
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، پس از نزدیک به پنج ماه، بیش از آنکه تصویری از یک پیروزی سریع و قاطع برای واشنگتن ارائه دهد، به آزمونی برای محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا تبدیل شده است. اهدافی که در آغاز جنگ قرار بود با اتکا به برتری هوایی و تسلیحاتی آمریکا محقق شوند، یکی پس از دیگری با واقعیت میدان برخورد کردهاند؛ از تغییر نظام سیاسی در ایران گرفته تا وادار کردن تهران به تسلیم سیاسی و تضعیف بنیادین توان راهبردی کشور.
در همین چارچوب، هولمن جنکینز جونیور، ستوننویس والاستریت ژورنال، جنگ ترامپ را یک «محاسبه اشتباه» توصیف کرده است. او در مقالهای با عنوان «Democrats, Trump and Iran» نوشته است که ترامپ نه منابع نظامی لازم برای یک جنگ طولانی را در اختیار داشت، نه از حمایت داخلی لازم برخوردار بود و نه شخصاً تمایلی به یک جنگ طولانی داشت. به نوشته جنکینز، ترامپ از روز هفتم جنگ حملات خود به ایران را با این امید ادامه داد که تهران راهی برای خروج او از جنگ فراهم کند.
جنکینز همچنین هشدار میدهد که هنوز برای توصیف قطعی جنگ بهعنوان «شکست راهبردی آمریکا» زود است و باید منتظر فصلهای بعدی این جنگ ماند. با این حال، پیشبینی او درباره آینده بسیار معنادار است: محتملترین سناریو ادامه تبادل آتشهای پراکنده و گفتوگوهای بیحاصل تا ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹ است؛ زمانی که دولت بعدی آمریکا روی کار خواهد آمد. جنگی که قرار بود سریع تمام شود
محاسبه اولیه واشنگتن بر این فرض استوار بود که برتری نظامی آمریکا میتواند در مدت کوتاهی ایران را وادار به عقبنشینی کند.اما این اتفاق رخ نداد.
آمریکا و رژیم اسرائیل انتظار داشتند فشار نظامی، ساختار سیاسی ایران را دچار فروپاشی کند، توان موشکی و راهبردی تهران را از بین ببرد و در نهایت ایران را به پذیرش توافقی مطابق خواستههای واشنگتن و تلآویو وادار کند.
با گذشت ماهها، هیچیک از این اهداف محقق نشده است.
این مسئله همان نقطهای است که تفاوت میان پیروزی نظامی و پیروزی سیاسی را آشکار میکند. ممکن است آمریکا بتواند اهدافی را بمباران کند و زیرساختهایی را از بین ببرد، اما اگر نتواند رفتار سیاسی طرف مقابل را تغییر دهد، برتری نظامی بهتنهایی به معنای پیروزی در جنگ …











