
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ اکنون ترامپ، شاید از سر استیصال، تلاش میکند حلقه فشار اقتصادی بر تهران را تنگتر کند؛ اما روند اعمال فشار اقتصادی بیش از آنکه اقتصاد ایران را تهدید کند، اعتبار آمریکا را در معرض خطر قرار میدهد.۲۵ اوتنشریه فارن افرز در مقالهای به بررسی سیاست آمریکا در قبال ایران و پیامدهای آن برای خود واشنگتن پرداخته و به این نتیجه رسیده است که جنگ ترامپ، راهبرد آمریکا در قبال ایران را به بنبست رسانده است. این مقاله توضیح میدهد که چگونه واشنگتن به چنین نقطهای رسیده است. ۴۷ سال معمای ایران برای آمریکا
طی ۴۷ سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران برای رؤسایجمهور آمریکا به یک معما تبدیل شده است. بحران گروگانگیری ایران در سال ۱۹۷۹ به شکست تلاشهای جیمی کارتر برای انتخاب مجدد کمک کرد. همچنین رسوایی ایران-کنترا در اواسط دهه ۱۹۸۰، کارنامه رونالد ریگان در سیاست خارجی را مخدوش کرد.
توافق هستهای که باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ با ایران امضا کرد و با عنوان «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام شناخته میشود نیز شرایطی بیسابقه ایجاد کرد؛ تا جایی که کنگره آمریکا نخستوزیر یک کشور خارجی، یعنی بنیامین نتانیاهو، را به واشنگتن دعوت کرد تا علیه این توافق اعتراض کند.
در فوریه امسال، زمانی که دونالد ترامپ جنگ خود علیه ایران را آغاز کرد، اعلام کرد قصد دارد برای همیشه به این الگوی شرمآور پایان دهد. ترامپ مدعی بود رؤسایجمهور پیشین تنها درباره تهدید ایران حرف زدهاند، اما او با درهم کوبیدن نظامی ایران و تغییر حکومت این کشور، اقدامات قاطعی برای از بین بردن این تهدید انجام خواهد داد.
اما شش ماه بعد، ترامپ نیز به رئیسجمهور دیگری از آمریکا تبدیل شده که با یک ناکامی جدی در قبال ایران مواجه است. پیامدهای این جنگ میتواند شانس حزب او را در انتخابات میاندورهای کاهش دهد. اکنون ترامپ، شاید از سر استیصال، تلاش میکند حلقه فشار اقتصادی بر تهران را تنگتر کند. اما این فشار اقتصادی، آنگونه که طراحی شده، بیش از آنکه اقتصاد ایران را تهدید کند، اعتبار آمریکا را تهدید خواهد کرد.
در واقع، جنگ چندوجهی ترامپ نه خروج از الگوی گذشته، بلکه اوج همان راهبرد معیوبی است که سیاست آمریکا در قبال ایران را از زمان تأسیس جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ شکل داده …












