بهمن فلاح
بازار سرمايه در مقطعي حساس قرار دارد كه ميتوان آن را دوران بازگشت نقدينگي و گسترش مشاركت ناميد. برخلاف ماههاي گذشته، اكنون شواهد عيني نشان از رشد همزمان كمي و كيفي بازار دارد. ميانگين ارزش معاملات كه به مرز ۴۰ هزار ميليارد تومان رسيده و افزايش تعداد كدهاي معاملاتي فعال به حدود ۷۰۰ هزار كد، نشاندهنده ورود لايههاي جديدي از سرمايهگذاران به چرخه معاملات است. اين رشد، تنها يك جهش موقت نيست، بلكه نشان از بازگشت اعتماد به زيرساختهاي بازار دارد؛ هرچند كه اين اعتماد نيازمند مديريت دقيق است تا از تكرار اشتباهات گذشته جلوگيري شود. تجربه تاريخي بازار ايران، بهويژه سالهاي ۹۲ و ۹۹، درسهاي بسيار مهمي براي فعالان بازار دارد. در آن دورهها، سوءمديريت و عدم نظارت دقيق بر جريان نقدينگي، در كنار «خطاي ذهني» سهامداران حقيقي، منجر به سقوطهاي دردناك شد. سهامداران حقيقي در آن مقاطع، با تصور رسيدن به سودهاي چند صد درصدي و نجومي، وارد بازيهاي هيجاني شدند كه در نهايت به ضررهاي سنگين منجر شد. امروز، با توجه به اينكه هم سهامداران حقيقي و هم نهادهاي حقوقي، تجربيات تلخ گذشته را از ياد نبردهاند، اميد است كه اين دوره از رونق، به جاي «شيدايي و توهم» به سمت يك «رشد ممتد و پايدار» حركت كند. در اين راستا، مسووليت سازمان بورس در نظارت بر اطلاعيههاي ناشران و كنترل كيفيت عرضههاي اوليه (كه بايد متناسب با عمق بازار باشد) دوچندان شده است. عوامل متعددي در پشت صحنه اين روند صعودي در حال حركت هستند. از جمله مهمترين آنها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
تاثيرات مثبت سياستهاي ارزي: با توجه به رشد قيمت دلار و شكلگيري بازار ارز توافقي در بانكها، انتظار ميرود كه صادركنندگان بتوانند از طريق اين بستر، ارز خود را با نرخهاي منطقيتر عرضه كنند. اين روند باعث ميشود كه شكاف ميان ارزهاي مبادلهاي و حوالهاي به تدريج كاهش يابد و شركتهاي صادراتمحور بتوانند سود واقعي خود را در گزارشهاي مالي شناسايي كنند كه اين امر مستقيما بر ارزش بازار شركتهاي صادراتمحور اثر مثبت ميگذارد. …













