
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، ایران چگونه میتواند در یک رمان روایت شود؛ نه در قالب یک بیانیه تاریخی و سیاسی، بلکه در جهانی داستانی که مخاطب بتواند در آن زندگی کند؟ این پرسش، محور نشست نقد و بررسی رمان «ماه و بلوط» نوشته محسن مؤمنیشریف بود که چهارشنبه ۴ شهریورماه، در حاشیه نمایشگاه کتاب تاریخ معاصر در باغ کتاب تهران، با حضور محسن مؤمنیشریف، نویسنده اثر، و ابراهیم اکبری دیزگاه، منتقد، نویسنده و پژوهشگر، برگزار شد؛ نشستی که در آن، «ماه و بلوط» نه صرفاً روایتی از کردستان، بلکه اثری درباره یک مسئله ملی و تلاشی برای رسیدن به «روایت ایرانی» توصیف شد.
وقتی یک رمان تاریخی به بخشی از گذشته ایران میپردازد، پرسش فقط این نیست که چه اتفاقی افتاده و کدام شخصیتها واقعاً در تاریخ حضور داشتهاند؛ مسئله مهمتر این است که تاریخ چگونه میتواند دوباره در جهان ادبیات زندگی کند و یک مسئله تاریخی را به تجربهای انسانی برای خواننده تبدیل کند. «ماه و بلوط» از همین نقطه وارد میدان میشود؛ رمانی حدود ۹۰۰ صفحهای که نویسنده برای نگارش آن سالها مطالعه و تحقیق کرده و روایت خود را در بستر کردستان و تحولات تاریخی آن شکل داده است. از کردستان تا مسئله ایران؛ رمانی با یک پرسش ملی
ابراهیم اکبری دیزگاه در بررسی «ماه و بلوط»، اثر را فراتر از یک رمان اقلیمی درباره کردستان دانست و بر مسئلهای تأکید کرد که به اعتقاد او، در لایه اصلی داستان حضور دارد: مسئله ایران.
وی با اشاره به نگاه نیروهای خارجی به ایران، توضیح داد که از منظر تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی، ایران همواره کشوری بزرگ و متکثر بوده است و از همین رو، کوچک شدن ایران میتواند در قالب تجزیه و از میان رفتن پیوندهای آن معنا پیدا کند. از نگاه دیزگاه، در چنین شرایطی، نویسنده ملی کسی است که مسئله ملی را به موضوع ادبیات خود تبدیل کند. نویسنده ملی، نویسندهای است که پرسش و مسئله ملی داشته باشد.
به اعتقاد وی، محسن مؤمنیشریف چه در «ماه و بلوط» و چه در دیگر دغدغههای خود، با چنین پرسشی درگیر بوده است. او توضیح داد که در این رمان، کردستان تنها یک منطقه جغرافیایی نیست؛ بلکه به یک مسئله ملی تبدیل شده است؛ مسئلهای که در آن، نسبت کردستان با ایران و موضوع تمامیت ارضی کشور مطرح میشود.
دیزگاه تأکید کرد که ایران در طول …











