قیمت طلا امروز




 روزنامه تعادل / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

سالی که نفتِ متوقف، قیمت‌ها را نگاه داشت

درحالی‌که تنگه هرمز به یک بحران تاریخی تبدیل شده، پنج و نیم میلیون بشکه نفت متوقف‌شده در دل شب اقتصاد جهانی را بیدار نگه داشته است. آنچه پیش‌بینی می‌شد یک «ش...
 سالی که نفتِ متوقف، قیمت‌ها را نگاه داشت

درحالي‌كه تنگه هرمز به يك بحران تاريخي تبديل شده، پنج و نيم ميليون بشكه نفت متوقف‌شده در دل شب اقتصاد جهاني را بيدار نگه داشته است. آنچه پيش‌بيني مي‌شد يك «شوك گذرا» باشد، حالا سرنوشت قسمتي از بازار نفت را تا پايان ۲۰۲۷ در ابهام نگه داشته است.

اداره اطلاعات انرژي آمريكا در آخرين گزارش چشم‌انداز كوتاه‌مدت انرژي خود، روايتي را بیان كرده كه چند ماه پيش هيچ‌كس جرات بيان آن را نداشت: بخشي از توليد نفت خاورميانه، نه براي چند ماه، بلكه براي بيش از يك سال و نيم ديگر در توقف باقي خواهد ماند؛ حتي اگر مسير تجارت تا اوايل سال آينده به روال عادي بازگردد. اين يك داده فني خشك نيست؛ اين يك تغيير در معادله اي است كه قيمت‌گذاري آينده نفت و اقتصادهاي وابسته به آن را بازتعريف مي‌كند.

بر اساس برآورد اين نهاد آماري، در ماه ژوئيه حدود پنج ميليون و پانصد هزار بشكه از توليد نفت خاورميانه، يا به عبارتي بيش از پنج درصد از تقاضاي كل نفت جهان، از مدار توليد خارج شده است. اين رقم به‌تنهايي بزرگ‌تر از توليد كامل چند كشور صادركننده متوسط است و نشان مي‌دهد كه بحران از سطح «تنش ديپلماتيك» عبور كرده و وارد لايه‌هاي زيرساختي و لجستيكي شده است. ريشه اين توقف را بايد در دو عامل موازي جست‌وجو كرد: اختلال در تردد از تنگه هرمز به عنوان مهم‌ترين گذرگاه انرژي جهان، و آسيب‌هاي واردشده به زيرساخت‌هاي انرژي منطقه در جريان درگيري‌هاي نظامي گسترده. تركيب اين دو، زنجيره‌اي از كاهش توليد را رقم زده كه حتي با بهبود نسبي اوضاع امنيتي، بازسازي آن زمان‌بر و پرهزينه خواهد بود.

نكته حائز اهميت اين است كه اداره اطلاعات انرژي آمريكا، كه پيش‌تر انتظار داشت جريان محموله‌ها به‌سرعت افزايش يابد، اين‌بار لحن محتاطانه‌تري برگزيده است.  اين نهاد اكنون پيش‌بيني مي‌كند جريان نفت از تنگه هرمز در ماه اوت به‌شدت محدود بماند و تنها از سپتامبر به‌آرامي جان بگيرد. تغيير اين لحن، از زبان آمار، ترجمه‌اي جز اين ندارد: «بحران از مرحله نقطه‌اي به مرحله ساختاري منتقل شده است.» شايد مهم‌ترين و تازه‌ترين عدد اين گزارش، چشمانداز «توقف باقي‌مانده» باشد. بر اساس اين برآورد، حتي در خوش‌بينانه‌ترين حالت يعني بازگشت بيشتر توليد منطقه و تجارت جهاني به حجم پيش از درگيري‌ها تا اوايل سال ۲۰۲۷ حدود ششصد هزار بشكه از توليد روزانه منطقه تا پايان همان سال همچنان متوقف خواهد ماند.

اين ششصد هزار بشكه فقط يك عدد نيست؛ نماد ظرفيت‌هاي ازدست‌رفته‌اي است كه بازسازي آنها به سرمايه‌گذاري سنگين، زمان و ثبات سياسي پايدار نياز دارد. در دنياي نفت، هر بشكه‌اي كه از مدار خارج مي‌شود، به‌سادگي به جاي خود بازنمي‌گردد؛ تأسيسات آسيب‌ديده، زنجيره‌هاي لجستيك برهم‌خورده و اعتماد ازدست‌رفته، همگي هزينه‌هاي پنهاني هستند كه در ترازنامه توليدكنندگان ثبت نمي‌شوند اما در قيمت جهاني نفت نمايان مي‌شوند.

اين وضعيت اين پرسش بنيادين را مطرح مي‌كند: آيا بازار نفت با «كمبود دائمي» يا تنها با «كمبود موقت» مواجه است؟ پاسخ، هرچه باشد، براي سال آينده يك پيام روشن دارد ؛ قيمت‌ها روند نزولي آرام‌تري نسبت به آنچه انتظار مي‌رفت خواهند داشت.

در سوي ديگر معادله، تصوير تقاضا قرار دارد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا ميانگين توليد جهاني نفت در سال جاري را حدود يكصد ميليون و هشتصد هزار بشكه در روز برآورد كرده است؛ رقمي كه حدود يك درصد پايين‌تر از پيش‌بيني ماه ژوئيه است. در مقابل، تقاضاي جهاني حدود ۱۰۴ ميليون بشكه در روز پيش‌بيني مي‌شود كه تغييري نسبت به برآورد قبلي ندارد.

برآيند اين دو رقم، تصويري از يك بازار ناتراز را ترسيم مي‌كند؛ بازاري كه در آن عرضه با كاهش مواجه شده اما تقاضا همچنان بر مدار رشد خود باقي مانده است. همين شكاف رو به رشد بين عرضه و تقاضاست كه نهادهاي آماري را وادار كرده تا برآوردهاي قيمتي خود را براي سال‌هاي آينده به‌طور محسوسي بازنگري كنند.

شايد پررنگ‌ترين بخش اين گزارش، بازبيني برآوردهاي قيمتي براي سال‌هاي ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ باشد. بر اساس اين برآورد جديد، ميانگين قيمت نفت خام شاخص برنت درياي شمال در سال ۲۰۲۶ ميلادي به ۸۶ دلار و ۸۱ سنت براي هر بشكه خواهد رسيد و قيمت شاخص دابليوتي‌آي آمريكا به ۸۰ دلار و ۸۸ سنت خواهد رسيد. اين در حالي است كه پيش‌بيني‌هاي قبلي، قيمت برنت را در سال جاري زير ۸۲ دلار و نفت خام آمريكا را كمي بيش از ۷۶ دلار ارزيابي كرده بودند.

اما جذاب‌ترين بخش، به سال ۲۰۲۷ مربوط مي‌شود؛ سالي كه قرار بود شاهد كاهش محسوس قيمت‌ها باشد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا اكنون انتظار دارد متوسط قيمت برنت در سال ۲۰۲۷ با ۲۰.۱ درصد كاهش نسبت به سال ۲۰۲۶ به ۶۹ دلار و ۳۹ سنت برسد؛ درحالي‌كه پيش‌تر اين كاهش ۲۰.۹ درصدي پيش‌بيني شده بود. به همين ترتيب، قيمت نفت خام آمريكا با ۱۹.۱ درصد كاهش به ۶۵.۳۹ دلار خواهد رسيد كه نسبت به برآورد كاهش ۲۰.۳ درصدي قبلي، ملايم‌تر است.

خوانش اين اعداد چندان پيچيده نيست: توقف طولاني‌تر بخشي از توليد منطقه، سقف قيمت را بالاتر نگه داشته و سد راه افت شديد قيمت‌ها در سال آينده شده است. به بيان ساده، بازار قرار بود با يك «سقوط نسبي» مواجه شود، اما بحران خاورميانه آن را به يك «اصلاح ملايم» تبديل كرده است.

آنچه اين گزارش را از يك خبر اقتصادي ساده متمايز مي‌كند، ابعاد راهبردي آن است. تنگه هرمز، به عنوان گذرگاه اصلي يك‌سوم نفت جهان، بيش از هر زمان ديگري به كانون محاسبات ژئوپليتيكي قدرت‌هاي بزرگ تبديل شده است. هر روز توقف در اين گذرگاه، نه‌تنها بر قيمت انرژي، بلكه بر نظم لجستيكي، بيمه حمل‌ونقل دريايي، قيمت حمل‌ونقل و حتي امنيت غذايي كشورهاي واردكننده اثر مي‌گذارد.

براي كشورهاي وابسته به واردات نفت، اين گزارش معنايي دوگانه دارد: از يك سو هزينه تامين انرژي افزايش مي‌يابد و فشار تورمي تشديد مي‌شود؛ از سوي ديگر، اين شرايط فرصتي براي شتاب‌بخشي به تنوع‌بخشي منابع انرژي و كاهش وابستگي به گذرگاه‌هاي آسيب‌پذير فراهم مي‌كند. در حوزه بيمه، صنعت بايد خود را براي دوره‌اي طولاني از نوسانات و ريسك‌هاي امنيتي بالا آماده كند؛ دوره‌اي كه در آن پوشش‌دهي ريسك‌هاي ژئوپليتيكي به يكي از گران‌بهاترين خدمات مالي تبديل خواهد شد.

از منظري كلان‌تر، اين روايت نشان مي‌دهد كه «بازگشت به حالت عادي» در بازار انرژي ديگر يك تضمين نيست، بلكه يك سناريوي آزمايشي است. جهاني كه تا ديروز روي فرض ثبات انرژي بنا شده بود، اكنون بايد خود را با پارادايمي سازگار كند كه در آن «احتمال اختلال» به بخشي دائمي از محاسبات راهبردي تبديل شده است.

گزارش ماه اوت اداره اطلاعات انرژي آمريكا، در يك جمله، اين پيام را به همراه دارد: «دنياي نفت تا پايان سال ۲۰۲۷ به هيچ‌وجه شبيه گذشته نخواهد بود.» ششصد هزار بشكه توليد متوقف‌شده، پنج و نيم ميليون بشكه خارج‌شده از مدار در اوج بحران، و قيمت‌هايي كه حتي در سناريوي اصلاح هم روند ماقبلي ندارند، همگي نشانه‌هايي از يك دوره جديد در اقتصاد انرژي هستند .

براي بازيگران بازار، اين گزارش يك فراخوان است: كساني كه برنامه استراتژيك خود را بر فرض «بازگشت سريع ثبات» بنا كرده‌اند، بايد پرونده‌هاي محافظه‌كارانه‌تري طراحي كنند. براي سياست‌گذاران، درس گزارش روشن است امنيت انرژي ديگر فقط يك مقوله فني نيست، بلكه قلب تپنده امنيت اقتصادي هر كشور به شمار مي‌آيد.

و در نهايت، آنچه اين روايت را ماندگار مي‌كند اين است كه بحران كنوني، ديگر يك «حادثه» نيست؛ يك «ساختار» است كه اقتصاد جهاني بايد بياموزد با آن زندگي كند. در جهاني كه غذاي انرژي آن با دودلي از گذرگاه‌هاي باريك و آسيب‌پذير عبور مي‌كند، هيچ پيش‌بيني‌اي به اندازه «احتياط» قدرتمند نيست.




 درخواست پاکستان از گوگل برای رعایت شرایط خاص این کشور

 خبرگزاری ایسنا / ۱۲ دقیقه قبل

درخواست پاکستان از گوگل برای رعایت شرایط خاص این کشور

درحالي‌كه تنگه هرمز به يك بحران تاريخي تبديل شده، پنج و نيم ميليون بشكه نفت متوقف‌شده در دل شب اقتصاد جهاني را بيدار نگه داشته است. آنچه پيش‌بيني مي‌شد يك «شوك گذرا» باشد، حالا سرنوشت قسمتي از بازار نفت را تا پايان ۲۰۲۷ در ابهام نگه داشته است.

اداره اطلاعات انرژي آمريكا در آخرين گزارش چشم‌انداز كوتاه‌مدت انرژي خود، روايتي را بیان كرده كه چند ماه پيش هيچ‌كس جرات بيان آن را نداشت: بخشي از توليد نفت خاورميانه، نه براي چند ماه، بلكه براي بيش از يك سال و نيم ديگر در توقف باقي خواهد ماند؛ حتي اگر مسير تجارت تا اوايل سال آينده به روال عادي بازگردد. اين يك داده فني خشك نيست؛ اين يك تغيير در معادله اي است كه قيمت‌گذاري آينده نفت و اقتصادهاي وابسته به آن را بازتعريف مي‌كند.

بر اساس برآورد اين نهاد آماري، در ماه ژوئيه حدود پنج ميليون و پانصد هزار بشكه از توليد نفت خاورميانه، يا به عبارتي بيش از پنج درصد از تقاضاي كل نفت جهان، از مدار توليد خارج شده است. اين رقم به‌تنهايي بزرگ‌تر از توليد كامل چند كشور صادركننده متوسط است و نشان مي‌دهد كه بحران از سطح «تنش ديپلماتيك» عبور كرده و وارد لايه‌هاي زيرساختي و لجستيكي شده است. ريشه اين توقف را بايد در دو عامل موازي جست‌وجو كرد: اختلال در تردد از تنگه هرمز به عنوان مهم‌ترين گذرگاه انرژي جهان، و آسيب‌هاي واردشده به زيرساخت‌هاي انرژي منطقه در جريان درگيري‌هاي نظامي گسترده. تركيب اين دو، زنجيره‌اي از كاهش توليد را رقم زده كه حتي با بهبود نسبي اوضاع امنيتي، بازسازي آن زمان‌بر و پرهزينه خواهد بود.

نكته حائز اهميت اين است كه اداره اطلاعات انرژي آمريكا، كه پيش‌تر انتظار داشت جريان محموله‌ها به‌سرعت افزايش يابد، اين‌بار لحن محتاطانه‌تري برگزيده است.  اين نهاد اكنون پيش‌بيني مي‌كند جريان نفت از تنگه هرمز در ماه اوت به‌شدت محدود بماند و تنها از سپتامبر به‌آرامي جان بگيرد. تغيير اين لحن، از زبان آمار، ترجمه‌اي جز اين ندارد: «بحران از مرحله نقطه‌اي به مرحله ساختاري منتقل شده است.» شايد مهم‌ترين و تازه‌ترين عدد اين گزارش، چشمانداز «توقف باقي‌مانده» باشد. بر اساس اين برآورد، حتي در خوش‌بينانه‌ترين حالت يعني بازگشت بيشتر توليد منطقه و تجارت جهاني به حجم پيش از درگيري‌ها تا اوايل سال ۲۰۲۷ حدود ششصد هزار بشكه از توليد روزانه منطقه تا پايان همان سال همچنان متوقف خواهد ماند.

اين ششصد هزار بشكه فقط يك عدد نيست؛ نماد ظرفيت‌هاي ازدست‌رفته‌اي است كه بازسازي آنها به سرمايه‌گذاري سنگين، زمان و ثبات سياسي پايدار نياز دارد. در دنياي نفت، هر بشكه‌اي كه از مدار خارج مي‌شود، به‌سادگي به جاي خود بازنمي‌گردد؛ تأسيسات آسيب‌ديده، زنجيره‌هاي لجستيك برهم‌خورده و اعتماد ازدست‌رفته، همگي هزينه‌هاي پنهاني هستند كه در ترازنامه توليدكنندگان ثبت نمي‌شوند اما در قيمت جهاني نفت نمايان مي‌شوند.

اين وضعيت اين پرسش بنيادين را مطرح مي‌كند: آيا بازار نفت با «كمبود دائمي» يا تنها با «كمبود موقت» مواجه است؟ پاسخ، هرچه باشد، براي سال آينده يك پيام روشن دارد ؛ قيمت‌ها روند نزولي آرام‌تري نسبت به آنچه انتظار مي‌رفت خواهند داشت.

در سوي ديگر معادله، تصوير تقاضا قرار دارد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا ميانگين توليد جهاني نفت در سال جاري را حدود يكصد ميليون و هشتصد هزار بشكه در روز برآورد كرده است؛ رقمي كه حدود يك درصد پايين‌تر از پيش‌بيني ماه ژوئيه است. در مقابل، تقاضاي جهاني حدود ۱۰۴ ميليون بشكه در روز پيش‌بيني مي‌شود كه تغييري نسبت به برآورد قبلي ندارد.

برآيند اين دو رقم، تصويري از يك بازار ناتراز را ترسيم مي‌كند؛ بازاري كه در آن عرضه با كاهش مواجه شده اما تقاضا همچنان بر مدار رشد خود باقي مانده است. همين شكاف رو به رشد بين عرضه و تقاضاست كه نهادهاي آماري را وادار كرده تا برآوردهاي قيمتي خود را براي سال‌هاي آينده به‌طور محسوسي بازنگري كنند.

شايد پررنگ‌ترين بخش اين گزارش، بازبيني برآوردهاي قيمتي براي سال‌هاي ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ باشد. بر اساس اين برآورد جديد، ميانگين قيمت نفت خام شاخص برنت درياي شمال در سال ۲۰۲۶ ميلادي به ۸۶ دلار و ۸۱ سنت براي هر بشكه خواهد رسيد و قيمت شاخص دابليوتي‌آي آمريكا به ۸۰ دلار و ۸۸ سنت خواهد رسيد. اين در حالي است كه پيش‌بيني‌هاي قبلي، قيمت برنت را در سال جاري زير ۸۲ دلار و نفت خام آمريكا را كمي بيش از ۷۶ دلار ارزيابي كرده بودند.

اما جذاب‌ترين بخش، به سال ۲۰۲۷ مربوط مي‌شود؛ سالي كه قرار بود شاهد كاهش محسوس قيمت‌ها باشد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا اكنون انتظار دارد متوسط قيمت برنت در سال ۲۰۲۷ با ۲۰.۱ درصد كاهش نسبت به سال ۲۰۲۶ به ۶۹ دلار و ۳۹ سنت برسد؛ درحالي‌كه پيش‌تر اين كاهش ۲۰.۹ درصدي پيش‌بيني شده بود. به همين ترتيب، قيمت نفت خام آمريكا با ۱۹.۱ درصد كاهش به ۶۵.۳۹ دلار خواهد رسيد كه نسبت به برآورد كاهش ۲۰.۳ درصدي قبلي، ملايم‌تر است.

خوانش اين اعداد چندان پيچيده نيست: توقف طولاني‌تر بخشي از توليد منطقه، سقف قيمت را بالاتر نگه داشته و سد راه افت شديد قيمت‌ها در سال آينده شده است. به بيان ساده، بازار قرار بود با يك «سقوط نسبي» مواجه شود، اما بحران خاورميانه آن را به يك «اصلاح ملايم» تبديل كرده است.

آنچه اين گزارش را از يك خبر اقتصادي ساده متمايز مي‌كند، ابعاد راهبردي آن است. تنگه هرمز، به عنوان گذرگاه اصلي يك‌سوم نفت جهان، بيش از هر زمان ديگري به كانون محاسبات ژئوپليتيكي قدرت‌هاي بزرگ تبديل شده است. هر روز توقف در اين گذرگاه، نه‌تنها بر قيمت انرژي، بلكه بر نظم لجستيكي، بيمه حمل‌ونقل دريايي، قيمت حمل‌ونقل و حتي امنيت غذايي كشورهاي واردكننده اثر مي‌گذارد.

براي كشورهاي وابسته به واردات نفت، اين گزارش معنايي دوگانه دارد: از يك سو هزينه تامين انرژي افزايش مي‌يابد و فشار تورمي تشديد مي‌شود؛ از سوي ديگر، اين شرايط فرصتي براي شتاب‌بخشي به تنوع‌بخشي منابع انرژي و كاهش وابستگي به گذرگاه‌هاي آسيب‌پذير فراهم مي‌كند. در حوزه بيمه، صنعت بايد خود را براي دوره‌اي طولاني از نوسانات و ريسك‌هاي امنيتي بالا آماده كند؛ دوره‌اي كه در آن پوشش‌دهي ريسك‌هاي ژئوپليتيكي به يكي از گران‌بهاترين خدمات مالي تبديل خواهد شد.

از منظري كلان‌تر، اين روايت نشان مي‌دهد كه «بازگشت به حالت عادي» در بازار انرژي ديگر يك تضمين نيست، بلكه يك سناريوي آزمايشي است. جهاني كه تا ديروز روي فرض ثبات انرژي بنا شده بود، اكنون بايد خود را با پارادايمي سازگار كند كه در آن «احتمال اختلال» به بخشي دائمي از محاسبات راهبردي تبديل شده است.

گزارش ماه اوت اداره اطلاعات انرژي آمريكا، در يك جمله، اين پيام را به همراه دارد: «دنياي نفت تا پايان سال ۲۰۲۷ به هيچ‌وجه شبيه گذشته نخواهد بود.» ششصد هزار بشكه توليد متوقف‌شده، پنج و نيم ميليون بشكه خارج‌شده از مدار در اوج بحران، و قيمت‌هايي كه حتي در سناريوي اصلاح هم روند ماقبلي ندارند، همگي نشانه‌هايي از يك دوره جديد در اقتصاد انرژي هستند .

براي بازيگران بازار، اين گزارش يك فراخوان است: كساني كه برنامه استراتژيك خود را بر فرض «بازگشت سريع ثبات» بنا كرده‌اند، بايد پرونده‌هاي محافظه‌كارانه‌تري طراحي كنند. براي سياست‌گذاران، درس گزارش روشن است امنيت انرژي ديگر فقط يك مقوله فني نيست، بلكه قلب تپنده امنيت اقتصادي هر كشور به شمار مي‌آيد.

و در نهايت، آنچه اين روايت را ماندگار مي‌كند اين است كه بحران كنوني، ديگر يك «حادثه» نيست؛ يك «ساختار» است كه اقتصاد جهاني بايد بياموزد با آن زندگي كند. در جهاني كه غذاي انرژي آن با دودلي از گذرگاه‌هاي باريك و آسيب‌پذير عبور مي‌كند، هيچ پيش‌بيني‌اي به اندازه «احتياط» قدرتمند نيست.




 طلاق تجاری تهران و ابوظبی

 روزنامه شرق / ۱۵ دقیقه قبل

طلاق تجاری تهران و ابوظبی

درحالي‌كه تنگه هرمز به يك بحران تاريخي تبديل شده، پنج و نيم ميليون بشكه نفت متوقف‌شده در دل شب اقتصاد جهاني را بيدار نگه داشته است. آنچه پيش‌بيني مي‌شد يك «شوك گذرا» باشد، حالا سرنوشت قسمتي از بازار نفت را تا پايان ۲۰۲۷ در ابهام نگه داشته است.

اداره اطلاعات انرژي آمريكا در آخرين گزارش چشم‌انداز كوتاه‌مدت انرژي خود، روايتي را بیان كرده كه چند ماه پيش هيچ‌كس جرات بيان آن را نداشت: بخشي از توليد نفت خاورميانه، نه براي چند ماه، بلكه براي بيش از يك سال و نيم ديگر در توقف باقي خواهد ماند؛ حتي اگر مسير تجارت تا اوايل سال آينده به روال عادي بازگردد. اين يك داده فني خشك نيست؛ اين يك تغيير در معادله اي است كه قيمت‌گذاري آينده نفت و اقتصادهاي وابسته به آن را بازتعريف مي‌كند.

بر اساس برآورد اين نهاد آماري، در ماه ژوئيه حدود پنج ميليون و پانصد هزار بشكه از توليد نفت خاورميانه، يا به عبارتي بيش از پنج درصد از تقاضاي كل نفت جهان، از مدار توليد خارج شده است. اين رقم به‌تنهايي بزرگ‌تر از توليد كامل چند كشور صادركننده متوسط است و نشان مي‌دهد كه بحران از سطح «تنش ديپلماتيك» عبور كرده و وارد لايه‌هاي زيرساختي و لجستيكي شده است. ريشه اين توقف را بايد در دو عامل موازي جست‌وجو كرد: اختلال در تردد از تنگه هرمز به عنوان مهم‌ترين گذرگاه انرژي جهان، و آسيب‌هاي واردشده به زيرساخت‌هاي انرژي منطقه در جريان درگيري‌هاي نظامي گسترده. تركيب اين دو، زنجيره‌اي از كاهش توليد را رقم زده كه حتي با بهبود نسبي اوضاع امنيتي، بازسازي آن زمان‌بر و پرهزينه خواهد بود.

نكته حائز اهميت اين است كه اداره اطلاعات انرژي آمريكا، كه پيش‌تر انتظار داشت جريان محموله‌ها به‌سرعت افزايش يابد، اين‌بار لحن محتاطانه‌تري برگزيده است.  اين نهاد اكنون پيش‌بيني مي‌كند جريان نفت از تنگه هرمز در ماه اوت به‌شدت محدود بماند و تنها از سپتامبر به‌آرامي جان بگيرد. تغيير اين لحن، از زبان آمار، ترجمه‌اي جز اين ندارد: «بحران از مرحله نقطه‌اي به مرحله ساختاري منتقل شده است.» شايد مهم‌ترين و تازه‌ترين عدد اين گزارش، چشمانداز «توقف باقي‌مانده» باشد. بر اساس اين برآورد، حتي در خوش‌بينانه‌ترين حالت يعني بازگشت بيشتر توليد منطقه و تجارت جهاني به حجم پيش از درگيري‌ها تا اوايل سال ۲۰۲۷ حدود ششصد هزار بشكه از توليد روزانه منطقه تا پايان همان سال همچنان متوقف خواهد ماند.

اين ششصد هزار بشكه فقط يك عدد نيست؛ نماد ظرفيت‌هاي ازدست‌رفته‌اي است كه بازسازي آنها به سرمايه‌گذاري سنگين، زمان و ثبات سياسي پايدار نياز دارد. در دنياي نفت، هر بشكه‌اي كه از مدار خارج مي‌شود، به‌سادگي به جاي خود بازنمي‌گردد؛ تأسيسات آسيب‌ديده، زنجيره‌هاي لجستيك برهم‌خورده و اعتماد ازدست‌رفته، همگي هزينه‌هاي پنهاني هستند كه در ترازنامه توليدكنندگان ثبت نمي‌شوند اما در قيمت جهاني نفت نمايان مي‌شوند.

اين وضعيت اين پرسش بنيادين را مطرح مي‌كند: آيا بازار نفت با «كمبود دائمي» يا تنها با «كمبود موقت» مواجه است؟ پاسخ، هرچه باشد، براي سال آينده يك پيام روشن دارد ؛ قيمت‌ها روند نزولي آرام‌تري نسبت به آنچه انتظار مي‌رفت خواهند داشت.

در سوي ديگر معادله، تصوير تقاضا قرار دارد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا ميانگين توليد جهاني نفت در سال جاري را حدود يكصد ميليون و هشتصد هزار بشكه در روز برآورد كرده است؛ رقمي كه حدود يك درصد پايين‌تر از پيش‌بيني ماه ژوئيه است. در مقابل، تقاضاي جهاني حدود ۱۰۴ ميليون بشكه در روز پيش‌بيني مي‌شود كه تغييري نسبت به برآورد قبلي ندارد.

برآيند اين دو رقم، تصويري از يك بازار ناتراز را ترسيم مي‌كند؛ بازاري كه در آن عرضه با كاهش مواجه شده اما تقاضا همچنان بر مدار رشد خود باقي مانده است. همين شكاف رو به رشد بين عرضه و تقاضاست كه نهادهاي آماري را وادار كرده تا برآوردهاي قيمتي خود را براي سال‌هاي آينده به‌طور محسوسي بازنگري كنند.

شايد پررنگ‌ترين بخش اين گزارش، بازبيني برآوردهاي قيمتي براي سال‌هاي ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ باشد. بر اساس اين برآورد جديد، ميانگين قيمت نفت خام شاخص برنت درياي شمال در سال ۲۰۲۶ ميلادي به ۸۶ دلار و ۸۱ سنت براي هر بشكه خواهد رسيد و قيمت شاخص دابليوتي‌آي آمريكا به ۸۰ دلار و ۸۸ سنت خواهد رسيد. اين در حالي است كه پيش‌بيني‌هاي قبلي، قيمت برنت را در سال جاري زير ۸۲ دلار و نفت خام آمريكا را كمي بيش از ۷۶ دلار ارزيابي كرده بودند.

اما جذاب‌ترين بخش، به سال ۲۰۲۷ مربوط مي‌شود؛ سالي كه قرار بود شاهد كاهش محسوس قيمت‌ها باشد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا اكنون انتظار دارد متوسط قيمت برنت در سال ۲۰۲۷ با ۲۰.۱ درصد كاهش نسبت به سال ۲۰۲۶ به ۶۹ دلار و ۳۹ سنت برسد؛ درحالي‌كه پيش‌تر اين كاهش ۲۰.۹ درصدي پيش‌بيني شده بود. به همين ترتيب، قيمت نفت خام آمريكا با ۱۹.۱ درصد كاهش به ۶۵.۳۹ دلار خواهد رسيد كه نسبت به برآورد كاهش ۲۰.۳ درصدي قبلي، ملايم‌تر است.

خوانش اين اعداد چندان پيچيده نيست: توقف طولاني‌تر بخشي از توليد منطقه، سقف قيمت را بالاتر نگه داشته و سد راه افت شديد قيمت‌ها در سال آينده شده است. به بيان ساده، بازار قرار بود با يك «سقوط نسبي» مواجه شود، اما بحران خاورميانه آن را به يك «اصلاح ملايم» تبديل كرده است.

آنچه اين گزارش را از يك خبر اقتصادي ساده متمايز مي‌كند، ابعاد راهبردي آن است. تنگه هرمز، به عنوان گذرگاه اصلي يك‌سوم نفت جهان، بيش از هر زمان ديگري به كانون محاسبات ژئوپليتيكي قدرت‌هاي بزرگ تبديل شده است. هر روز توقف در اين گذرگاه، نه‌تنها بر قيمت انرژي، بلكه بر نظم لجستيكي، بيمه حمل‌ونقل دريايي، قيمت حمل‌ونقل و حتي امنيت غذايي كشورهاي واردكننده اثر مي‌گذارد.

براي كشورهاي وابسته به واردات نفت، اين گزارش معنايي دوگانه دارد: از يك سو هزينه تامين انرژي افزايش مي‌يابد و فشار تورمي تشديد مي‌شود؛ از سوي ديگر، اين شرايط فرصتي براي شتاب‌بخشي به تنوع‌بخشي منابع انرژي و كاهش وابستگي به گذرگاه‌هاي آسيب‌پذير فراهم مي‌كند. در حوزه بيمه، صنعت بايد خود را براي دوره‌اي طولاني از نوسانات و ريسك‌هاي امنيتي بالا آماده كند؛ دوره‌اي كه در آن پوشش‌دهي ريسك‌هاي ژئوپليتيكي به يكي از گران‌بهاترين خدمات مالي تبديل خواهد شد.

از منظري كلان‌تر، اين روايت نشان مي‌دهد كه «بازگشت به حالت عادي» در بازار انرژي ديگر يك تضمين نيست، بلكه يك سناريوي آزمايشي است. جهاني كه تا ديروز روي فرض ثبات انرژي بنا شده بود، اكنون بايد خود را با پارادايمي سازگار كند كه در آن «احتمال اختلال» به بخشي دائمي از محاسبات راهبردي تبديل شده است.

گزارش ماه اوت اداره اطلاعات انرژي آمريكا، در يك جمله، اين پيام را به همراه دارد: «دنياي نفت تا پايان سال ۲۰۲۷ به هيچ‌وجه شبيه گذشته نخواهد بود.» ششصد هزار بشكه توليد متوقف‌شده، پنج و نيم ميليون بشكه خارج‌شده از مدار در اوج بحران، و قيمت‌هايي كه حتي در سناريوي اصلاح هم روند ماقبلي ندارند، همگي نشانه‌هايي از يك دوره جديد در اقتصاد انرژي هستند .

براي بازيگران بازار، اين گزارش يك فراخوان است: كساني كه برنامه استراتژيك خود را بر فرض «بازگشت سريع ثبات» بنا كرده‌اند، بايد پرونده‌هاي محافظه‌كارانه‌تري طراحي كنند. براي سياست‌گذاران، درس گزارش روشن است امنيت انرژي ديگر فقط يك مقوله فني نيست، بلكه قلب تپنده امنيت اقتصادي هر كشور به شمار مي‌آيد.

و در نهايت، آنچه اين روايت را ماندگار مي‌كند اين است كه بحران كنوني، ديگر يك «حادثه» نيست؛ يك «ساختار» است كه اقتصاد جهاني بايد بياموزد با آن زندگي كند. در جهاني كه غذاي انرژي آن با دودلي از گذرگاه‌هاي باريك و آسيب‌پذير عبور مي‌كند، هيچ پيش‌بيني‌اي به اندازه «احتياط» قدرتمند نيست.




 اختصاص بیش از ۳۵ هزار لیتر سوخت رایگان به مواکب اربعین

 روزنامه تعادل / ۱۵ دقیقه قبل

اختصاص بیش از ۳۵ هزار لیتر سوخت رایگان به مواکب اربعین

درحالي‌كه تنگه هرمز به يك بحران تاريخي تبديل شده، پنج و نيم ميليون بشكه نفت متوقف‌شده در دل شب اقتصاد جهاني را بيدار نگه داشته است. آنچه پيش‌بيني مي‌شد يك «شوك گذرا» باشد، حالا سرنوشت قسمتي از بازار نفت را تا پايان ۲۰۲۷ در ابهام نگه داشته است.

اداره اطلاعات انرژي آمريكا در آخرين گزارش چشم‌انداز كوتاه‌مدت انرژي خود، روايتي را بیان كرده كه چند ماه پيش هيچ‌كس جرات بيان آن را نداشت: بخشي از توليد نفت خاورميانه، نه براي چند ماه، بلكه براي بيش از يك سال و نيم ديگر در توقف باقي خواهد ماند؛ حتي اگر مسير تجارت تا اوايل سال آينده به روال عادي بازگردد. اين يك داده فني خشك نيست؛ اين يك تغيير در معادله اي است كه قيمت‌گذاري آينده نفت و اقتصادهاي وابسته به آن را بازتعريف مي‌كند.

بر اساس برآورد اين نهاد آماري، در ماه ژوئيه حدود پنج ميليون و پانصد هزار بشكه از توليد نفت خاورميانه، يا به عبارتي بيش از پنج درصد از تقاضاي كل نفت جهان، از مدار توليد خارج شده است. اين رقم به‌تنهايي بزرگ‌تر از توليد كامل چند كشور صادركننده متوسط است و نشان مي‌دهد كه بحران از سطح «تنش ديپلماتيك» عبور كرده و وارد لايه‌هاي زيرساختي و لجستيكي شده است. ريشه اين توقف را بايد در دو عامل موازي جست‌وجو كرد: اختلال در تردد از تنگه هرمز به عنوان مهم‌ترين گذرگاه انرژي جهان، و آسيب‌هاي واردشده به زيرساخت‌هاي انرژي منطقه در جريان درگيري‌هاي نظامي گسترده. تركيب اين دو، زنجيره‌اي از كاهش توليد را رقم زده كه حتي با بهبود نسبي اوضاع امنيتي، بازسازي آن زمان‌بر و پرهزينه خواهد بود.

نكته حائز اهميت اين است كه اداره اطلاعات انرژي آمريكا، كه پيش‌تر انتظار داشت جريان محموله‌ها به‌سرعت افزايش يابد، اين‌بار لحن محتاطانه‌تري برگزيده است.  اين نهاد اكنون پيش‌بيني مي‌كند جريان نفت از تنگه هرمز در ماه اوت به‌شدت محدود بماند و تنها از سپتامبر به‌آرامي جان بگيرد. تغيير اين لحن، از زبان آمار، ترجمه‌اي جز اين ندارد: «بحران از مرحله نقطه‌اي به مرحله ساختاري منتقل شده است.» شايد مهم‌ترين و تازه‌ترين عدد اين گزارش، چشمانداز «توقف باقي‌مانده» باشد. بر اساس اين برآورد، حتي در خوش‌بينانه‌ترين حالت يعني بازگشت بيشتر توليد منطقه و تجارت جهاني به حجم پيش از درگيري‌ها تا اوايل سال ۲۰۲۷ حدود ششصد هزار بشكه از توليد روزانه منطقه تا پايان همان سال همچنان متوقف خواهد ماند.

اين ششصد هزار بشكه فقط يك عدد نيست؛ نماد ظرفيت‌هاي ازدست‌رفته‌اي است كه بازسازي آنها به سرمايه‌گذاري سنگين، زمان و ثبات سياسي پايدار نياز دارد. در دنياي نفت، هر بشكه‌اي كه از مدار خارج مي‌شود، به‌سادگي به جاي خود بازنمي‌گردد؛ تأسيسات آسيب‌ديده، زنجيره‌هاي لجستيك برهم‌خورده و اعتماد ازدست‌رفته، همگي هزينه‌هاي پنهاني هستند كه در ترازنامه توليدكنندگان ثبت نمي‌شوند اما در قيمت جهاني نفت نمايان مي‌شوند.

اين وضعيت اين پرسش بنيادين را مطرح مي‌كند: آيا بازار نفت با «كمبود دائمي» يا تنها با «كمبود موقت» مواجه است؟ پاسخ، هرچه باشد، براي سال آينده يك پيام روشن دارد ؛ قيمت‌ها روند نزولي آرام‌تري نسبت به آنچه انتظار مي‌رفت خواهند داشت.

در سوي ديگر معادله، تصوير تقاضا قرار دارد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا ميانگين توليد جهاني نفت در سال جاري را حدود يكصد ميليون و هشتصد هزار بشكه در روز برآورد كرده است؛ رقمي كه حدود يك درصد پايين‌تر از پيش‌بيني ماه ژوئيه است. در مقابل، تقاضاي جهاني حدود ۱۰۴ ميليون بشكه در روز پيش‌بيني مي‌شود كه تغييري نسبت به برآورد قبلي ندارد.

برآيند اين دو رقم، تصويري از يك بازار ناتراز را ترسيم مي‌كند؛ بازاري كه در آن عرضه با كاهش مواجه شده اما تقاضا همچنان بر مدار رشد خود باقي مانده است. همين شكاف رو به رشد بين عرضه و تقاضاست كه نهادهاي آماري را وادار كرده تا برآوردهاي قيمتي خود را براي سال‌هاي آينده به‌طور محسوسي بازنگري كنند.

شايد پررنگ‌ترين بخش اين گزارش، بازبيني برآوردهاي قيمتي براي سال‌هاي ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ باشد. بر اساس اين برآورد جديد، ميانگين قيمت نفت خام شاخص برنت درياي شمال در سال ۲۰۲۶ ميلادي به ۸۶ دلار و ۸۱ سنت براي هر بشكه خواهد رسيد و قيمت شاخص دابليوتي‌آي آمريكا به ۸۰ دلار و ۸۸ سنت خواهد رسيد. اين در حالي است كه پيش‌بيني‌هاي قبلي، قيمت برنت را در سال جاري زير ۸۲ دلار و نفت خام آمريكا را كمي بيش از ۷۶ دلار ارزيابي كرده بودند.

اما جذاب‌ترين بخش، به سال ۲۰۲۷ مربوط مي‌شود؛ سالي كه قرار بود شاهد كاهش محسوس قيمت‌ها باشد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا اكنون انتظار دارد متوسط قيمت برنت در سال ۲۰۲۷ با ۲۰.۱ درصد كاهش نسبت به سال ۲۰۲۶ به ۶۹ دلار و ۳۹ سنت برسد؛ درحالي‌كه پيش‌تر اين كاهش ۲۰.۹ درصدي پيش‌بيني شده بود. به همين ترتيب، قيمت نفت خام آمريكا با ۱۹.۱ درصد كاهش به ۶۵.۳۹ دلار خواهد رسيد كه نسبت به برآورد كاهش ۲۰.۳ درصدي قبلي، ملايم‌تر است.

خوانش اين اعداد چندان پيچيده نيست: توقف طولاني‌تر بخشي از توليد منطقه، سقف قيمت را بالاتر نگه داشته و سد راه افت شديد قيمت‌ها در سال آينده شده است. به بيان ساده، بازار قرار بود با يك «سقوط نسبي» مواجه شود، اما بحران خاورميانه آن را به يك «اصلاح ملايم» تبديل كرده است.

آنچه اين گزارش را از يك خبر اقتصادي ساده متمايز مي‌كند، ابعاد راهبردي آن است. تنگه هرمز، به عنوان گذرگاه اصلي يك‌سوم نفت جهان، بيش از هر زمان ديگري به كانون محاسبات ژئوپليتيكي قدرت‌هاي بزرگ تبديل شده است. هر روز توقف در اين گذرگاه، نه‌تنها بر قيمت انرژي، بلكه بر نظم لجستيكي، بيمه حمل‌ونقل دريايي، قيمت حمل‌ونقل و حتي امنيت غذايي كشورهاي واردكننده اثر مي‌گذارد.

براي كشورهاي وابسته به واردات نفت، اين گزارش معنايي دوگانه دارد: از يك سو هزينه تامين انرژي افزايش مي‌يابد و فشار تورمي تشديد مي‌شود؛ از سوي ديگر، اين شرايط فرصتي براي شتاب‌بخشي به تنوع‌بخشي منابع انرژي و كاهش وابستگي به گذرگاه‌هاي آسيب‌پذير فراهم مي‌كند. در حوزه بيمه، صنعت بايد خود را براي دوره‌اي طولاني از نوسانات و ريسك‌هاي امنيتي بالا آماده كند؛ دوره‌اي كه در آن پوشش‌دهي ريسك‌هاي ژئوپليتيكي به يكي از گران‌بهاترين خدمات مالي تبديل خواهد شد.

از منظري كلان‌تر، اين روايت نشان مي‌دهد كه «بازگشت به حالت عادي» در بازار انرژي ديگر يك تضمين نيست، بلكه يك سناريوي آزمايشي است. جهاني كه تا ديروز روي فرض ثبات انرژي بنا شده بود، اكنون بايد خود را با پارادايمي سازگار كند كه در آن «احتمال اختلال» به بخشي دائمي از محاسبات راهبردي تبديل شده است.

گزارش ماه اوت اداره اطلاعات انرژي آمريكا، در يك جمله، اين پيام را به همراه دارد: «دنياي نفت تا پايان سال ۲۰۲۷ به هيچ‌وجه شبيه گذشته نخواهد بود.» ششصد هزار بشكه توليد متوقف‌شده، پنج و نيم ميليون بشكه خارج‌شده از مدار در اوج بحران، و قيمت‌هايي كه حتي در سناريوي اصلاح هم روند ماقبلي ندارند، همگي نشانه‌هايي از يك دوره جديد در اقتصاد انرژي هستند .

براي بازيگران بازار، اين گزارش يك فراخوان است: كساني كه برنامه استراتژيك خود را بر فرض «بازگشت سريع ثبات» بنا كرده‌اند، بايد پرونده‌هاي محافظه‌كارانه‌تري طراحي كنند. براي سياست‌گذاران، درس گزارش روشن است امنيت انرژي ديگر فقط يك مقوله فني نيست، بلكه قلب تپنده امنيت اقتصادي هر كشور به شمار مي‌آيد.

و در نهايت، آنچه اين روايت را ماندگار مي‌كند اين است كه بحران كنوني، ديگر يك «حادثه» نيست؛ يك «ساختار» است كه اقتصاد جهاني بايد بياموزد با آن زندگي كند. در جهاني كه غذاي انرژي آن با دودلي از گذرگاه‌هاي باريك و آسيب‌پذير عبور مي‌كند، هيچ پيش‌بيني‌اي به اندازه «احتياط» قدرتمند نيست.




 آزادسازی ۴۱ هزار مترمربع ا ز اراضی ملی منطقه چرات سوادکوه

 روزنامه تعادل / ۱۵ دقیقه قبل

آزادسازی ۴۱ هزار مترمربع ا ز اراضی ملی منطقه چرات سوادکوه

درحالي‌كه تنگه هرمز به يك بحران تاريخي تبديل شده، پنج و نيم ميليون بشكه نفت متوقف‌شده در دل شب اقتصاد جهاني را بيدار نگه داشته است. آنچه پيش‌بيني مي‌شد يك «شوك گذرا» باشد، حالا سرنوشت قسمتي از بازار نفت را تا پايان ۲۰۲۷ در ابهام نگه داشته است.

اداره اطلاعات انرژي آمريكا در آخرين گزارش چشم‌انداز كوتاه‌مدت انرژي خود، روايتي را بیان كرده كه چند ماه پيش هيچ‌كس جرات بيان آن را نداشت: بخشي از توليد نفت خاورميانه، نه براي چند ماه، بلكه براي بيش از يك سال و نيم ديگر در توقف باقي خواهد ماند؛ حتي اگر مسير تجارت تا اوايل سال آينده به روال عادي بازگردد. اين يك داده فني خشك نيست؛ اين يك تغيير در معادله اي است كه قيمت‌گذاري آينده نفت و اقتصادهاي وابسته به آن را بازتعريف مي‌كند.

بر اساس برآورد اين نهاد آماري، در ماه ژوئيه حدود پنج ميليون و پانصد هزار بشكه از توليد نفت خاورميانه، يا به عبارتي بيش از پنج درصد از تقاضاي كل نفت جهان، از مدار توليد خارج شده است. اين رقم به‌تنهايي بزرگ‌تر از توليد كامل چند كشور صادركننده متوسط است و نشان مي‌دهد كه بحران از سطح «تنش ديپلماتيك» عبور كرده و وارد لايه‌هاي زيرساختي و لجستيكي شده است. ريشه اين توقف را بايد در دو عامل موازي جست‌وجو كرد: اختلال در تردد از تنگه هرمز به عنوان مهم‌ترين گذرگاه انرژي جهان، و آسيب‌هاي واردشده به زيرساخت‌هاي انرژي منطقه در جريان درگيري‌هاي نظامي گسترده. تركيب اين دو، زنجيره‌اي از كاهش توليد را رقم زده كه حتي با بهبود نسبي اوضاع امنيتي، بازسازي آن زمان‌بر و پرهزينه خواهد بود.

نكته حائز اهميت اين است كه اداره اطلاعات انرژي آمريكا، كه پيش‌تر انتظار داشت جريان محموله‌ها به‌سرعت افزايش يابد، اين‌بار لحن محتاطانه‌تري برگزيده است.  اين نهاد اكنون پيش‌بيني مي‌كند جريان نفت از تنگه هرمز در ماه اوت به‌شدت محدود بماند و تنها از سپتامبر به‌آرامي جان بگيرد. تغيير اين لحن، از زبان آمار، ترجمه‌اي جز اين ندارد: «بحران از مرحله نقطه‌اي به مرحله ساختاري منتقل شده است.» شايد مهم‌ترين و تازه‌ترين عدد اين گزارش، چشمانداز «توقف باقي‌مانده» باشد. بر اساس اين برآورد، حتي در خوش‌بينانه‌ترين حالت يعني بازگشت بيشتر توليد منطقه و تجارت جهاني به حجم پيش از درگيري‌ها تا اوايل سال ۲۰۲۷ حدود ششصد هزار بشكه از توليد روزانه منطقه تا پايان همان سال همچنان متوقف خواهد ماند.

اين ششصد هزار بشكه فقط يك عدد نيست؛ نماد ظرفيت‌هاي ازدست‌رفته‌اي است كه بازسازي آنها به سرمايه‌گذاري سنگين، زمان و ثبات سياسي پايدار نياز دارد. در دنياي نفت، هر بشكه‌اي كه از مدار خارج مي‌شود، به‌سادگي به جاي خود بازنمي‌گردد؛ تأسيسات آسيب‌ديده، زنجيره‌هاي لجستيك برهم‌خورده و اعتماد ازدست‌رفته، همگي هزينه‌هاي پنهاني هستند كه در ترازنامه توليدكنندگان ثبت نمي‌شوند اما در قيمت جهاني نفت نمايان مي‌شوند.

اين وضعيت اين پرسش بنيادين را مطرح مي‌كند: آيا بازار نفت با «كمبود دائمي» يا تنها با «كمبود موقت» مواجه است؟ پاسخ، هرچه باشد، براي سال آينده يك پيام روشن دارد ؛ قيمت‌ها روند نزولي آرام‌تري نسبت به آنچه انتظار مي‌رفت خواهند داشت.

در سوي ديگر معادله، تصوير تقاضا قرار دارد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا ميانگين توليد جهاني نفت در سال جاري را حدود يكصد ميليون و هشتصد هزار بشكه در روز برآورد كرده است؛ رقمي كه حدود يك درصد پايين‌تر از پيش‌بيني ماه ژوئيه است. در مقابل، تقاضاي جهاني حدود ۱۰۴ ميليون بشكه در روز پيش‌بيني مي‌شود كه تغييري نسبت به برآورد قبلي ندارد.

برآيند اين دو رقم، تصويري از يك بازار ناتراز را ترسيم مي‌كند؛ بازاري كه در آن عرضه با كاهش مواجه شده اما تقاضا همچنان بر مدار رشد خود باقي مانده است. همين شكاف رو به رشد بين عرضه و تقاضاست كه نهادهاي آماري را وادار كرده تا برآوردهاي قيمتي خود را براي سال‌هاي آينده به‌طور محسوسي بازنگري كنند.

شايد پررنگ‌ترين بخش اين گزارش، بازبيني برآوردهاي قيمتي براي سال‌هاي ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ باشد. بر اساس اين برآورد جديد، ميانگين قيمت نفت خام شاخص برنت درياي شمال در سال ۲۰۲۶ ميلادي به ۸۶ دلار و ۸۱ سنت براي هر بشكه خواهد رسيد و قيمت شاخص دابليوتي‌آي آمريكا به ۸۰ دلار و ۸۸ سنت خواهد رسيد. اين در حالي است كه پيش‌بيني‌هاي قبلي، قيمت برنت را در سال جاري زير ۸۲ دلار و نفت خام آمريكا را كمي بيش از ۷۶ دلار ارزيابي كرده بودند.

اما جذاب‌ترين بخش، به سال ۲۰۲۷ مربوط مي‌شود؛ سالي كه قرار بود شاهد كاهش محسوس قيمت‌ها باشد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا اكنون انتظار دارد متوسط قيمت برنت در سال ۲۰۲۷ با ۲۰.۱ درصد كاهش نسبت به سال ۲۰۲۶ به ۶۹ دلار و ۳۹ سنت برسد؛ درحالي‌كه پيش‌تر اين كاهش ۲۰.۹ درصدي پيش‌بيني شده بود. به همين ترتيب، قيمت نفت خام آمريكا با ۱۹.۱ درصد كاهش به ۶۵.۳۹ دلار خواهد رسيد كه نسبت به برآورد كاهش ۲۰.۳ درصدي قبلي، ملايم‌تر است.

خوانش اين اعداد چندان پيچيده نيست: توقف طولاني‌تر بخشي از توليد منطقه، سقف قيمت را بالاتر نگه داشته و سد راه افت شديد قيمت‌ها در سال آينده شده است. به بيان ساده، بازار قرار بود با يك «سقوط نسبي» مواجه شود، اما بحران خاورميانه آن را به يك «اصلاح ملايم» تبديل كرده است.

آنچه اين گزارش را از يك خبر اقتصادي ساده متمايز مي‌كند، ابعاد راهبردي آن است. تنگه هرمز، به عنوان گذرگاه اصلي يك‌سوم نفت جهان، بيش از هر زمان ديگري به كانون محاسبات ژئوپليتيكي قدرت‌هاي بزرگ تبديل شده است. هر روز توقف در اين گذرگاه، نه‌تنها بر قيمت انرژي، بلكه بر نظم لجستيكي، بيمه حمل‌ونقل دريايي، قيمت حمل‌ونقل و حتي امنيت غذايي كشورهاي واردكننده اثر مي‌گذارد.

براي كشورهاي وابسته به واردات نفت، اين گزارش معنايي دوگانه دارد: از يك سو هزينه تامين انرژي افزايش مي‌يابد و فشار تورمي تشديد مي‌شود؛ از سوي ديگر، اين شرايط فرصتي براي شتاب‌بخشي به تنوع‌بخشي منابع انرژي و كاهش وابستگي به گذرگاه‌هاي آسيب‌پذير فراهم مي‌كند. در حوزه بيمه، صنعت بايد خود را براي دوره‌اي طولاني از نوسانات و ريسك‌هاي امنيتي بالا آماده كند؛ دوره‌اي كه در آن پوشش‌دهي ريسك‌هاي ژئوپليتيكي به يكي از گران‌بهاترين خدمات مالي تبديل خواهد شد.

از منظري كلان‌تر، اين روايت نشان مي‌دهد كه «بازگشت به حالت عادي» در بازار انرژي ديگر يك تضمين نيست، بلكه يك سناريوي آزمايشي است. جهاني كه تا ديروز روي فرض ثبات انرژي بنا شده بود، اكنون بايد خود را با پارادايمي سازگار كند كه در آن «احتمال اختلال» به بخشي دائمي از محاسبات راهبردي تبديل شده است.

گزارش ماه اوت اداره اطلاعات انرژي آمريكا، در يك جمله، اين پيام را به همراه دارد: «دنياي نفت تا پايان سال ۲۰۲۷ به هيچ‌وجه شبيه گذشته نخواهد بود.» ششصد هزار بشكه توليد متوقف‌شده، پنج و نيم ميليون بشكه خارج‌شده از مدار در اوج بحران، و قيمت‌هايي كه حتي در سناريوي اصلاح هم روند ماقبلي ندارند، همگي نشانه‌هايي از يك دوره جديد در اقتصاد انرژي هستند .

براي بازيگران بازار، اين گزارش يك فراخوان است: كساني كه برنامه استراتژيك خود را بر فرض «بازگشت سريع ثبات» بنا كرده‌اند، بايد پرونده‌هاي محافظه‌كارانه‌تري طراحي كنند. براي سياست‌گذاران، درس گزارش روشن است امنيت انرژي ديگر فقط يك مقوله فني نيست، بلكه قلب تپنده امنيت اقتصادي هر كشور به شمار مي‌آيد.

و در نهايت، آنچه اين روايت را ماندگار مي‌كند اين است كه بحران كنوني، ديگر يك «حادثه» نيست؛ يك «ساختار» است كه اقتصاد جهاني بايد بياموزد با آن زندگي كند. در جهاني كه غذاي انرژي آن با دودلي از گذرگاه‌هاي باريك و آسيب‌پذير عبور مي‌كند، هيچ پيش‌بيني‌اي به اندازه «احتياط» قدرتمند نيست.




 فراخوان مشمولان اعزامی شهریور ۱۴۰۵

 روزنامه تعادل / ۱۶ دقیقه قبل

فراخوان مشمولان اعزامی شهریور ۱۴۰۵

درحالي‌كه تنگه هرمز به يك بحران تاريخي تبديل شده، پنج و نيم ميليون بشكه نفت متوقف‌شده در دل شب اقتصاد جهاني را بيدار نگه داشته است. آنچه پيش‌بيني مي‌شد يك «شوك گذرا» باشد، حالا سرنوشت قسمتي از بازار نفت را تا پايان ۲۰۲۷ در ابهام نگه داشته است.

اداره اطلاعات انرژي آمريكا در آخرين گزارش چشم‌انداز كوتاه‌مدت انرژي خود، روايتي را بیان كرده كه چند ماه پيش هيچ‌كس جرات بيان آن را نداشت: بخشي از توليد نفت خاورميانه، نه براي چند ماه، بلكه براي بيش از يك سال و نيم ديگر در توقف باقي خواهد ماند؛ حتي اگر مسير تجارت تا اوايل سال آينده به روال عادي بازگردد. اين يك داده فني خشك نيست؛ اين يك تغيير در معادله اي است كه قيمت‌گذاري آينده نفت و اقتصادهاي وابسته به آن را بازتعريف مي‌كند.

بر اساس برآورد اين نهاد آماري، در ماه ژوئيه حدود پنج ميليون و پانصد هزار بشكه از توليد نفت خاورميانه، يا به عبارتي بيش از پنج درصد از تقاضاي كل نفت جهان، از مدار توليد خارج شده است. اين رقم به‌تنهايي بزرگ‌تر از توليد كامل چند كشور صادركننده متوسط است و نشان مي‌دهد كه بحران از سطح «تنش ديپلماتيك» عبور كرده و وارد لايه‌هاي زيرساختي و لجستيكي شده است. ريشه اين توقف را بايد در دو عامل موازي جست‌وجو كرد: اختلال در تردد از تنگه هرمز به عنوان مهم‌ترين گذرگاه انرژي جهان، و آسيب‌هاي واردشده به زيرساخت‌هاي انرژي منطقه در جريان درگيري‌هاي نظامي گسترده. تركيب اين دو، زنجيره‌اي از كاهش توليد را رقم زده كه حتي با بهبود نسبي اوضاع امنيتي، بازسازي آن زمان‌بر و پرهزينه خواهد بود.

نكته حائز اهميت اين است كه اداره اطلاعات انرژي آمريكا، كه پيش‌تر انتظار داشت جريان محموله‌ها به‌سرعت افزايش يابد، اين‌بار لحن محتاطانه‌تري برگزيده است.  اين نهاد اكنون پيش‌بيني مي‌كند جريان نفت از تنگه هرمز در ماه اوت به‌شدت محدود بماند و تنها از سپتامبر به‌آرامي جان بگيرد. تغيير اين لحن، از زبان آمار، ترجمه‌اي جز اين ندارد: «بحران از مرحله نقطه‌اي به مرحله ساختاري منتقل شده است.» شايد مهم‌ترين و تازه‌ترين عدد اين گزارش، چشمانداز «توقف باقي‌مانده» باشد. بر اساس اين برآورد، حتي در خوش‌بينانه‌ترين حالت يعني بازگشت بيشتر توليد منطقه و تجارت جهاني به حجم پيش از درگيري‌ها تا اوايل سال ۲۰۲۷ حدود ششصد هزار بشكه از توليد روزانه منطقه تا پايان همان سال همچنان متوقف خواهد ماند.

اين ششصد هزار بشكه فقط يك عدد نيست؛ نماد ظرفيت‌هاي ازدست‌رفته‌اي است كه بازسازي آنها به سرمايه‌گذاري سنگين، زمان و ثبات سياسي پايدار نياز دارد. در دنياي نفت، هر بشكه‌اي كه از مدار خارج مي‌شود، به‌سادگي به جاي خود بازنمي‌گردد؛ تأسيسات آسيب‌ديده، زنجيره‌هاي لجستيك برهم‌خورده و اعتماد ازدست‌رفته، همگي هزينه‌هاي پنهاني هستند كه در ترازنامه توليدكنندگان ثبت نمي‌شوند اما در قيمت جهاني نفت نمايان مي‌شوند.

اين وضعيت اين پرسش بنيادين را مطرح مي‌كند: آيا بازار نفت با «كمبود دائمي» يا تنها با «كمبود موقت» مواجه است؟ پاسخ، هرچه باشد، براي سال آينده يك پيام روشن دارد ؛ قيمت‌ها روند نزولي آرام‌تري نسبت به آنچه انتظار مي‌رفت خواهند داشت.

در سوي ديگر معادله، تصوير تقاضا قرار دارد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا ميانگين توليد جهاني نفت در سال جاري را حدود يكصد ميليون و هشتصد هزار بشكه در روز برآورد كرده است؛ رقمي كه حدود يك درصد پايين‌تر از پيش‌بيني ماه ژوئيه است. در مقابل، تقاضاي جهاني حدود ۱۰۴ ميليون بشكه در روز پيش‌بيني مي‌شود كه تغييري نسبت به برآورد قبلي ندارد.

برآيند اين دو رقم، تصويري از يك بازار ناتراز را ترسيم مي‌كند؛ بازاري كه در آن عرضه با كاهش مواجه شده اما تقاضا همچنان بر مدار رشد خود باقي مانده است. همين شكاف رو به رشد بين عرضه و تقاضاست كه نهادهاي آماري را وادار كرده تا برآوردهاي قيمتي خود را براي سال‌هاي آينده به‌طور محسوسي بازنگري كنند.

شايد پررنگ‌ترين بخش اين گزارش، بازبيني برآوردهاي قيمتي براي سال‌هاي ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ باشد. بر اساس اين برآورد جديد، ميانگين قيمت نفت خام شاخص برنت درياي شمال در سال ۲۰۲۶ ميلادي به ۸۶ دلار و ۸۱ سنت براي هر بشكه خواهد رسيد و قيمت شاخص دابليوتي‌آي آمريكا به ۸۰ دلار و ۸۸ سنت خواهد رسيد. اين در حالي است كه پيش‌بيني‌هاي قبلي، قيمت برنت را در سال جاري زير ۸۲ دلار و نفت خام آمريكا را كمي بيش از ۷۶ دلار ارزيابي كرده بودند.

اما جذاب‌ترين بخش، به سال ۲۰۲۷ مربوط مي‌شود؛ سالي كه قرار بود شاهد كاهش محسوس قيمت‌ها باشد. اداره اطلاعات انرژي آمريكا اكنون انتظار دارد متوسط قيمت برنت در سال ۲۰۲۷ با ۲۰.۱ درصد كاهش نسبت به سال ۲۰۲۶ به ۶۹ دلار و ۳۹ سنت برسد؛ درحالي‌كه پيش‌تر اين كاهش ۲۰.۹ درصدي پيش‌بيني شده بود. به همين ترتيب، قيمت نفت خام آمريكا با ۱۹.۱ درصد كاهش به ۶۵.۳۹ دلار خواهد رسيد كه نسبت به برآورد كاهش ۲۰.۳ درصدي قبلي، ملايم‌تر است.

خوانش اين اعداد چندان پيچيده نيست: توقف طولاني‌تر بخشي از توليد منطقه، سقف قيمت را بالاتر نگه داشته و سد راه افت شديد قيمت‌ها در سال آينده شده است. به بيان ساده، بازار قرار بود با يك «سقوط نسبي» مواجه شود، اما بحران خاورميانه آن را به يك «اصلاح ملايم» تبديل كرده است.

آنچه اين گزارش را از يك خبر اقتصادي ساده متمايز مي‌كند، ابعاد راهبردي آن است. تنگه هرمز، به عنوان گذرگاه اصلي يك‌سوم نفت جهان، بيش از هر زمان ديگري به كانون محاسبات ژئوپليتيكي قدرت‌هاي بزرگ تبديل شده است. هر روز توقف در اين گذرگاه، نه‌تنها بر قيمت انرژي، بلكه بر نظم لجستيكي، بيمه حمل‌ونقل دريايي، قيمت حمل‌ونقل و حتي امنيت غذايي كشورهاي واردكننده اثر مي‌گذارد.

براي كشورهاي وابسته به واردات نفت، اين گزارش معنايي دوگانه دارد: از يك سو هزينه تامين انرژي افزايش مي‌يابد و فشار تورمي تشديد مي‌شود؛ از سوي ديگر، اين شرايط فرصتي براي شتاب‌بخشي به تنوع‌بخشي منابع انرژي و كاهش وابستگي به گذرگاه‌هاي آسيب‌پذير فراهم مي‌كند. در حوزه بيمه، صنعت بايد خود را براي دوره‌اي طولاني از نوسانات و ريسك‌هاي امنيتي بالا آماده كند؛ دوره‌اي كه در آن پوشش‌دهي ريسك‌هاي ژئوپليتيكي به يكي از گران‌بهاترين خدمات مالي تبديل خواهد شد.

از منظري كلان‌تر، اين روايت نشان مي‌دهد كه «بازگشت به حالت عادي» در بازار انرژي ديگر يك تضمين نيست، بلكه يك سناريوي آزمايشي است. جهاني كه تا ديروز روي فرض ثبات انرژي بنا شده بود، اكنون بايد خود را با پارادايمي سازگار كند كه در آن «احتمال اختلال» به بخشي دائمي از محاسبات راهبردي تبديل شده است.

گزارش ماه اوت اداره اطلاعات انرژي آمريكا، در يك جمله، اين پيام را به همراه دارد: «دنياي نفت تا پايان سال ۲۰۲۷ به هيچ‌وجه شبيه گذشته نخواهد بود.» ششصد هزار بشكه توليد متوقف‌شده، پنج و نيم ميليون بشكه خارج‌شده از مدار در اوج بحران، و قيمت‌هايي كه حتي در سناريوي اصلاح هم روند ماقبلي ندارند، همگي نشانه‌هايي از يك دوره جديد در اقتصاد انرژي هستند .

براي بازيگران بازار، اين گزارش يك فراخوان است: كساني كه برنامه استراتژيك خود را بر فرض «بازگشت سريع ثبات» بنا كرده‌اند، بايد پرونده‌هاي محافظه‌كارانه‌تري طراحي كنند. براي سياست‌گذاران، درس گزارش روشن است امنيت انرژي ديگر فقط يك مقوله فني نيست، بلكه قلب تپنده امنيت اقتصادي هر كشور به شمار مي‌آيد.

و در نهايت، آنچه اين روايت را ماندگار مي‌كند اين است كه بحران كنوني، ديگر يك «حادثه» نيست؛ يك «ساختار» است كه اقتصاد جهاني بايد بياموزد با آن زندگي كند. در جهاني كه غذاي انرژي آن با دودلي از گذرگاه‌هاي باريك و آسيب‌پذير عبور مي‌كند، هيچ پيش‌بيني‌اي به اندازه «احتياط» قدرتمند نيست.




 افزایش همزمان قیمت دلار و سکه

افزایش همزمان قیمت دلار و سکه

روز چهارشنبه بازار ارز و طلا شاهد افزایش قیمت‌ بودند. قیمت دلار با 2هزار تومان افزایش نسبت به ‌روز سه‌شنبه در رقم 186هزار تومان قرار گرفت و اکثر قطعات طلایی در بالاترین سطوح قیمتی سه ماه اخیر معامله شدند. در این روز، رمزارز تتر بخش قابل‌توجهی از کاهش‌های قیمتی دو هفته اخیر خود را پس گرفت و در محدوده 189هزار تومان نوسان کرد.

 سردی قیمت‌ در خرماپزان بم

سردی قیمت‌ در خرماپزان بم

آرمان امروز : فصل برداشت خرما در بم فرا رسیده؛ محصولی که با دستان پینه‌ بسته و در گرمای طاقت‌فرسای ۵۰ درجه از نخل‌ها چیده می‌شود، اما در حالی که قیمت مصوب هر کیلو خرمای مضافتی بم ۳۴۰ هزار تومان تعیین شده، نخل داران بمی محصول درجه یک خود را با نرخ ۵۵ تا ۷۰ [ ]

 سخنگوی سازمان غذا و دارو: حذف ارز ترجیحی دارو صحت ندارد

سخنگوی سازمان غذا و دارو: حذف ارز ترجیحی دارو صحت ندارد

آرمان امروز : محمد هاشمی، سخنگوی سازمان غذا و دارو در واکنش به اخبار منتشر شده در فضای مجازی، ضمن تأکید بر نادرست بودن تعمیم این موضوع به کل بازار دارو، اظهار کرد: تغییر ارزی اخیر، به معنای حذف ارز ترجیحی همه داروها یا آغاز موج جدید گرانی نیست. موضوع اعلام‌شده صرفاً مربوط به تغییر [ ]

 تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات کتاب «حرامزادگان هایک» | آیا اقتصاد بازار آزاد توجیه‌گر نژادپرستی است؟

تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات کتاب «حرامزادگان هایک» | آیا اقتصاد بازار آزاد توجیه‌گر نژادپرستی است؟

اقتصادنیوز: در هفته‌های اخیر، کتاب «حرامزادگان هایک؛ نژاد، طلا، ضریب هوشی و سرمایه‌داری راست افراطی»، نوشته کوئین اسلوبودیان، مورخ و استاد دانشگاه بوستون، مورد توجه رسانه‌های چپ‌گرای فارسی زبان قرار گرفته است. این تاریخدان، به سیاق پژوهش‌های پیشین خود، می‌کوشد دو اقتصاددان لیبرال کلاسیک، فردریش هایک و لودویگ فون میزس و همچنین برخی پیروان آنارشیست آن‌ها را به راست‌گرایان نژادپرست پیوند دهد.

 طلاق تجاری تهران و ابوظبی

طلاق تجاری تهران و ابوظبی

شعله‌های آتش جنگ در خلیج فارس دامن دو شریک بزرگ تجاری را گرفته است. امارات پس از جنگ برای فروش نفت خود به دیواره سخت تنگه هرمز برخورد کرده است و رکود صنعت گردشگری را تجربه می‌کند و از آن سو، ایران روابط تیره و تار را با یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری خود تجربه می‌کند؛

 بانک مرکزی: تخلف واقعی بازگشت ارز صادراتی 81 میلیارد دلار است - تسنیم

بانک مرکزی: تخلف واقعی بازگشت ارز صادراتی 81 میلیارد دلار است - تسنیم

دستیار ارزی رئیس‌کل بانک مرکزی می‌گوید اصلاح سیاست‌ها، روند بازگشت ارز صادراتی را در 1405 افزایش داده است.

 بازطراحی الگوی توسعه میدان نفتی سهراب با ملاحظات محیط زیستی

بازطراحی الگوی توسعه میدان نفتی سهراب با ملاحظات محیط زیستی

پس از صدور مجوز محیط‌ زیست طرح توسعه میدان نفتی سهراب، الگوی توسعه این میدان با هدف کاهش مداخلات در تالاب هورالعظیم بازطراحی شد.

 قیمت بیت کوین امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد 1405 چند؟

قیمت بیت کوین امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد 1405 چند؟

اقتصادنیوز:بیت کوین امروز با افزایش 1.02 درصدی به 64,896 (شصت و چهار هزار و هشتصد و نود و شش) دلار رسید.