
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو، وقتی زن ۵۶ سالهای در شهریور ۱۴۰۲ به اتهام قتل همسر صیغهایاش در محمودآباد بازداشت شد، کمتر کسی تصور میکرد پای یکی از پیچیدهترین و تکاندهندهترین پروندههای جنایی سالهای اخیر در میان باشد؛ زنی که در بازجوییها به قتل ۱۱ مرد سالمند اعتراف کرد و حالا بررسیها نشان میدهد تعداد قربانیانش حتی میتواند بیش از این هم باشد. پروندهای که از یک مرگ مشکوک آغاز شد، حالا به صدور ۱۰ فقره حکم قصاص نفس و طرح پرسشهای جدی حقوقی درباره نحوه اجرای این احکام و نقش رضایت اولیای دم رسیده است. روایتی از یک قتل تا کشف یک زنجیره مرگ
ماجرا از مرگ مردی ۸۲ ساله آغاز شد؛ مردی که ابتدا تصور میشد بر اثر سکته جان باخته است، اما اظهارات خانوادهاش مسیر پرونده را تغییر داد، فرزندان این مرد مدعی بودند که همسر صیغهای پدرشان رفتارهای مشکوکی داشته و حتی پیش از مرگ، پدرشان از خوراندن اجباری دارو و بیحال شدنهای مکرر شکایت کرده بود، همین اظهارات کافی بود تا پلیس وارد ماجرا شود و پروندهای در دادسرا تشکیل شود.
با آغاز تحقیقات و جمعآوری سرنخها، ظن مأموران به این زن ۵۶ ساله بیشتر شد و در نهایت او بازداشت شد، اما آنچه پرونده را وارد مرحلهای تازه کرد، اعترافات متهم بود، او نه تنها به قتل این مرد سالمند اعتراف کرد، بلکه پرده از مجموعهای از قتلهای مشابه برداشت. اعترافاتی که نشان میداد این زن طی حدود ۹ سال، مردان سالمند را هدف قرار داده، با آنها ازدواج موقت کرده و پس از مدتی کوتاه، با خوراندن دارو در نوشیدنی یا غذا، آنها را به قتل رسانده است.
بررسیهای بعدی نشان داد که متهم دستکم با ۱۳ مرد ازدواج موقت داشته و اکثر این افراد پس از مدتی کوتاه جان خود را از دست دادهاند، این موضوع احتمال افزایش تعداد قربانیان را نیز تقویت کرده و باعث شده تحقیقات همچنان ادامه داشته باشد، الگوی تکرارشونده در این قتلها—ازدواج کوتاهمدت، ایجاد وابستگی، و در نهایت مرگ مشکوک پرونده را در زمره قتلهای سریالی قرار داده است. ۱۰ حکم قصاص؛ اما اجرای چندباره چگونه ممکن است؟
با تکمیل تحقیقات و بررسی شواهد، دستگاه قضایی در نهایت این زن را در ۱۰ فقره قتل عمد مجرم شناخت و حکم ۱۰ بار قصاص نفس برای او صادر شد، اما همین موضوع پرسش مهمی را در افکار عمومی …









