قیمت طلا امروز




 خبرگزاری دانشجو / ۱۴۰۵/۰۵/۲۱

شهاب‌سنگی که راز ۱.۲۷ میلیارد ساله مریخ را فاش کرد

دانشمندان با بررسی شهاب‌سنگی مریخی که در صحرای الجزایر کشف شده است، به سرنخ‌هایی تازه از یکی از ناشناخته‌ترین دوره‌های تاریخ زمین‌شناسی مریخ دست یافته‌اند؛ س...
 شهاب‌سنگی که راز ۱.۲۷ میلیارد ساله مریخ را فاش کرد

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، دانشمندان با بررسی شهاب‌سنگی مریخی با نام NWA 13441 که در سال ۲۰۱۹ در الجزایر کشف شد، اطلاعات تازه‌ای درباره دوره‌ای کمتر شناخته‌شده از تاریخ مریخ به دست آورده‌اند.

سن دقیق این شهاب‌سنگ به‌تازگی حدود ۱.۲۷ میلیارد سال تعیین شده است؛ سنی که آن را به نمونه‌ای کم‌نظیر برای مطالعه بازه‌ای از تاریخ مریخ تبدیل می‌کند که دانشمندان اطلاعات محدودی از آن در اختیار دارند.

این بازه زمانی تقریباً از ۶۰۰ میلیون تا ۲.۴ میلیارد سال پیش را دربرمی‌گیرد و کمبود نمونه‌های مریخی متعلق به این دوره، شناخت تحولات زمین‌شناسی سیاره سرخ را برای پژوهشگران دشوار کرده است.

شهاب‌سنگ NWA 13441 از نوع «شرگوتیت» است؛ گروهی از سنگ‌های مریخی که بر اثر برخوردهای شدید از سطح مریخ جدا شده و پس از طی مسیری در فضا به زمین رسیده‌اند.

با وجود شباهت این شهاب‌سنگ به دیگر شرگوتیت‌ها، ترکیب شیمیایی آن ویژگی‌هایی دارد که آن را از نمونه‌های شناخته‌شده متمایز می‌کند.

پژوهشگران در این سنگ ایزوتوپ‌هایی از عنصر نئودیمیم، از عناصر خاکی کمیاب، شناسایی کرده‌اند. بررسی این ایزوتوپ‌ها می‌تواند نشان دهد که بخش‌هایی از اعماق مریخ برای میلیاردها سال نسبتاً دست‌نخورده باقی مانده‌اند.

دانشمندان معتقدند نبود زمین‌ساخت صفحه‌ای فعال در مریخ، برخلاف زمین، ممکن است یکی از عوامل اصلی حفظ مواد بسیار قدیمی در لایه‌های درونی این سیاره باشد.

روی زمین، حرکت صفحات تکتونیکی به‌طور مداوم پوسته و مواد زمین‌شناسی را تغییر می‌دهد، اما نبود چنین فرآیند گسترده‌ای در مریخ باعث شده است بخش‌هایی از مواد اولیه این سیاره از دوران‌های بسیار قدیمی باقی بمانند.

نتایج این مطالعه که در نشریه علمی Geochimica et Cosmochimica Acta منتشر شده است، می‌تواند به بازسازی فرآیندهای آتشفشانی و ماگمایی مریخ و همچنین شناخت بهتر ترکیب مواد تشکیل‌دهنده این سیاره در مراحل اولیه شکل‌گیری آن کمک کند.

پژوهشگران قصد دارند در ادامه با بررسی دقیق‌تر ترکیب ایزوتوپی NWA 13441 و مقایسه آن با دیگر شهاب‌سنگ‌های بسیار قدیمی مریخی، تصویر روشن‌تری از نحوه شکل‌گیری و تحول درونی سیاره سرخ به دست آورند.



۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶ / سایت شهرآرانیوز

فضانوردان آرتمیس ۲ در «رد راکس»؛ جایی شبیه ماه و مریخ از خاطرات سفر به دور ماه گفتند

به گزارش شهرآرانیوز؛ سرنشینان ماموریت آرتمیس ۲ که اوایل امسال به دور ماه پرواز کردند، به نقطه‌ای متمایز بازگشتند؛ مکانی که از نظر ظاهری یادآور ماه و مریخ است.

به نقل از اسپیس، در روز سوم اوت، آمفی‌تئاتر وسیع و تماشایی «رد راکس» میزبان مراسمی برای استقبال از خدمه آرتمیس ۲ بود؛ مراسمی که هم حال ‌و هوای نوستالژیک سفر اخیر آنها را زنده کرد و هم فرصتی برای تبریک به این چهار فضانورد به ‌دلیل سفر مهمشان با آرتمیس ۲ بود.

ویکتور گلاور، خلبان ماموریت آرتمیس ۲ نیز در این مراسم از ناسا به ‌دلیل اعتمادی که به خدمه برای هدایت دستی فضاپیمای اوریون داشت، قدردانی کرد و گفت: هنوز از این میزان اعتماد شگفت‌زده است.

این ماموریت ۱۰ روزه در اول ماه آوریل امسال آغاز شد، به دور ماه پرواز کرد و در روز ۱۰ آوریل در اقیانوس آرام فرود آمد. آرتمیس ۲ نخستین پرواز سرنشین‌دار بود که پس از ۵۳ سال، انسان‌ها را دوباره به جایی فراتر از مدار پایین زمین برد.

حدود ۸۵۰۰ نفر در فضای روباز رد راکس گرد هم آمدند تا از نزدیک شاهد حضور مسافران فضایی، یعنی «رید وایزمن»، فرمانده ماموریت، «ویکتور گلاور»، خلبان، «کریستینا کخ» و «جرمی هانسن»، متخصصان ماموریت، باشند. هر چهار نفر نیز آشکارا از واکنش پرشور جمعیت تحت تأثیر قرار گرفته بودند.

پیش از برگزاری این مراسم، اعضای خدمه آرتمیس ۲ درباره عملکرد فضاپیمای «اوریون» و اینکه این فضاپیما چگونه می‌تواند به خدمه ماموریت سرنشین‌دار آرتمیس ۳ کمک کند، صحبت کردند.

در ادامه حتما بخوانید عکس روز ناسا | ۳ کهکشان متفاوت

رید وایزمن، فرمانده آرتمیس ۲، گفت: عملکرد آن فوق‌العاده بود. از نظر قابلیت زندگی، فکر می‌کنم بیشترین چیزی که یاد گرفتیم همین بود؛ اینکه چهار انسان را در این فضاپیما قرار دهیم. ما می‌دانستیم این سامانه از نظر فنی توانمند و قادر به رسیدن به ماه است؛ آرتمیس ۱ این موضوع را به ما آموخته بود.

وایزمن ادامه داد: در آرتمیس ۲ چند مسئله مربوط به سپر حرارتی داشتیم که باید آنها را برطرف می‌کردیم. اما حضور چهار نفر از ما در فضاپیما و مشاهده عملکرد سامانه پشتیبانی حیات و اینکه زندگی در آن چگونه است، از خوردن و زندگی کردن گرفته تا کار و خواب، درس‌های زیادی به ما داد که آنها را به تیم آرتمیس ۳ منتقل کرده‌ایم.

در مراسم آرتمیس ۲، چهار عضو خدمه در برابر جمعیت بزرگی از تماشاگران و حامیان خود قرار گرفتند. بیش از ۱۳۰۰ سؤال از سوی حاضران برای این مراسم ارسال شده بود.

ویکتور گلاور گفت: بزرگ‌ترین چیزی که این ماموریت به ما داده، احساس عمیق شور و قدردانی است. فکر می‌کنم باید راهی پیدا کنیم که این روند را ادامه دهیم.

کریستینا کخ نیز در این مراسم تماشاگران را به مشارکت واداشت. او از حاضران خواست انگشت شست خود را بالا بگیرند و گفت: از فاصله‌ای که ما بودیم، می‌توانستید تمام زمین را با انگشت شستتان بپوشانید. زمین برای ما این‌ قدر کوچک بود؛ اما چیزی که می‌دانستید این بود که آنجا خانه شماست.

ویکتور گلاور، خلبان آرتمیس ۲، در طول پرواز بر اجرای یک آزمایش مربوط به عملیات نزدیک‌ شدن تمرکز داشت. در این آزمایش، خدمه فضاپیما را از طریق مجموعه‌ای از مانورهای کنترل‌ شده نزدیک ‌شدن و دورشدن را هدایت می‌کردند و از مرحله فوقانی جداشده، یعنی مرحله پیشرانش برودتی موقت، به‌عنوان هدف مرجع استفاده می‌کردند.

گلاور می‌گوید: در آن مرحله فرصتی داشتیم که فضاپیما را به ‌صورت دستی هدایت کنیم، نه اینکه فقط از رایانه‌ها استفاده کنیم. واقعا خودمان فضاپیما را هدایت کردیم. یکی از شگفت‌انگیزترین جنبه‌های این کار، نگاه کردن از پنجره یا از طریق دوربین‌های نمایشگرهای کابین خلبان بود تا مشخص کنیم چه فاصله‌ای با مرحله فوقانی داریم. هر چهار فضانورد در این کار از چشمان خود برای تعیین موقعیت استفاده می‌کردند.

ما هیچ رادار یا سامانه دیجیتال دیگری برای اندازه‌گیری فاصله بین خودمان و آن وسیله نقلیه نداشتیم. اما تیم آرتمیس ۲ به ما اعتماد کرد که به این شکل پرواز کنیم. هنوز از این میزان اعتماد شگفت‌زده‌ام و فضاپیما هم عملکرد فوق‌العاده‌ای داشت.

منبع: ایسنا

در ادامه حتما بخوانید هوش مصنوعی چگونه ماهواره‌ها را از عروسک‌های فضایی به سامانه‌های خودمختار تبدیل می‌کند؟


۱ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

وقتی قلب کهکشان از تپش می‌ایستد؛ رصد خاموشی ۱۲ کهکشان

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو به نقل از اسپیس، گروهی از اخترشناسان جمعیتی ناشناخته از کهکشان‌های رادیویی را شناسایی کرده‌اند که فوران‌های رادیویی آنها در حال محو شدن است. این کهکشان‌ها در واقع تصویری از مرحله‌ای را ارائه می‌کنند که در آن موتور مرکزی کهکشان، یعنی سیاه‌چاله کلان‌جرم، فعالیت خود را متوقف کرده و فوران‌های عظیم پلاسما به‌تدریج انرژی خود را از دست می‌دهند.

 

کهکشان‌های رادیویی از جمله اجرام بسیار درخشان در طول موج‌های رادیویی هستند و می‌توانند فوران‌هایی از گاز و پلاسما ایجاد کنند که در برخی موارد میلیون‌ها سال نوری در فضا امتداد پیدا می‌کنند. این فوران‌ها از هسته فعال کهکشان و در ارتباط با سیاه‌چاله کلان‌جرم مرکزی آن سرچشمه می‌گیرند.

 

زمانی که سیاه‌چاله دیگر ماده کافی برای تغذیه و حفظ فوران‌ها دریافت نکند، این جت‌ها متوقف می‌شوند. در نتیجه، حباب‌ها یا لوب‌های رادیویی عظیمی که پیش‌تر توسط آنها تغذیه می‌شدند، دیگر انرژی تازه‌ای دریافت نمی‌کنند و به‌مرور محو می‌شوند.

  رصد کهکشان‌های در حال مرگ

پژوهشگران برای شناسایی این اجرام، منطقه‌ای از آسمان موسوم به میدان «XMM-LSS» را بررسی کردند؛ منطقه‌ای که پیش‌تر توسط تلسکوپ پرتو ایکس XMM-Newton به‌طور گسترده مطالعه شده بود. در این بررسی از چند رصدخانه رادیویی قدرتمند از جمله تلسکوپ MeerKAT در آفریقای جنوبی، آرایه بسیار بزرگ کارل جی. جانسکی (VLA) و شبکه LOFAR استفاده شد. ترکیب داده‌های این رصدخانه‌ها به دانشمندان اجازه داد تغییرات تابش رادیویی لوب‌های کهکشان‌ها و روند از دست رفتن انرژی ذرات درون آنها را بررسی کنند. از میان ۱۴ جرم مورد بررسی، ۱۲ مورد به‌عنوان کهکشان‌های رادیویی باقی‌مانده یا در حال خاموشی تأیید شدند و دو مورد دیگر همچنان فعال بودند.

کهکشان‌هایی که تازه خاموش شده‌اند

یکی از مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش، سن نسبتاً پایین این بقایای رادیویی است. بررسی‌ها نشان داد این کهکشان‌ها بین ۸ تا ۴۲ میلیون سال در حال محو شدن بوده‌اند و میانگین این دوره حدود ۱۲ میلیون سال برآورد شده است.

 

این بازه زمانی نسبت به سن بسیاری از بقایای کهکشان‌های رادیویی که پیش‌تر شناسایی شده بودند، کوتاه‌تر است. به گفته پژوهشگران، این موضوع می‌تواند نشان دهد که اخترشناسان تاکنون بخشی از جمعیت بقایای کوتاه‌عمر را از دست داده‌اند.

 

این اجرام همچنین در مراحل مختلف خاموشی قرار دارند؛ برخی از آنها مدت کوتاهی است که فوران‌های خود را متوقف کرده‌اند، در حالی که در برخی دیگر، فعالیت سیاه‌چاله مرکزی مدت‌ها پیش پایان یافته و آثار فوران‌ها اکنون در حال محو شدن است.

 پنجره‌ای به چرخه زندگی کهکشان‌ه ا

اهمیت این کشف تنها به شناسایی چند کهکشان جدید محدود نمی‌شود. بررسی مراحل مختلف خاموشی این اجرام می‌تواند به دانشمندان کمک کند تا چرخه فعالیت سیاه‌چاله‌های کلان‌جرم و تأثیر آنها بر محیط اطراف کهکشان را بهتر درک کنند.

 

سیاه‌چاله‌های کلان‌جرم در مرکز بسیاری از کهکشان‌ها قرار دارند و هنگامی که با سرعت زیادی ماده جذب می‌کنند، می‌توانند انرژی عظیمی را در قالب جت‌های قدرتمند به فضای اطراف خود منتقل کنند. توقف این فعالیت نیز به همان اندازه می‌تواند در روند تکامل کهکشان و محیط میان‌کهکشانی آن اهمیت داشته باشد.

 

نتایج این پژوهش در مجله علمی (Monthly Notices of the Royal Astronomical Society) منتشر شده است و پژوهشگران امیدوارند رصدهای آینده بتواند نمونه‌های بیشتری از این کهکشان‌های در حال خاموشی را شناسایی کند.


۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

چنین روزی در فضا؛ جنگ بزرگ چگونه به تأیید نظریه نسبیت عام اینشتین کمک کرد؟

در ۲۱ اوت ۱۹۱۴، خورشیدگرفتگی کامل برای چند دقیقه آسمان بخش‌هایی از اروپا و آسیا را تاریک کرد. در ظاهر، این پدیده یکی از همان رویدادهای نجومی بود که اخترشناسان برای مطالعه آن به نقاط مختلف جهان سفر می‌کردند؛ اما این بار ماجرا اهمیت بسیار بیشتری داشت.

به گزارش زومیت، گروهی از دانشمندان امیدوار بودند در تاریکی کوتاه ناشی از خورشیدگرفتگی ۲۱ اوت ۱۹۱۴، یکی از عجیب‌ترین پیش‌بینی‌های فیزیک جدید را آزمایش کنند؛ پیش‌بینی‌ای که اگر درست از آب درمی‌آمد، نگاه انسان به گرانش و ساختار جهان را تغییر می‌داد.

در مرکز ماجرا، اروین فینلی-فرویندلیش، اخترشناس جوان آلمانی قرار داشت؛ دانشمندی که با آلبرت اینشتین ارتباط نزدیکی داشت و به دنبال راهی برای آزمودن نظریه نسبیت عام او بود. فرویندلیش همراه گروهی از همکارانش راهی شبه‌جزیره کریمه در روسیه شد؛ جایی که مسیر خورشیدگرفتگی از آن عبور می‌کرد. اما آنها نمی‌دانستند که تنها چند هفته بعد، جنگی بزرگ برنامه‌شان را نابود خواهد کرد. آزمایشی برای دیدن خم‌شدن نور

نسبیت عام که اینشتین در سال ۱۹۱۵ به‌طور رسمی آن را ارائه کرد، تنها نظریه‌ای درباره حرکت اجرام آسمانی نبود. یکی از پیش‌بینی‌های مهم نظریه، این بود که گرانش می‌تواند مسیر نور را منحرف کند.

براساس دیدگاه اینشتین، اجرام عظیم مانند خورشید ساختار فضا و زمان را خم می‌کنند. بنابراین، نوری که از ستاره‌ای دوردست به سوی زمین می‌آید و از نزدیکی خورشید می‌گذرد، در مسیر خود اندکی منحرف می‌شود. برای ناظر روی زمین، این انحراف باعث می‌شود ستاره در موقعیتی متفاوت از جای واقعی‌اش دیده شود.

براساس دیدگاه اینشتین، اجرام عظیم مانند خورشید ساختار فضا و زمان را خم می‌کنند

مشکل اینجا بود که دیدن چنین ستاره‌هایی در کنار خورشید تقریباً غیرممکن است. روشنایی خیره‌کننده خورشید آسمان اطرافش را روشن می‌کند و نور بسیار ضعیف ستارگان را از بین می‌برد.

خورشیدگرفتگی کامل راه‌حل طبیعی این مشکل بود. هنگامی که ماه به‌طور کامل قرص خورشید را می‌پوشاند، آسمان برای چند دقیقه تاریک می‌شود و ستارگانی که در حالت عادی در نزدیکی خورشید دیده نمی‌شوند، ظاهر می‌شوند. دانشمندان می‌توانستند از این فرصت برای عکاسی از ستارگان و مقایسه موقعیت ظاهری آنها با موقعیت واقعی‌شان استفاده کنند.

اگر نور آن ستارگان به اندازه پیش‌بینی نسبیت عام منحرف شده بود، می‌توانست شاهدی مهم برای نظریه اینشتین باشد. مأموریتی که «جنگ بزرگ» متوقف کرد

فرویندلیش و همکارانش در تابستان ۱۹۱۴ راهی کریمه شدند و تجهیزات لازم برای مشاهده خورشیدگرفتگی را با خود بردند. آنها امیدوار بودند یکی از نخستین آزمایش‌های جدی برای بررسی پیش‌بینی اینشتین درباره انحراف نور را انجام دهند. اما درست در همان روزها، اروپا در آستانه یکی از فاجعه‌بارترین جنگ‌های تاریخ قرار داشت.

جنگ بزرگ یا آنچه بعدها جنگ جهانی اول نامیده شد، تنها ۲۴ روز پیش از خورشیدگرفتگی آغاز شد. آلمان و روسیه خیلی زود در دو سوی میدان جنگ قرار گرفتند. برای گروهی از دانشمندان آلمانی که در قلمرو روسیه حضور داشتند، دیگر امکان ادامه یک مأموریت علمی عادی وجود نداشت.

پس از اعلام جنگ آلمان به روسیه، فرویندلیش و اعضای گروهش به دست نیروهای روسی بازداشت شدند و تجهیزات علمی آنها نیز مصادره شد. مأموریتی که قرار بود به یکی از مهم‌ترین آزمایش‌های فیزیک قرن تبدیل شود، پیش از آنکه حتی فرصت انجام را پیدا کند، پایان یافت. بااین‌حال، آن شکست پایان داستان نبود. خورشیدگرفتگی سرنوشت‌ساز بعدی

شکست مأموریت ۱۹۱۴، از یک نظر ناخواسته به نفع نظریه اینشتین تمام شد. محاسبات او در آن زمان هنوز کامل نشده بود و مقدار انحراف نور را حدود نصف مقداری پیش‌بینی می‌کرد که بعدها در نظریه نهایی نسبیت عام به دست آمد.

اگر فرویندلیش موفق می‌شد مشاهداتش را انجام دهد، نتیجه احتمالاً با محاسبات اولیه سازگار نمی‌شد. وقفه‌ای که جنگ بزرگ ایجاد کرد، ناخواسته به اینشتین فرصت داد نظریه خود را کامل و محاسباتش را اصلاح کند. جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸ پایان یافت و چند ماه بعد، فرصتی تازه برای آزمودن نسبیت عام فراهم شد.

در ۲۹ مه ۱۹۱۹، خورشیدگرفتگی کامل دیگری رخ داد. این بار دانشمندان دو گروه اصلی را برای ثبت مشاهدات به نقاط مختلف جهان فرستادند؛ یکی از گروه‌ها به جزیره پرنسیپ در سواحل غربی آفریقا رفت و گروه دیگر راهی برزیل شد.

در میان دانشمندانی که عازم جزیره پرنسیپ شدند، آرتور ادینگتون، اخترفیزیکدان سرشناس بریتانیایی، نقش مهمی داشت. ادینگتون از طرفداران نظریه اینشتین بود و در حالی که تنها چند ماه از پایان جنگ جهانی اول گذشته بود، به آزمایش نظریه دانشمندی آلمانی کمک می‌کرد.

این جنبه داستان اهمیت تاریخی ویژه‌ای داشت. چند سال قبل، آلمانی‌ها و بریتانیایی‌ها در دو سوی جنگی ویرانگر قرار داشتند؛ اما اکنون دانشمندان دو کشور برای پاسخ‌دادن به یک پرسش علمی، مشغول همکاری با یکدیگر بودند.

سرانجام لحظه مورد انتظار فرا رسید. در زمان خورشیدگرفتگی، ستارگانی که در حالت عادی در نزدیکی خورشید دیده نمی‌شدند، در آسمان ظاهر شدند. دانشمندان از آنها عکس گرفتند و سپس موقعیتشان را با عکس‌های مرجع مقایسه کردند. نتایج نشان می‌داد که نور ستارگان هنگام عبور از نزدیکی خورشید منحرف شده است؛ انحرافی که با پیش‌بینی نسبیت عام سازگاری داشت. تأیید نسبیت و شهرت جهانی اینشتین

نتایج آزمایش ۱۹۱۹ به‌سرعت در سرتاسر دنیا منتشر شد و اینشتین را به یکی از مشهورترین دانشمندان تبدیل کرد. روزنامه‌ها با تیترهای بزرگ درباره نظریه جدید او نوشتند و نسبیت عام از یک نظریه پیچیده فیزیکی به موضوعی جهانی تبدیل شد.

نتایج آزمایش ۱۹۱۹ به‌سرعت در سرتاسر دنیا منتشر شد و اینشتین را به یکی از مشهورترین دانشمندان تبدیل کرد

البته آزمایش ۱۹۱۹ پایان ماجرای آزمون نسبیت عام نبود. اندازه‌گیری‌های آن زمان با محدودیت‌هایی همراه بودند و در دهه‌های بعد، دانشمندان با استفاده از ابزارها و روش‌های دقیق‌تر، پیش‌بینی اینشتین درباره انحراف نور در میدان گرانشی خورشید را بارها و با دقت بسیار بیشتری آزمایش کردند.

امروزه اثر گرانشی پیش‌بینی‌شده توسط نسبیت عام نه‌تنها در رصدهای نجومی، بلکه در فناوری‌هایی مانند سامانه موقعیت‌یابی جهانی نیز باید در محاسبات لحاظ شود. همچنین پدیده‌هایی مانند همگرایی گرانشی که در آنها اجرام عظیم نور اجرام دوردست را خم و بزرگ‌نمایی می‌کنند، نمونه‌های آشکاری از همان ایده بنیادی هستند. از کریمه ۱۹۱۴ تا خورشیدگرفتگی‌های امروز

ماجرای خورشیدگرفتگی سال ۱۹۱۴ نشان می‌دهد که پیشرفت علم همیشه در شرایط آزمایشگاهی و پشت میزهای محاسباتی اتفاق نمی‌افتد. گاهی دانشمندان مجبورند هزاران کیلومتر سفر کنند، تجهیزات سنگین با خود ببرند و روزها یا هفته‌های مشخصی منتظر بمانند تا فقط چند دقیقه تاریکی کامل فرا برسد.

برای فرویندلیش، این انتظار با جنگ جهانی اول و اسارت به پایان رسید. اما شکست آن مأموریت سرانجام مانع آزمودن ایده اینشتین نشد. پنج سال بعد، خورشیدگرفتگی دیگری فرصتی را فراهم کرد که نظریه نسبیت عام در شرایطی متفاوت آزمایش شود.

امروز سفر برای تماشای خورشیدگرفتگی کامل بسیار ساده‌تر از سال ۱۹۱۴ است. میلیون‌ها نفر می‌توانند با هواپیما، خودرو و تجهیزات مدرن خود را به مسیر گرفت برسانند و این پدیده چنددقیقه‌ای را از نزدیک ببینند. در خورشیدگرفتگی کامل ۲۱ مرداد امسال نیز مردم از نقاط مختلف دنیا به مناطقی مانند اسپانیا و ایسلند سفر کردند تا شاهد این نمایش کیهانی باشند.

اما پشت این سفرهای امروزی، میراث همان ماجراهای علمی قدیمی قرار دارد؛ زمانی که یک خورشیدگرفتگی نه فقط فرصتی برای تماشای آسمان، بلکه پنجره‌ای چنددقیقه‌ای برای آزمودن یکی از بنیادی‌ترین قوانین طبیعت بود. گاهی برای تغییر نگاه انسان به جهان، تنها چند دقیقه تاریکی کافی است. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر ساده سازی گرانی به سبک «حجت» خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : چرا ایران و آمریکا توافق نمی‌کنند؟ بیشتر بخوانید: آخرین خورشیدگرفتگی قرن ۱۴ را مستقیم تماشا کنید تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 نسل تازه‌ای از ساعت‌های مجهز به سلول خورشیدی در پنجاهمین سال فناوری Eco-Drive سیتی‌زن
۱۵ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

نسل تازه‌ای از ساعت‌های مجهز به سلول خورشیدی در پنجاهمین سال فناوری Eco-Drive سیتی‌زن

در دنیای ساعت‌های لوکس، سوئیس همچنان یکی از بزرگ‌ترین نام‌های صنعت است؛ اما ژاپنی‌ها مسیر متفاوتی را برای رقابت انتخاب کرده‌اند: فناوری Citizen در سال ۲۰۲۶ پنجاهمین سال فناوری Eco-Drive را جشن می‌گیرد؛ سیستمی که نور را به انرژی تبدیل می‌کند و به ساعت اجازه می‌دهد بدون تعویض دوره‌ای باتری کار کند.

 تویوتا RAV۴ جدید؛ شاسی‌بلندی که در ۵.۴ ثانیه به‌سرعت ۱۰۰ کیلومتر می‌رسد
۱۵ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تویوتا RAV۴ جدید؛ شاسی‌بلندی که در ۵.۴ ثانیه به‌سرعت ۱۰۰ کیلومتر می‌رسد

تویوتا برای نسل جدید RAV۴ یک نسخه متفاوت ساخته است؛ شاسی‌بلندی خانوادگی که با پیشرانه پلاگین‌هیبرید ۳۲۴ اسب بخاری و تنظیمات اسپرت، شتابی در حد خودروهای جدی‌تر ارائه می‌دهد. نسخه GR SPORT این خودرو در آزمایش مستقل Car and Driver توانست در ۵.۱ ثانیه به‌سرعت ۶۰ مایل بر ساعت برسد.