
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، نمایش خانگی در ایران یک فرصت بود؛ فرصتی برای اینکه سرگرمی از قالبهای محدود و تکرارشونده فاصله بگیرد، مخاطب جدی گرفته شود و تولیدکنندگان بتوانند گونههای تازهای از برنامهسازی را تجربه کنند. قرار نبود همهچیز آموزشی، رسمی یا جدی باشد. جامعه حق دارد بخندد، سرگرم شود و حتی ساعتی از روزمرگی فاصله بگیرد. اما سرگرمی با ابتذال یکی نیست. مشکل از جایی آغاز میشود که معیار موفقیت یک برنامه از «مخاطب داشتن» به «کلیپ وایرال داشتن» تغییر کند.
در این منطق، یک ساعت گفتوگو اهمیت خود را از دست میدهد و چند ثانیه قابل انتشار تعیینکننده میشود. دیگر مهم نیست برنامه چه حرفی زده؛ مهم این است که کدام جمله را میتوان برید، کدام واکنش را میتوان بزرگ کرد و کدام بخش را میتوان با تیتر جنجالی در شبکههای اجتماعی منتشر کرد. در چنین شرایطی برنامه به تدریج از «محصول فرهنگی» به «مخزن کلیپ» تبدیل میشود.
وقتی زندگی خصوصی تبدیل به سرگرمی میشود
در قسمت اخیر «درجام» با حضور السا فیروزآذر، بخشهایی از گفتوگو به خاطرات و تجربههای شخصی او از مهمانیها و پارتیهای مختلط اختصاص پیدا میکند. فارغ از قضاوت درباره زندگی خصوصی هر فرد، سؤال رسانهای مهمتری وجود دارد: آیا هر تجربه شخصی، صرفاً به دلیل قابلیت سرگرمکنندگی، باید به ماده خام یک برنامه عمومی تبدیل شود؟ مسئله اینجا دفاع یا حمله به یک فرد نیست. مسئله، انتخاب موضوع و نحوه تبدیل آن به سرگرمی است.
وقتی روایت مهمانیهای مختلط، روابط خصوصی و تجربههای شخصی در قالبی سبک و سرگرمکننده عرضه میشود، ممکن است بخشی از مخاطبان آن را صرفاً یک روایت شخصی بدانند؛ اما از زاویه فرهنگی، پرسش دیگری هم مطرح است: آیا تکرار و بازنمایی این سبک از تجربهها در تولیدات سرگرمی، به تدریج آنها را از یک موضوع خاص و محدود به بخشی عادی و روزمره از زیست اجتماعی تبدیل نمیکند؟ این نگرانی زمانی جدیتر میشود که برنامه نه با رویکرد تحلیلی یا انتقادی، بلکه با منطق سرگرمی و وایرالشدن سراغ این تجربهها برود.
در این حالت، آنچه زمانی شاید برای بخش محدودی از جامعه تجربهای خاص محسوب میشد، میتواند به الگوی تصویری جذاب و قابل مصرف برای مخاطب عمومی تبدیل شود. این همان نقطهای است که باید درباره مرز میان …




![[غلامحسین اسلامیفرد] صنعت دفاعی؛ پشتوانه اقتدار و امنیت ایران](/news/u/2026-08-22/ettelaat-smva6.jpg)







