قیمت طلا امروز




 خبرگزاری دانشجو / ۱۴۰۵/۰۵/۲۰

حال تنگه‌ها خوب نیست

تقریباً ۹۰ درصد کالا‌هایی که در جهان تجارت می‌شوند از راه دریا حمل می‌شوند. اختلال‌هایی که جنگ بر سر گلوگاه‌های دریایی حیاتی ایجاد می‌کند، پدیده تازه‌ای نیست...
 حال تنگه‌ها خوب نیست

گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو_ در زمان نگارش این مقاله، حملات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به ایران به کشته‌شدن ۱۸ نظامی آمریکایی، شمار نامعلومی از غیرنظامیان و نیرو‌های نظامی ایرانی و تحمیل هزینه‌ای در حد ده‌ها میلیارد دلار منجر شده است. اما مهم‌تر از همه برای دیگر ساکنان کره زمین این است که این جنگ، تنگه هرمز را به روی کشتیرانی بین‌المللی بسته است.

تقریباً ۹۰ درصد کالا‌هایی که در جهان تجارت می‌شوند از راه دریا حمل می‌شوند. اختلال‌هایی که جنگ بر سر گلوگاه‌های دریایی حیاتی ایجاد می‌کند، پدیده تازه‌ای نیست و پیامد‌های اقتصادی گسترده‌ای نیز به همراه دارد.

جنگ ترامپ روند بازگشت به دورانی را شتاب بخشیده است که پیش از آن قرار داشت که بریتانیا و ایالات متحده در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بی‌طرفی آبراه‌های مهم جهان را برقرار کنند. این وضعیت، نظمی بود که آگاهانه و عامدانه ساخته شده بود؛ نظمی که آمریکایی‌های امروز آن را به ارث برده‌اند، بی‌آنکه به یاد داشته باشند یا درک کنند که این نظم مصنوعی بوده است و، مانند هر ساختار دیگری، برای دوام آوردن به نگهداری و مراقبت نیاز داشته است.

به باور نویسنده، اقدامات ترامپ را نمی‌توان صرفاً به معنای کنارکشیدن ایالات متحده از نقش جهانی خود دانست؛ بلکه این اقدامات بیشتر نشانه تضعیف و افول آن نظم است. اگر این روند معکوس نشود، آبراه‌های جهان بار دیگر، همان‌گونه که در طول تاریخ بوده‌اند، به میدان منازعات خشونت‌بار تبدیل خواهند شد.

دو نمونه را در نظر بگیرید: داردانل، میان شرق مدیترانه و دریای سیاه؛ و تنگه اورسوند، مسیر ورود و خروج به دریای بالتیک.

یکی نشان می‌دهد که چگونه کنترل یک موقعیت جغرافیایی می‌تواند حتی یک قدرت ضعیف را به بازیگری حیاتی در تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی تبدیل کند. دیگری نمونه‌ای از منافع مالی حاصل از کنترل یک گلوگاه کشتیرانی را نشان می‌دهد؛ موضوعی که وقتی آن را درباره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و قدرت آن بر تنگه هرمز در نظر بگیریم، از نگاه نویسنده اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. داردانل و رقابت قدرت‌ها

از سال ۱۴۵۳ و فتح نهایی قسطنطنیه ــ استانبول امروزی ــ امپراتوری عثمانی تمام تنگه‌های ترکیه، یعنی مسیر اتصال مدیترانه به دریای سیاه شامل داردانل و بسفر، را در کنترل خود داشت.

از آنجا که راه خروج از دریای بالتیک به اقیانوس آزاد تحت سلطه دانمارک بود، روسیه قرن‌ها در پی یافتن مسیری برای دسترسی به مدیترانه از طریق تنگه‌های ترکیه بود.

با فروپاشی تدریجی امپراتوری عثمانی، کنترل این آبراه مهم بار‌ها به یکی از اهداف جنگ در شرق مدیترانه تبدیل شد؛ رقابتی میان روسیه و تقریباً همه دیگر قدرت‌ها.

پس از جنگ‌های ناپلئونی، کنترل تنگه‌های ترکیه بار‌ها دست‌به‌دست شد و این روند سرانجام به جنگ کریمه انجامید؛ جنگی که در جریان آن، ائتلافی اروپایی برای جلوگیری از افتادن کنترل بسفر به دست روسیه، از امپراتوری عثمانی حمایت کرد. اورسوند؛ قدرت اقتصادی یک گلوگاه

اورسوند دریای بالتیک را به دریای شمال متصل می‌کند؛ مسیری که از اواخر قرون وسطی به بعد به یکی از گره‌های حیاتی کشتیرانی برای طیف گسترده‌ای از جوامع شمال اروپا، از مسکووی تا انگلستان، تبدیل شده بود.

برای نمونه، همین تماس‌ها بود که باعث شد شکسپیر درباره روس‌ها به اندازه‌ای اطلاعات داشته باشد که در نمایشنامه «تلاش بیهوده عشق» شخصیت‌هایی را نشان دهد که خود را به شکل اهالی مسکووی درمی‌آورند.

تجارت بالتیک عمدتاً شامل کالا‌هایی حیاتی، اما نه‌چندان پرزرق‌وبرق بود: چوب و محصولات چوبی، کنف و کتان، آهن و مس، غلات، آبجو، نمک و ماهی؛ در کنار کالا‌های تجملی‌تر و چشمگیرتری مانند پوست و کهربا و، پس از رواج باروت در اروپا، سلاح‌های گرم.

از سال ۱۴۲۹، این تنگه ابتدا در کنترل اتحادیه کالمار و سپس دانمارک قرار گرفت و به همراه آن، درآمد‌های هنگفت «عوارض تنگه» نیز نصیب این قدرت‌ها شد؛ کشتی‌ها برای عبور باید مبلغی معادل یک تا دو درصد ارزش محموله خود را می‌پرداختند.

نزدیکی زمانی این تاریخ با سقوط قسطنطنیه تصادفی نیست: در سراسر اوراسیا، دوره آغازین عصر جدید با گسترش قدرت دولت‌ها، از جمله توانایی جنگ‌افروزی و کسب درآمد، مشخص می‌شد.

این پول به دولت نوپای دانمارک ــ که در آن زمان «ریگسرود» یا شورای سلطنتی بود ــ تعلق نمی‌گرفت، بلکه به‌عنوان دارایی شخصی مستقیماً نصیب پادشاه دانمارک می‌شد.

در سال ۱۶۲۵، کنترل این منبع درآمد مستقل، که معادل یک‌هشتم درآمد دولت دانمارک بود، به کریستیان چهارم اجازه داد بدون مشورت با شورای خودش در جنگ سی‌ساله مداخله کند؛ تصمیمی که برای دانمارک پیامد‌های سنگینی داشت. ایران و تنگه هرمز

نویسنده در ادامه این تجربه تاریخی را با ایران مقایسه می‌کند و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا درآمد‌های مرتبط با هرمز به دولت ایران، به معنای متعارف آن، می‌رسد یا نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این حوزه افزایش می‌یابد.

نویسنده همچنین به نقش سپاه در ساختار دفاعی و امنیتی ایران اشاره می‌کند و معتقد است این نهاد طی سال‌های گذشته دامنه فعالیت و نفوذ خود را در حوزه‌های مختلف افزایش داده است.

در ادامه مقاله، ادعا‌هایی درباره نقش سپاه در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران مطرح می‌شود که بیانگر دیدگاه نویسنده درباره ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران است.

این مقاله همچنین به نقش سپاه در حوزه توانمندی‌های موشکی ایران اشاره می‌کند و آن را بخشی از ساختار قدرت جمهوری اسلامی می‌داند.

نویسنده معتقد است افزایش منابع مالی مستقل می‌تواند قدرت سپاه را در ساختار سیاسی ایران افزایش دهد و بر همین اساس، سناریویی درباره آینده ساختار سیاسی جمهوری اسلامی مطرح می‌کند. آبراه‌ها و نظم بین‌المللی

تنگه‌های ترکیه، اورسوند و دیگر آبراه‌ها در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در چارچوب نظمی که بریتانیا و ایالات متحده نقش مهمی در شکل‌گیری آن داشتند، برای کشتیرانی و تجارت بین‌المللی باز نگه داشته شدند.

در سال ۱۸۴۱، کنوانسیون تنگه‌های لندن عبور همه کشتی‌های جنگی از بسفر را ممنوع کرد؛ اقدامی که به سود قدرت دریایی بریتانیا و به زیان روسیه بود.

اگرچه در سراسر اوایل قرن نوزدهم نارضایتی از عوارض اورسوند در خود دانمارک نیز رو به افزایش بود، این ایالات متحده بود که در سال ۱۸۵۶ با خودداری از پرداخت عوارض، موضوع را به نقطه تعیین‌کننده رساند. در واکنش، دانمارک نشستی برگزار کرد تا بی‌طرفی این تنگه را برقرار کند.

ایالات متحده مدرن این ساختار تاریخی را به ارث برده است؛ ساختاری که همچنان در چارچوب کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد درباره حقوق دریا‌ها نیز قابل مشاهده است؛ کنوانسیونی که از «عبور بی‌ضرر» در آبراه‌های باریک و در امتداد سواحل حمایت می‌کند.

تجربه تاریخی این تنگه‌ها نشان می‌دهد که آبراه‌های راهبردی هیچ‌گاه صرفاً مسیر‌هایی برای عبور کشتی‌ها نبوده‌اند. آنها در دوره‌های مختلف به محل تلاقی قدرت‌های بزرگ، تجارت، منافع اقتصادی و رقابت‌های ژئوپلیتیکی تبدیل شده‌اند.

تنگه هرمز نیز از همین منظر اهمیت ویژه‌ای دارد. وابستگی تجارت و انرژی جهانی به این مسیر باعث شده است که هرگونه تحول در وضعیت آن، پیامد‌هایی فراتر از منطقه خلیج فارس داشته باشد.

همین واقعیت بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیکی گلوگاه‌های دریایی و نقش آنها در شکل‌دهی به روابط میان دولت‌ها را برجسته می‌کند.

اگر نظم موجود در آبراه‌های بین‌المللی دچار اختلال شود، رقابت بر سر این گلوگاه‌ها می‌تواند بار دیگر به یکی از مسائل مهم سیاست بین‌الملل تبدیل شود.

هرمز در این میان نمونه‌ای برجسته از پیوند میان جغرافیا، تجارت، انرژی و قدرت است؛ تنگه‌ای که موقعیت آن باعث شده است امنیت آن نه‌تنها برای کشور‌های منطقه، بلکه برای اقتصاد جهانی نیز اهمیت داشته باشد.



۱۹ دقیقه قبل / سایت مشرق

از ناوگاه ۶۰۰ کشتی ریگان تا نیروی دریایی فرسوده و هراسان ترامپ/ چرا ناوگان مغرور آمریکا از تنگه هرمز فرار کرد؟ +عکس و فیلم

به گزارش سرویس جهان مشرق، در هفته‌های منتهی به تهاجم تروریستی آمریکا و رژیم صهیونی به میهن مقدس ما در اسفندماه گذشته، یعنی در فاصله میان کودتای مسلحانه دی ماه و شروع جنگ تحمیلی سوم، کارزار تبلیغاتی دونالد ترامپ، رییس‌جمهور عمیقا فاسد، دروغگو و به شدت متوهم ایالات متحده، عمدتا روی قدرت ناوهای عظیم ارتش تروریستی این کشور و اعزام آن‌ها به خلیج فارس متمرکز بود. این یاوه‌گویی‌ها و ژاژخایی‌ها در نهایت موجب شد که رهبر شهید انقلاب، امام سیدعلی خامنه‌ای، آن جمله معروف را در یکی از سخنرانی‌های عمومی خود(28 بهمن گذشته) بیان کنند: « ناو البته دستگاه خطرناکی است اما خطرناک‌تر از آن، سلاحی است که می‌تواند ناو را به قعر دریا بفرستد.»

اما واقعیت این است که نیروی دریایی به شدت متفرعن ارتش تروریستی آمریکا، در جنگ میهنی سوم ما، عملا نه تنها کار بزرگی از پیش نبرد که بارها به سوژه‌ی طنزهای تلخ در مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی خود آمریکا بدل شد. توان آتش نیروهای مسلح کشورمان و سلحشوری فرزندان غیور ملت ایران، نه تنها مقر اصلی ناوگان پنجم دریایی آمریکا در بحرین را عملا ویران کرد، که بارها شناورهای ناوگان تروریستی آمریکا را هدف قرار داد و آن‌ها را وادار به فرار و دورشدن هرچه بیشتر از مرزهای مقدس کشورمان واداشت.

وبگاه تحلیلی مشهور و متنفذ آمریکایی «نشنال اینترست»، در مقاله‌ای به قلم جیمز هولمز(7 آگوست)، موضوع افول ناوگان قدرتمند آمریکا در جنگ هرمز، نسبت به دوران ترکتازی این ناوگان در دهه 1980 و بعدتر جریان جنگ اول خلیج فارس پرداخت و موانع و مشکلات ساختاری و عملیاتی آن را بررسی کرد. جدای از لحن «آمریکایی»(توام با تفرعن و خود-حق-پنداری) و بعضی دعاوی کذب علیه ایران، کلیت مقاله واجد نکات قابل‌تاملی درباره بن‌بستی است که امروز ارتش تروریست آمریکا در آبراه هرمز و خلیج همیشگی فارس با آن مواجه است.

شش دلیل قانع‌کننده وجود دارد که نشان می‌دهد نیروی دریایی ایالات متحده نمی‌تواند امروز کارزار اسکورت نفت‌کش‌های خود را علیه ایران، مانند دهه‌ی ۱۹۸۰، تکرار کند—و بیشتر این دلایل، کاستی‌های گسترده‌تری را در توانایی رزمی آن آشکار می‌سازند.

جنبه‌ی گیج‌کننده جنگ با ایران این است: چرا نیروی دریایی ایالات متحده، راهبرد کاروان‌های دریایی خود را از «جنگ نفت‌کش‌ها» در نزدیک به ۴۰ سال پیش، برای گشودن اجباری تنگه‌ی هرمز از سر نگرفته است؟

جنگ نفت‌کش‌ها، داستانی فرعی از جنگ ایران و عراق بود که در آن، طرفین اصلی درگیر—جمهوری اسلامی ایران به رهبری آیت‌الله روح‌الله خمینی و عراق صدام حسین—به زیرساخت‌های هیدروکربنی یکدیگر از جمله سکوهای نفتی و نیز نفت‌کش‌های عبوری از خلیج فارس حمله می‌کردند. اهداف ایران شامل نفت‌کش‌هایی بود که تحت پرچم کویت حرکت می‌کردند. در پاسخ، دولت ریگان ترتیب «تغییر پرچم» نفت‌کش‌های کویتی را به پرچم ستاره‌دار آمریکا داد تا پوشش قانونی برای اسکورت نفت‌کش‌ها توسط نیروی دریایی در این آبراه ناآرام فراهم شود. دولت آمریکا این عملیات اسکورت را «عملیات عزم راسخ» (Operation Earnest Will) نامید.

و این طرح، در نهایت، جواب داد. جنگ دریایی ذاتاً بطئی و تدریجی است. در واقع، جولیان کوربت، که شاید بتوان او را بزرگ‌ترین نظریه‌پرداز استراتژی دریایی دانست، معتقد است استراتژی‌هایی مانند محاصره دریایی تنها از طریق فرسایش تدریجی به نتیجه می‌رسند. و حتی به نظر می‌رسد او خود نیز نسبت به این موضوع بدبین است. قدرت دریایی، زمینه‌ساز موفقیت در خشکی است- و به‌تنهایی عاملی تعیین‌کننده نیست.

بنابراین ممکن است کسی فکر کند که کاروان‌های دریایی، راه‌حلی منطقی در خلال «عملیات خشم حماسی» (Operation Epic Fury) باشند. در عوض، ناوهای جنگی آمریکا کاملاً از خلیج فارس خارج شده‌اند و در دریای عمان و دریای عرب مستقر شده‌اند تا محاصره‌ای از راه دور بر بنادر ایران اعمال کنند، در حالی که جنگنده‌های نیروی دریایی و نیروی هوایی، مواضع ایران را بمباران می‌کنند به امید اینکه تهدیدات علیه کشتیرانی تجاری در تنگه‌ی هرمز را سرکوب کنند.

من از تصمیم‌گیری‌های پنتاگون یا فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، که ناظر عملیات علیه جمهوری اسلامی است، اطلاعی ندارم، اما چهار تفاوت میان دهه‌ی ۱۹۸۰ و امروز بسیار برجسته است:

۱. ایالات متحده در آن زمان با ایران در جنگ نبود، اما اکنون در جنگ است

سیاست و استراتژی امروز با دوران «عزم راسخ» تفاوت دارد. ایالات متحده در جنگ ایران و عراق شرکت نداشت، بنابراین نیروی دریایی آمریکا در برابر حملات ایران به کشتیرانی تجاری، موضعی تدافعی اتخاذ کرده بود. نیروی دریایی ایران نیز از قبل درگیر جنگ با عراق بود و حمله به ناوهای آمریکایی، از نظر استراتژیک هیچ توجیهی نداشت، زیرا ایران را وارد جنگ با آمریکا می‌کرد.

اما این بار، ایالات متحده مستقیماً درگیر است و در واقع، اصلی‌ترین طرف درگیر به شمار می‌رود. ارتش آمریکا هماهنگ با اسرائیل، به حالت تهاجمی درآمده و جمهوری اسلامی را در آنچه سون تزو، حکیم کهن جنگ‌آوری چین، «زمین مرگ» می‌نامد، قرار داده است. زمین مرگ، به معنای نبردی برای بقا است. طرفی که در زمین مرگ می‌جنگد، نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرد، زیرا می‌داند که با شکست، نابود خواهد شد. او تمامی منابع موجود خود را برای بقا به مصرف می‌رساند و تا زمانی که لازم باشد، این هزینه را ادامه می‌دهد.

از این رو است که تهران در جریان نبردهای امسال، موضعی سرسختانه اتخاذ کرده است، حتی در حالی که هواپیماهای آمریکایی مواضع نظامی و زیرساخت‌ها را بمباران می‌کنند و نیروی دریایی، کشتیرانی عازم بنادر ایران، موتور فعالیت اقتصادی جمهوری اسلامی، را مختل ساخته است.

۲. ایران امروز بسیار بهتر از گذشته برای جنگ در خلیج فارس آماده است

ایران امروز، جنگی متفاوت است. در آن زمان نیز مانند امروز، ایران تحت رهبری روحانیون بود. اما فرماندهان نظامی ایران در دهه‌های پس از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸، به مطالعهی ایالات متحده پرداختند—کشوری که از زمان عملیات طوفان صحرا (۱۹۹۰) خود را در غرب آسیا تثبیت کرد و «جنگ علیه تروریسم» را در عراق و افغانستان، همسایگان غربی و شرقی ایران، به راه انداخت.

نیروهای مسلح منظم و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، استراتژی، عملیات و تجهیزات خود را به گونه‌ای طراحی کردند که در برابر هجوم ایالات متحده، که محتمل‌ترین دشمن آینده بود، مقاومت کنند. نیروهای مسلح ایران، زرادخانه‌ای عظیم از موشک‌ها و با بالغ شدن فناوری، پهپادها را جمع‌آوری کردند.

آن‌ها با حفر تأسیسات در زمین‌های ناهموار ایران و ذخیره‌ی تسلیحات در پناهگاه‌های زیرزمینی، مواضع نظامی خود را مستحکم ساختند. نیروهای خود را برای تحت‌فشار قراردادن همسایگان ایران{که میزبان و پشتیبان عملیات تهاجمی علیه ایران هستند} و کشتیرانی در تنگه‌ی هرمز تجهیز کردند. و همچنین فرماندهی و کنترل را غیرمتمرکز ساخته و اختیار تصمیم‌گیری برای شلیک را به فرماندهان محلی واگذار کردند.

۳. اسکورت نفت‌کش‌ها خطرناک است

رهبری نظامی ایالات متحده از زمان عملیات «عزم راسخ» دستخوش تغییر نسلی شده است. فرماندهان ارشد امروزی، در دهه‌ی ۱۹۸۰ افسران جوانی بودند و احتمالاً خاطرات زنده‌ای از جنگ نفت‌کش‌ها در ذهن دارند.

رویدادهای دوران جوانی تصمیم‌گیرندگان، بر نگرش‌ها و مفروضات آنان در سال‌های بعد تأثیر می‌گذارد. در سال ۱۹۸۷، یک جنگنده‌ی عراقی به اشتباه ناوچه‌ی یواس‌اس استارک را در خلیج فارس بمباران کرد و ۳۷ ملوان را کشت. در سال ۱۹۸۸، ناوچه‌ی ساموئل بی. رابرتز به یک مین دریایی برخورد کرد و در آستانه غرق شدن قرار گرفت. در روز ناگواری دیگر برای نیروی دریایی آمریکا در همان سال، رزمناو مجهز به سامانه‌ی ایجیس، وینسنس، در جریان نبرد سطحی با نیروهای دریایی ایران، به اشتباه یک هواپیمای مسافربری ایرباس ایران را سرنگون کرد و ۲۹۰ نفر را کشت و خشم تهران را برانگیخت. ناو ساموئل بی رابرتز بعد از برخورد با مین دریایی ایران، در حال خروج از خلیج فارس توسط یدک‌کش هلندی

هیچ‌کس مشتاق تکرار چنین تجربه‌هایی نیست، و همان‌طور که اشاره شد، عملیات «عزم راسخ» احتمالاً در مقایسه با آن‌چه نیروی دریایی آمریکا در سال ۲۰۲۶ با آن روبرو خواهد شد، قدمی آسان به شمار می‌رود. فرماندهان ممکن است از به خطر انداختن دارایی‌های گران‌قدری مانند ناوشکن‌های کلاس آرلی برک مجهز به ایجیس در آب‌های مین‌گذاری شده در نزدیکی سواحل ایران، رویگردان باشند.

۴. نیروی دریایی آمریکا کشتی‌های زیادی برای از دست دادن ندارد

طراحی ناوگان نیز با محاسبات ریسک مرتبط است. برای ادامه موضوع روان‌شناختی، شایان ذکر است که نیروی دریایی آمریکا در سال ۲۰۲۶، ناوگان عظیم دهه‌ی ۱۹۸۰ نیست.

بارزترین نکته، تعداد محض بدنه‌های تشکیل‌دهنده ناوگان است. امروزه نیروی دریایی آمریکا دارای ۲۹۳ کشتی جنگی است، در حالی که نیروی دریایی اواخر جنگ سرد تقریباً ۶۰۰ کشتی داشت. کمیت در امور نظامی اهمیت دارد. با داشتن بدنه‌های بسیار بیشتر در ناوگان، به خطر انداختن کشتی‌های جنگی در عملیات نزدیک آسان‌تر است. وقتی یک کشتی جنگی را از دست می‌دهید، درصد کمتری از توان رزمی خود را از دست می‌دهید. یک فرمانده می‌تواند جسورتر عمل کند.

امروزه بیش از ۲۰ کشتی نیروی دریایی آمریکا، سواحل ایران را محاصره کرده‌اند. این رقم، سهم قابل‌توجهی از ناوگان ۲۹۳ کشتی امروزی است، اما حدود نصف سهم ناوگان ۶۰۰ کشتی دوران ریگان است. در آن زمان، فرماندهان می‌توانستند ریسک را به گونه‌ای بپذیرند که امروز ممکن است از آن طفره روند.

مدیریت ریسک بسیار حائز اهمیت است. یک فرمول متداول در علوم بیمه، ریسک را حاصل ضرب احتمال در پیامدها تعریف می‌کند- در اینجا، احتمال وقوع یک رویداد بد از طریق تلفات وارده به ناوگان. یک ناوگان بزرگتر می‌تواند آسیب یا غرق شدن را راحت‌تر از یک ناوگان کوچکتر تحمل کند. متولیان نیروی دریایی دیروز آمریکا می‌توانستند این محاسبه را با اطمینان بیشتری نسبت به امروز انجام دهند که پیامدهای آسیب جنگی، ناوگان را از منظر راهبردی دچار عقب‌ماندگی خواهد کرد.

موضوع طراحی ناوگان نیز مطرح است. ناوگان امروزی سنگین‌وزن است و شامل ناوهای هواپیمابر با نیروی محرکه هسته‌ای و ناوشکن‌های بزرگ مانند کلاس آرلی برک می‌شود، در حالی که ناوگان دهه ۱۹۸۰ متعادل بود. این ناوگان از حضور قابل‌توجهی از شناورهای سطحی کوچک مانند ناوچه‌های موشک‌انداز بهره می‌بُرد که معمولاً حضور آمریکا در منطقه‌ی خلیج فارس را تثبیت می‌کردند. اعزام ناوچه‌های فراوان و کم‌هزینه به دل منطقهی جنگی در خلیج فارس(که آبراهی محدود است و آزادی عمل کشتی‌های بزرگتر را به شدت محدود می‌کند)نسبتاً آسان بود.

باز هم، مقامات ارشد تمایل دارند که از دارایی‌های گران‌قدر مانند کشتی‌های سرمایه‌ای (capital ships) به دقت محافظت کنند، چرا که بخش بزرگی از توان رزمی نیروی دریایی در چند بدنه بزرگ متمرکز شده است، ناگفته نماند که منابع مالی کلان مالیات‌دهندگان صرف ساخت و بهره‌برداری از این سنگین‌وزن‌ها می‌شود. به خطر انداختن یک کشتی سرمایه‌ای، نیازمند آزمایش شجاعت است.

با این حال، از آغاز قرن بیست‌یکم، نیروی شناورهای سطحی کوچک دوران گذشته رو به افول گذاشته است. مسیر پیشرفت در بازسازی آن، دست‌کم، ناهموار بوده است. کشتی جنگی ساحلی (littoral combat ship) که جانشین طبیعی ناوچه‌ها محسوب می‌شد، چنان ناامیدکننده بود که فرماندهان نیروی دریایی آمریکا این برنامه را زودهنگام لغو کردند. ضمن اینکه همین سال گذشته، پروژه ساخت یک ناوچه جدید چنان با شکست مواجه شد که جان فلن، وزیر نیروی دریایی، تعداد این کلاس را به دو فروند کاهش داد و به نیروی دریایی دستور داد با کلاس جدیدی به نام FF(X) که برگرفته از شناورهای گارد ساحلی است، دوباره شروع کند.

همه‌ی این‌ها به این معناست که رهبری نیروی دریایی آمریکا ناچار است برای محاصره‌ی سواحل ایران یا اسکورت کشتیرانی تجاری از طریق تنگه‌ی باریک هرمز، کشتی‌های سرمایه‌ای خود را در حوالی ایران به مخاطره بیندازد. محاسبه‌ی ریسک مربوط به کاروان‌های دریایی، امروز دشوارتر از دوران اوج ناوگان دارای ۶۰۰ کشتی به نظر می‌رسد.


۱ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

ترامپ: اکنون تنگه هرمز را قلمرو آمریکا می‌دانم

به گزارش آفتاب نیوز،

ترامپ جمعه شب به وقت محلی در یک تجمع انتخاباتی در کارولینای جنوبی ادعا کرد: «ما نمی‌توانیم اجازه دهیم آنها به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند؛ نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، وگرنه شاهد اتفاقات بسیار بدی خواهید بود.»

ترامپ همچنین هشدار داد که اگر جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای سال ۲۰۲۶ شکست بخورند، دموکرات‌ها دلیلی برای استیضاح او پیدا خواهند کرد.

او خطاب به حاضران گفت: «باید در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز شوید، چون اگر در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز نشویم، آنها دلیلی برای استیضاح من پیدا خواهند کرد. من استیضاح خواهم شد.»

رئیس جمهوری آمریکا درباره ایران مدعی شد: «ما وارد عمل شدیم و آنها را متوقف کردیم. آنها هرگز سلاح هسته‌ای نخواهند داشت.»

ترامپ گفت: آنها خواهان توافق هستند که حتی نمی‌دانیم آیا خودمان توافقی می‌خواهیم یا نه، چون من در حال حاضر تنگه هرمز را قلمرو آمریکا می‌دانم.»

رئیس جمهوری آمریکا ادعا کرد که قیمت انرژی پس از پایان جنگ علیه ایران کاهش خواهد یافت.

وی مدعی شد: به محض اینکه کارمان تمام شود، قیمت نفت پایین‌تر از همین مدت کوتاه قبل خواهد آمد. ما قیمت آن را برای خودروی شما پایین آورده بودیم.»

رئیس جمهوری آمریکا در ادامه اظهارات خود در کارولینای جنوبی خطاب به حاضران مدعی شد: «جمعه شب است و کلی وقت داریم! چه غلطی باید کنم؟... برگردم ایران را کمی بیشتر بمباران کنم؟»

ترامپ درباره ایران مدعی شد: نمی‌دانم با چه کسی باید مذاکره کنم و این یک مشکل است.

رئیس جمهوری آمریکا ادعا کرد: این تنها کشور دنیاست که هیچ‌کس نمی‌خواهد رئیس‌جمهوری آن باشد. می‌گویند «چه کسی می‌خواهد رییس‌جمهور باشد؟» و بعد می‌گویند «نه، نه، من نمی‌خواهم رئیس‌جمهویر باشم. بنابراین، این کمی مشکل‌ساز است.»

ترامپ در ادامه مدعی شد: اگر ایران روزی به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، از آن استفاده خواهد کرد. آنها بلافاصله اسرائیل و خاورمیانه را نابود خواهند کرد، و فکر می‌کنید سراغ ما نخواهند آمد؟ آن وقت می‌گویید "شهر بعدی کدام است؟ " ما اجازه نخواهیم داد چنین اتفاقی بیفتد. ما یک سال پیش، بمب‌افکن‌های بی-۲ را داشتیم که به کل این ماجرا پایان دادند.

وی با بیان این ادعا که در باره ایران خوب پیش می‌رویم، مدعی شد: رسانه‌های جعلی فقط نمی‌خواهند این موضوع را این‌طور گزارش کنند، اما حالا کم‌کم در حال نزدیک شدن به این واقعیت هستند، چون حرف زیادی برای گفتن ندارند.

ترامپ درباره ونزوئلا نیز گفت: من ونزوئلا را دوست دارم و روابط بسیار خوبی داریم. ما میلیارد‌ها دلار از این کشور درآمد داریم.

وی با تمجید از حمله آمریکا به ونزوئلا افزود: این را در نظر داشته باشید که هیچ‌کس دوست ندارد درباره آن صحبت کند. این ماجرا یک روز طول کشید. همه می‌گفتند «اوه، این ماجرا طولانی خواهد شد.»، اما فقط یک روز طول کشید.

ترامپ درباره مسائل داخلی آمریکا همچنان به دولت جو بایدن انتقاد کرد و گفت: بایدن بدترین تورم در ۴۸ سال گذشته و بدترین کسری تجاری در تاریخ جهان را ایجاد کرد.

وی به اقداماتی که در دوران ریاست‌جمهوری خود در پایتخت آمریکا انجام داده است، اشاره و ادعا کرد: واشنگتن تمیز، امن و زیبا شده است. رستوران‌ها پر شده‌اند و جرائم ۷۸ درصد کاهش یافته است.

رئیس جمهوری آمریکا مدعی شد: بنا‌های یادبود دیگر از دیوارنویسی پاک شده‌اند و چادر‌های بی‌خانمان‌ها جمع شده است. واشنگتن «جذاب‌ترین» شهر آمریکا است.

ترامپ در آستانه انتخابات میاندوره‌ای آمریکا تعدادی از کاندیدا‌های دموکرات‌ها را کمونیست و کمونیسم را بزرگترین خطر برای آمریکا خواند.


۱ ساعت قبل / سایت مشرق

ترامپ، توهمات خود درباره ایران را تکرار کرد

به گزارش مشرق به نقل از شبکه الجزیره، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه سخنان تکراری و تاریخ مصرف گذشته اش که در ماه ها و هفته های گذشته به صورت مکرر تکرار شده است؛ مدعی شد: ایران به دنبال دستیابی به توافق است و آمریکا «کنترل کامل» مرزها و تنگه هرمز را در اختیار دارد.

ترامپ همچنین ادعا کرد که ایران دیگر پولی در اختیار ندارد و قادر به پرداخت حقوق نیروهای پلیس و ارتش خود نیست.

وی بدون این که از سخنان تکراری اش خسته شود، مدعی شد: ایرانی‌ها به‌شدت خواهان دستیابی به توافق هستند، اما برای پذیرش «توافق مناسب» آمادگی ندارند.




 معاون ترامپ: آمریکا ابزار فشار بر ایران را دارد
۱۰ ساعت قبل / روزنامه شرق

معاون ترامپ: آمریکا ابزار فشار بر ایران را دارد

جی‌دی‌ ونس، معاون رئیس جمهور دولت تروریسنی آمریکا مدعی شد که واشنگتن ابزارهای فشار لازم برای مقابله با ایران را دارد

 تاثیر توافق بر قیمت گوشت چرخ‌کرده در آمریکا
۱۶ ساعت قبل / سایت تابناک

تاثیر توافق بر قیمت گوشت چرخ‌کرده در آمریکا

ترامپ نوشت: امروز توافقی را نهایی کردم که قیمت گوشت چرخ‌کرده را برای خانواده‌های زحمتکش آمریکایی به‌طور قابل‌توجهی کاهش خواهد داد.

 ترکیه پیگیر صدور اعلان قرمز برای نتانیاهو شد
۱۶ ساعت قبل / سایت هم میهن

ترکیه پیگیر صدور اعلان قرمز برای نتانیاهو شد

وزیر دادگستری ترکیه اعلام کرد این کشور در پرونده مربوط به توقیف ناوگان کمک‌رسان عازم غزه، درخواست صدور اعلان قرمز اینترپل برای بنیامین نتانیاهو و یک تبعه اسرائیلی را ارائه کرده است.

 آزمایش موشکی بی‌سابقه روسیه
۱۷ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

آزمایش موشکی بی‌سابقه روسیه

روسیه یک رزمایش موشکی بی‌سابقه با حضور کشتی‌های نیروی دریایی و یک پرتابگر زمینی در نزدیکی جزایری در شرق دور خود که مورد ادعای ژاپن نیز هستند، انجام داد.

 سوریه عضو بعدی پیمان مکه!
۹ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

سوریه عضو بعدی پیمان مکه!

آرمان امروز-سرویس بین الملل: وزیر امور خارجه سوریه می گوید که  دمشق در حال بررسی گزینه‌های خود درباره پیوستن یا همکاری با توافق مکه است.  وزیر امور خارجه سوریه، اسعد حسن الشیبانی، روز پنج‌شنبه گفت دمشق در حال بررسی گزینه‌های خود درباره پیوستن به ائتلاف دفاعی جدیدی است که پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه تشکیل [ ]

 موضع صریح چین درباره فشار حداکثری علیه ایران
۱۳ ساعت قبل / سایت تابناک

موضع صریح چین درباره فشار حداکثری علیه ایران

پکن با مخالفت با فشار‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران، بر حل اختلافات از مسیر دیپلماتیک تأکید کرد.