قیمت طلا امروز




 خبرگزاری دانشجو / ۱۴۰۵/۰۵/۲۰

جنگ فرسایشی در نتیجه خطای راهبردی آمریکا؛ چرا ممکن است نبرد علیه ایران تا پایان دوره ترامپ ادامه یابد؟

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برخلاف محاسبات اولیه واشنگتن، نه به فروپاشی نظام سیاسی ایران منجر شده، نه تهران را به تسلیم واداشته و نه توان راهبردی ایران...
 جنگ فرسایشی در نتیجه خطای راهبردی آمریکا؛ چرا ممکن است نبرد علیه ایران تا پایان دوره ترامپ ادامه یابد؟

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، پس از نزدیک به پنج ماه، بیش از آنکه تصویری از یک پیروزی سریع و قاطع برای واشنگتن ارائه دهد، به آزمونی برای محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا تبدیل شده است. اهدافی که در آغاز جنگ قرار بود با اتکا به برتری هوایی و تسلیحاتی آمریکا محقق شوند، یکی پس از دیگری با واقعیت میدان برخورد کرده‌اند؛ از تغییر نظام سیاسی در ایران گرفته تا وادار کردن تهران به تسلیم سیاسی و تضعیف بنیادین توان راهبردی کشور.

در همین چارچوب، هولمن جنکینز جونیور، ستون‌نویس وال‌استریت ژورنال، جنگ ترامپ را یک «محاسبه اشتباه» توصیف کرده است. او در مقاله‌ای با عنوان «Democrats, Trump and Iran» نوشته است که ترامپ نه منابع نظامی لازم برای یک جنگ طولانی را در اختیار داشت، نه از حمایت داخلی لازم برخوردار بود و نه شخصاً تمایلی به یک جنگ طولانی داشت. به نوشته جنکینز، ترامپ از روز هفتم جنگ حملات خود به ایران را با این امید ادامه داد که تهران راهی برای خروج او از جنگ فراهم کند.

جنکینز همچنین هشدار می‌دهد که هنوز برای توصیف قطعی جنگ به‌عنوان «شکست راهبردی آمریکا» زود است و باید منتظر فصل‌های بعدی این جنگ ماند. با این حال، پیش‌بینی او درباره آینده بسیار معنادار است: محتمل‌ترین سناریو ادامه تبادل آتش‌های پراکنده و گفت‌وگوهای بی‌حاصل تا ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹ است؛ زمانی که دولت بعدی آمریکا روی کار خواهد آمد.    جنگی که قرار بود سریع تمام شود

 

محاسبه اولیه واشنگتن بر این فرض استوار بود که برتری نظامی آمریکا می‌تواند در مدت کوتاهی ایران را وادار به عقب‌نشینی کند.اما این اتفاق رخ نداد.

آمریکا و رژیم اسرائیل انتظار داشتند فشار نظامی، ساختار سیاسی ایران را دچار فروپاشی کند، توان موشکی و راهبردی تهران را از بین ببرد و در نهایت ایران را به پذیرش توافقی مطابق خواسته‌های واشنگتن و تل‌آویو وادار کند.

با گذشت ماه‌ها، هیچ‌یک از این اهداف محقق نشده است.

این مسئله همان نقطه‌ای است که تفاوت میان پیروزی نظامی و پیروزی سیاسی را آشکار می‌کند. ممکن است آمریکا بتواند اهدافی را بمباران کند و زیرساخت‌هایی را از بین ببرد، اما اگر نتواند رفتار سیاسی طرف مقابل را تغییر دهد، برتری نظامی به‌تنهایی به معنای پیروزی در جنگ نیست.

چتم‌هاوس نیز در تحلیلی درباره عملکرد پنج‌ماهه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر همین نکته تأکید کرده است: جنگ‌ها نباید صرفاً بر اساس تعداد اهداف منهدم‌شده یا تعداد عملیات‌های نظامی قضاوت شوند؛ معیار اصلی این است که آیا اهداف سیاسی جنگ محقق شده‌اند یا خیر.

بر اساس این معیار، پرونده جنگ برای واشنگتن همچنان باز و پر از علامت سؤال است.   ایران همچنان استوار است

 

یکی از مهم‌ترین فرضیات آمریکا، احتمال فروپاشی ساختار سیاسی ایران زیر فشار نظامی بود.اما برخلاف انتظار واشنگتن، این اتفاق رخ نداد.

ساختار سیاسی ایران همچنان پابرجاست و نهادهای حکومتی، امنیتی و تصمیم‌گیری به فعالیت خود ادامه می‌دهند. حتی می‌توان استدلال کرد که جنگ در برخی حوزه‌ها موجب تقویت همان نهادهایی شده است که قرار بود هدف فشار نظامی آمریکا قرار گیرند.

این مسئله یک شکست مهم برای محاسبات راهبردی واشنگتن محسوب می‌شود.

آمریکا با تکیه بر قدرت نظامی وارد جنگ شد، اما نتوانست این قدرت را به تغییر سیاسی مورد نظر خود تبدیل کند. به بیان دیگر، واشنگتن در تبدیل برتری نظامی به نتیجه سیاسی شکست خورده است.   ادعای پوچ نابودی توان موشکی ایران

 

دومین محاسبه مهم آمریکا، برآورد درباره توان موشکی ایران بود.دونالد ترامپ بارها مدعی شد که توان موشکی ایران «کاملاً نابود شده» و بخش عمده زیرساخت‌های پرتاب موشک این کشور از بین رفته است. مقام‌های اسرائیلی نیز از انهدام پرتابگرها، مراکز تولید و سامانه‌های فرماندهی و کنترل ایران خبر دادند.

اما ادامه جنگ تصویر متفاوتی ارائه کرد.

ایران همچنان توانسته است موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز و پهپادها را در جبهه‌های مختلف به کار گیرد؛ از تنگه هرمز گرفته تا کشورهای میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا.

حملات به پایگاه‌های آمریکا در کویت، بحرین، قطر، عراق و اردن نشان داده است که تهران، چه به‌صورت مستقیم و چه از طریق شرکای منطقه‌ای خود، همچنان قادر به حفظ سطحی از عملیات نظامی است.

در چنین شرایطی، ادعای نزدیک بودن پایان ذخایر تسلیحاتی ایران با واقعیت‌های میدانی سازگاری ندارد.

مشکل دیگر آن است که هیچ برآورد عمومی و قابل اتکایی از حجم واقعی ذخایر موشکی یا ظرفیت تولید ایران در واشنگتن وجود ندارد. بنابراین، ادعای نابودی کامل یا نزدیک به کامل توان نظامی ایران، بیش از آنکه یک واقعیت اثبات‌شده باشد، به یک توهم دروغین تبدیل شده است.   آمریکا محاسبات اشتباهش را تکرار کرد

 

یکی از مهم‌ترین ابعاد شکست آمریکا در جنگ، ناتوانی واشنگتن در درک روند یادگیری ایران است.

ایران در سال‌های گذشته به‌تدریج الگوی پاسخ نظامی خود را تغییر داده است. پاسخ به حملات رژیم اسرائیل، ترور فرماندهان حزب‌الله و حماس و همچنین حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران، همگی با درجاتی از کنترل و محاسبه انجام شدند.

در آن زمان، برخی این رفتار را نشانه ضعف ایران تلقی کردند.اما جنگ ۲۰۲۶ تصویر دیگری ارائه کرده است.

تهران به جای آنکه تمام ظرفیت خود را در یک حمله گسترده مصرف کند، تلاش کرده ارزش راهبردی هر عملیات را افزایش دهد. هدف، صرفاً وارد کردن خسارت نظامی نیست؛ بلکه ایجاد هزینه‌های اقتصادی، سیاسی و روانی برای آمریکا و متحدان آن است.

این رویکرد را می‌توان فرسایش راهبردی نامید.ایران لزوماً برای پیروزی در یک نبرد کوتاه نمی‌جنگد؛ بلکه تلاش می‌کند جنگ را به فرآیندی تبدیل کند که هزینه آن برای طرف مقابل به‌صورت مستمر افزایش یابد.   تنگه هرمز؛ اهرم فشار تهران

 

در این میان، تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف محاسبات آمریکا تبدیل شده است.

جنگ نشان داده است که قدرت نظامی واشنگتن لزوماً به معنای توانایی کنترل پیامدهای اقتصادی جنگ نیست.

اختلال در تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز می‌تواند بازار انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد و هزینه جنگ را بسیار فراتر از میدان نظامی ببرد.

هولمن جنکینز پیش‌تر نیز در مقاله دیگری در وال‌استریت ژورنال با عنوان «No Pain, No Gain in Iran Blockade» درباره دشواری باز کردن نظامی تنگه هرمز هشدار داده بود. او نوشته بود که باز کردن این گذرگاه از طریق عملیات نظامی علیه ایران، با وجود پهپادها، مین‌ها و قایق‌های تندرو، مستلزم حضور نیروهای زمینی، هزینه بالا و تعهدی باز و نامحدود خواهد بود.

این واقعیت، یکی دیگر از تناقض‌های جنگ را آشکار می‌کند: آمریکا قدرت تخریب گسترده دارد، اما تبدیل این قدرت به کنترل پایدار منطقه، هزینه‌ای بسیار بیشتر از آن چیزی دارد که واشنگتن در ابتدا برای جنگ در نظر گرفته بود.   ترامپ؛ بدون نقشه جایگزین

 

جنکینز در مقاله دیگری در وال‌استریت ژورنال با عنوان «Where Is Trump Going in the Gulf?» نوشته بود که ترامپ برای سناریوی فروپاشی سریع حکومت ایران برنامه داشت، اما برای زمانی که این سناریو محقق نشود، پلن بی نداشت.

این مسئله شاید یکی از مهم‌ترین نشانه‌های شکست راهبردی آمریکا باشد.جنگ زمانی خطرناک می‌شود که یک دولت با هدفی مشخص وارد آن شود، اما برای سناریوی شکست نقشه جایگزین نداشته باشد.

ترامپ وارد جنگ شد با این تصور که فشار نظامی می‌تواند ایران را وادار به تغییر رفتار کند؛ اما هنگامی که این اتفاق نیفتاد، گزینه‌های واشنگتن محدودتر شدند.

اکنون آمریکا با دو انتخاب دشوار مواجه است: ادامه جنگ و پرداخت هزینه‌های فزاینده، یا تلاش برای خروج از آن بدون دستیابی به اهداف اولیه.   هزینه خروج از جنگ

 

مشکل ترامپ فقط نظامی نیست؛ سیاسی نیز هست.

اگر آمریکا جنگ را ادامه دهد، هزینه مهمات، عملیات نظامی و حضور منطقه‌ای افزایش خواهد یافت. اگر جنگ را متوقف کند، مخالفان او خواهند گفت که دولت آمریکا بدون دستیابی به اهداف اعلام‌شده عقب‌نشینی کرده است.

همین تناقض می‌تواند ترامپ را در یک دام سیاسی قرار دهد.

جنکینز در مقاله اخیر خود تصریح می‌کند که ترامپ نه منابع نظامی لازم برای یک جنگ طولانی را داشت و نه از حمایت داخلی لازم برخوردار بود. او همچنین تأکید می‌کند که ترامپ شخصاً تمایلی به جنگ طولانی نداشت.بنابراین، ادامه جنگ برای واشنگتن می‌تواند به معنای پرداخت هزینه برای نبردی باشد که از ابتدا برای یک کارزار طولانی طراحی نشده بود.   چرخه حمله، مذاکره و شکست

 

اگر آمریکا و ایران به توافقی پایدار دست پیدا نکنند، خطر شکل‌گیری یک چرخه فرسایشی افزایش خواهد یافت: حمله، پاسخ، آتش‌بس موقت، مذاکره، شکست مذاکرات و سپس دور جدیدی از حملات.

در چنین وضعیتی، هر حمله جدید ممکن است از سوی واشنگتن به‌عنوان تلاشی برای وادار کردن ایران به تسلیم معرفی شود؛ اما اگر تهران همچنان مقاومت کند، آمریکا ناچار خواهد شد بین تشدید جنگ یا پذیرش مذاکره انتخاب کند.

هولمن جنکینز در وال‌استریت ژورنال دقیقاً به همین سناریو اشاره کرده است و می‌نویسد که محتمل‌ترین نتیجه، ادامه «تیراندازی‌های پراکنده و گفت‌وگوها» تا ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹ است؛ زمانی که دولت بعدی آمریکا روی کار خواهد آمد.

این پیش‌بینی به معنای آن است که جنگ ممکن است نه با یک پیروزی روشن، بلکه با انتقال بحران از دولت ترامپ به دولت بعدی آمریکا پایان یابد.   شکست آمریکا در نتیجه سیاسی

در نهایت، مسئله اصلی جنگ ایران تعداد حملات انجام‌شده یا میزان مهماتی که آمریکا مصرف کرده نیست.

مسئله این است که آیا واشنگتن به اهداف سیاسی خود دست یافته است یا خیر.اگر هدف تغییر نظام ایران بود، این هدف محقق نشده است.اگر هدف وادار کردن تهران به تسلیم سیاسی بود، چنین تسلیمی رخ نداده است.

اگر هدف نابودی کامل توان راهبردی ایران بود، ادامه حملات موشکی و پهپادی نشان می‌دهد که این هدف محقق نشده است.

و اگر هدف ایجاد یک نظم منطقه‌ای جدید و پایدار بود، تداوم بحران در تنگه هرمز و ادامه درگیری نشان می‌دهد که واشنگتن هنوز به چنین نقطه‌ای نرسیده است.

به همین دلیل، جنگ ایران بیش از هر چیز داستان شکست محاسبات اولیه آمریکا است؛ شکستی که ممکن است با افزایش فشار نظامی پنهان شود، اما با گذشت زمان و در صورت ادامه جنگ فرسایشی، آشکارتر خواهد شد.   ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹؛ تاریخی که می‌تواند نماد شکست جنگ باشد

 

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در پاییز امسال می‌تواند جایگاه سیاسی ترامپ را تقویت یا تضعیف کند. اما اگر واشنگتن و تهران نتوانند به یک مصالحه پایدار برسند، احتمال ادامه درگیری‌های محدود و مذاکرات فرسایشی وجود دارد.

در این صورت، ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹ تنها تاریخ آغاز به کار دولت بعدی آمریکا نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به نقطه‌ای تبدیل شود که بحران ایران از دولت ترامپ به رئیس‌جمهور بعدی منتقل شود.

این همان سناریویی است که هولمن جنکینز جونیور در وال‌استریت ژورنال محتمل‌تر از یک پیروزی قاطع یا صلح فوری می‌داند.

در چنین سناریویی، آمریکا ممکن است همچنان از برتری نظامی خود سخن بگوید، اما مسئله اصلی پابرجا خواهد ماند: واشنگتن وارد جنگی شد که تصور می‌کرد می‌تواند سریع برنده آن شود، اما در نهایت نتوانست راهی روشن برای پایان دادن به آن پیدا کند.

و این شاید مهم‌ترین نشانه شکست یک قدرت بزرگ در جنگ باشد.



۱ ساعت قبل / سایت جماران

روزنامه آمریکایی: ترامپ گزینه‌ چندانی برای تشدید تحریم علیه ایران ندارد

به گزارش جماران، روزنامۀ واشنگتن‌پست با اشاره به تهدیدهای شدید ترامپ برای افزایش تحریم‌های اقتصادی علیه ایران «در ابعادی بی‌سابقه» نوشت که او گزینۀ چندانی برای جامۀ عمل پوشاندن به این تهدیدها ندارد.

‌ادوارد فیشمن، همکار ارشد و مدیر مرکز ژئواقتصاد شورای روابط خارجی، گفت ترامپ اغلب چنین تهدیدهایی مطرح می‌کند اما در عمل اقدام چندانی پشت آن نیست.

‌فیشمن اشاره کرد که ایران از سال 2018 زیر تحریم‌های آمریکا قرار دارد؛ بنابراین تنها راه باقی‌مانده برای ترامپ، تشدید تحریم‌ها علیه شرکای ایران از جمله چین، امارات و ترکیه است.

‌گزینه‌های دیگر شامل هدف قرار دادن بانک‌ها و پالایشگاه‌هایی است که مقادیر کمی انرژی از ایران می‌خرند، یا تحریم بانک‌های حامل دارایی‌های ایران در خارج از کشور.

‌فیشمن تاکید کرد که ترامپ کار زیادی نمی‌توان بکند، مگر اینکه واقعاً بخواهد تمام دنیا را تهدید کند که در صورت معامله با ایران، از دسترسی به اقتصاد آمریکا محروم خواهند شد.

 


۳۶ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

جنگ اقتصادی ترامپ چقدر می‌تواند به ایران آسیب برساند؟

آیا جنگ اقتصادی جدید ترامپ علیه ایران کارایی جدی خواهد داشت و  یا اینکه از سر استیصال و کار نکردن رویکردهای قبلی آمریکا علیه ایران، وضع شده است؟

"برند دبوسمن جونیور" خبرنگار حوزه کاخ سفید شبکه جهانی بی بی سی مستقر در واشنگتن در گزارشی، درباره میزان کارایی جنگ اقتصادی وعده داده شده ترامپ علیه ایران نوشت:

تقریبا با گذشت شش ماه پس از آنکه دونالد ترامپ، با آغاز جنگ پیروزی سریع بر ایران را وعده داد، به نظر می‌رسد که این درگیری متوقف شده است و چشم‌انداز پیروزی نظامی یا توافق از طریق مذاکره رو به کاهش است. ترامپ برای شکستن این بن‌بست، "روز قیامت اقتصادی" را وعده داده است که در آن هر کشوری که با ایران تجارت کند، با عواقب اقتصادی "فوق‌العاده‌ای" روبرو خواهد شد.

با این حال، ایران مدت‌هاست که با تحریم‌ها روبرو بوده و تاکنون تمایل خود را برای تحمل درد و ظرفیت سازگاری با فشارهای اقتصادی و نظامی عظیم در طول درگیری نشان داده است.

سوال کلیدی برای ایالات متحده این است که آیا تحریم‌های بیشتر در جایی که سایر استراتژی‌ها شکست خورده‌اند، موثر خواهد بود؟

مکانیسم دقیق کارزار فشار اقتصادی جدید ایالات متحده هنوز مشخص نیست و "اسکات بسنت"، وزیر خزانه‌داری، قول داده است که آنها را در یک کنفرانس خبری در 24 آگوست (دوشنبه این هفته) فاش کند.

اما بسنت در مصاحبه‌ای با CNBC تصریح کرد که ایالات متحده مایل است علیه هر کشوری - دوست یا دشمن - که معتقد است به ایران کمک می‌کند، اقدام کند.

او گفت: "شما یا با ما هستید یا علیه ما. اگر اصرار به تجارت با [ایران] دارید، چه انتقال پول، چه خرید نفت آنها یا انجام نقل و انتقالات دریایی، وزارت خزانه‌داری ایالات متحده و دولت ایالات متحده... تمام توان و نیروی خود را برای اعمال تحریم‌ها علیه شما به کار خواهند گرفت."

جی دی ونس، معاون ترامپ، تحریم‌ها را "مرحله جدیدی" از جنگ توصیف کرده است که در آن فشار اقتصادی "موثرترین" ابزار موجود برای ایالات متحده بوده است.

ونس در مصاحبه ای اینترنتی گفت: "آنها سعی خواهند کرد به ما فشار اقتصادی وارد کنند، اما آنچه در چند هفته گذشته صادق بوده این است که آنها فشار بسیار بیشتری نسبت به ما احساس کرده‌اند..ما این روند را ادامه خواهیم داد زیرا فکر می‌کنیم این بهترین راه برای دستیابی به هدف نهایی است."

ایران تقریبا از آغاز جمهوری اسلامی در سال 1979 با تحریم‌های قابل توجه ایالات متحده روبرو بوده است.

کارزار فشار اقتصادی پس از خروج دولت اول ترامپ از برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) - پیمانی در سال 2015 بین قدرت‌های جهانی و ایران برای مهار برنامه هسته‌ای این کشور منعقد شد- تشدید شد.

و در درگیری فعلی، دولت ایالات متحده از قبل عملیات خشم اقتصادی را اعلام کرده است، یک کارزار اقتصادی دو جانبه ایالات متحده که ترکیبی از تحریم‌های هماهنگ شده توسط وزارت خزانه‌داری ایالات متحده علیه جریان‌های مالی و محاصره دریایی علیه بنادر ایران است.

"عمران بیومی"، متخصص ژئواستراتژی در شورای آتلانتیک در واشنگتن دی سی و مشاور سیاسی سابق وزارت دفاع، به بی‌بی‌سی گفت که آخرین اعلامیه احتمالا نتیجه افزایش ناامیدی از این است که گزینه‌های دیگر نتایج مورد نظر ترامپ را به همراه نداشته‌اند.

او گفت: "این واقعا به معنای اذعان به این است که ایالات متحده تقریبا در این جنگ گیر افتاده است. این تلاش دیگری برای اعمال فشار اقتصادی است."

بیومی افزود: "این فقط ابزار دیگری است که ایالات متحده از آن استفاده می‌کند. ما هیچ استراتژی روشنی از سوی دولت با ابزارهای نظامی یا اقتصادی ندیده‌ایم. این سوال که ایالات متحده در تلاش برای دستیابی به چه چیزی است، هنوز بی‌پاسخ مانده است."

"مایکل پارکر"، کارشناس دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه داری آمریکا و متخصص تحریم‌های اقتصادی، گفت که این استراتژی جدید احتمالا نشان‌دهنده‌ی تلاشی برای "گسترش شعاع انفجار اقتصادی" تحریم‌ها با هدف قرار دادن کشورهای ثالثی است که هنوز با ایران معامله می‌کنند اما اقتصادشان به دلار آمریکا وابسته است.

او گفت: "تاکنون، ایالات متحده تا حد زیادی از تهدید این تحریم‌های ثانویه علیه موسسات مالی خارجی برای تشویق به رعایت سیاست‌های تحریم استفاده کرده است."

پارکر افزود: "اما این اهرمی است که تا حدودی ناشناخته مانده است، زیرا هر چیزی را که با دلار آمریکا در ارتباط است و با ایران نیز در ارتباط است، هدف قرار می‌دهد."

به عنوان مثال، پارکر به موسسات مالی خارجی اشاره کرد که به ایران در فرار از تحریم‌ها کمک می‌کنند یا پول را به خزانه ایران هدایت می‌کنند.

نحوه واکنش ایران به این اقدامات هنوز مشخص نیست، اما کارشناسان تحریم می‌گویند که ایران تاکنون در استفاده از کانال‌های نامنظم برای دور زدن تحریم‌ها - مانند کشتی‌های "سایه‌ای" که نفت را حمل می‌کنند یا جبهه‌های تجاری جدیدی که در فهرست تحریم‌های ایالات متحده قرار ندارند - مهارت خود را ثابت کرده است.

"محمد حموده"، مدیر کنترل صادرات و تحریم‌ها در بورس لندن، گفت: "شما مدام شاهد ظهور نام‌های جدید هستید، زیرا ایران واقعا به سرعت در حال تطبیق است. هر تحریمی که اعمال شود، آنها راه جدیدی [در اطراف آن] پیدا می‌کنند."

او افزود که این اقدامات متقابل ایران، اغلب باعث می‌شود که مسئولان اجرای انطباق، عقب بمانند.

حموده گفت: "تحریم‌ها همه روی کاغذ هستند، اما کار سخت در پشت صحنه است. تیم‌هایی در سراسر جهان تلاش می‌کنند تحریم‌ها را اعمال کنند و طرف‌های درگیر را شناسایی کنند، به همین دلیل است که ایران باید سعی کند خود را با شرایط وفق دهد."

میزان اثربخشی این تحریم‌ها تا حد زیادی به واکنش کشورهایی که در نهایت هدف قرار می‌گیرند - که می‌تواند شامل متحدان ایالات متحده مانند ترکیه و عراق و همچنین چین باشد - بستگی دارد.

پارکر گفت: "برخی از این موارد از دست ایران خارج است. توانایی ایران برای فرار یا اجتناب از تحریم‌ها، تا حد زیادی، به تمایل سایر کشورها و موسسات مالی برای دسترسی به سیستم بانکی رسمی آنها [ایران] بستگی دارد."

پارکر معتقد است که این تحریم‌ها "فقط به اندازه تمایل کشورهای هدف برای رعایت اهداف سیاست خارجی ایالات متحده یا مواجهه با تحریم‌های بالقوه دردناک در تجارت با دلار آمریکا قدرتمند بوده‌اند."

برخی از کارشناسان در مورد وجود چنین تمایلی در حال حاضر تردید دارند.

به عنوان مثال، بیومی گفت: "من واقعا نمی‌توانم تصور کنم که چین با این موضوع موافقت کند. این کشورها همگی توانسته‌اند منافع خود را با دولت ترامپ هدایت کنند."

او افزود: "نکته اساسی این است که این فقط یک ابزار دیگر است. اما سوال کلی‌تر در مورد استراتژی همچنان پابرجاست. بدون آن، مطمئن نیستم که این موضوع در درازمدت چیزی را تغییر دهد."


۳۸ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

جنگ اقتصادی ترامپ تنها علیه ایران نیست

این اعلامیه ( اعلام ترامپ مبنی بر آغاز یک جنگ اقتصادی گسترده علیه ایران) اقدامی علیه ایران نیست؛ ادعای صلاحیت قضایی بر سراسر جهان است و مخاطب واقعی آن، هر دولت دارای حاکمیت در جهان است. ایران صرفا بهانه و موردِ آن است. مطالبه‌ای که بر اساس آن هیچ کشوری نباید به بانک‌ها، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها یا ثبت‌های کشتی‌رانی خود اجازه دهد با کشور دیگری وارد تجارت قانونی شوند، متوجه همه کشورهای دیگر است. هدف، خودِ حاکمیت است.

یک دولت می‌تواند اتباع و قلمرو خود را اداره کند. اما نمی‌تواند به یک شرکت خارجی که در خارج از قلمرو آن دولت و مطابق قوانین دولت متبوع خود فعالیت می‌کند، دستور دهد تجارت قانونی خود با کشور ثالث را قطع کند. به طریق اولی، نمی‌تواند تعیین کند که چه چیزی از فرودگاه‌های یک کشور دیگر عبور کند. تحریم‌های ثانویه با اثر فراسرزمینی از این دست، هیچ مبنایی در حقوق بین‌الملل ندارند. این اقدامات با اصل برابری حاکمیتی دولت‌ها، مندرج در ماده ۲(۱) منشور ملل متحد، و نیز با منع عرفی مداخله که دیوان بین‌المللی دادگستری در قضیه نیکاراگوئه آن را تایید کرده است، تعارض دارند. اعمال فشار اقتصادی با هدف وادار کردن دولت دیگر به تغییر تصمیمات حاکمیتی خود، اقدامی غیرقانونی است. این یک اختلاف حقوقی حاشیه‌ای نیست. اتحادیه اروپا، کانادا و مکزیک دقیقاً برای خنثی کردن چنین دستوراتی، قوانین مسدودکننده وضع کرده‌اند. غیرقانونی بودن این اقدامات در قالب قانون‌گذاری نیز مورد مقابله قرار گرفته است.

مطالبه کنونی همچنین نظم تجارت آزاد را که خود واشنگتن بنا کرده بود، ویران می‌کند. دستور دادن به کشورهای ثالث برای متوقف کردن تجارت قانونی، در کنار محاصره دریایی بنادر یک کشور، اقدامی که در «تعریف تجاوز» مجمع عمومی صراحتاً در زمره اعمال تجاوزکارانه شناخته شده است، به منزله مجازات جمعی از طریق ابزارهای مالی است و واجد وصف جنایت علیه بشریت نیز است.

این همان جنگ تعرفه‌ای است که با ابزارهای دیگری ادامه یافته است؛ همان ابزاری که پیش‌تر علیه دوستان و دشمنان، از کانادا و اتحادیه اروپا گرفته تا گرینلند و پاناما، به کار گرفته شده و اکنون با این خیال خام که تنگه هرمز «قلمرو ایالات متحده» است، مزین شده است. یک باور واحد در تمام این اقدامات جریان دارد: اینکه حاکمیت هر کشور دیگری موقتی است، به اذن دیگران وابسته است و در لحظه‌ای که آن کشور از اجرای یک دستور سر باز زند، قابل سلب است. امروز اهرم فشار ایران است. این منطق هیچ نقطه توقف طبیعی ندارد.

بنابراین، مماشات مرگبارترین پاسخ است. 

تا امروز چه دستاوردی داشته است. یک دولت مستقل در میانه مذاکرات مورد حمله قرار گرفت. آتش‌بسی که به امضا رسیده بود، ظرف چند هفته نقض شد. شهرهای آن کشور در حملاتی هدف قرار گرفتند که شمار فزاینده‌ای از حقوقدانان آنها را جنایت جنگی می‌دانند، و سپس همان حملات به اهرمی برای اعمال فشار در پای میز مذاکره تبدیل شد. موجودیت تمدنی آن کشور، از جمله اماکن فرهنگی آن، به نابودی تهدید شد. اکنون دامنه این اجبار به همه دیگران نیز گسترش یافته است.

در سال ۱۹۳۸، به قدرت‌های اروپایی در ازای پذیرش یک امتیاز دیگر، وعده «صلح برای زمانه ما» داده شد. آن امتیاز تنها اشتهایی را تقویت کرد که قرار بود با آن فروکش کند. هر دولتی که این فرمان را اجرا کند، در حال خریدن معافیت نیست. آن دولت در واقع تأیید می‌کند که بانک‌ها و فرودگاه‌های خودش در اختیار واشنگتن است تا برای فعالیت آنها مجوز صادر کند؛ و در عین حال، خود را یک گام دیگر به ابتدای صفِ بعدی نزدیک‌تر می‌کند.




 انتقادات تند یک‌پیشکوست پرسپولیس به چند پیشکوست دیگر باشگاه| علی پروین دارد آلزایمر می‌گیرد! | پرسپولیس به بزرگ‌تر دیگری نیاز دارد
۱۶ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

انتقادات تند یک‌پیشکوست پرسپولیس به چند پیشکوست دیگر باشگاه| علی پروین دارد آلزایمر می‌گیرد! | پرسپولیس به بزرگ‌تر دیگری نیاز دارد

بهزاد داداش زاده پیشکسوت پرسپولیس اعتقاد دارد وحید هاشمیان فریب برخی افراد داخل این باشگاه را خورد و برای همین نتوانست موفق باشد.

 اخبار مهم بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ | از عرضه‌های اولیه تا صندوق نقره و توقف نمادها
۵۰ دقیقه قبل / سايت نبض بورس

اخبار مهم بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ | از عرضه‌های اولیه تا صندوق نقره و توقف نمادها

بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ در حالی آغاز به کار می‌کند که چند خبر مهم از نرخ سود بانکی، عرضه‌های اولیه، پذیره‌نویسی صندوق‌های سرمایه‌گذاری و توقف نمادها می‌...

 الجزیره: چین احتمالاً واردات نفت ایران را با وجود خطر تحریم‌های ترامپ به صفر نمی‌رساند
۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

الجزیره: چین احتمالاً واردات نفت ایران را با وجود خطر تحریم‌های ترامپ به صفر نمی‌رساند

الجزیره نوشت: دونالد ترامپ تهدید کرده است کشورهایی را که همچنان با ایران تجارت می‌کنند، از جمله چین، با پیامدهای شدید اقتصادی روبه‌رو خواهد کرد.

 مدیرعامل قطبینو در سمینار برندسازی شخصی لینکدین: برند شخصی از «تصویرسازی» عبور می‌کند و به ارزش‌های درونی می‌رسد
۱ ساعت قبل / سایت توسعه برند

مدیرعامل قطبینو در سمینار برندسازی شخصی لینکدین: برند شخصی از «تصویرسازی» عبور می‌کند و به ارزش‌های درونی می‌رسد

امیررضا کشاورز، مدیرعامل قطبینو و مشاور برندسازی شخصی، در سمینار «برندسازی شخصی در لینکدین؛ از دیده‌شدن تا تأثیرگذاری حرفه‌ای» تأکید کرد

 یاغی استقلال دربی را ازدست داد/ مصدومیت حقیقت دارد؟
۲ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

یاغی استقلال دربی را ازدست داد/ مصدومیت حقیقت دارد؟

مدافع چپ تیم فوتبال پرسپولیس به دلیل مصدومیت، دربی پایتخت را از دست داد.

 فوری/ ناو جدید آمریکایی به خاورمیانه رسید
۱ ساعت قبل / سایت اکوایران

فوری/ ناو جدید آمریکایی به خاورمیانه رسید

سنتکام اعلام کرد که ناو هواپیمابر جورج واشنگتن به همراه گروه ضربت خود وارد خاورمیانه شده و در دریای عرب مستقر گردیده است.