
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از رای الیوم؛ عبدالبرای عطوان تحلیلگر جهان عرب در تازه ترین یادداشت خود نوشت که وقتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، صرفنظر از اینکه محاصره و تحریمهای اقتصادی علیه ایران گستردهترین تحریمهای تاریخ باشد یا کوچکترین آنها، به استفاده از سلاح محاصره و تحریم اقتصادی روی میآورد، این به معنای آن است که گزینه نظامیای که طی شش ماه گذشته به آن متوسل شده بود، در تحقق اهداف مورد نظر از این جنگ شکست خورده است؛ یعنی وادار کردن ایران به تسلیم در برابر تمام شروط و خواستههای آمریکا. آنچه تاکنون رخ داده، کاملاً برعکس بوده است.
ترامپ به دلیل غرور، حماقت و اطلاعات گمراهکننده و مسمومی که اسرائیل درباره ارزیابی توانمندیهای سیاسی و نظامی رقیب ایرانی، قدرت نظام سیاسی این کشور، میزان حمایت گسترده مردمی از آن و مهمتر از همه، مدیریت متمایز جنگ و استفاده ماهرانه و هوشمندانه و بیسابقه از برگهای قدرت نظامی، سیاسی و دیپلماتیک به او ارائه کرد، دچار خطای محاسباتی شد.
ترامپ آخرین نفسهای خود را میکشد و برای بقا تقلا میکند و تلاش دارد هرگونه «پیروزی» را که بتواند برایش حکم طناب نجات داشته باشد، به دست آورد؛ اما به نظر میرسد شانس او برای خروج از این بحران عمیقی که متحدان اسرائیلیاش او را به درون آن کشاندهاند، بسیار اندک، اگر نگوییم ناممکن، است.
همانگونه که گزینه نظامی آمریکا، با وجود ابعاد گستردهاش، در تحقق هیچیک از اهداف خود شکست خورد، محاصره اقتصادی نیز شکست خواهد خورد و شاید حتی با شدت بیشتری ناکام بماند؛ زیرا ایران یک قاره است، مساحت آن نزدیک به دو میلیون کیلومتر مربع است، سرزمینهای حاصلخیزی دارد و جمعیت آن که بیش از ۹۵ میلیون نفر است، هرگز گرسنه نخواهد ماند؛ چراکه مردم این کشور از محصولات خود تغذیه میکنند و تولیدات صنعتی داخلی نیز بخش عمده نیازها و احتیاجات آنها را تأمین میکند. علاوه بر این، ایران در میان کشورهای اسلامی و ملتهای دوست احاطه شده است.
گزینه نظامی به معنای تعیین تکلیف سریع جنگ است، اما محاصره اقتصادی جنگ را طولانیتر میکند و دستیابی به نتایج آن را بسیار دشوارتر میسازد. بنابراین، آیا ترامپ و دولتش زمان کافی برای برداشت این ثمرات نامطمئن را در اختیار دارند، بهویژه آنکه تنها سه ماه تا …












