یکشنبه / ۱۱ مرداد / ۱۴۰۵ - 2 August, 2026
 روزنامه تعادل / ۸ ساعت قبل

بورس روی ضربه‌گیر موقت!

 بورس روی ضربه‌گیر موقت!
بازار سرمایه در روزهایی قرار گرفته که بیش از هر عامل دیگری، به ابزاری برای کنترل شدت شوک‌ها نیاز دارد؛ ابزاری که بتواند از تبدیل نوسان‌های مقطعی به بحران فرا...


بازار سرمايه در روزهايي قرار گرفته كه بيش از هر عامل ديگري، به ابزاري براي كنترل شدت شوك ‌ ها نياز دارد؛ ابزاري كه بتواند از تبديل نوسان ‌ هاي مقطعي به بحران فراگير جلوگيري كند، اما قرار نيست به ‌ تنهايي ريشه نااطميناني ‌ هاي اقتصادي و سياسي را از ميان بردارد. در اين فضا، حمايت ۱۲.۵ هزار ميليارد توماني صندوق ‌ هاي تثبيت و توسعه بازار را مي ‌ توان اقدامي در نقش «ضربه ‌ گير» دانست؛ مداخله ‌ اي براي كاهش سرعت افت، مديريت هيجان فروش و حفظ حداقلي از تعادل در معاملات. اين حمايت، در شرايطي مطرح مي ‌ شود كه فشار فروش در بخش مهمي از بازار افزايش يافته و خروج سرمايه حقيقي، نگراني فعالان بورس را نسبت به تداوم روند نزولي بالا برده است. با اين حال، كارشناسان معتقدند تزريق منابع به بازار، هرچند در كوتاه ‌ مدت ضروري است، اما نمي ‌ تواند جايگزين اصلاح متغيرهاي كلاني شود كه مسير تصميم ‌ گيري سرمايه ‌ گذاران را تعيين مي ‌ كنند. بازار سهام زماني مي ‌ تواند از وضعيت شكننده فعلي فاصله بگيرد كه در كنار حمايت نقدينگي، افق روشن ‌ تري از اقتصاد، سياست خارجي، نرخ بهره، ارز و سودآوري شركت ‌ ها پيش روي معامله ‌ گران قرار گيرد.

 

  حمايت مالي؛ مهار هيجان نه درمان بحران

نقش صندوق ‌ هاي تثبيت و توسعه بازار سرمايه، در ذات خود مقابله با نوسان ‌ هاي غيرعادي و رفتارهاي هيجاني است. اين صندوق ‌ ها در دوره ‌ هايي كه عرضه سهام به ‌ واسطه نگراني ‌ هاي جمعي افزايش مي ‌ يابد، با ورود به سمت تقاضا تلاش مي ‌ كنند مانع از شكل ‌ گيري صف ‌ هاي فروش ممتد و عميق ‌ تر شدن بحران اعتماد شوند. از اين منظر، حمايت ۱۲.۵ همتي را نبايد صرفاً يك اقدام معاملاتي يا خريد محدود سهام تلقي كرد؛ بلكه اين مداخله پيامي براي بازار دارد: سياست ‌ گذار نسبت به ‌ شدت فشار فروش بي ‌ تفاوت نيست و تلاش مي ‌ كند از خروج معاملات از مدار عادي جلوگيري كند.در بازارهاي مالي، به ‌ ويژه در شرايطي كه نااطميناني ‌ هاي بيروني افزايش پيدا مي ‌ كند، رفتار سرمايه ‌ گذاران غالباً تابع تحليل ‌ هاي بنيادي نيست. در چنين مواقعي، ترس از زيان بيشتر مي ‌ تواند بر ارزيابي سودآوري شركت ‌ ها، نسبت ‌ هاي ارزش ‌ گذاري و حتي چشم ‌ انداز صنايع غلبه كند. معامله ‌ گراني كه نسبت به آينده اطمينان ندارند، ترجيح مي ‌ دهند دارايي خود را به نقدينگي يا بازارهاي موازي تبديل كنند؛ حتي اگر بخشي از سهام موجود در پرتفوي آنها از منظر بنيادي ارزنده باشد.به همين دليل، ابزارهاي تثبيت ‌ گر در بازار سهام اهميت پيدا مي ‌ كنند. آنها قرار نيست قيمت ‌ ها را به شكل دستوري بالا ببرند يا مانع اصلاح طبيعي بازار شوند؛ وظيفه اصلي اين ابزارها بايد جلوگيري از افت ‌ هاي شتاب ‌ زده، كاهش ترس جمعي و فراهم ‌ كردن زمان براي بازگشت تحليل به تصميم ‌ گيري ‌ ها باشد. به بيان ديگر، صندوق ‌ هاي حمايتي مي ‌ توانند سرعت انتقال شوك را كاهش دهند، اما منشأ شوك را حذف نمي ‌ كنند.

  افت شاخص و خروج حقيقي ‌ ها؛ نشانه فرسايش اعتماد

افت قابل توجه شاخص كل و تداوم خروج پول حقيقي، نشانه ‌ اي از كاهش تاب ‌ آوري رواني بازار در برابر اخبار و ريسك ‌ هاي جديد است. شاخص كل به عنوان يكي از نماگرهاي اصلي بورس، همواره همه واقعيت ‌ هاي بازار را بازتاب نمي ‌ دهد، اما افت آن در كنار خروج سرمايه حقيقي مي ‌ تواند نشانه ‌ اي از كاهش تمايل عمومي به پذيرش ريسك در سهام باشد. زماني كه سرمايه ‌ گذاران حقيقي، به ‌ ويژه معامله ‌ گران كوتاه ‌ مدت، با سرعت بيشتري از بازار خارج مي ‌ شوند، عمق معاملات كاهش مي ‌ يابد و فشار عرضه مي ‌ تواند به نمادها و صنايع بيشتري سرايت كند.حمايت صندوق ‌ ها در اين مقطع، مي ‌ تواند از تشديد همين روند جلوگيري كند. حضور يك خريدار بزرگ و پايدار، دست ‌ كم دركوتاه ‌ مدت، از شدت نامتقارن شدن عرضه و تقاضا مي ‌ كاهد. اين مداخله ممكن است به معامله ‌ گران فرصت دهد تا به ‌ جاي تصميم ‌ گيري بر پايه ترس، اطلاعات مالي شركت ‌ ها، وضعيت سودآوري صنايع و چشم ‌ انداز متغيرهاي اقتصادي را دوباره بررسي كنند.با اين حال، بازار سرمايه پيش از هر چيز به «اعتماد» نياز دارد؛ اعتمادي كه با يك يا چند روز حمايت معاملاتي ساخته نمي ‌ شود. اعتماد زماني بازمي ‌ گردد كه سرمايه ‌ گذار نسبت به قواعد بازي، ثبات تصميم ‌ ها و امكان پيش ‌ بيني آينده احساس اطمينان كند. تغييرات مكرر در سياست ‌ هاي اقتصادي، ابهام در نرخ ‌ گذاري محصولات، تصميم ‌ هاي ناگهاني در حوزه انرژي و خوراك صنايع، نگراني از سياست ‌ هاي ارزي و ترديد درباره روند نرخ بهره، از جمله عواملي هستند كه مي ‌ توانند سرمايه ‌ گذار را در موضع احتياط نگه دارند.

 

  ريشه نوسان ‌ ها بيرون از تالار شيشه ‌ اي است

واقعيت اين است كه بخش مهمي از نوسان ‌ هاي بورس در شرايط فعلي، در خارج از محدوده معاملات سهام شكل مي ‌ گيرد. بازار سرمايه آينه ‌ اي از انتظارات فعالان اقتصادي است و هر اندازه فضاي عمومي اقتصاد و سياست با ابهام بيشتري همراه شود، اين ابهام در قيمت ‌ گذاري دارايي ‌ ها نيز منعكس خواهد شد. ريسك ‌ هاي سياسي، تحولات ژئوپليتيكي، نگراني درباره آينده روابط خارجي و احتمال تغيير در مسير سياست ‌ گذاري اقتصادي، همگي مي ‌ توانند بر رفتار سرمايه ‌ گذاران اثر مستقيم بگذارند.در فضايي كه اخبار سياسي با سرعت بر انتظارات اثر مي ‌ گذارند، بورس معمولاً واكنشي سريع ‌ تر و شديدتر از بخش واقعي اقتصاد نشان مي ‌ دهد. بسياري از شركت ‌ هاي بورسي ممكن است در كوتاه ‌ مدت تغيير محسوسي در فروش، توليد يا سودآوري خود نداشته باشند، اما قيمت سهام آنها تحت تاثير افزايش نرخ تنزيل، رشد ريسك ‌ گريزي و نگراني نسبت به آينده كاهش پيدا مي ‌ كند. به همين دليل است كه گاهي تحليل صورت ‌ هاي مالي و گزارش ‌ هاي عملكردي شركت ‌ ها، به ‌ تنهايي براي توضيح رفتار روزانه بازار كافي نيست.

 

  دلار؛ فرصت سودآوري يا محرك خروج نقدينگي؟

در كنار ريسك ‌ هاي سياسي و اقتصادي، نرخ ارز يكي از مهم ‌ ترين متغيرهايي است كه بر معادلات بازار سهام سايه انداخته است. افزايش قيمت دلار، به ‌ طور سنتي مي ‌ تواند بخشي از شركت ‌ هاي صادرات ‌ محور را در موقعيت بهتري قرار دهد. صنايع پتروشيمي، فلزات اساسي، معدني ‌ ها، پالايشي ‌ ها و برخي شركت ‌ هاي وابسته به فروش خارجي، در صورت فراهم بودن شرايط فروش و ثبات در سياست ‌ هاي ارزي، مي ‌ توانند از رشد درآمدهاي ريالي ناشي از افزايش نرخ ارز منتفع شوند. در نگاه نخست، افزايش نرخ دلار بايد به تقويت انتظارات سودآوري اين گروه ‌ ها منجر شود؛ زيرا بخش مهمي از درآمد آنها ارزي است، در حالي كه بخشي از هزينه ‌ ها به ريال پرداخت مي ‌ شود. اما رابطه ميان دلار و بورس همواره مستقيم، فوري و بدون مانع نيست. در شرايطي كه فضاي كلي بازار منفي است، مزيت بالقوه رشد نرخ ارز ممكن است در قيمت سهام نمايان نشود. سرمايه ‌ گذار در فضاي پرريسك، ابتدا به حفظ ارزش دارايي و كاهش احتمال زيان توجه مي ‌ كند و سپس به فرصت رشد سود شركت ‌ ها.افزون بر اين، افزايش قيمت ارز پيامدهاي ديگري هم دارد كه مي ‌ تواند اثر مثبت آن بر صنايع صادراتي را خنثي كند. رشد دلار معمولاً با افزايش انتظارات تورمي همراه است و هزينه تامين مواد اوليه، ماشين ‌ آلات، قطعات، حمل ‌ ونقل و سرمايه در گردش را براي شركت ‌ هاي وابسته به واردات بالا مي ‌ برد. شركت ‌ هاي توليدي كه قدرت انتقال كامل افزايش هزينه به قيمت فروش را ندارند، ممكن است با فشار بر حاشيه سود مواجه شوند.همچنين، رشد نرخ ارز جذابيت بازارهاي موازي را افزايش مي ‌ دهد. هنگامي كه سرمايه ‌ گذار انتظار رشد بيشتر در ارز، طلا يا دارايي ‌ هاي مبتني بر آنها را دارد، ممكن است بخشي از نقدينگي خود را از بورس خارج كند. اين موضوع به ‌ ويژه براي سرمايه ‌ گذاران خرد اهميت دارد؛ زيرا آنها معمولاً در دوره ‌ هاي نااطميناني، دارايي ‌ هايي را ترجيح مي ‌ دهند كه نقدشوندگي بالاتر و وابستگي كمتري به عملكرد شركت ‌ ها و سياست ‌ گذاري ‌ هاي بخشي دارند.

 

  بازار به نقشه راه نياز دارد

تجربه دوره ‌ هاي مختلف بازار سرمايه نشان مي ‌ دهد اقدامات كوتاه ‌ مدت، هرچند براي عبور از موج ‌ هاي شديد فروش لازم هستند، اما اثر پايدار ندارند. حمايت مالي زماني مي ‌ تواند نتيجه ‌ بخش ‌ تر باشد كه در كنار مجموعه ‌ اي از سياست ‌ هاي هماهنگ قرار گيرد؛ سياست ‌ هايي كه از ثبات مقررات تا كاهش ريسك ‌ هاي سيستماتيك و افزايش شفافيت را در بر مي ‌ گيرد.بازار سرمايه براي بازگشت به تعادل، بيش از هر چيز نيازمند افق قابل پيش ‌ بيني است. فعالان بازار بايد بتوانند درباره متغيرهاي كليدي مانند نرخ بهره، سياست ارزي، قيمت ‌ گذاري محصولات، هزينه انرژي، خوراك صنايع، ماليات و مقررات صادراتي، تصويري روشن ‌ تر داشته باشند. هرچه فاصله ميان تصميم ‌ هاي ناگهاني و فضاي سياست ‌ گذاري شفاف كمتر شود، سرمايه ‌ گذاران نيز با اطمينان بيشتري به تحليل بنيادي شركت ‌ ها بازخواهند گشت.حمايت ۱۲.۵ همتي صندوق ‌ هاي تثبيت و توسعه در اين چارچوب، اقدامي مهم براي كنترل وضعيت كوتاه ‌ مدت به شمار مي ‌ رود. اين منابع مي ‌ تواند فشار هيجاني را كاهش دهد، از تعميق صف ‌ هاي فروش جلوگيري كند و پيام حمايتي به بازار بفرستد. اما اين اقدام، تنها بخشي از مسير است؛ نه پايان آن.بورس در نقطه ‌ اي ايستاده كه بازگشت اعتماد، وابسته به هم ‌ زماني چند عامل است كاهش نااطميناني ‌ هاي سياسي و اقتصادي، ثبات بيشتر در سياست ‌ گذاري، ايجاد چشم ‌ انداز روشن براي سودآوري شركت ‌ ها و تقويت سازوكارهاي حمايتي در زمان بحران. تا زماني كه اين اجزا در كنار هم قرار نگيرند، بازار سهام همچنان ناچار خواهد بود مسير پرنوسان خود را با تكيه بر «ضربه ‌ گيرهاي موقت» طي كند؛ ضربه ‌ گيرهايي كه سقوط را كند مي ‌ كنند، اما به ‌ تنهايي مقصد بازار را تغيير نمي ‌ دهند.