به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، تابستان ۱۳۶۰، تنها سه سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور با مجموعهای از چالشها روبهرو بود که برای هر نظام نوپایی ممکن است اتفاق بیفتد. از یک سو، نزدیک به یک سال از آغاز جنگ تحمیلی میگذشت و کشور درگیر یک جنگ تمامعیار خارجی بود و از سوی دیگر، عزل بنی صدر، ورود گروهک تروریستی مجاهدین خلق و عناصر نفوذی ضدانقلاب به فاز مسلحانه، فضای داخلی کشور را بهشدت ملتهب کرده بود. در شهریور ۶۰ چه گذشت؟!
در چنین شرایطی، سلسله ترورهای هدفمند علیه مسئولان و چهرههای کلیدی انقلاب نیز آغاز شده بود.
یکی از مهمترین نمونههای این اقدامات تروریستی وقایع مربوط به ۸ شهریور ۱۳۶۰می باشد.
در آنروز در حالی که تنها چند هفته از ماجرای ۷ تیر و شهادت آیتالله بهشتی و جمعی از مسئولان و نیروهای مؤثر انقلاب گذشته بود، اینبار محمدعلی رجایی، رئیسجمهور، و محمدجواد باهنر، نخستوزیر، بر اثر انفجار یک کیف حامل بمب در جلسه شورای امنیت کشور به شهادت رسیدند؛ آن هم در حالی که تنها ۲۷ روز از آغاز به کار دولت شهید رجایی گذشته بود.
«اگر مروری بر آن روزهای خونبار داشته باشیم، مهمتر از صرف مرور تاریخ، به الگوهای مشخصی از نوع جنایات و نقش نفوذ ضدانقلاب و مجاهدین خلق در روزهای ملتهب کشور میرسیم؛ الگوهایی که ردپای آنها را میتوان تا امروز نیز دنبال کرد.» باید سر نظام را قطع کرد...
«همیشه وقتی یک گروه یا جریان معارض از بطن جامعه سر برمیآورد و با هدف ایجاد تغییر در ساختار سیاسی یا اجتماعی، به شیوه مطلوب خود اقدام میکند، یکی از اولین اهدافش، حذف چهرههای کلیدی و تأثیرگذار در لایههای مختلف نظام، متناسب با هدفی است که دنبال میکند. …













