
حميدرضا صالحي
زيرساختهاي راهبردي انرژي در ايران، فراتر از يك دارايي فيزيكي يا مجموعهاي از تاسيسات صنعتي، ستون فقرات اقتصاد ملي و ميراثي است كه طي قرنها و دههها تلاش، سرمايهگذاري صدها ميليارد دلاري و مجاهدت هزاران متخصص ايراني براي نسلهاي آينده ذخيره شده است. صيانت از اين زيرساختها، در شرايطي كه سايه تهديدات خارجي بر سر كشور سنگيني ميكند، نه يك انتخاب مديريتي، بلكه يك وظيفه ملي و اخلاقي براي تمامي شهروندان و مسوولان در هر جايگاه و سطحي است. هر ايراني كه دل در گرو توسعه و اعتلاي كشور دارد، به درستي دريافته است كه اين داشتههاي ملي، شريانهاي حياتي معاش مردم و موتور محرك صنايع و فعاليتهاي اقتصادي هستند كه آسيب به آنها، مستقيما امنيت رواني و كيفيت زندگي عمومي را نشانه ميرود. در روزهاي اخير، تهديدهاي مطرح شده از سوي مقامات امريكايي مبني بر هدف قرار دادن زيرساختهاي انرژي ايران، بيش از هر چيز نمايانگر رويكردي است كه با ابتداييترين موازين حقوق بينالملل و اخلاق جنگ در تضاد قرار دارد. در ادبيات حقوقي و عرف جهاني، زيرساختهاي انرژي كه معاش و حيات روزمره مردم به آنها گره خورده است، نه اهداف نظامي، بلكه داراييهاي غيرنظامي محسوب ميشوند كه بايد در تمامي شرايط، از دايره درگيريها مصون بمانند. تهديد به هدفگيري اين داراييها، در واقع تهديد به هدفگيري مستقيم زندگي مردم و معيشت خانوارهاست. اينگونه اقدامات، نهتنها ناقض تعهدات بينالمللي است، بلكه نشاندهنده بنبستي است كه برخي جريانهاي سياسي در واشنگتن با آن دست به گريبانند، چراكه تقليل درگيريهاي سياسي به تخريب زيرساختهاي رفاهي يك ملت، هرگز به معناي پيروزي راهبردي نيست و تنها تنش را به سطوح غيرقابل كنترلي سوق ميدهد كه ميتواند دامنهاش نه فقط براي ايران، بلكه براي كل منطقه و بازارهاي انرژي جهان پيامدهاي سنگيني داشته باشد. در تحليل وضعيت موجود، بايد به اين نكته توجه داشت كه شبكه انرژي ايران يك شبكه سراسري، بههم پيوسته و يكپارچه است. اگرچه تدابير پدافند غيرعامل، بهرهگيري از توان نيروگاههاي برق، ورود انرژيهاي تجديدپذير به مدار و امكان جابهجايي يا جايگزيني واحدهاي توليدي، همگي ظرفيتهاي قابلتوجهي براي تابآوري ايجاد كردهاند، اما نبايد دچار خطاي محاسباتي شد. حقيقت اين است كه هيچ كدام از اين تمهيدات، …








