
محمدحسين اديب
بايد ديد نوسانات و تحولات نرخ ارز چه تحولاتي در فضاي عمومي و اقتصادي كشور ايجاد ميكند؟ اصولا انطابق با نوسانهاي فعلي نرخ ارز، تغييراتي اجتماعي و فرهنگي كه اين نوسانات ايجاد ميكند ممكن است يك دهه زمان ببرد. پيامدهاي اين تغييرات نيز معمولا در يك دولت جمع نميشود. مردم ابتدا مسووليت نوسانات را متوجه دولت اول ميدانند، سپس با تداوم فشارها، انگشت اتهام را به سوي دولت بعدي نيز ميگيرند و حتي ممكن است دولت سوم نيز هزينه همان تكانه اوليه را پرداخت كند. از اين منظر، عبور از آثار يك نوسان بزرگ ارزي، فقط مساله تغيير سياستهاي كوتاهمدت نيست، بلكه به زمان، تغيير رفتار و بازآرايي تدريجي زندگي اقتصادي جامعه نياز دارد. در مراحل نخست، افكار عمومي اغلب در وضعيت مقاومت قرار دارد. خانوادهها، فعالان اقتصادي، شاغلان بخشهاي مختلف، اتباع خارجي و حتي سازمانها، اغلب تصور ميكنند اگر مدتي مقاومت كنند، فشارها كاهش مييابد و شرايط به نقطه قبل بازميگردد. اما اقتصاد هميشه مطابق ميل و انتظار افراد عمل نميكند. وقتي هزينههاي زندگي، نرخ ارز و قيمت كالاها تغيير ميكنند، مردم ناچار ميشوند الگوهاي تازهاي براي بقا و حفظ سطح زندگي خود پيدا كنند. يكي از مهمترين عرصههاي اين انطباق، بازار كار است. در وضعيتي كه هزينههاي خانوار افزايش مييابد و درآمد يك نفر پاسخگوي نيازهاي خانواده نيست، حضور زنان و ديگر اعضاي بالقوه نيروي كار در اقتصاد پررنگتر ميشود. در بسياري از خانوادهها، اشتغال دو نفر به تدريج از يك انتخاب به ضرورتي اقتصادي تبديل ميشود. اين تغيير البته فقط به افزايش عرضه نيروي كار محدود نميماند، بلكه مناسبات درون خانواده، الگوي مراقبت از كودكان، زمان فراغت و حتي انتظارات اجتماعي از نقشهاي خانوادگي را نيز دگرگون ميكند. اين فرآيند الزاما به معناي يك نسخه واحد براي همه خانوادهها نيست. جامعه در برابر فشارهاي اقتصادي، پاسخهاي متنوعي توليد ميكند. برخي به دنبال شغل دوم ميروند، گروهي به كسب وكارهاي خدماتي و خرد روي ميآورند، برخي داراييها و پساندازهاي خود را به كار ميگيرند و عدهاي نيز شكلهاي جديدي از همكاري اقتصادي خانوادگي را تجربه ميكنند. بخش مهمي از نيروي كار مهاجر در مشاغلي فعال …












