

یک استاد ارتباطات اجتماعی گفت: «ماههای سختی پیش روست و تصمیمهای پیشرو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بیتصمیمی از هر دو بدتر است. »
به گزارش عصر ایران، قادر باستانی تبریزی در یادداشتی با عنوان "جنگ اقتصادی و آفت روزمرگی" که در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد نوشت:
- نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهمنامه اسلامآباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود.
- توافق و میانجیگری عمان و دیگر کشورها میتواند مفید باشد اما به تنهایی جای حل مسئله اصلی را نمیگیرد. اکنون منافع ملی در معرض مخاطرهای جدی است و بیش از هر زمان دیگری به چارهاندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد.
- خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بیصدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساختهای کشور را مستهلک کند. در برابر تهدید گستاخانه دشمن، جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران روبهرو باشد،نه با روزمرگی، تناقض و بیتصمیمی.بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را میترساند.
- مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی میتوان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمیتوان تصمیمهای سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. مردم باید بدانند چه اتفاقی درحال رخ دادن است، چه گزینههایی روی میز است، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.
- برای حفظ کیان کشور و نظام سیاسی، بایدسیاست خارجی بیش از گذشته مصلحتمحور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بینالمللی، کشور را از امکان مانور محروم میکند. حقوق بینالملل مهم است، اما سیاست خارجی فقط اعلام حق نیست. هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینههای دشوار، کمهزینهترین راه را انتخاب کند.
متن کامل یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.
قادر باستانی تبریزی
روزنامه جمهوری اسلامی جنگ اقتصادی و آفت روزمرگی
آمریکا دیگر پنهان نمیکند که هدفش از فشار بر ایران، تغییر رفتار یا گرفتن امتیاز در پای میز مذاکره نیست. سخن از جنگ اقتصادی سخت، فرسایش توان ملی و حتی تغییر یا سرنگونی نظام سیاسی به میان آمده است. دشمن رذیلانه برای یک نبرد فرسایشی، عزم خود را جزم کرده و ظاهراً میداند کجا و چگونه باید فشار را بیشتر کند. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز میتواندکشور را آسیبپذیر کند، روزمرگی، چندصدایی و بیتصمیمی در داخل است. ایران به نقشهای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخنگفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. تصمیمی که هزینههایش را پنهان نکند و افق عبور از بحران را نشان دهد.
امروز جامعه بیش از هر چیز به یک صدای معتبر، مسئول و باورپذیر نیاز دارد که مردم بدانند اختیار سخن گفتن و تصمیم گرفتن دارد و حرفش فردا با سخن دیگری نقض نمیشود. در جنگ هشتساله، مردم میدانستند وقتی آیتالله هاشمی رفسنجانی در خطبههای جمعه سخن میگوید، سخنش نظر یک فرد نیست و جامعه آن را تصمیم نظام و موضع امام تلقی میکرد. مردم امروز تشنه شنیدن هستند. تشنه دانستن اینکه کشور به کجا میرود و چه کسی مسئول عبور از این گردنه سخت است.
صداوسیما در چند هفته اخیر نشانههایی از تغییر مثبت از خود نشان داد، اما مسئله اصلی همچنان در برونداد است که در جامعه دیده میشود. تغییر در ساختار و برنامهها، وقتی به تغییر در ارتباط با مردم منجر نشود، کافی نیست. هنوز بخش قابل توجهی از تولیدات رسانه ملی برای همان مخاطب محدود و همیشگی ساخته میشود درحالی که جامعه بزرگتری بیرون از این دایره، تشنه شنیدن، گفتوگو و دریافت تصویری روشن از آینده است.
ماههای سختی پیش روست و تصمیمهای پیشرو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بیتصمیمی از هر دو بدتر است. کشور نمیتواند همزمان زیر فشار جنگ اقتصادی، فرسایش اجتماعی و تهدید خارجی قرار داشته باشد و همچنان در انتظار روشن شدن همه شرایط بماند. اصلاحات اقتصادی، هرچند ضروری، باید همزمان با اصلاح مسیر سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود. اگر امکان مذاکره و توافق وجود دارد، نباید فرصتها را به امید آیندهای نامعلوم از دست داد و اگر قرار است مقاومت کنیم باید مردم را شریک این مقاومت بدانیم نه صرفاً پرداختکننده هزینههای آن.
نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهمنامه اسلامآباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود. توافق و میانجیگری عمان و دیگر کشورها میتواند مفید باشد اما به تنهایی جای حل مسئله اصلی را نمیگیرد. اکنون منافع ملی در معرض مخاطرهای جدی است و بیش از هر زمان دیگری به چارهاندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد.
خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بیصدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساختهای کشور را مستهلک کند. در برابر تهدید گستاخانه دشمن، جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران روبهرو باشد،نه با روزمرگی، تناقض و بیتصمیمی.بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را میترساند.
آمریکای جنایتکار، یک جنگ اقتصادی عمیق و هوشمندانه طراحی کرده که به جای ضربههای کوتاهمدت، بر فرسایش تدریجی اقتصاد و توان اجتماعی ایران متمرکز شود. اگر این فشار در یک مدت ششماهه تشدید شود و همزمان مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی کشور محدودتر شود، نمیتوان با تصمیمهای روزمره با آن مقابله کرد. دشمن، فارغ از اینکه نیت و محاسباتش درست یا غلط باشد، برای فشار آوردن برنامه دارد. ما نیز باید برنامه داشته باشیم.
منابع دولت برای مقابله با این فرسایش محدود است. وقتی درآمدهای نفتی محدود شده و امکان جذب سرمایه خارجی به شدت کاهش یافته، انرژی و خدمات عمومی به منابع مهم باقیمانده تبدیل میشوند. اصلاح قیمت بنزین، گاز و خدمات عمومی ممکن است برای افزایش تابآوری ضروری باشد، اما باید درباره هزینه اجتماعی آن واقعیت رابه مردم گفت. هر اصلاح قیمتی، اگر بدون جبران مؤثر انجام شود، سفره مردم را کوچکتر میکند و میتواند اعتراض و نارضایتی به دنبال داشته باشد. کالابرگ و سیاستهای حمایتی میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد، اما مسئله را حل نمیکند.
بنابراین مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی میتوان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمیتوان تصمیمهای سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. مردم باید بدانند چه اتفاقی درحال رخ دادن است، چه گزینههایی روی میز است، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.
برای حفظ کیان کشور و نظام سیاسی، بایدسیاست خارجی بیش از گذشته مصلحتمحور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بینالمللی، کشور را از امکان مانور محروم میکند. حقوق بینالملل مهم است، اما سیاست خارجی فقط اعلام حق نیست. هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینههای دشوار، کمهزینهترین راه را انتخاب کند.
مسئله امروز این نیست که آمریکا چه میکند. این است که ما برای آنچه آمریکا میکند، چه تصمیمی داریم. جنگ اقتصادی را نمیتوان با روزمرگی اداره کرد و جامعه را نمیتوان با سکوت و ابهام در کنار خود نگه داشت. در این شرایط، بزرگترین سرمایه کشور اعتماد مردم است. باید با مردم صادقانه سخن گفت، راههای دیپلماسی را باز گذاشت، فرصت توافق را از دست نداد و اگر قرار است هزینهای برای مقاومت پرداخت شود، این هزینه عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم شود. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تقویم روز نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : «تأمین حقوق قانونی مردم» شرط اصلی پیروزی بر جنگ روانی دشمن است بیشتر بخوانید: نقشه ونس برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران؛ محدودیت های امارات گامبهگام خواهد بود ادعای وزیر خزانه داری آمریکا: سختترین تحریمهای تاریخ علیه ایران اعمال خواهد شد محسن رضایی: اگر محاصره دریایی فراتر از بازه زمانی معینی ادامه یابد، حمله خواهیم کرد نبویان: محاصره دریایی ایران یک شوخی است تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
لیونل مسی در سالهای اخیر فعالیتهای خود را فراتر از زمین فوتبال گسترش داده و در چند کشور به دنیای مالکیت باشگاهها نیز وارد شده است.
مسی در آمریکا برای اینتر میامی بازی میکند و طبق گزارشهای منتشرشده، این امکان را دارد که پس از پایان دوران بازی، به یکی از مالکان باشگاه تبدیل شود.
در آرژانتین نیز خانواده مسی مدیریت باشگاه لئونس د روساریو را بر عهده دارند؛ تیمی که در دسته چهارم فوتبال این کشور فعالیت میکند.
در اروگوئه، مسی به همراه لوئیس سوارز مالک مشترک دپورتیوو الاسام است. این تیم در سال ۲۰۲۵ قهرمان دسته چهارم شد و اکنون در دسته سوم حضور دارد.
در اسپانیا نیز نام مسی با باشگاه یوای کرنیا گره خورده است؛ تیمی از دسته پنجم که با خرید آن، پروژههایی برای توسعه امکانات تمرینی و فوتبال زنان دنبال میشود.
به این ترتیب، فعالیتهای فوتبالی مسی دیگر تنها به دوران بازی او محدود نمیشود و این ستاره آرژانتینی در حال ساختن یک مجموعه ورزشی و تجاری در کشورهای مختلف است.
۵۰ بیمار ایبی با خانوادههای خود به مرکز دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج) آمدند و مددکاران خانه ایبی در کنار تیمهای تخصصی، تمام مراحل را همراهی کردند.
ساعت ۸ صبح جمعه، مرکز دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج) کمکم شلوغ میشود. خانوادههایی که از شهرهای مختلف خود را به تهران رساندهاند، کنار بیمارانی نشستهاند که قرار است امروز دندانهایشان معاینه شود، عکس بگیرند یا در صورت امکان درمانی را که مدتها به تعویق افتاده، شروع کنند.
بیمارانی که برای آنها مراجعه به دندانپزشکی، برخلاف بسیاری از افراد، فقط گرفتن یک نوبت و نشستن روی یونیت نیست. بیماری «اپیدرمولیز بولوزا» یا همان ایبی، پوست و در برخی موارد مخاط را بهشدت شکننده میکند. همین مسئله میتواند یک مراجعه معمولی را به فرایندی نیازمند احتیاط و آمادگی بیشتر تبدیل کند.
اینبار اما قرار است چند خدمت در یک روز و در یک مرکز به آنها ارائه شود؛ برنامهای که خانه ایبی با همکاری وزارت بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج)، دانشکده دندانپزشکی و بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری ترتیب داده است. دندانپزشکی برای بیماری که حتی تماس ساده هم مهم است
در سالن، بیماران یکی پس از دیگری برای معاینه فراخوانده میشوند. دندانپزشک باید پیش از هر اقدامی وضعیت دهان و دندان بیمار را ببیند و در عین حال شرایط جسمی او را هم در نظر داشته باشد. برای بیماری که پوست و مخاط شکننده دارد، نحوه معاینه و درمان اهمیت زیادی دارد. فشار، کشش یا تماس غیرضروری میتواند برای بیمار دردسرساز شود. در برخی بیماران نیز باز شدن دهان محدود است و همین موضوع کار دندانپزشک را دشوارتر میکند.
به همین دلیل، قرار نیست همه بیماران در پایان روز یک نسخه مشابه از خدمات دریافت کنند. برای یکی، معاینه و مشخص شدن مشکلات دندان کافی است؛ دیگری به رادیوگرافی نیاز دارد، بیماری ممکن است امکان ترمیم داشته باشد و فرد دیگری برای درمانهای بعدی ارجاع شود.
در این میان، خدماتی مانند بررسی پوسیدگی، ارزیابی لثه، جرمگیری، پاکسازی، رادیوگرافی و برخی درمانهای ترمیمی در برنامه قرار گرفته است. اما شاید مهمتر از خود خدمات، این باشد که برای هر بیمار مشخص شود بعد از امروز چه اتفاقی باید بیفتد. مشکل فقط پوسیدگی دندان نیست
دندانپزشکی برای بیماران پروانهای سالهاست یکی از مسائل کمتر دیدهشده در مسیر درمان آنهاست. بیماری که برای مراقبت از پوست، زخمها و سایر عوارض ایبی ناچار است بخش قابل توجهی از زندگی خود را صرف درمان کند، ممکن است دندانپزشکی را تا زمانی که درد یا مشکل جدی ایجاد شود، عقب بیندازد.
فاصله جغرافیایی هم مشکل دیگری است. برخی خانوادهها برای یک مراجعه درمانی باید از شهر خود به تهران سفر کنند. هزینه رفتوآمد و اقامت، دشواری جابهجایی بیمار و پیدا کردن دندانپزشکی که با شرایط این بیماران آشنا باشد، میتواند مراجعه را دشوارتر کند.
در چنین شرایطی، جمع شدن چند خدمت در یک روز، برای خانواده فقط یک نوبت دندانپزشکی نیست؛ بخشی از هزینه و رفتوآمد و زمان مورد نیاز برای درمان را کم میکند. اما خانوادهها یک دغدغه مهمتر دارند: اینکه این مراجعه به همین یک روز ختم نشود. مددکار، بین بیمار و مرکز درمانی
در گوشهای از مرکز، مددکاران خانه ایبی در رفتوآمدند؛ پروندهها را پیگیری میکنند، بیماران را به بخشهای مختلف هدایت میکنند و پرسشهای خانوادهها را به تیم درمان منتقل میکنند.
این نقش برای خانوادهای که با یک بیماری نادر و پیچیده زندگی میکند، فقط کمک برای پیدا کردن اتاق یا بخش درمان نیست. خانواده باید بتواند شرایط خاص بیمار، سابقه درمان و نگرانیهایش را به تیمی منتقل کند که شاید او را برای نخستینبار میبیند.
اگر بیماری به تصویربرداری یا بررسی دیگری نیاز داشته باشد، مسیر او دنبال میشود و اگر درمان در همان روز امکانپذیر نباشد، قرار است ادامه کار مشخص شود.
در واقع، یکی از مسائل اصلی این برنامه از همینجا خودش را نشان میدهد: ارائه خدمت یک روزه آسانتر از ساختن مسیر درمان است. خانوادههایی که برای یک نوبت درمان سفر کردهاند
در میان همراهان، خانوادههایی هستند که از خارج تهران آمدهاند. برای آنها، مراجعه امروز از مدتها قبل آغاز شده؛ از هماهنگی و برنامهریزی سفر گرفته تا آماده کردن بیمار برای حضور در مرکز درمانی.
مادران و پدران بیماران اطلاعاتی را که شاید در پرونده پزشکی ثبت نشده باشد، برای دندانپزشک توضیح میدهند؛ اینکه بیمار در درمانهای قبلی چه تجربهای داشته، چه چیزی برایش دردناک بوده یا چه محدودیتی دارد.
این اطلاعات در مورد بیماران مبتلا به بیماریهای نادر اهمیت بیشتری پیدا میکند، چون تجربه روزمره خانواده میتواند به اندازه یک سابقه پزشکی در تصمیمگیری درمانی مؤثر باشد. برای همین است که خانوادهها در این برنامه صرفاً همراه بیمار نیستند؛ بخشی از فرایند درماناند. از یک برنامه یکروزه تا یک مسیر درمانی
در حالی که بیماران در بخشهای مختلف مرکز تحت معاینه و درمان قرار دارند، نشست مسئولان نیز برگزار میشود؛ درباره مشکلات دندانپزشکی بیماران ایبی و دشواری دسترسی آنها به خدمات تخصصی.
حجتالاسلاموالمسلمین سید حمیدرضا هاشمی گلپایگانی، مؤسس و مدیرعامل خانه ایبی، دکتر امیررضا رکن، مشاور وزیر بهداشت در امور دندانپزشکی، دکتر رفیعی، رئیس بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری و دکتر یزدانیان، رئیس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج)، از جمله حاضران این نشست هستند. مسئلهای که در این جلسه بیشتر از هر چیز اهمیت دارد، تعداد بیماران حاضر در این روز نیست؛ مسئله این است که بیمار بعد از خروج از مرکز چه خواهد کرد. قرار است تفاهمنامهای میان خانه ایبی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج) تدوین شود تا همکاری برای ادامه درمان بیماران پروانهای شکل منظمتری پیدا کند.
اگر این همکاری به برنامهای مستمر تبدیل شود، پرونده ۵۰ بیماری که امروز معاینه شدهاند، میتواند ادامه پیدا کند و بیماران دیگری نیز در مراحل بعد به این مسیر اضافه شوند. درمانی که نباید با خروج از مرکز تمام شود
درمان دندانپزشکی معمولاً با یک معاینه یا یک ترمیم تمام نمیشود. ممکن است بیماری امروز عکس بگیرد و برای درمان مراجعه بعدی نیاز به نوبت داشته باشد؛ ممکن است دندانپزشک مشکل دیگری را شناسایی کند که نیازمند بررسی تخصصیتر باشد.
برای بیمار پروانهای، قطع شدن این زنجیره میتواند به معنای بازگشت دوباره به همان نقطه اول باشد؛ جستوجوی مرکز درمانی، پیدا کردن پزشک آشنا با شرایط بیماری، هماهنگی سفر و دوباره طی کردن مسیر.
به همین دلیل، ارزش این برنامه را نمیتوان فقط با عدد ۵۰ بیمار یا تعداد خدمات ارائهشده در یک روز سنجید. بخش مهمتر ماجرا، این است که آیا برای بیماری که امروز روی صندلی دندانپزشکی نشسته، یک مسیر مشخص برای ادامه درمان ایجاد میشود یا نه. یک صندلی دندانپزشکی، یک دغدغه قدیمی
برای بسیاری از مردم، مراجعه به دندانپزشک اتفاقی عادی در زندگی روزمره است؛ اما برای خانوادهای که با ایبی زندگی میکند، پیدا کردن دندانپزشکی که بیماری را بشناسد، شرایط جسمی بیمار را درک کند و درمان را با احتیاط پیش ببرد، میتواند به یکی از دغدغههای جدی تبدیل شود.
برنامه ۳۰ مرداد، دستکم برای ۵۰ بیمار، این مسیر را کوتاهتر کرده است؛ آنها در یک مرکز تخصصی معاینه شدهاند و بخشی از خدمات مورد نیازشان را دریافت کردهاند.
اما اگر قرار باشد این روز فقط یک اتفاق مناسبتی باقی نماند، مرحله مهمتر از امروز تازه شروع میشود: پیگیری درمان، حفظ ارتباط با بیمار و ایجاد دسترسی برای خانوادههایی که هنوز نتوانستهاند به چنین خدماتی برسند.
برای بیماران پروانهای، شاید مهمترین نتیجه این برنامه نه یک ترمیم، یک عکس یا یک جلسه معاینه، بلکه این باشد که بعد از امروز بدانند برای درمان بعدی باید کجا بروند و چه کسی قرار است ادامه مسیر را پیگیری کند. چون برای آنها، رسیدن به صندلی دندانپزشکی پایان راه نیست؛ گاهی تازه آغاز مسیر درمان است.





