با سلام به جام قهوهات. امروز که نشستی و به ته فنجان خیره شدی، بوی آخرین روزهای تابستان با بوی دانههای برشتۀ قهوه در هم آمیخته است. بگذار چشمهایت را اندکی ببندی و ببینم در ته این فنجان چه نقشی بسته شده است...
نقش و شکل:
ته فنجانت را که نگاه میکنم، انگار یک پرندهٔ تنها روی شاخهٔ خشکی نشسته و در افق، یک چهارراه به وضوح دیده میشود. در گوشهای از آن هم، خورشیدی کوچک در حال غروب کردن است. ترکیب این سه، فال جالبی را روایت میکند:
تعبیر فال قهوه امروز:
ایستادن در چهارراه: امروز در ذهنت، میان چند انتخاب سرگردانی. یکی راهِ امنِ همیشگیست، یکی راهی که هیجان دارد اما ترسناک است. فال من به تو میگوید که «نایست». حتی اگر مطمئن نیستی، یک قدم بردار. اشکالی ندارد اگر آن قدم، فقط به سمت یک فنجان چای تازه یا یک کتاب نیمهتمام باشد؛ چون حرکت، خودش جوابِ سکون است.
پرندهٔ تنها: این پرنده، خودِ تو هستی. شاید این روزها حس میکنی کسی صدایت را نمیشنود یا در جمع هم تنها هستی. اما خبر خوب این است که این پرنده در حال تماشای آسمان است. خبرِ خوب از راه میرسد؛ … …












