به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ نیروی انسانی متخصص در هر کشوری یکی از پایههای اصلی پیشرفت به شمار میآید. در میان گروههای مختلف تخصصی، فارغالتحصیلان مهندسی جایگاهی ویژه دارند، زیرا مهندسان در طراحی، ساخت، حل مسئله و پیشبرد پروژههای فنی و زیرساختی نقش مستقیم ایفا میکنند. به همین دلیل، حضور یا خروج این گروه از نیروی انسانی میتواند بر توان اجرایی، صنعتی و حتی آینده توسعه کشور اثر بگذارد. در سالهای اخیر، مسئله مهاجرت متخصصان در بسیاری از کشورها به یک نگرانی جدی تبدیل شده است، بهویژه در کشورهای در حال توسعه که برای آموزش و تربیت نیروی ماهر هزینههای فراوانی صرف میکنند، اما بخشی از این نیروها در نهایت جذب بازار کار کشورهای دیگر میشوند. همین موضوع باعث شده مهاجرت نخبگان و متخصصان، دیگر فقط یک مسئله فردی تلقی نشود و به موضوعی اجتماعی، اقتصادی و راهبردی تبدیل شود.
در این میان، مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا این گروه نه تنها دانش فنی دارند، بلکه در شکل دادن به آینده صنعتی و فناوری کشور نیز مؤثرند. در سالهای اخیر از یک سو مهاجرت مهندسان از برخی کشورهای توسعهیافته کاهش یافته، اما از سوی دیگر این روند در کشورهای در حال توسعه افزایش پیدا کرده است. در ایران نیز این موضوع سابقهای طولانی دارد و در سالهای اخیر شدت بیشتری یافته است. با این حال، فقط دانستن اینکه مهاجرت در حال افزایش است کافی نیست. پرسش مهمتر این است که مهندسان چگونه به این تصمیم میرسند، چه عواملی آنان را به رفتن سوق میدهد و چه شرایطی باعث میشود میان ماندن و رفتن، گزینه مهاجرت را انتخاب کنند. اهمیت این تحقیق نیز دقیقا از همینجا ناشی میشود؛ یعنی تلاش برای فهم لایههای پنهانتر این تصمیم و روشن کردن الگوهای ذهنی و شرایطی که پشت آن قرار دارد.
در پژوهشی با همین موضوعیت، زهرا صنعتی، محقق مدیریت آموزشی در گروه علوم تربیتی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه، به همراه یک همکار دانشگاهی و با همراهی پژوهشکده مواد و انرژی، کوشیدهاند پدیده مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی را از زاویهای تحلیلی و عمیق بررسی کنند و نشان دهند که چه مجموعهای از عوامل فردی، آموزشی، شغلی و ساختاری در شکلگیری این روند نقش دارند. تمرکز اصلی این کار بر تبیین چرایی و چگونگی شکلگیری میل به مهاجرت در میان دانشآموختگان مهندسی بوده است.
این تحقیق با روش کیفی و با استفاده از رویکرد «نظریه دادهبنیاد» انجام شده است. نظریه دادهبنیاد روشی پژوهشی است که در آن محقق به جای آنکه از ابتدا یک پاسخ آماده داشته باشد، تلاش میکند از دل دادهها و گفتههای افراد، الگوها و مفاهیم اصلی را استخراج کند. در این مطالعه، شرکتکنندگان شامل استادان مهندسی و جامعهشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، همچنین متخصصان و مدیران حوزه مهندسی بودند که از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته، اطلاعات مورد نیاز پژوهشگران را فراهم آوردند.
یافتههای این تحقیق نشان میدهند که مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی حاصل یک عامل واحد نیست، بلکه نتیجه ترکیب چند دسته عامل است. در بخش شرایط علّی، دو گروه از عوامل بیش از همه دیده شدهاند: عوامل دافعه در مبدأ و عوامل جاذبه در مقصد. به بیان ساده، بخشی از ماجرا به مشکلات و کاستیهای داخل کشور مربوط میشود و بخش دیگر به فرصتها و امتیازهایی که کشورهای دیگر ارائه میکنند. همچنین در شرایط زمینهای، عواملی شناسایی شدهاند که مهاجرت را تسهیل میکنند؛ یعنی شرایطی که تصمیم به رفتن را آسانتر یا عملیتر میسازند. در کنار این موارد، عوامل حمایتی مهاجرت نیز به عنوان شرایط مداخلهگر مطرح شدهاند؛ عواملی که اثر سایر متغیرها را تقویت میکنند.
نتیجه نهایی این روند، از نگاه پژوهشگران، تضعیف ظرفیتهای فنی و توسعهای کشور است. بر اساس اطلاعات تکمیلی پژوهش، این تضعیف در چند محور اصلی خود را نشان میدهد: کاهش ذخیره دانش مهندسی، افزایش وابستگی کشور، محرومیت از نیروی متخصص و فنی، عقبماندگی در مسیر توسعه و کاهش توان رقابتپذیری در بازارهای جهانی.
شرکتکنندگان در این پژوهش همچنین تأکید کردهاند که تمایل به مهاجرت در میان دانشجویان جوان مهندسی، بهویژه در مقطع کارشناسی، بالاست. بسیاری از آنان از همان دوره دانشجویی به دنبال همکاری با استادانی هستند که بتوانند برای ادامه تحصیل یا اشتغال در خارج از کشور برایشان توصیهنامه فراهم کنند. این مسئله نشان میدهد که فکر مهاجرت در برخی موارد، از همان سالهای نخست آموزش دانشگاهی شکل میگیرد.
طبق یافتهها، محدود بودن فرصتهای شغلی در داخل کشور، یکی از عوامل مهم تقویتکننده انگیزه مهاجرت است. از سوی دیگر، مهندسان شاغل نیز پس از فارغالتحصیلی و ورود به بازار کار، به دلیل ناکافی بودن سطح حقوق در مقایسه با تورم و هزینههای زندگی، به فکر رفتن میافتند. به این ترتیب، مهاجرت فقط به دانشجویان محدود نمیشود و بخشی از نیروهای فعال و آموزشدیده بازار کار را نیز در بر میگیرد. کشورهای مقصد اصلی در این روند شامل ایالات متحده، کانادا، استرالیا، انگلستان و آلمان عنوان شدهاند، هرچند با سختتر شدن قوانین مهاجرتی این کشورها، برخی مقاصد دیگر مانند کشورهای حوزه خلیج فارس، ژاپن، فنلاند و بلژیک نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
اهمیت این یافتهها در آن است که نشان میدهند مهاجرت مهندسان، صرفا نتیجه جذابیت بیرون از کشور نیست، بلکه به ضعفهای درونی نیز گره خورده است. این وضعیت بیانگر وجود ضعف در سیاستگذاری و زیرساختهای مربوط به جذب و نگهداشت نیروی متخصص است.
همچنین بر نقش دانشگاهها و مؤسسههای تحقیقاتی در ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش، همکاری بیشتر میان دانشگاه و صنعت، اصلاح برنامههای درسی و تقویت مهارتهای کاربردی تأکید شده است. در کنار این موارد، بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی و ایجاد فرصتهای شغلی پایدار نیز از عوامل مهمی دانسته شده که میتواند در مدیریت این روند و کاهش تمایل به مهاجرت مؤثر باشد.
قابل ذکر است این نتایج بااهمیت در فصلنامه «مطالعات میانرشتهای در علوم انسانی» منتشر شدهاند؛ نشریهای که وابسته به مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات است.