
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، محمدجواد زمردیان، دبیرکل کنگره ملی شهدای غریب اسارت کشور در موج ۱۷۱ مردم شهرکرد از خاطرات اسارت خود گفت: پدر و مادری داشتم که هر دو کرولال بودند و من با این شرط که که خیلی جلو نروم رضایتشان را کسب کردم تا به جبهه برم، اما ۱۵ ساله بودم که به اسارت بعثیها درآمدم.
وی ادامه داد: اما به خانواده قول داده بودم که برگردم و با خودم فکر میکردم تا چند روز دیگر به کمک گزارش سلیب سرخ آزاد میشویم، اما این اتفاق نیفتاد و این روند تا چندسال طول کشید و ما شبانه روز در سلول بودیم. کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی
رزمنده دفاع مقدس افزود: رفتار خوبی با خانواده نداشتم، چون کر و لال بودند این وضعیت را مایه سرافکندگی خود میدانستم و حالا که در اسارت بودم همه آرزویم این بود که باردگر پدرومادرم را ببینم و از آنها عذرخواهی کنم و مجدد اسیر شوم. کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی
زمردیان بیان کرد: بالاخره خبری پیچید که اسرا را آزاد میکنند هر چه منتظر موندیم کسی به سراغ ما نیامد علت را جویا شدیم گفتند شما از مفقودیان هستید و کسی قرار نیست آزاد شود، تا اینکه روزی سلیبسرخ به کمک ما آمد و بالاخره درب سلول ما هم باز شد.
وی ادامه داد: تبادل انجام شد من به مرز رفتم، اما کسی به دنبال من نیامده بود بعد که دوستانم را دیدم …








