللی، هرگونه توافق، طرح منطقه‌ای یا پیمان ترانزیتی را که هدف پنهان آن حاشیه‌نشین کردن ایران یا دور زدن تنگه هرمز است، در نطفه خفه کند. دیپلمات‌های ما باید با قاطعیت به همسایگان گوشزد کنند که امنیت خلیج فارس بومی است و هرگونه بازی در زمین واشنگتن و ریاض، پیامد‌های ناگواری برای خود آنها خواهد داشت. روابط حسنه با کشورهایی، چون عمان نباید به پوشش یا معبری برای نفوذ نرم و پیاده‌سازی نقشه‌های برآوردشده در کاخ سفید تبدیل شود.

از سوی دیگر، فرماندهان و نیرو‌های مسلح در خلیج فارس و دریای عمان باید با تقویت مستمر تسلط عملیاتی، ارتقای توانمندی‌های پدافندی و موشکی، و برگزاری مانور‌های هدفمند، سیطره کامل و بدون قیدوشرط ایران بر این شاه‌راه راهبردی را تثبیت کنند. پیام میدان باید عاری از هرگونه ابهام و لکنت باشد: اقتدار بر تنگه هرمز نه قابل معامله است، نه قابل تقسیم و نه قابل دور زدن.

تنگه هرمز، ثروت ملی، ابزار بازدارندگی و صندلی قدرت ایران در هندسه جدید امنیت منطقه و جهان است. هرگونه انفعال، ساده‌انگاری یا عقب‌نشینی در برابر طرح‌های به‌ظاهر دیپلماتیک، به معنای تحویل دادن همان ابزاری است که دشمن را مجبور به پذیرش شکست کرد. حفظ و پاسداری از «کارت هرمز» یک مسئولیت حیاتی، غیرقابل واگذاری و تاریخی برای تمام ارکان تصمیم‌گیری کشور است؛ کارتی که تا همیشه باید در دست ایران باقی بماند.



 بازتاب جهانی دستاوردهای پدافندی ایران | جهان نیوز
 سایت جهان نیوز / ۳۸ دقیقه قبل

بازتاب جهانی دستاوردهای پدافندی ایران | جهان نیوز

نمایش قطعات به‌جامانده از پهپادها و جنگنده‌های سرنگون‌شده در جریان درگیری‌ها، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان داشته و برخی رسانه‌ها این مجموعه را «نمایشگاه غنایم جنگی ایران» توصیف کرده‌اند

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ جغرافیا همواره سرنوشت‌سازترین مولفه در تعیین وزن ژئوپلیتیک کشور‌ها بوده است، اما آنچه به جغرافیا ارزش راهبردی می‌بخشد، اراده سیاسی و توان بازدارندگی برای بهره‌برداری از آن است. تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران هرگز یک عرض جغرافیایی ساده یا معبری بی‌طرف برای گذر نفت‌کش‌ها نبوده؛ این آبراه حیاتی، کانون سنگین‌ترین وزنه در ترازو‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و شریان حیاتی اقتصاد جهان است. اگر امروز در معادلات پیچیده بین‌المللی، صحبت از رسمیت شناختن حقوق ملی و عقب‌نشینی قدرت‌های فرامنطقه‌ای می‌شود، ریشه آن را باید در موج‌های خروشان و اراده مسلط ایران بر همین گلوگاه راهبردی جست‌و‌جو کرد. موازنه قدرت در میدان؛ وقتی واشنگتن تسلیم اهرم هرمز شد

مرور تاریخ تحولات اخیر و بازخوانی معادلات حاکم بر نبرد گذشته، یک حقیقت روشن و انکارناپذیر را پیش چشم تحلیل‌گران قرار می‌دهد: آنچه محاسبات نظامی و ادعا‌های جبهه مقابل را در هم شکست، زیاده‌خواهی کاخ سفید را مهار کرد و در نهایت آمریکا را مجبور ساخت دست از رویاپردازی برداشته، شکست را بپذیرد و تن به مذاکره دهد، قدرت مانور بی‌بدیل و تسلط قاطع ایران بر گلوگاه هرمز بود.

در جریان آن درگیری‌ها، غرب و ایالات متحده دریافتند که برخلاف محاسبات روی کاغذ، هزینه هرگونه تعدی به امنیت ایران، شوک بی‌سابقه‌ای به بازار انرژی جهان وارد خواهد کرد؛ شوکی که توان فلج کردن شریان‌های اقتصادی غرب را دارد. هرمز نه یک ابزار دفاعی ساده، بلکه نقطه عطف بازدارندگی فعال ایران بود. این اهرم فشار راهبردی اثبات کرد که امنیت خلیج فارس یک مقوله گره‌خورده و غیرقابل تفکیک است؛ یا امنیت برای همه خواهد بود، یا هیچ‌کس از منافع آن بهره‌مند نخواهد شد. همین موازنه وحشت عینی بود که واشنگتن را از اریکه غرور پایین کشید و پای میز مذاکره نشاند. پروژه شوم دور زدن؛ تحرکات زیرپوستی پایتخت‌های عربی

اما تحلیل دقیق تحرکات دیپلماتیک، اقتصادی و میدانی پس از پایان درگیری‌ها، از آغاز یک نبرد نرم، فرسایشی و زیرپوستی خبر می‌دهد. کشور‌های حاشیه خلیج فارس که در مواجهه مستقیم و نظامی تن به ناکامی دادند، اکنون تمام توان و تسلیحات مالی خود را بر بی‌اثر کردن این اهرم فشار متمرکز کرده‌اند.

استراتژی تعریف‌شده در پایتخت‌های منطقه‌ای با هدایت اتاق‌های فکر غربی، بر چند محور اصلی استوار است: شتاب دادن به احداث و توسعه خطوط لوله انتقال نفت از طریق سواحل دریای سرخ و عمان (مانند خط لوله حبشان-فجیره یا خطوط لوله شرق به غرب عربستان)، ایجاد راه‌های ترانزیتی و ریلی نوظهور، و بی‌نیاز کردن بازار انرژی جهانی از عبور از تنگه هرمز. هدف شوم این پروژه‌ها روشن است: بی‌خاصیت کردن حاکمیت ترانزیتی ایران، کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد غرب از بستن احتمالی تنگه، و در نهایت، گرفتن این «کارت بازی حیاتی و بی‌بدیل» از دست ایران. کالبدشکافی طرح عمان؛ «اسب تروآ» برای سلب حاکمیت ملی

در همین چارچوب خبیثانه است که باید خبر اخیر خبرگزاری رویترز را به عنوان قطعه‌ای کلیدی از این پازل جدید تحلیل و ریشه کوافتادگی آن را افشا کرد.

رویترز به نقل از یک مقام آگاه ایرانی گزارش داد که تهران پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک ۵۰-۵۰ تنگه هرمز را قاطعانه رد کرده و این طرح را فاقد هرگونه شانس موفقیت دانسته است. به گفته این مقام، اگرچه مسقط همواره همسایه‌ای ارزشمند و قابل احترام برای ایران محسوب می‌شود، اما طرح کنترل پنجاه‌درصدی ابداً با منافع حیاتی و امنیت ملی ایران هم‌خوانی ندارد. این مقام همچنین افشا کرده است که ایالات متحده و عربستان با اعمال فشار‌های سنگین و همه‌جانبه بر عمان، در تلاشند تا این کشور را به پیشبرد طرح‌های غیرواقع‌بینانه و دیکته‌شده خود در درباره تنگه هرمز وا دارند.

تحلیل عمیق و هوشمندانه این رویداد نشان می‌دهد که پیشنهاد مدیریت مشترک، چیزی جز یک «اسب تروآی دیپلماتیک» برای خلع سلاح راهبردی جمهوری اسلامی ایران نیست. وقتی جبهه غربی-عربی به این برآورد رسید که نمی‌تواند تسلط ایران بر هرمز را با زور نظامی، ابزار تحریم یا تهدید مستقیم بشکند، به فرمول‌های حقوقی و ساختار‌های مشترکِ به‌ظاهر بین‌المللی روی آورده است.

طرح مدیریت ۵۰-۵۰ تحت پوشش حسن نیت و میانجی‌گری مسقط، در عمل به معنای نصف کردن حاکمیت ملی ایران بر آبراهی است که خط قرمز امنیت کشور به شمار می‌رود. آنها می‌خواهند اهرمی را که ایران با اتکا به آن توانست موازنه قدرت را تغییر داده و آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند، در قالب توافق‌های حقوقی بی‌خاصیت سازند و اختیار مهار بحران‌ها را از دست نیرو‌های ایرانی خارج کنند. هم‌افزایی میدان و دیپلماسی؛ تکالیف امروز دیپلمات‌ها و نظامیان

امروز حفظ این دستاورد بزرگ و تاریخی که با ایستادگی ملی به دست آمده، نیازمند هوشمندی بی‌وقفه، رصد پیش‌دستانه و هم‌افزایی کامل میان دو جبهه «دیپلماسی» و «میدان» است.

دستگاه دیپلماسی کشور موظف است با فعال‌سازی تمام ظرفیت‌های حقوقی و بین‌المللی، هرگونه توافق، طرح منطقه‌ای یا پیمان ترانزیتی را که هدف پنهان آن حاشیه‌نشین کردن ایران یا دور زدن تنگه هرمز است، در نطفه خفه کند. دیپلمات‌های ما باید با قاطعیت به همسایگان گوشزد کنند که امنیت خلیج فارس بومی است و هرگونه بازی در زمین واشنگتن و ریاض، پیامد‌های ناگواری برای خود آنها خواهد داشت. روابط حسنه با کشورهایی، چون عمان نباید به پوشش یا معبری برای نفوذ نرم و پیاده‌سازی نقشه‌های برآوردشده در کاخ سفید تبدیل شود.

از سوی دیگر، فرماندهان و نیرو‌های مسلح در خلیج فارس و دریای عمان باید با تقویت مستمر تسلط عملیاتی، ارتقای توانمندی‌های پدافندی و موشکی، و برگزاری مانور‌های هدفمند، سیطره کامل و بدون قیدوشرط ایران بر این شاه‌راه راهبردی را تثبیت کنند. پیام میدان باید عاری از هرگونه ابهام و لکنت باشد: اقتدار بر تنگه هرمز نه قابل معامله است، نه قابل تقسیم و نه قابل دور زدن.

تنگه هرمز، ثروت ملی، ابزار بازدارندگی و صندلی قدرت ایران در هندسه جدید امنیت منطقه و جهان است. هرگونه انفعال، ساده‌انگاری یا عقب‌نشینی در برابر طرح‌های به‌ظاهر دیپلماتیک، به معنای تحویل دادن همان ابزاری است که دشمن را مجبور به پذیرش شکست کرد. حفظ و پاسداری از «کارت هرمز» یک مسئولیت حیاتی، غیرقابل واگذاری و تاریخی برای تمام ارکان تصمیم‌گیری کشور است؛ کارتی که تا همیشه باید در دست ایران باقی بماند.



 ترامپ با توقف مذاکره دنبال خروج آبرومندانه
 سایت جوان آنلاین / ۵۱ دقیقه قبل

ترامپ با توقف مذاکره دنبال خروج آبرومندانه

با پایان مهلت دوماهه تفاهم‌نامه ایران و امریکا، ترامپ دستور توقف مذاکرات را صادر کرده است؛ اقدامی که هرچند با هدف فلج کردن اقتصاد ایران از طریق تداوم محاصره...

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ جغرافیا همواره سرنوشت‌سازترین مولفه در تعیین وزن ژئوپلیتیک کشور‌ها بوده است، اما آنچه به جغرافیا ارزش راهبردی می‌بخشد، اراده سیاسی و توان بازدارندگی برای بهره‌برداری از آن است. تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران هرگز یک عرض جغرافیایی ساده یا معبری بی‌طرف برای گذر نفت‌کش‌ها نبوده؛ این آبراه حیاتی، کانون سنگین‌ترین وزنه در ترازو‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و شریان حیاتی اقتصاد جهان است. اگر امروز در معادلات پیچیده بین‌المللی، صحبت از رسمیت شناختن حقوق ملی و عقب‌نشینی قدرت‌های فرامنطقه‌ای می‌شود، ریشه آن را باید در موج‌های خروشان و اراده مسلط ایران بر همین گلوگاه راهبردی جست‌و‌جو کرد. موازنه قدرت در میدان؛ وقتی واشنگتن تسلیم اهرم هرمز شد

مرور تاریخ تحولات اخیر و بازخوانی معادلات حاکم بر نبرد گذشته، یک حقیقت روشن و انکارناپذیر را پیش چشم تحلیل‌گران قرار می‌دهد: آنچه محاسبات نظامی و ادعا‌های جبهه مقابل را در هم شکست، زیاده‌خواهی کاخ سفید را مهار کرد و در نهایت آمریکا را مجبور ساخت دست از رویاپردازی برداشته، شکست را بپذیرد و تن به مذاکره دهد، قدرت مانور بی‌بدیل و تسلط قاطع ایران بر گلوگاه هرمز بود.

در جریان آن درگیری‌ها، غرب و ایالات متحده دریافتند که برخلاف محاسبات روی کاغذ، هزینه هرگونه تعدی به امنیت ایران، شوک بی‌سابقه‌ای به بازار انرژی جهان وارد خواهد کرد؛ شوکی که توان فلج کردن شریان‌های اقتصادی غرب را دارد. هرمز نه یک ابزار دفاعی ساده، بلکه نقطه عطف بازدارندگی فعال ایران بود. این اهرم فشار راهبردی اثبات کرد که امنیت خلیج فارس یک مقوله گره‌خورده و غیرقابل تفکیک است؛ یا امنیت برای همه خواهد بود، یا هیچ‌کس از منافع آن بهره‌مند نخواهد شد. همین موازنه وحشت عینی بود که واشنگتن را از اریکه غرور پایین کشید و پای میز مذاکره نشاند. پروژه شوم دور زدن؛ تحرکات زیرپوستی پایتخت‌های عربی

اما تحلیل دقیق تحرکات دیپلماتیک، اقتصادی و میدانی پس از پایان درگیری‌ها، از آغاز یک نبرد نرم، فرسایشی و زیرپوستی خبر می‌دهد. کشور‌های حاشیه خلیج فارس که در مواجهه مستقیم و نظامی تن به ناکامی دادند، اکنون تمام توان و تسلیحات مالی خود را بر بی‌اثر کردن این اهرم فشار متمرکز کرده‌اند.

استراتژی تعریف‌شده در پایتخت‌های منطقه‌ای با هدایت اتاق‌های فکر غربی، بر چند محور اصلی استوار است: شتاب دادن به احداث و توسعه خطوط لوله انتقال نفت از طریق سواحل دریای سرخ و عمان (مانند خط لوله حبشان-فجیره یا خطوط لوله شرق به غرب عربستان)، ایجاد راه‌های ترانزیتی و ریلی نوظهور، و بی‌نیاز کردن بازار انرژی جهانی از عبور از تنگه هرمز. هدف شوم این پروژه‌ها روشن است: بی‌خاصیت کردن حاکمیت ترانزیتی ایران، کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد غرب از بستن احتمالی تنگه، و در نهایت، گرفتن این «کارت بازی حیاتی و بی‌بدیل» از دست ایران. کالبدشکافی طرح عمان؛ «اسب تروآ» برای سلب حاکمیت ملی

در همین چارچوب خبیثانه است که باید خبر اخیر خبرگزاری رویترز را به عنوان قطعه‌ای کلیدی از این پازل جدید تحلیل و ریشه کوافتادگی آن را افشا کرد.

رویترز به نقل از یک مقام آگاه ایرانی گزارش داد که تهران پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک ۵۰-۵۰ تنگه هرمز را قاطعانه رد کرده و این طرح را فاقد هرگونه شانس موفقیت دانسته است. به گفته این مقام، اگرچه مسقط همواره همسایه‌ای ارزشمند و قابل احترام برای ایران محسوب می‌شود، اما طرح کنترل پنجاه‌درصدی ابداً با منافع حیاتی و امنیت ملی ایران هم‌خوانی ندارد. این مقام همچنین افشا کرده است که ایالات متحده و عربستان با اعمال فشار‌های سنگین و همه‌جانبه بر عمان، در تلاشند تا این کشور را به پیشبرد طرح‌های غیرواقع‌بینانه و دیکته‌شده خود در درباره تنگه هرمز وا دارند.

تحلیل عمیق و هوشمندانه این رویداد نشان می‌دهد که پیشنهاد مدیریت مشترک، چیزی جز یک «اسب تروآی دیپلماتیک» برای خلع سلاح راهبردی جمهوری اسلامی ایران نیست. وقتی جبهه غربی-عربی به این برآورد رسید که نمی‌تواند تسلط ایران بر هرمز را با زور نظامی، ابزار تحریم یا تهدید مستقیم بشکند، به فرمول‌های حقوقی و ساختار‌های مشترکِ به‌ظاهر بین‌المللی روی آورده است.

طرح مدیریت ۵۰-۵۰ تحت پوشش حسن نیت و میانجی‌گری مسقط، در عمل به معنای نصف کردن حاکمیت ملی ایران بر آبراهی است که خط قرمز امنیت کشور به شمار می‌رود. آنها می‌خواهند اهرمی را که ایران با اتکا به آن توانست موازنه قدرت را تغییر داده و آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند، در قالب توافق‌های حقوقی بی‌خاصیت سازند و اختیار مهار بحران‌ها را از دست نیرو‌های ایرانی خارج کنند. هم‌افزایی میدان و دیپلماسی؛ تکالیف امروز دیپلمات‌ها و نظامیان

امروز حفظ این دستاورد بزرگ و تاریخی که با ایستادگی ملی به دست آمده، نیازمند هوشمندی بی‌وقفه، رصد پیش‌دستانه و هم‌افزایی کامل میان دو جبهه «دیپلماسی» و «میدان» است.

دستگاه دیپلماسی کشور موظف است با فعال‌سازی تمام ظرفیت‌های حقوقی و بین‌المللی، هرگونه توافق، طرح منطقه‌ای یا پیمان ترانزیتی را که هدف پنهان آن حاشیه‌نشین کردن ایران یا دور زدن تنگه هرمز است، در نطفه خفه کند. دیپلمات‌های ما باید با قاطعیت به همسایگان گوشزد کنند که امنیت خلیج فارس بومی است و هرگونه بازی در زمین واشنگتن و ریاض، پیامد‌های ناگواری برای خود آنها خواهد داشت. روابط حسنه با کشورهایی، چون عمان نباید به پوشش یا معبری برای نفوذ نرم و پیاده‌سازی نقشه‌های برآوردشده در کاخ سفید تبدیل شود.

از سوی دیگر، فرماندهان و نیرو‌های مسلح در خلیج فارس و دریای عمان باید با تقویت مستمر تسلط عملیاتی، ارتقای توانمندی‌های پدافندی و موشکی، و برگزاری مانور‌های هدفمند، سیطره کامل و بدون قیدوشرط ایران بر این شاه‌راه راهبردی را تثبیت کنند. پیام میدان باید عاری از هرگونه ابهام و لکنت باشد: اقتدار بر تنگه هرمز نه قابل معامله است، نه قابل تقسیم و نه قابل دور زدن.

تنگه هرمز، ثروت ملی، ابزار بازدارندگی و صندلی قدرت ایران در هندسه جدید امنیت منطقه و جهان است. هرگونه انفعال، ساده‌انگاری یا عقب‌نشینی در برابر طرح‌های به‌ظاهر دیپلماتیک، به معنای تحویل دادن همان ابزاری است که دشمن را مجبور به پذیرش شکست کرد. حفظ و پاسداری از «کارت هرمز» یک مسئولیت حیاتی، غیرقابل واگذاری و تاریخی برای تمام ارکان تصمیم‌گیری کشور است؛ کارتی که تا همیشه باید در دست ایران باقی بماند.




 گزارش وزارت خزانه داری آمریکا از رکورد تاریخی بدهی واشنگتن/ بدهی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد

گزارش وزارت خزانه داری آمریکا از رکورد تاریخی بدهی واشنگتن/ بدهی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد

اقتصادنیوز: وزارت خزانه‌داری آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد که کل بدهی ایالات متحده برای اولین بار از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته است و این امر هشدارهای جدیدی را درباره بحران مالی قریب‌الوقوع ایجاد کرده است.

 ضرورت تغییر در سیاستگذاری صنعتی

ضرورت تغییر در سیاستگذاری صنعتی

معاون برنامه‌ریزی و توسعه محیط کسب‌وکار و رئیس کمیته بهره‌وری وزارت صنعت، معدن و تجارت با هشدار نسبت به آغاز پدیده «صنعت‌زدایی» در کشور گفت: تداوم رویکرد فعلی در مواجهه با ناترازی انرژی، مشکلات ارزی و نقدینگی می‌تواند بخش تولید را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد و همه باید برای جلوگیری از این روند دست به دست هم دهند.

 افزایش همزمان قیمت دلار و سکه

افزایش همزمان قیمت دلار و سکه

روز چهارشنبه بازار ارز و طلا شاهد افزایش قیمت‌ بودند. قیمت دلار با 2هزار تومان افزایش نسبت به ‌روز سه‌شنبه در رقم 186هزار تومان قرار گرفت و اکثر قطعات طلایی در بالاترین سطوح قیمتی سه ماه اخیر معامله شدند. در این روز، رمزارز تتر بخش قابل‌توجهی از کاهش‌های قیمتی دو هفته اخیر خود را پس گرفت و در محدوده 189هزار تومان نوسان کرد.

 افشای راز ۳۰ ساله قتل خواننده معروف

افشای راز ۳۰ ساله قتل خواننده معروف

آرمان امروز : محاکمه قتل توپاک شکور، اسطوره موسیقی هیپ‌هاپ سرانجام سه دهه پس از مرگ این خواننده در یک تیراندازی در هنگام حرکت در لاس‌وگاس آغاز شد و دوین دیویس به طراحی این قتل متهم شده است. دادستان و وکیل مدافع دیویس، اظهارات آغازین خود را ارائه کردند. به گزارش سی‌بی‌اس نیوز، بینو پالال، معاون [ ]

 طلاق تجاری تهران و ابوظبی

طلاق تجاری تهران و ابوظبی

شعله‌های آتش جنگ در خلیج فارس دامن دو شریک بزرگ تجاری را گرفته است. امارات پس از جنگ برای فروش نفت خود به دیواره سخت تنگه هرمز برخورد کرده است و رکود صنعت گردشگری را تجربه می‌کند و از آن سو، ایران روابط تیره و تار را با یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری خود تجربه می‌کند؛

 ایرانیان در چه ماهی به دنیا می‌آیند؟!/ ماه پر از جشن تولد را بشناسید/اینفوگرافی

ایرانیان در چه ماهی به دنیا می‌آیند؟!/ ماه پر از جشن تولد را بشناسید/اینفوگرافی

فکر می‌کنید ایرانیان بیشتر در چه ماهی به دنیا آمده‌اند و امپراطور جشن‌های تولد کدام ماه است؟

 زندگی زیر گنبد‌های فیروزه‌ای

زندگی زیر گنبد‌های فیروزه‌ای

مسجد برای بسیاری از ما فقط یک ساختمان با گنبد فیروزه‌ای و محراب نیست؛ بخشی از خاطرات محله است. جایی که آدم‌ها یکدیگر را می‌دیدند، از حال هم باخبر می‌شدند

 ببینید| همتی: بخش عمده‌ای از تورم مربوط به تخلفات بانک‌ها است

ببینید| همتی: بخش عمده‌ای از تورم مربوط به تخلفات بانک‌ها است

رئیس بانک مرکزی گفت: به‌هیچ‌وجه در قبال بانک‌های ناتراز مماشات نخواهیم کرد؛ تعداد بانک‌هایی که مشکل و ناترازی دارند قابل‌توجه است. مدیریت هر بانکی که اصلاح نشود را به دست می‌گیریم و هر بانکی که درنهایت قابل‌اصلاح نباشد را منحل می‌کنیم.