
به گزارش خبرنگارخبرگزاری دانشجو، اگر قرار باشد تنها یک ویژگی برای جهاددانشگاهی برشمرده شود، شاید بتوان آن را «حل مسئله» دانست. نهادی که در میانه روزهای پرالتهاب پس از انقلاب فرهنگی متولد شد تا دانشگاه را از فضای صرفاً آموزشی خارج کرده و آن را به نیازهای واقعی کشور پیوند بزند. اکنون، ۴۶ سال پس از آن روز، جهاددانشگاهی دیگر تنها یک نهاد دانشگاهی نیست؛ بلکه بخشی از زیستبوم علم، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ایران است؛ نهادی که ردپای آن را میتوان از اتاقهای درمان ناباروری و آزمایشگاههای سلولهای بنیادی تا پالایشگاهها، صنایع نفت و گاز، کارخانههای تولید تجهیزات پزشکی و مراکز نوآوری مشاهده کرد.
اقتصاد دانشبنیان در سالهای اخیر به یکی از کلیدواژههای اصلی سیاستگذاری کشور تبدیل شده است؛ اقتصادی که ارزش افزوده آن نه از منابع خام، بلکه از دانش، فناوری و نوآوری سرچشمه میگیرد. در چنین فضایی، جهاددانشگاهی نیز بیش از هر زمان دیگری در معرض این پرسش قرار دارد که آیا توانسته مأموریتی را که بیش از چهار دهه پیش برای آن تعریف شد، محقق کند؟ آیا این نهاد توانسته پلی میان دانشگاه، صنعت و بازار ایجاد کند یا همچنان بخشی از ظرفیتهای آن در پیچوخم ساختارهای اداری و کمبود منابع مالی مغفول مانده است؟
از یک ایده انقلابی تا یک نهاد فناور
جهاددانشگاهی در ۱۶ مرداد ۱۳۵۹ با هدف استفاده از توان علمی دانشگاهیان برای رفع نیازهای کشور تأسیس شد. در آن زمان، کشور با کمبود زیرساختهای علمی، صنعتی و پژوهشی مواجه بود و نگاه غالب بر این بود که دانشگاه باید از فضای صرفاً آموزشی فاصله گرفته و در متن حل مسائل کشور قرار گیرد. این مأموریت در سالهای بعد، بهویژه با آغاز جنگ تحمیلی و سپس تشدید تحریمهای بینالمللی، اهمیت بیشتری پیدا کرد. نیاز کشور به فناوریهای بومی، تجهیزات داخلی و دانش فنی مستقل باعث شد جهاددانشگاهی بهتدریج از یک نهاد فرهنگی ـ دانشگاهی به مجموعهای پژوهشمحور و فناوریمحور تبدیل شود.
وقتی پژوهش از کتابخانه خارج شد
یکی از مهمترین تفاوتهای جهاددانشگاهی با بسیاری از مراکز تحقیقاتی کشور، تلاش برای تبدیل پژوهش به فناوری و فناوری به محصول است. در حالی که بخش قابل توجهی از پژوهشهای دانشگاهی در قالب مقاله و پایاننامه باقی میمانند، …











