اينترنت اشيا چيست؟
اينترنت اشيا ( Internet of Things ) مفهومي است كه به اتصال دستگاه هاي فيزيكي به اينترنت اشاره دارد؛ به نحوي كه اين دستگاه ها بتوانند با يكديگر و با انسان ها ارتباط برقرار و داده ها را به طور هوشمند رد و بدل كنند.اشيا تنها گوشي موبايل يا لپ تاپ نيستند.بسياري از وسايل روزمره مثل خودرو، يخچال، ساعت، دوربين، حتي گلدان هم مي تواند با داشتن سنسور و قابليت اتصال به اينترنت، بخشي از اين شبكه هوشمند باشد مثلاً يك يخچال هوشمند كه موجودي مواد غذايي را بررسي مي كند. با تمام شدن شير به شما هشدار مي دهد يا ساعتي كه هنگام خواب كيفيت تنفس را ارزيابي و داده ها را به برنامه سلامتي شما انتقال مي دهد. به اعتقاد كارشناسان، اينترنت اشيا پل ارتباطي بين دنياي فيزيكي و فضاي ديجيتال است. اشياي اطراف ما در اين حالت ديگر تنها ابزار نيستند، بلكه موجوداتي هوشمند هستند كه در مديريت بهره وري، صرفه جويي، گرفتن تصميمات درست و بهبود كيفيت زندگي نقش بسزايي دارند. امروزه در كنار اينترنت اشيا، با اينترنت 5 G و هوش مصنوعي مواجه هستيم؛ سه فناوري و قابليتي كه زندگي ما را دگرگون كرده اند. خيلي ها فكر مي كنند اين سه فناوري، سه چيز جدا از هم هستند كه تصادفي هم زمان مطرح شده اند؛ اما واقعيت اين است كه يك زنجيره را تشكيل مي دهند. اينترنت اشيا داده جمع مي كند، مثلاً از يك حسگر دما يا يك دوربين. شبكه 5 G همان داده را سريع و بدون تأخير جابه جا مي كند و هوش مصنوعي است كه آن داده خام را به يك تصميم يا پيش بيني معنادار تبديل مي كند. اگر يكي از اين حلقه ها نباشد، دو حلقه ديگر هم چندان به كار نمي آيند لذا مي شود گفت اينترنت اشيا چشم و گوش اين سيستم است، 5 G رگ و پي آن، و هوش مصنوعي هم مغزش. اين اصطلاح را نخستين بار كوين اشتون، پژوهشگر دانشگاه MIT ، در سال ۱۹۹۹ به كار برد؛ او درباره برچسب هاي RFID صحبت مي كرد. پيش از آن هم در دهه هشتاد ميلادي، گروهي از دانشجويان دانشگاه كارنگي ملون يك دستگاه فروش نوشابه را به شبكه دانشگاه وصل كرده بودند تا از راه دور ببينند نوشابه سرد هست يا نه. بسياري همين را نخستين نمونه واقعي اينترنت اشيا مي دانند، هرچند در آن زمان كسي اين نام را رويش نگذاشته بود، با اين حال، اينترنت اشيا تا پيش از گسترش شبكه هاي نسل سوم و چهارم در دهه ۲۰۱۰ عملاً كاربرد گسترده اي در زندگي روزمره پيدا نكرد.
شبكه هاي موبايل از نسل اول تا پنجم
نسل اول كاملاً آنالوگ بود و فقط مكالمه صوتي بدون هيچ رمزنگاري را پشتيباني مي كرد. نسل دوم با استاندارد GSM آمد و پيامك و مكالمه ديجيتال را ممكن كرد. نسل سوم اينترنت موبايل را وارد زندگي روزمره كرد و همان جا بود كه نخستين آزمايش هاي جدي اينترنت اشيا هم شكل گرفت. نسل چهارم يا همان LTE سرعت را بسيار بالا برد، پخش ويدئو را روان كرد و زمينه ساز رشد اپليكيشن هاي موبايل شد. اما ۵ G يك تفاوت اساسي دارد: تأخيرش بسيار پايين تر است، تا حدي كه مي تواند به يك ميلي ثانيه هم برسد و مي تواند ميليون ها دستگاه را هم زمان در يك منطقه به شبكه متصل نگه دارد.همين دو ويژگي است كه به اينترنت اشيا اجازه مي دهد از مقياس آزمايشگاهي به مقياس شهري و صنعتي برسد. البته مثال هاي ديگري هم وجود دارد. ترموستات هاي هوشمند مثل Nest را در نظر بگيريد؛ دماي اتاق را مي سنجند، از طريق واي فاي خانه داده مي فرستند و كم كم ياد مي گيرند ساكنان خانه چه دمايي را ترجيح مي دهند يا دستيارهاي صوتي مثل گوگل اسيستنت كه وقتي فرمان روشن كردن چراغ داده مي شود، صدا را دريافت، پردازش و اجرا مي كنند. در مقياس بزرگ تر، چراغ هاي راهنمايي هوشمند در برخي شهرها با تحليل حجم ترافيك، زمان بندي خود را براي كاهش شلوغي تغيير مي دهند.اين يكي از حوزه هايي است كه كاربرد آن به سرعت گسترش پيدا كرده است.
سه فناوري كه زندگي ما را
دگرگون كرده است
در همين راستا، علي اصغر زارعي - مدرس دانشگاه و كارشناس ارشد فناوري اطلاعات - در گفت وگو با ايسنا، درباره مزاياي استفاده از اينترنت اشيا اظهار كرد: مهم ترين مزيت را مي توان آزاد شدن وقت و ذهن افراد دانست. كارهاي تكراري مانند تنظيم دما، روشن و خاموش كردن چراغ يا حتي يادآوري خريد نيازهاي خانه، ديگر نيازي به فكر كردن ندارند. مزيت مهم ديگر اين است كه بسياري از مسائل، پيش از آنكه خودمان متوجه شويم، شناسايي مي شوند؛ مانند همان مثال هشدار سلامت. اين پيشگيري، ارزشي دارد كه با پول قابل اندازه گيري نيست. وي با بيان اينكه بزرگ ترين فرصت ها را مي توان در حوزه خدمات متناسب سازي شده يافت، به كسب وكارهايي كه بر پايه داده واقعي رفتار مشتري، خدمت را شخصي سازي مي كنند، اشاره كرد و گفت: براي نمونه، يك استارتاپ كشاورزي مي تواند با حسگرهاي ارزان قيمت رطوبت خاك، به كشاورز بگويد دقيقاً چه زماني و چه ميزان آب بدهد؛ اين كار هم در مصرف آب صرفه جويي مي كند و هم كيفيت محصول را بهبود مي دهد. در حوزه خرده فروشي نيز تحليل رفتار مشتري با داده اينترنت اشيا مي تواند به مديريت بهينه تر موجودي كمك كند. اينها بازارهايي هستند كه هنوز اشباع نشده اند. اين مدرس دانشگاه در عين حال مهم ترين نگراني را از دست دادن كنترل بر داده شخصي دانست و گفت: با وجود اين همه دستگاه كه پيوسته اطلاعات جمع مي كنند، بسياري از كاربران نمي دانند دقيقاً چه داده اي، كجا و براي چه مدت نگهداري مي شود. نگراني ديگر امنيت سايبري است؛ هرچه تعداد دستگاه هاي متصل بيشتر شود، راه هاي نفوذ هم بيشتر مي شود. موارد متعددي گزارش شده كه دوربين هاي خانگي ارزان قيمت، بدون آگاهي صاحب خانه، هدف نفوذ قرار گرفته اند. زارعي متذكر شد: اكثر كاربران دقيقاً نمي دانند چه ريسكي را مي پذيرند وقتي يك دستيار صوتي مي خرند يا يك اپليكيشن سلامت نصب مي كنند؛ بيشتر افراد تنظيمات حريم خصوصي را نمي خوانند و مستقيم آن را تأييد مي كنند. اين يك مسووليت دوسويه است؛ هم شركت هاي سازنده بايد شفاف تر عمل كنند، هم كاربران بايد نسبت به داده اي كه دستگاه هايشان جمع آوري مي كنند، كنجكاوتر باشند. وي با بيان اينكه در مناطقي كه پوشش اينترنت پرسرعت يا ۵ G ضعيف است، امكان استفاده از بسياري از اين خدمات اصلاً وجود ندارد؛ چه رسد به بهره مندي از مزاياي اقتصادي آنها گفت: همين موضوع باعث مي شود فاصله ميان شهر و روستا يا حتي ميان مناطق مختلف يك شهر بزرگ، بيشتر شود و اين يكي از مسائلي است كه بايد در سياست گذاري زيرساختي كشور جدي تر ديده شود. به گفته اين استاد دانشگاه در حال حاضر ۵ G بيشتر در برخي مناطق شهرهاي بزرگ و به صورت محدود در دسترس است.موانع اصلي چند مورد هستند: نخست، هزينه بالاي تجهيزات و آنتن هاي موردنياز، چراكه ۵ G به تراكم بيشتري نسبت به ۴ G نياز دارد. دوم، محدوديت هاي دسترسي به تجهيزات و تراشه هاي به روز كه كار اپراتورها را دشوارتر مي كند و توسعه كامل اين زيرساخت بيشتر به يك برنامه بلندمدت و سرمايه گذاري پايدار نياز دارد تا يك جهش ناگهاني. وي به تاثيرگذاري ورود اينترنت اشيا به زندگي اشاره كرد و گفت: ساعت هاي هوشمند مانند Apple Watch يا دستبندهاي سلامتي، ضربان قلب، اكسيژن خون و كيفيت خواب را پيوسته ثبت مي كنند.اگر الگوريتم چيز غيرعادي مانند ريتم نامنظم قلب تشخيص دهد، بلافاصله هشدار مي دهد.نمونه هاي واقعي متعددي هم گزارش شده كه همين قابليت جان افراد را نجات داده؛ كسي كه از مشكل قلبي خود بي خبر بوده، با هشدار ساعتش متوجه شده و به موقع به پزشك مراجعه كرده است.اين دقيقاً همان نقطه اي است كه اينترنت اشيا و هوش مصنوعي در كنار هم يك ارزش واقعي خلق مي كنند. زارعي تاكيد كرد: هنوز در مراحل نسبتاً اوليه هستيم. تجهيزات خانه هوشمند وارد بازار شده اند، اما قيمت آنها براي بسياري از خانواده ها همچنان بالاست. از طرف ديگر، بسياري از اين محصولات وابسته به سرويس هاي ابري خارجي هستند كه گاهي با محدوديت دسترسي مواجه مي شوند. در حوزه خودرو هم وضعيت مشابهي وجود دارد؛ خودروهاي واقعاً متصل و هوشمند هنوز در كشور گسترش چنداني نيافته اند و بيشتر در حد سامانه هاي كمكي ساده مانند هشدار سرعت يا كمك پارك هستيم. با گسترش پوشش ۵ G و كاهش هزينه تجهيزات، انتظار مي رود اين وضعيت طي چند سال آينده تغيير كند. هوش مصنوعي به تدريج مستقيماً درون شبكه جاي مي گيرد، نه فقط در لايه بالايي كه داده را تحليل مي كند؛ يعني خود شبكه هم ياد مي گيرد و عملكرد خود را بهينه مي كند.اين يعني دستگاه هاي اطراف ما نه تنها هوشمندتر مي شوند، بلكه سريع تر و با مصرف انرژي كمتر هم كار خواهند كرد.البته اين يك روند جهاني چندساله است و نبايد انتظار داشت طي مدت كوتاهي همه چيز تغيير كند. به گزارش ايسنا، در حال حاضر اين فناوري ها وارد زندگي ما شده اند ولي ابزار هستند، نه هدف. صرف وجود يك وسيله هوشمند دليلي براي خريد يا استفاده از آن نيست پس بهتر است هر فرد بر اساس نياز واقعي خود تصميم بگيرد و همواره نگاهي نقادانه به حريم خصوصي و امنيت داده خود داشته باشد. تنها با چنين رويكرد متعادلي مي توان از مزاياي واقعي اين فناوري ها بهره برد، بدون آنكه قرباني معايب آن شد.









