قیمت طلا امروز




 خبرگزاری دانشجو / ۱۴۰۵/۰۵/۱۲

نگاهداری: ایران در شرایط فشار و حتی جنگ، توان مقاومت دارد

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس گفت: ایران در یک سال اخیر نشان داده است که در شرایط فشار و حتی جنگ، هم توان مقاومت دارد و هم می‌تواند در میدان‌های مختلف، از امنیت ت...
 نگاهداری: ایران در شرایط فشار و حتی جنگ، توان مقاومت دارد

 به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، بابک نگاهداری، در خصوص تعبیر برخی در خصوص دولت فرومانده با بیان اینکه این تعبیر بیش از آنکه یک مفهوم تحلیلی باشد، یک تعبیر سیاسی است، گفت: اگر دولت را صرفاً قوه مجریه و مجموعه‌ای از وزارتخانه‌ها بدانیم، طبیعتاً دولت فرومانده را هم باید در سطح عملکرد اجرایی یک کابینه تحلیل کنیم. اما در ادبیات حکمرانی، دولت معنای گسترده‌تری دارد. دولت یعنی ظرفیت رسمی کشور برای تصمیم‌گیری، اجرا، تنظیم‌گری، تأمین امنیت، تولید اعتماد و نمایندگی منافع ملی. دولت فرومانده به تدریج توان حل مسئله، اقناع جامعه و برقراری ارتباط مؤثر با جهان را از دست می‌دهد

وی با بیان اینکه بر این اساس، دولت فرومانده دولتی نیست که فقط در یک یا چند حوزه ضعف داشته باشد، تصریح کرد: دولت فرومانده دولتی است که به تدریج توان حل مسئله، اقناع جامعه، حفظ انسجام، مدیریت بحران و برقراری ارتباط مؤثر با جهان را از دست می‌دهد. در چنین وضعیتی، مسئله از ناکارآمدی یک دستگاه عبور می‌کند و به فرسایش ظرفیت حکمرانی می‌رسد. دولت فرومانده می‌تواند پروژه دشمنان ایران باشد

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، با بیان اینکه دولت فرومانده می‌تواند پروژه دشمنان ایران باشد، خاطرنشان کرد: دشمنان ایران فکر می‌کردند امکان یک پیروزی سریع در برابر ایران را خواهند داشت. اما نتیجه چیزی شد که انتظارش را نداشتند. انگاره ایران ضعیف که در نظام محاسباتی‌شان شکل گرفته بود، بعد از جنگ ۴۰ روزه تغییر پیدا کرد. کاملاً متوجه شده‌اند که ایران قدرتی دارد که با حمله نظامی امکان تسلیم و شکست آن وجود ندارد. دشمن می‌خواهد کاری کند که نظام حکمرانی کشور دچار فرسودگی شود

وی مسیر دیگر را ضعیف‌سازی ایران از طریق راه‌های غیرنظامی پس از آتش‌بس دانست و خاطرنشان کرد: دشمن تلاش دارد تا کشور را در زیر سایه جنگ و به تعبیر رهبر شهید انقلاب «وضعیت نه جنگ نه صلح» ببرد و کاری بکند که نظام حکمرانی کشور دچار فرسودگی شود.

نگاهداری یادآور شد: پروژه دولت فرومانده از سوی دشمن یعنی کشور را به نقطه‌ای برسانیم که در داخل، مردم به توان حل مسئله نهاد‌های رسمی باور نداشته باشند. در عرصه خارجی، شرکای بالقوه آن کشور را پرریسک و ناتوان ارزیابی کنند. در اقتصاد، افق تصمیم‌گیری کوتاه شود و در فضای عمومی، هر مسئله‌ای به نشانه‌ای از بی‌فایدگی و بن‌بست تبدیل شود.

وی ادامه داد: در این پروژه، دشمن ممکن است از تحریم، فشار رسانه‌ای، عملیات روانی، ایجاد شکاف اجتماعی، اخلال در روابط منطقه‌ای و تخریب تصویر کشور در افکار عمومی استفاده کند. اما بخش مهم‌تر ماجرا به درون کشور مربوط است. اینکه خودمان نهاد‌های رسمی را بی‌اعتبار کنیم. هر موفقیتی را کوچک بشماریم. هر اختلافی را به بحران هویتی تبدیل کنیم و به‌جای اصلاح ضعف‌ها، اصل توان ملی را زیر سؤال ببریم.

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، با بیان اینکه دولت فرومانده، مطلوب دشمنی است که می‌خواهد ایران تصمیم‌ناپذیر، منزوی، بی‌اعتماد و گرفتار در منازعات فرسایشی باشد، در تبیین خطر تضعیف ساختار اداره کشور و خودتحقیری ملی، تاکید کرد: این دو، دو مسیر متفاوت، اما مکمل برای فرسایش دولت‌اند. مسیر نخست، تضعیف مستقیم سازوکار‌های رسمی است. وقتی به دلایل سیاسی، انتخاباتی یا جناحی، اعتماد مردم به مسئولین کشور تخریب می‌شود، هزینه آن فقط متوجه یک دولت یا جریان سیاسی نیست. این کشور است که در مجموع، قدرت تصمیم‌گیری و ایستادگی خود را از دست می‌دهد. ما اگر فکر می‌کنیم می‌توانیم به اعتبار آقایان پزشکیان، قالیباف، اژه‌ای و سایر مسئولان کشور آسیب بزنیم بی‌آنکه اعتبار رئیس‌جمهور، رئیس‌مجلس و رئیس قوه قضاییه نظام دچار آسیب نشود؛ یا دچار یک خطای شناختی جدی هستیم و یا اینکه غرض‌های دیگری داریم. کاهش اعتماد به دولت، کاهش اعتماد به ظرفیت حل مسئله کشور است

وی با بیان اینکه هیچ جریانی نمی‌تواند بخشی از ساختار حکمرانی را تضعیف کند و انتظار داشته باشد هزینه آن فقط رقیب سیاسی‌اش را دربرگیرد، یادآور شد: کاهش اعتماد به دولت، کاهش اعتماد به ظرفیت حل مسئله کشور است و این هزینه در نهایت به مردم، اقتصاد، امنیت و آینده ایران منتقل می‌شود. جامعه‌ای که توانایی‌های خود را نمی‌بیند، از درون فرسوده می‌شود

نگاهداری، در خصوص مسیر دوم یعنی خودتحقیری ملی، توضیح داد: جامعه‌ای که توانایی‌های خود را نمی‌بیند یا هر دستاوردی را با تحقیر روایت می‌کند، پیش از آنکه از بیرون شکست بخورد، از درون فرسوده می‌شود. نقد ضعف‌ها ضروری است، اما نقد با نفی تفاوت دارد. نقد، برای اصلاح و ارتقاست؛ نفی، سرمایه اجتماعی و انگیزه ملی را می‌سوزاند.

وی افزود: ایران در یک سال اخیر نشان داده است که در شرایط فشار و حتی جنگ، هم توان مقاومت دارد و هم می‌تواند در میدان‌های مختلف، از امنیت تا دیپلماسی، ابتکار عمل نشان دهد. اینکه ما دستاورد‌ها و سلحشوری‌های سربازان جان بر کف کشور در میدان جنگ و میدان نظامی را که همه دنیا را انگشت به دهان گذاشته، طوری روایت کنیم که انگار خیانتی بزرگ به کشور شده و منافع ملی کشور بر باد رفته است؛ یک خیانت تاریخی است. انزوای ایران، آن چیزی است که دشمنان ما می‌خواهند

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، سیاست خارجی را یکی از مهم‌ترین ابزار‌ها برای کسب منافع ملی دانست و گفت: این مهم در صورتی تحقق پیدا می‌کند که همه جریان‌های سیاسی کشور بر این نکته باور داشته باشند که انزوای ایران، آن چیزی است که دشمنان ما می‌خواهند و ما از هر مسیری باید این زنجیر‌ها را از میان ببریم. استقلال با قطع ارتباط تفاوت دارد

وی با بیان اینکه ایران نمی‌تواند برای حفظ هویت، استقلال و منافع ملی، به انزوای ارتباطی تن بدهد، تصریح کرد: استقلال با قطع ارتباط تفاوت دارد. کشوری مستقل است که بتواند با جهان ارتباط برقرار کند، اما قواعد این ارتباط را بر اساس منافع خود تنظیم کند.

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، با بیان اینکه نقش این مرکز، در این میان صرفاً ارائه گزارش درباره مسائل روز نیست؛ بلکه تمام ظرفیت‌های مرکز بر روی تشخیص مسیر درست برای آینده کشور است، عنوان کرد: برای مثال، در موضوعاتی مانند ارتباط با چین، مسئله فقط تنظیم مناسبات دوجانبه نیست. باید پرسید ایران چگونه می‌تواند در زنجیره‌های اقتصادی و فناورانه آسیا جایگاه خود را تثبیت کند؟ چگونه از رابطه با چین ارزش واقعی برای اقتصاد ملی بسازد؟ و ایران و چین چه نقش‌های مکملی در نظم نوین منطقه و جهان می‌توانند داشته باشند؟

وی افزود: رابطه پایدار با چین نیازمند شناخت دقیق چین، فهم منافع متقابل، طراحی سازوکار‌های اجرایی، حل مسئله مبادلات مالی و ایجاد ضمانت برای استمرار توافق‌هاست.

نگاهداری، در ادامه با بیان اینکه موضوع رژیم حقوقی تنگه هرمز نیز از همین اهمیت برخوردار است، خاطرنشان کرد: جنگ رمضان و دستاورد‌های استراتژی‌های نظامی فرماندهان ما به دنیا ثابت کرد که تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال انرژی، تجارت و امنیت در جهان است. ایران باید درباره این پهنه، هم از منظر حقوق بین‌الملل و هم از منظر منافع اقتصادی، امنیتی و منطقه‌ای، صاحب صورت‌بندی روشن و مستند باشد. شکست دشمن در پروژه دولت فرومانده با یک سخنرانی یا یک تصمیم مقطعی اتفاق نمی‌افتد

وی با بیان اینکه شکست پروژه دولت فرومانده با یک سخنرانی یا یک تصمیم مقطعی اتفاق نمی‌افتد، عنوان کرد: این پروژه زمانی شکست می‌خورد که کشور بتواند همه ظرفیت‌های خود را به هم متصل کند. ظرفیت دولت، جامعه، نخبگان، اقتصاد، دیپلماسی و نهاد‌های علمی همه با هم و به یک جهت حرکت کنند. به سیاست‌گذاری‌هایی نیاز داریم که کشور را از وضعیت واکنشی خارج کند

نگاهداری، با بیان اینکه ما به سیاست‌گذاری‌هایی نیاز داریم که کشور را از وضعیت واکنشی خارج کند، گفت: در پرونده چین، باید از رابطه نمادین به همکاری راهبردی قابل سنجش برسیم. در موضوع تنگه هرمز، باید موفقیت‌های زمان جنگ را با نهادمندسازی، تبدیل به راهبرد‌های حقوقی و منطقه‌ای کنیم. در مواجهه با انزوا، باید از گلایه درباره فشار خارجی به طراحی شبکه‌های پایدار ارتباطی حرکت کنیم. وقتی همه‌چیز از دریچه رقابت‌های روزمره سیاسی دیده شود، مسائل راهبردی و ملی قربانی می‌شوند

وی یکی از موانع اصلی را غلبه نگاه کوتاه‌مدت بر مسائل بلندمدت دانست و تصریح کرد: وقتی همه‌چیز از دریچه رقابت‌های روزمره سیاسی دیده شود، مسائل راهبردی و ملی قربانی می‌شوند. در چنین شرایطی، ممکن است جریان‌ها برای تضعیف رقیب، نهادی را تضعیف کنند که فردا خودشان نیز به آن نیاز دارند. باید با عارضه فرداخواری مقابله کرد

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، در پایان با تاکید براینکه باید با عارضه فرداخواری مقابله کرد، گفت: این یعنی تصمیم‌هایی که امروز محبوب یا کم‌هزینه به نظر می‌رسند، اما هزینه آنها به آینده منتقل می‌شود. آینده ایران نباید محل پرداخت بدهی تصمیم‌های امروز باشد.



۱۱ ساعت قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

پیمان مکه، بازتعریف روابطی فراتر از مناسبات منطقه‌ای - دیپلماسی ایرانی

نویسنده: ریچل برانسون (Rachel Bronson)، مشاور ارشد بولتن دانشمندان اتمی است. او پیش از این رئیس و مدیرعامل، بر برنامه‌ریزی، ارتباطات و ساعت نمادین روز قیامت نظارت داشته است. برانسون همچنین معاون رئیس مطالعات و عضو ارشد و مدیر مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی بوده است.

دیپلماسی ایرانی: زمانی که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان توافقنامه دفاع مشترک مکه را در ۷ اوت امضا کردند، واکنش واشنگتن با تعجب خاموش بود. در اینجا یک توافقنامه به سبک ناتو وجود دارد که تصریح می کند که حمله به یک امضاکننده، حمله به همه است، شامل یک متحد ناتو، و خارج از چارچوب ناتو امضا شده است. با توجه به پاسخ محتاطانه اش، به نظر می رسد که واشینگتن معمار اصلی این ترتیب جدید نبوده است.

پیمان دفاعی متقابل تاریخی سه کشور سنگین وزن منطقه را متحد می کند: عربستان سعودی، بزرگترین تولید کننده نفت جهانی و دارنده ذخایر مالی. ترکیه که دارای دومین ارتش بزرگ در اتحاد ناتو و صنعت تسلیحاتی در حال رشد است. و پاکستان که به عنوان تنها کشور مسلمان مجهز به سلاح هسته ای است و یکی از بزرگترین ارتش های فعال جهان را در اختیار دارد. در تئوری، صنعت تسلیحات ترکیه اکنون مسیری در سطح معاهده برای خرید عربستان سعودی و همچنین یک تولیدکننده مشترک احتمالی در پاکستان خواهد داشت. در همین حال، پرسنل آموزش دیده پاکستان یک شریک خلیج فارس با سرمایه برای افزایش آنها به دست خواهند آورد، و ثروت سعودی به جای قراردادهای موقت، تحت یک چارچوب رسمی به تولیدات دفاعی ترکیه و پاکستان سرازیر می شود. این در ظاهر، یک پیشرفت نفس گیر است.

قابل درک است که تحلیلگران به سرعت در تلاش هستند تا انگیزه محرک پشت این اعلامیه را ارزیابی کنند. آیا این یک واکنش منطقه ای به ایران است؟ پاسخی هدفمند به روابط رو به وخامت ترکیه و اسرائیل؟ یا اینکه این توافق بهتر است به عنوان پیامی به ایالات متحده در مورد شکست این کشور در تضمین امنیت و امنیت متحدان منطقه ای خود درک شود؟ در حالی که همه این انگیزه‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنند، امضای مکه منعکس‌کننده چیزی است که حتی بیشتر از آن تأثیرگذار است – مجموعه‌ای از تجدیدنظرهای سیاسی که مورد توجه قرار نگرفته و به سرعت در حال حرکت است که در پهنه وسیعی از قلمرو برای مقابله با تهدیدات منطقه‌ای و ایجاد اقتصادهای قدرتمند مورد نیاز برای بقا و شکوفایی در قرن بیست و یکم اتفاق می‌افتد.

دو نظریه قدرت

در طول سال گذشته، شبه جزیره عربستان و منطقه اطراف آن به دو ائتلاف سست اما متمایز به رهبری امارات متحده عربی از یک طرف و عربستان سعودی از سوی دیگر تقسیم شده اند. هر بلوک منطقه ای ایده های بسیار متفاوتی در مورد چگونگی واکنش به ایران به ویژه و همچنین تفسیرهایی از روندهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آینده دارد. روابط پرتنش فزاینده آنها فراتر از شبه جزیره عربستان تابیده شده و بر رقابت های موجود در جنوب آسیا، شاخ آفریقا و حتی مدیترانه شرقی ترسیم شده است. با اخطارها و احتیاط ها، طرفین شامل اسرائیل، امارات، یونان و هند از یک طرف و عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان از سوی دیگر هستند و مصر و قطر به طور آزمایشی به دومی نزدیک می شوند. در حالی که دو طرف از نظر درک تهدید، استراتژی نظامی یا چشم انداز اقتصادی از لحاظ داخلی منسجم نیستند، منافع آنها به طور فزاینده ای در این حوزه ها همپوشانی دارند و الگوی همسویی ژئوپلیتیک آنها به طور فزاینده ای غیرقابل انکار است.

امارات متحده عربی، اسرائیل، یونان و هند شرط می‌بندند که این قرن به چابکی پاداش خواهد داد: کشورهای کوچک و شبکه‌ای که به جای قلمرو یا جمعیت بر سر فناوری، مجاری انرژی، زیرساخت‌های داده و سرمایه رقابت می‌کنند. ایان برمر و فیراس مکساد این طرف را ائتلاف ابراهیمی می نامند که در توافقنامه ابراهیم ۲۰۲۰ لنگر انداخته است. ملیندا هرینگ و دانیل کیماژ، که به طور گسترده‌تر درباره تغییر ماهیت قدرت دولتی می‌نویسند، اسرائیل و به‌طور مبهم‌تر، امارات متحده عربی را به‌عنوان «اسپارت‌های جدید» توصیف می‌کنند، کشورهایی که اندازه را با «حیله و نیرنگ» جبران می‌کنند.

برای امارات، اسرائیل و شرکای آنها، ایران چیزی بیش از یک تهدید نظامی است. ایران با هدف قرار دادن زیرساخت های منطقه، مدل اقتصادی مبتنی بر انرژی، فناوری و گردشگری را به خطر می اندازد. هر کاری که این طرف انجام می دهد از این باور ناشی می شود، از استقرار باتری های گنبد آهنین اسرائیل به امارات متحده عربی و سرمایه گذاری امارات متحده عربی در برنامه هسته ای غیرنظامی هند تا سرعت بخشیدن به ساخت زیرساخت های فناوری، داده ها و انرژی که این کشورها را به یکدیگر متصل می کند.

در همین حال، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روی نظریه قدیمی‌تری شرط‌بندی می‌کنند: اینکه جرم و عمق هنوز مهم است و قلمرو، جمعیت، ارتش‌های پایدار، ذخایر انرژی و مشروعیت مذهبی هنوز نام بازی هستند – حتی در شرایطی که این دولت‌ها در کنار رقبای کوچک‌تر خود مدرن می‌شوند. ایران خطرناک است، اما تهدید نیست. برمر و مکساد این بلوک را ائتلاف اسلامی می نامند.

برای گروه تحت رهبری عربستان سعودی یا گروه انبوه و عمیق، رویارویی مستقیم نظامی گستاخانه راه پیش رو نیست. عملیات «خشم حماسی» ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، بسته شدن تنگه هرمز و تهدیدات مجدد علیه کشتیرانی دریای سرخ تأیید کرده است که این عملیات کارساز نیست. بنابراین، ریاض کانال مستقیم خود را با تهران راه اندازی کرده است، حتی در حالی که تهاجم ایران را محکوم می کند، زیرا ایران را به عنوان یک دشمن قابل کنترل تر می بیند. این استراتژی حفاظتی، امارات متحده عربی را خشمگین کرده، اماراتی که بار عمده حملات هواپیماهای بدون سرنشین ایران را متحمل شده است. اما برای ریاض، اسلام آباد و آنکارا، یک ایران شکست خورده تنها خلاء خطرناکی را برای دشمنان ایجاد می کند تا آن را پر کنند، همان‌طور که برای عراق شکست خورده پس از مداخله آمریکا، رخ داد.

«ایرانِ دست و پا شکسته» همچنین می‌تواند به عنوان وزنه تعادلی در برابر آنچه ریاض در حال حاضر به عنوان یک نیروی به همان اندازه بی‌ثبات‌کننده می‌بیند، عمل کند: اهداف حداکثری اسرائیل، که در سپتامبر ۲۰۲۵، زمانی که اسرائیل به یک تیم مذاکره‌کننده حماس در داخل قطر حمله کرد، به نمایش گذاشته شد. ظرف چند روز پس از آن حمله – اولین حمله اسرائیل به یک کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس – عربستان سعودی یک توافق‌نامه دفاعی متقابل استراتژیک با پاکستان امضا کرد. این اقدام، یک رابطه امنیتی دوجانبه را که برای دهه‌ها به طور غیررسمی وجود داشت، رسمیت بخشید. الحاق اخیر ترکیه در مکه را می‌توان به عنوان یک بلوک سازنده بعدی در یک توافق امنیتی رو به گسترش در نظر گرفت.

آنچه در منطقه در حال شکل‌گیری است، به اندازه‌ای جدید است که حتی ناظران نزدیک نیز در مورد نام آن به توافق نرسیده‌اند. اما اگر برچسب‌ها را کنار بگذارید پویایی باقی می‌ماند: یک طرف شرط می‌بندد که اگرچه کوچک است ولی به سرعت می‌تواند طرف بزرگ با عملیات و منطق سنجیده را شکست دهد. طرف دیگر شرط می‌بندد که اندازه و سرعت، اگر مدرنیزه شود، همچنان برنده خواهد شد. خلیج فارس به عرصه‌ای تبدیل شده است که این بحث در آن حل و فصل خواهد شد، نه در یک اتاق سمینار، بلکه در خطوط ریلی، پیمان‌های دفاعی و زیرساخت‌های پشتیبانی که انرژی و تجارت منطقه را برای یک نسل حمل خواهند کرد.

الگویی برای سراسر منطقه

در حالی که این ادعا که خلیج فارس و منطقه وسیع‌تر در حال تقسیم شدن به دو ائتلاف رقیب است، به هیچ وجه مورد اجماع نیست، اما شواهد این را تأیید می‌کند. در سودان، عربستان سعودی از نیروهای مسلح سودان و امارات متحده عربی از نیروهای پشتیبانی سریع در چیزی که ناظران به طور فزاینده‌ای آن را جنگ نیابتی خلیج فارس نامیده‌اند، حمایت کرده‌اند. در سومالی، عربستان سعودی به ده‌ها کشور مسلمان و عربی پیوسته است که به رسمیت شناختن سومالی‌لند توسط اسرائیل را محکوم کرده‌اند. امارات متحده عربی در این مورد آشکارا سکوت کرده است، که با جاه‌طلبی‌های خود ابوظبی برای ایجاد پایگاه در آنجا مطابقت دارد. در یمن، نیروهای نیابتی دو کشور در ژانویه ۲۰۲۶ به رویارویی مسلحانه مستقیم وارد شدند – آشکارترین مدرک برای این‌که تاکنون دو متحد اسمی آمریکا، در جاهایی، عملاً با ابزارهای دیگر با یکدیگر در جنگ هستند.

این الگو به دیپلماسی انرژی نیز گسترش می‌یابد، جایی که یونان، اسرائیل، هند و امارات متحده عربی از کریدور اقتصادی هند – خاورمیانه – اروپا (IMEC) دولت بایدن و دولت اول ترامپ که در سال ۲۰۲۳ در نشست G20 در دهلی نو رونمایی شد، حمایت کرده‌اند. در همین حال، عربستان سعودی سال گذشته را صرف جلب نظر دمشق به عنوان گره ترجیحی مدیترانه‌ای خود کرده و زیرساخت‌ها، از جمله شبکه‌های فیبر نوری، را از طریق سوریه به جای اسرائیل تغییر مسیر داده است. ترکیه و عربستان سعودی در ماه ژوئن یک توافق راه‌آهن از طریق سوریه و اردن امضا کردند، مسیری که آنکارا آن را برای کاهش نقش منطقه‌ای اسرائیل توصیف کرده است. وزیر تجارت ترکیه آن را ضربه‌ای به محور اسرائیل – هند – امارات متحده عربی خواند – محوری که شامل رقیب قدیمی آن، یونان، معمار کلیدی این کریدور می‌شود. امارات متحده عربی یک سرمایه‌گذار بزرگ در برنامه هسته‌ای غیرنظامی هند است؛ عربستان سعودی از پاکستان حمایت می‌کند. به نظر می‌رسید توافق هسته‌ای اخیر عربستان سعودی تلاشی برای کشاندن ایالات متحده به یک طرف در مقابل طرف دیگر باشد.

پیش از این، در ماه مه، امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، یک کارتل نفتی به رهبری عربستان سعودی که بخش قابل توجهی از عرضه جهانی نفت را مدیریت می‌کند، خارج شد. امارات متحده عربی این کار را برای رهایی از محدودیت‌های تولید تحت هدایت عربستان سعودی انجام داد که ابوظبی معتقد است آرمان‌های اقتصادی و سیاسی آن را محدود کرده است. اندکی پس از آن، در ماه ژوئیه، عربستان سعودی اعلام کرد که ۱۳ کشور به آنها در ایجاد یک اتحاد دفاعی دریایی برای تضمین آزادی دریانوردی در دریای سرخ، خلیج عدن و تنگه باب المندب پیوسته‌اند. امارات متحده عربی در میان آنها نبود. یونان، اسرائیل و هند نیز با وجود اینکه همگی منافع دریایی قابل توجهی در آب‌هایی دارند که این اتحاد حول محور حفاظت از آنها سازماندهی شده است، در این اتحاد حضور نداشتند.

این شکاف‌ها به‌ویژه برای هند، که سیاست خارجی آن مدت‌هاست بر چندجانبه‌گرایی استوار است، چالش‌برانگیز بوده است. در ۶ اوت، یک روز قبل از امضای مکه، نارندرا مودی، نخست وزیر هند با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل تماس گرفت. بازخوانی های رسمی با استناد به مشارکت استراتژیک ویژه هند و اسرائیل و "تحولات در غرب آسیا" بود. آنچه روز بعد اتفاق افتاد گویاتر بود: رسانه های ترکیه و پاکستان گزارش دادند که هند فوراً به اسرائیل در مورد ترتیبات دفاعی متقابل برای مقابله با محور جدید نزدیک شده است. وزارت امور خارجه هند مذاکره درباره توافق جدید را تکذیب کرد و این گزارش ها را «اخبار جعلی» خواند. اما این فرض اساسی را انکار نکرد و در عوض گفت که دهلی نو توافق مکه را «از نزدیک دنبال می‌کند». دولت‌ها معمولاً به شایعاتی که بی‌اهمیت می‌دانند، پاسخ رسمی نمی‌دهند.

پاکستان در داخل ائتلاف گسترده و عمیق قرار دارد. بنابراین، هند، هر چقدر هم که پوشش داده شود، بیشتر به سمت ائتلاف چابک شبکه‌ای متمایل است. همان‌طور که دو گروه سست در نهادها رسمیت می یابند، فضا برای چند همسویی تنگ می شود. این پویایی است که مستحق درمان کاملتر خود در جای دیگر است، اما انکار و تأیید عجولانه خود دهلی نو نشان می دهد که قبلاً آن را احساس کرده است.

بعد چه می‌شود

ایالات متحده سه دهه بعد از عملیات طوفان صحرا، توان خود را صرف ساختن یک معماری امنیتی واقعی در خاورمیانه کرده است. حضور نظامی ایالات متحده، آموزش قابلیت همکاری و اطلاعات مشترک، شرکای خلیج فارس و اسرائیل را به چیزی شبیه به یک موضع دفاعی هماهنگ تبدیل کرده است که به راحتی از آن به عنوان "ناتوی خاورمیانه" یاد می شود. توافقنامه دفاع مشترک مکه یک سوال پریشان‌کننده را ایجاد می کند: آیا این معماری در حال تحقق است یا جایگزین شده است؟

از یک طرف بخوانید، این پروژه واشینگتن است که سرانجام به ثمر نشسته است. این توافق گام بعدی در قابلیت همکاری در سطح منطقه و یک تعهد واقعی دفاعی متقابل است. با این حال، از وجه دیگری نیز آن را بخوانید، این گزینه جانشینی آرام برای آن پروژه است. قابلیت همکاری آرمانی واقعی است، اما در اطراف ریاض، آنکارا، و اسلام آباد ساخته شده، و واشینگتن پس از وقوع آن به جایی این که از قبل طرف مشورت باشد از آن مطلع شده است. هنوز خیلی زود است که بدانیم کدام خوانش صحیح است. اما این فرض که اساس سه دهه سیاست آمریکا در حوزه خلیج فارس که واشنگتن در مرکز هر معماری ظاهر می شد، نادیده گرفته شده و در آن ظاهر نشده است، دیگر نمی تواند بدیهی تلقی شود.

قابلیت همکاری که واشنگتن مدت هاست از آن حمایت می کند، مستلزم اعتماد در میان شرکت کنندگان در ساخت آن است. زمانی که دو مورد از اساسی‌ترین گره‌های معماری – عربستان سعودی و امارات متحده عربی – به‌طور همزمان پرداخت‌های بانکی یکدیگر را مسدود می‌کنند، طرف‌های مقابل را در یمن مسلح می‌کنند و ائتلاف‌های رقیب ایجاد می‌کنند که به وضوح یکدیگر را حذف می‌کنند، حفظ این اعتماد دشوارتر است. واشنگتن با انتخاب بین دو ائتلاف روبه‌رو نیست. در حال کشف این واقعیت است که نزدیکترین شرکای‌اش از شروع به انتخاب چه گزینه‌ای کرده اند.

در هفته‌های آتی، توافقنامه دفاعی مشترک مکه بیشتر به عنوان داستانی درباره ایران، اسرائیل، بازدارندگی و فراتر رفتن از مرزهای یک عضو ناتو تحلیل می‌شود. اما چیزی بزرگتر نیز در حال بازی است. توافق مکه روشن‌ترین مدرکی است که تاکنون نشان می‌دهد شکافی در قلب شبه جزیره عربستان در حال شکل‌گیری است که در حال تعمیق و شکل‌گیری است، در سیستم‌های بانکی نفوذ می‌کند، شبه‌نظامیان نیابتی را شامل می‌شود و در ادامه دشمنی‌های عمیق ژئوپلیتیکی را می‌شکافد. دو ائتلاف بر سر کریدورها، سرمایه، و اکنون که رسماً روی کاغذ به پیمان‌های دفاعی متقابل متعهد هستند، رقابت می‌کنند. این مبارزه برای سهم رهبری در قرن بیست و یکم است.

ائتلاف گسترده و عمیق در حال ایجاد تعهد سخت تر و الزام آورتر است. ائتلاف چابک شبکه‌ای، در حال حاضر، این کار را نکرده است. این که آیا این قدرت را منعکس می کند (سیگنالی مبنی بر اینکه کشورهای چابک برای حرکت با یکدیگر به معاهدات رسمی نیاز ندارند) یا افشای آن تنها با گسترش رقابت مشخص خواهد شد. اما دولت های درگیر منتظرند تا دریابند کدام نظریه قدرت به طور انتزاعی پیروز می شود. آنها شروع به ساختن پاسخ به زبان یک معاهده کرده اند.

منبع: شیکاگو کانسیل ان گلوبال افرز / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی




 بیانیه مهم وزارت دفاع منتشر شد + جزئیات
۱۲ ساعت قبل / سایت اکوایران

بیانیه مهم وزارت دفاع منتشر شد + جزئیات

وزارت دفاع در بیانیه‌ای تازه، بر اهمیت مسیر پیش‌روی صنعت دفاعی کشور تأکید کرد.

 ببینید|قالیباف و هیئت پارلمانی ایران به زیارت حرم امام حسین(ع) رفتند - تسنیم
۸ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ببینید|قالیباف و هیئت پارلمانی ایران به زیارت حرم امام حسین(ع) رفتند - تسنیم

رئیس مجلس و هیئت پارلمانی ایران در جریان سفر به عراق، به زیارت مضجع شریف امام حسین(ع) مشرف شدند.

 انتقاد یک فعال سیاسی از تصمیم اخیر مجلس: نه صلاحیت دارید نه تخصص!
۳ ساعت قبل / سایت اکوایران

انتقاد یک فعال سیاسی از تصمیم اخیر مجلس: نه صلاحیت دارید نه تخصص!

فعال سیاسی اصولگرا گفت: اساسا مساله نفوذ، مقوله‌ای نیست که با رویکردهای تقنینی شتاب‌زده در مجلس قابل حل باشد.

 واکنش قالیباف به اقدام رئیس مجلس عراق در انتشار نقشه خلیج فارس با نام جعلی: هر قدمی که دشمنان برای دور کردن ایران و عراق از همدیگر برداشتند، ما دو قدم به هم نزدیک‌تر شده‌ایم
۱۲ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

واکنش قالیباف به اقدام رئیس مجلس عراق در انتشار نقشه خلیج فارس با نام جعلی: هر قدمی که دشمنان برای دور کردن ایران و عراق از همدیگر برداشتند، ما دو قدم به هم نزدیک‌تر شده‌ایم

قالیباف به اقدام رئیس مجلس عراق در انتشار نقشه خلیج فارس با نام جعلی واکنش نشان داد.

 مذاکرات ایران و عمان شکست خورد؟
۱۴ ساعت قبل / سایت روزنو

مذاکرات ایران و عمان شکست خورد؟

یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید به وب‌سایت «سمافور» مدعی شدند که دولت آمریکا بر این باور است که گفت‌و‌گو‌های ایران و عمان هفته‌ها پیش به بن‌بست رسیده است.

 شاهزاده هری و همسرش پس از ۶ سال به بریتانیا برمی‌گردند | آیا خانواده سلطنتی از بازگشت هری و مگان استقبال می‌کنند؟
۵ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

شاهزاده هری و همسرش پس از ۶ سال به بریتانیا برمی‌گردند | آیا خانواده سلطنتی از بازگشت هری و مگان استقبال می‌کنند؟

شاهزاده هری مایل است با پدرش آشتی کند و زمان بیشتری را با او که به دلیل ابتلا به سرطان تحت درمان است، بگذراند.