قیمت طلا امروز




 روزنامه تعادل / ۸ ساعت قبل

نبرد اصلی در میدان تورم و معیشت

60 روز پس از پایان درگیری نظامی، اقتصاد ایران وارد مرحله‌ای شده که بسیاری از اقتصاددانان آن را دشوارتر از دوران جنگ می‌دانند.
 نبرد اصلی در میدان تورم و معیشت

60 روز پس از پايان درگيري نظامي، اقتصاد ايران وارد مرحله ‌اي شده كه بسياري از اقتصاددانان آن را دشوارتر از دوران جنگ مي ‌دانند. اگرچه ايران توانست در برابر حملات نظامي مقاومت كند و سناريوي فروپاشي سريع كه برخي تحليلگران خارجي مطرح مي ‌كردند محقق نشد، اما واقعيت اين است كه هزينه ‌هاي اقتصادي جنگ همچنان بر دوش اقتصاد كشور سنگيني مي ‌كند. كاهش درآمدهاي ارزي، اختلال در تجارت، فشار بر بودجه دولت، تورم بالا و افت قدرت خريد، مجموعه ‌اي از چالش ‌هايي است كه اكنون سياستگذاران با آن روبه ‌رو هستند.  در همين حال، آثار جنگ تنها به داخل مرزهاي ايران محدود نماند. افزايش قيمت جهاني انرژي، نوسان بازارهاي مالي و رشد هزينه حمل ‌ونقل دريايي، اقتصاد جهاني را نيز تحت تأثير قرار داد. با اين حال، تفاوت مهم آنجاست كه بسياري از اقتصادهاي جهان از ابزارهاي مالي و پولي متنوع براي جبران اين شوك برخوردارند، اما اقتصاد ايران همزمان با جنگ، با تحريم، محدوديت دسترسي به منابع ارزي و كسري بودجه نيز مواجه است؛ موضوعي كه مديريت شرايط را پيچيده ‌تر كرده است.

 

    تورم؛ مهم ‌ترين چالش اقتصاد پس از جنگ

امروز شايد هيچ شاخصي به اندازه تورم، وضعيت اقتصاد ايران را توضيح ندهد. رشد مداوم قيمت كالاهاي اساسي موجب شده فشار اصلي بر معيشت خانوارها وارد شود و حتي كاهش مقطعي سرعت تورم نيز نتواند احساس گراني را در زندگي روزمره مردم كاهش بدهد. تفاوت مهم ميان «كاهش نرخ تورم» و «كاهش قيمت ‌ها» دقيقادر همين نقطه است؛ قيمت ‌ها همچنان در حال افزايشند، هرچند ممكن است آهنگ رشد آنها كمتر شده باشد. در چنين فضايي، هزينه خوراك، مسكن، حمل ‌ونقل و خدمات عمومي سهم بزرگ ‌تري از درآمد خانوار را به خود اختصاص داده است. دهك ‌هاي پايين درآمدي بيش از ساير گروه ‌ها تحت فشار قرار گرفته ‌اند و همين مساله موجب شده سياست ‌هاي حمايتي دولت، از كالابرگ گرفته تا يارانه ‌هاي معيشتي، دوباره به محور اصلي بحث ‌هاي اقتصادي تبديل شود.

 

    تأمين كالا   عبور از بحران بدون  پايان نگراني

يكي از مهم ‌ترين دستاوردهاي مديريت اقتصادي در دوران جنگ، جلوگيري از كمبود گسترده كالا بود. برخلاف بسياري از پيش ‌بيني ‌ها، بازار ايران با قحطي يا ناياب شدن فراگير كالاهاي اساسي روبه ‌رو نشد و زنجيره تأمين تا حد زيادي حفظ شد. اين موضوع نتيجه تركيبي از مديريت واردات، استفاده از ذخاير راهبردي، همكاري توليدكنندگان و كنترل شبكه توزيع بود. اما عبور از بحران تأمين كالا به معناي پايان بحران معيشت نيست. امروز مساله اصلي، «وجود كالا» نيست؛ بلكه «توان خريد كالا» است. حتي اگر قفسه فروشگاه ‌ها پر باشد، كاهش قدرت خريد مي ‌تواند همان اندازه بر رفاه خانوار اثر بگذارد كه كمبود فيزيكي كالا.

 

    بودجه، ارز و  درآمدهاي دولت

اقتصاد ايران پس از جنگ با يك معادله دشوار روبروست. از يك سو هزينه ‌هاي جاري دولت، پرداخت حقوق كاركنان، حمايت ‌هاي اجتماعي و بازسازي زيرساخت ‌ها افزايش يافته و از سوي ديگر درآمدهاي ارزي و نفتي تحت فشار قرار گرفته است. محدوديت صادرات نفت و دشواري دسترسي به منابع مالي خارجي، فضاي بودجه ‌اي دولت را تنگ ‌تر كرده و همين موضوع نگراني درباره كسري بودجه و آثار تورمي آن را افزايش داده است.  در چنين شرايطي، هر تصميم مالي دولت مستقيما بر تورم اثر مي ‌گذارد. اگر كسري بودجه از مسير استقراض يا افزايش پايه پولي جبران شود، فشار تورمي تشديد خواهد شد و اگر هزينه ‌هاي حمايتي كاهش يابد، فشار بيشتري بر معيشت خانوار وارد مي ‌شود. همين دوگانگي، تصميم ‌گيري اقتصادي را به يكي از پيچيده ‌ترين مراحل سال ‌هاي اخير  رسانده است.

    نقش بانك مركزي

  در مديريت دوران پساجنگ

در ميان نهادهاي اقتصادي، شايد هيچ دستگاهي به اندازه بانك مركزي در مركز اين تحولات قرار نداشته باشد. اين نهاد همزمان بايد بازار ارز را مديريت كند، تورم را مهار كند، شبكه بانكي را اصلاح كند و منابع لازم براي تجارت و توليد را نيز تأمين كند؛ ماموريتي كه در شرايط تحريم و محدوديت منابع، دشوارتر از هميشه است. عبدالناصر همتي، رييس كل بانك مركزي در تازه ‌ترين اظهارات خود تأكيد كرده كه اولويت نخست اين بانك، تأمين ارز كالاهاي اساسي و دارو، حفظ ثبات نسبي بازار ارز و اصلاح نظام بانكي است. او همچنين از برخورد با اضافه ‌برداشت بانك ‌ها، كنترل خلق نقدينگي بي ‌ضابطه و هدايت منابع بانكي به سمت توليد به عنوان محورهاي اصلي برنامه بانك مركزي نام برده است.  عبدالناصر همتي در يك برنامه تلويزيوني اظهار كرد: برنامه ‌ريزي ‌هاي انجام ‌شده به گونه ‌اي بوده كه منابع ارزي لازم در اختيار كشور قرار دارد و از نظر تأمين كالاهاي اساسي و دارو نگراني نداريم. در اين زمينه حتي به مقام معظم رهبري نيز پيغام داده ‌ام و نامه نوشته ‌ام كه از نظر تأمين كالاهاي اساسي و دارو نگراني وجود ندارد و بانك مركزي و دولت اين نيازها را تأمين مي ‌كنند. وي افزود: اكنون نيز تأكيد مي ‌كنيم كه تأمين كالاهاي اساسي و دارو انجام خواهد شد و در حال حاضر در بازار كمبودي وجود ندارد. اين موضوع جزو برنامه ‌ريزي ‌هاي ما  بوده است.

 

    شتاب تورم نصف شده است

رييس ‌كل بانك مركزي ادامه داد: تلاش مي ‌كنيم با توجه به شرايط موجود، حداكثر توان خود را به كار بگيريم تا بهترين عملكرد را داشته باشيم. در حال حاضر نيز شتاب تورم در ماه گذشته تقريبا نصف شده است. همتي با بيان اينكه مهار تورم به معناي متوقف شدن يك ‌باره افزايش قيمت ‌ها نيست، گفت: تورم چيزي نيست كه يك ‌باره بتوان ترمز آن را كشيد و همان روز متوقف شود. در ماه گذشته شتاب تورم تقريبا نصف شد. برخي به من گفتند كه شما گفته ‌ايد تورم نصف شده، اما مردم همچنان شاهد افزايش قيمت ‌ها هستند؛ در حالي كه من نگفتم تورم افزايش پيدا نكرده، بلكه گفتم شتاب تورم گرفته شده است. وي ادامه داد: آمار مردادماه هنوز منتشر نشده است، اما با توجه به روندي كه مشاهده مي ‌كنم، احتمال مي ‌دهم تورم اين ماه تفاوت چنداني با ماه گذشته نداشته باشد. البته در مرداد و شهريور معمولاً قراردادهاي اجاره تمديد مي ‌شوند و افزايش اجاره ‌بها مي ‌تواند بر نرخ تورم تأثير بگذارد. رييس ‌كل بانك مركزي با اشاره به نگراني ‌ها درباره وقوع ابرتورم و تورم ‌هاي سه ‌رقمي اظهار كرد: بسياري تصور مي ‌كردند ابرتورم و تورم ‌هاي سه ‌رقمي ايجاد خواهد شد، اما فعلاً چنين اتفاقي رخ نداده است.

 

    افزايش ۲۳ درصدي كالابرگ منطقي است

همتي درباره افزايش قيمت كالاهاي اساسي نيز گفت: افزايش تورم كالاهاي اساسي تا حدي طبيعي بود؛ چراكه وقتي نرخ ارز ترجيحي حذف مي ‌شود، قيمت تمام ‌شده برخي كالاها مي ‌تواند چهار تا ۴.۵ برابر شود و طبيعي است كه قيمت اين كالاها نيز افزايش پيدا كند؛ بنابراين تورمي كه از اين محل ايجاد شد، قابل پيش ‌بيني بود. وي افزود: اما تورم ديگري كه از فروردين ‌ماه به بعد اتفاق افتاد، ناشي از فشار هزينه بود. آسيب به واحدهاي پتروشيمي و فولادي و همچنين ايجاد انتظارات تورمي باعث شد تورم در ارديبهشت و خردادماه دوباره مقداري افزايش پيدا كند. همتي تأكيد كرد: مهم ‌ترين وظيفه بانك مركزي مهار تورم است و بانك مركزي اين كار را انجام داده است. وي همچنين اعلام كرد: باتوجه به رشد نرخ ارز در مركز مبادله، رشد ۲۳ درصدي براي كالابرگ منطقي است و درحال برنامه ‌ريزي براي تامين منابع آن هستيم اما به هيچ عنوان از طريق چاپ پول منابع كالابرگ تامين نخواهد شد.

 

    هنوز چيزي از منابع بلوكه شده  آزاد نشده است

رييس ‌كل بانك مركزي، درباره تفاهم ‌نامه انجام ‌شده اظهار كرد: اين تفاهم ‌نامه به نفع كشورمان بود و كار زيادي روي آن انجام شده و زحمت زيادي براي آن كشيده شده بود. اين تفاهم ‌نامه مي ‌توانست پايه خوبي باشد، اما به هر دليلي فعلاً به محاق رفته است و ان ‌شاءالله دوباره احيا شود تا بتوانيم مذاكرات را ادامه دهيم؛ البته بر اساس منافع ملي خودمان.

وي افزود: معتقديم همه اين اقدامات بايد بر مبناي منافع ملي كشورمان و با تأييد مقام معظم رهبري پيش برود و دولت و شوراي عالي امنيت ملي نيز در اين زمينه مصمم و مصر هستند كه اين موضوع را در اين مسير پيش ببرند.

همتي ادامه داد: يكي از بندهاي اين تفاهم ‌نامه موضوع آزادسازي منابع بود. ما تفاهم ‌هاي اوليه ‌اي در قطر داشتيم كه بر اساس آن قرار بود ۱۲ ميليارد دلار از اين منابع ما به نحوي آزاد شود؛ 6 ميليارد دلار از منابعي كه از گذشته در قطر داشتيم و 6 ميليارد دلار ديگر از منابعي كه در جاهاي ديگر داشتيم. قرار بود قطر اعتباري در اختيار ما قرار بدهد كه پشتوانه آن همين منابعي باشد كه داشتيم تا كار معطل نماند و بتوانيم از آن اعتبار استفاده كنيم و بعدا در پايان اجراي قطعي توافق، منابع اصلي نيز قابل برداشت باشند. وي افزود: اما به هر حال، در نيمه راه، با اينكه تفاهم امضا شده بود و دو يادداشت تفاهم جدي و در واقع قرارداد نيز امضا شده بود، شرايط به اين شكل درآمد. من واقعا نمي ‌دانم، چون در بخش سياسي خيلي پيگيري نمي ‌كنم، اما در بخش اقتصادي اطلاع دارم كه فعلا اتفاق خاصي نيفتاده است. همتي تصريح كرد: تاكنون چيزي از پول ‌هاي بلوكه ‌شده در راستاي تفاهمنامه آزاد نشده است. رييس ‌كل بانك مركزي درباره بريكس نيز گفت: اگر بريكس بتواند از آن چيزي كه در حد ايده است به مرحله عمل برسد، اتفاق خوبي خواهد بود. من نيز در آنجا اين موضوع را مطرح و درخواست كردم كه بريكس به ‌تدريج به سمت عملياتي كردن ايده ‌هاي خود حركت كند. كارهاي خوبي انجام داده ‌ايم و پيشنهادهاي خوبي مطرح كرده ‌ايم و اميدوارم آينده خوبي براي بريكس رقم بخورد و ان ‌شاءالله بتواند در مبادلات، به ‌ويژه مبادلات تجاري ميان كشورها، شكل عملياتي پيدا كند. وي افزود: مهم ‌تر از همه، ما در آنجا پيشنهاد داديم كه يك كانال مالي ايجاد شود؛ يعني همان ‌طور كه براي رفت ‌وآمدهاي فيزيكي و ژئوپليتيكي، كريدورهايي داريم، مي ‌توانيم براي مسائل مالي نيز كريدور مالي داشته باشيم. با تكيه بر CBDC يا همان رمزارزهاي بانك ‌هاي مركزي، مي ‌توانيم با يكديگر همكاري كنيم و وابستگي خود را به ارزهاي ديگر كشورها كاهش بدهيم. به نظر من، اين ايده خوبي است و مي ‌تواند به پيشرفت اقتصاد كشورهاي عضو كمك كند. همتي ادامه داد: مهم ‌تر از خود بريكس، حاشيه بريكس و فرصتي است كه در اين چارچوب براي گفت ‌وگو با روساي بانك ‌هاي مركزي روسيه، چين، هند و ساير كشورها ايجاد مي ‌شود. با هند مذاكرات خوبي داشتيم و به توافقات خوبي رسيديم و با ساير اعضا نيز همين ‌طور. ما اكنون به دنبال اين هستيم كه بتوانيم در قالب روابط دوجانبه و سه ‌جانبه ميان اين اعضا، نقل ‌وانتقالات مالي و خريدهاي خود را انجام بدهيم. وي افزود: به نظر من، در همين حدي كه عرض كردم، اين اجلاس براي ما خوب و موفق بود. من و همكارانم در بانك مركزي نيز ان ‌شاءالله پيگيري ‌هاي لازم را ادامه مي ‌دهيم تا به نتايج خوبي برسيم و بتوانيم بخشي از فشارهاي تحريمي را از اين طريق خنثي كنيم.

 

    ۱۲ ميليارد دلار مطالبه ارزي ايران از عراق

رييس ‌كل بانك مركزي درباره روابط اقتصادي ايران و عراق گفت: همانطور كه مي ‌دانيد، روابط خوبي با اين كشور داريم؛ هم روابط سياسي خوبي داريم و هم روابط اقتصادي مناسبي ميان دو كشور برقرار است. ما پيش از جنگ، ۱۲ ميليارد دلار صادرات به عراق داشتيم كه ۴ ميليارد دلار آن مربوط به دولت، گاز و برق و مواردي از اين دست بود و ۸ ميليارد دلار نيز مربوط به بخش خصوصي بود. وي افزود: در صادرات بخش خصوصي، مشكلاتي ايجاد شده است. با وزير تجارت عراق مفصل درباره اين موضوع صحبت كرديم؛ درباره تعرفه ‌ها، اختلاف نرخ ارز و شرايطي كه اكنون در عراق ايجاد شده است. آنها نيز اكنون يك نرخ واحد ندارند؛ يك نرخ رسمي ارز دارند و يك نرخ نيز در بازار وجود دارد. صادركنندگان ما اگر بخواهند با نرخ بازار عمل كنند، مقداري از قدرت رقابت آنها كاهش پيدا مي ‌كند. بنابراين بايد براي اين موضوع فكري كنيم و درباره راهكارهاي آن صحبت كرديم. او ادامه داد: با وزير دارايي عراق نيز درباره مطالباتي كه از دولت عراق داريم صحبت كرديم و آنها قول دادند كه اين مطالبات را پرداخت كنند. البته آنها نيز مشكلات ما را دارند؛ يعني در واقع، به دليل بسته شدن تنگه هرمز، نمي ‌توانند صادرات انجام بدهند و حقوق كاركنان خود را عمدتا از درآمدهاي نفتي پرداخت مي ‌كردند، اما اكنون سه، چهار ماه است كه در پرداخت حقوق ‌هاي خود نيز دچار مشكل شده ‌اند. همتي افزود: موضوع دوم، پول ‌هاي ما در بانك ‌هاي عراقي است كه درباره آن نيز صحبت كرديم. ان ‌شاءالله اين مشكل حل شده و وضعيت بهتر خواهد شد و ان ‌شاءالله به ‌تدريج در روزها و هفته ‌هاي آينده بتوانيم استفاده لازم را از اين منابع داشته باشيم. وي ادامه داد: ديداري هم با نخست ‌وزير عراق داشتيم و در اين ديدار درباره مطالبات، مسائل اقتصادي و روابط اقتصادي دو كشور گفت ‌وگو شد. يك نكته مهمي كه با نخست ‌وزير عراق به نتيجه رسيديم اين بود كه بتوانيم با اتكا به منابعي كه در بانك TBI عراق داريم، اين منابع را به عنوان پشتوانه ‌اي براي صدور ضمانتنامه براي پيمانكاران ايراني كه در عراق فعاليت مي ‌كنند، قرار بدهيم. ايشان نيز اين موضوع را پذيرفت و دستور مساعدي صادر كرد. رييس كل بانك مركزي افزود: در مجموع، به نظر من مي ‌توانيم كارهاي خوبي با عراق انجام بدهيم و تيم مديريتي جديد عراق نيز آمادگي دارد كه اين روند را ان ‌شاءالله توسعه بدهد. همتي افزود: همه كشورهاي همسايه ما نيز اكنون شرايط مشابهي دارند. ما با قطري ‌ها صحبت مي ‌كنيم، با عراقي ‌ها صحبت مي ‌كنيم و با هر كدام از اين كشورها مذاكره داريم. اكنون تقريبا درآمدهاي كشورهايي مانند قطر و عراق از صادرات ‌شان نزديك به صفر شده است. ما نيز بالاخره با اين اتفاق مواجه شده ‌ايم و نفت صادر نمي ‌كنيم كه اين ديگر يك واقعيت است، اما ما پيش ‌بيني ‌هاي لازم را انجام داده بوديم. اين ‌طور نيست كه ما پيش ‌بيني نكرده باشيم و دولت و بانك مركزي اقدامات لازم را براي اين شرايط انجام نداده باشند.

وي اظهار كرد: تفاوت ما با دولت ‌هايي مانند قطر و عراق اين است كه آنها به ذخاير خود دسترسي دارند، اما ذخاير ما توسط امريكايي ‌ها مسدود شده و اجازه برداشت از آنها را به ما نمي ‌دهند. اقتصاد ايران اكنون در مرحله ‌اي قرار گرفته كه موفقيت در ميدان نظامي، به ‌تنهايي تضمين ‌كننده موفقيت در ميدان اقتصاد نيست. چالش اصلي كشور از اين پس، مهار تورم، حفظ قدرت خريد مردم، تأمين منابع بودجه و بازگرداندن ثبات به فضاي كسب ‌وكار خواهد بود. بانك مركزي، دولت و ساير نهادهاي اقتصادي ناچارند ميان حمايت از معيشت، كنترل نقدينگي و حفظ ثبات مالي تعادل برقرار كنند؛ زيرا آينده اقتصاد بيش از هر چيز به كيفيت مديريت اين دوران وابسته است.

 



۱۶ دقیقه قبل / سایت بنکر

ایستگاه پیش از ابرتورم

به گزارش بنکر ، سال ۱۳۹۷ در تحلیل مسعود نیلی یک نقطه عطف است. از آن زمان، بسیاری از متغیرهای اقتصادی از روندهای تاریخی خود فاصله گرفته‌اند و اقتصاد ایران وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی مداوم شده است.

نرخ ارز در این دوره تقریباً ۵۰ برابر شده است. این افزایش نیز در یک مسیر آرام اتفاق نیفتاده و اقتصاد ایران در همین فاصله زمانی ۷ بحران بزرگ ارزی را تجربه کرده است.

در همین مدت، سطح عمومی قیمت‌ها بیش از ۱۹ برابر شده و قیمت مواد غذایی بیش از ۳۴ برابر افزایش یافته است. اهمیت این ارقام فقط به بزرگی آنها محدود نمی‌شود؛ مسئله مهم‌تر، تبدیل شدن شوک‌های اقتصادی به بخشی از وضعیت عادی اقتصاد است.

اما آیا این وضعیت را می‌توان ادامه همان تورم مزمن سال‌های گذشته دانست؟ نیلی معتقد است پاسخ منفی است.

او میان تورم مزمن، تورم بسیار بالا و ابرتورم تفاوت می‌گذارد و شرایط فعلی را در محدوده‌ای توصیف می‌کند که می‌توان آن را «ایستگاه پیش از ابرتورم» نامید.

این تعبیر به معنای پیش‌بینی قطعی ابرتورم نیست، بلکه هشداری درباره نزدیک شدن اقتصاد به منطقه‌ای است که رفتار خانوارها، بنگاه‌ها و بازارها می‌تواند تغییر کند.

کاهش تمایل به نگهداری پول ملی، افزایش سرعت تبدیل پول به دارایی، کوتاه شدن افق قراردادها و تشدید انتظارات تورمی از جمله پیامدهایی هستند که می‌توانند خود به افزایش بیشتر تورم دامن بزنند. استهلاک اقتصاد و کاهش قدرت خرید خانوار

بخش دیگری از هشدارهای نیلی به ظرفیت تولید ثروت در اقتصاد ایران مربوط می‌شود. او از مفهوم «استهلاک اقتصاد» استفاده کرده و کاهش اهمیت سرمایه‌گذاری، کارآفرینی و فناوری در نظام حکمرانی را یکی از نگرانی‌های اصلی می‌داند.

رشد اقتصادی بدون سرمایه‌گذاری پایدار امکان‌پذیر نیست. اگر سرمایه‌گذاری جدید انجام نشود، ظرفیت تولید کاهش می‌یابد، زیرساخت‌ها فرسوده می‌شوند و توان اقتصاد برای ایجاد شغل و افزایش درآمد افت می‌کند.

از این منظر، ناترازی برق، گاز، آب، صندوق‌های بازنشستگی، بودجه و شبکه بانکی بحران‌هایی جدا از یکدیگر نیستند. وجه مشترک آنها مصرف منابع بدون سرمایه‌گذاری کافی برای بازتولید ظرفیت‌های اقتصادی است.

فشار این روند اکنون به خانوارها نیز رسیده است. بر اساس ارقامی که نیلی مطرح کرده، از سال ۱۳۹۷ تاکنون درآمد خالص ملی سرانه حدود ۱۲ درصد کاهش یافته و حدود ۱۶ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر اضافه شده‌اند.

ترکیب تورم بالا با رشد ضعیف و کاهش درآمد واقعی، فشار بر رفاه خانوار را افزایش داده است. کاهش قدرت خرید نیز فقط به مصرف روزمره محدود نمی‌شود و می‌تواند آموزش، سلامت، تغذیه و سرمایه‌گذاری خانوار برای آینده را تحت تأثیر قرار دهد.

بازار کار نیز از این وضعیت در امان نمانده است. طبق ارقام مطرح‌شده از سوی نیلی، حدود ۴۲ میلیون نفر از جمعیت در سن کار در فعالیت اقتصادی مشارکت نمی‌کنند.

این مسئله در شرایطی رخ داده که طی چند دهه سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی برای آموزش نسل جوان انجام شده است. با این حال، اقتصاد نتوانسته متناسب با افزایش جمعیت تحصیل‌کرده فرصت‌های شغلی مولد ایجاد کند. از ناترازی تا بحران حکمرانی

شاید مهم‌ترین بخش هشدارهای اخیر نیلی به کیفیت حکمرانی اقتصادی مربوط باشد. او معتقد است نظام حکمرانی از مرحله «یادگیری» به مرحله «سردرگمی» رسیده است.

اقتصاد ایران در گذشته نیز با بحران‌هایی مانند جنگ، تحریم، کاهش درآمد نفت، تورم و جهش ارزی مواجه بوده است. تفاوت امروز از نگاه نیلی در انباشته شدن مشکلات و کاهش ظرفیت سیاستگذاری برای حل آنهاست.

تعویق اصلاحات، هزینه تصمیم‌گیری را افزایش می‌دهد. اصلاح قیمت انرژی نمونه‌ای از همین وضعیت است؛ زیرا تأخیر می‌تواند فاصله قیمت‌ها، مصرف، قاچاق و فشار بر بودجه را افزایش دهد و اجرای اصلاحات را دشوارتر کند.

در کنار مشکلات داخلی، محدودیت‌های اقتصاد خارجی نیز دامنه انتخاب سیاستگذار را کاهش داده است. تحریم، دشواری تجارت و انتقال پول، کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و نااطمینانی سیاسی، توان اقتصاد برای تأمین سرمایه و فناوری مورد نیاز را محدود کرده‌اند.

از این منظر، اصلاحات اقتصادی و کاهش تنش خارجی در تحلیل نیلی دو مسیر کاملاً جدا از هم نیستند. اقتصادی که به سرمایه‌گذاری گسترده در انرژی، زیرساخت، صنعت و فناوری نیاز دارد، نمی‌تواند برای مدت نامحدود با سطح بالایی از نااطمینانی و محدودیت در ارتباط با اقتصاد جهانی ادامه دهد.

با این حال، پیام نیلی صرفاً هشدار درباره آینده نیست. او تأکید کرده است که در اقتصاد، همان‌طور که معجزه وجود ندارد، بن‌بست نیز وجود ندارد.

این نگاه نشان می‌دهد هشدارهای او را نباید پیشگویی فروپاشی اقتصاد ایران دانست. مسئله اصلی، کوچک‌تر شدن پنجره انتخاب‌های کم‌هزینه است؛ اصلاحاتی که ۱۰ یا ۱۵ سال پیش می‌توانستند با هزینه کمتری اجرا شوند، امروز دشوارتر شده‌اند.

اقتصاد ایران همچنان از منابع طبیعی، زیرساخت، نیروی انسانی تحصیل‌کرده، بخش خصوصی و موقعیت جغرافیایی برخوردار است. بنابراین مسئله اصلی، نبود ظرفیت بالقوه نیست؛ بلکه نحوه حکمرانی و استفاده از این ظرفیت‌هاست.

در نهایت، هشدار نیلی را می‌توان در یک گزاره خلاصه کرد: خطر اصلی اقتصاد ایران وجود یک بحران منفرد نیست، بلکه همزمان شدن بحران‌هایی است که سال‌ها حل نشده‌اند.

تورم، فقر، افت سرمایه‌گذاری، ناترازی انرژی، ضعف بازار کار، تحریم و نااطمینانی سیاسی، در صورت تداوم همزمان، یکدیگر را تقویت می‌کنند و دامنه انتخاب سیاستگذار را محدودتر خواهند کرد. پرسش اصلی اکنون این است که آیا مسیر اصلاحات پیش از عبور اقتصاد از آستانه‌های خطرناک تغییر خواهد کرد یا نه.


۲۹ دقیقه قبل / سایت آفتاب نیوز

مزد در تعقیب قیمت غذا؛ دستمزد پشت سفره جا ماند!

به گزارش آفتاب نیوز،

شهروندان ایرانی در سال‌های تازه‌سپری‌شده بار‌ها شنیدند که دستمزد‌ها افزایش یافته، یارانه‌ها بیشتر شده و دولت‌ها برای نگه‌داشتن قدرت خرید خانوار تلاش کردند. این سخنان، اما هنگامی که پای خرید روزانه و ماهانه مواد غذایی به‌میان می‌آید با پرسشی ساده روبه‌رو می‌شوند: چرا افزایش مزد در زندگی شهروندان دیده نمی‌شود و چرا سفره‌ای که چند سال پیش با یک‌حقوق ماهانه به‌دشواری تامین می‌شد امروز حتی با دو حقوق نیز کامل نمی‌شود؟ پاسخ این پرسش را باید در فاصله‌ای جست‌و‌جو کرد که میان شتاب افزایش دستمزد و سرعت رشد قیمت مواد غذایی پدیدار شده است.

محاسبات «جهان‌صنعت» بر پایه گزارش‌های متوسط قیمت اقلام خوراکی منتخب در مناطق شهری مرکز آمار ایران نشان می‌دهد هزینه ماهانه یک‌سبد ثابت غذایی برای خانوار چهار‌نفره از حدود ۲‌میلیون و ۸۰‌هزار تومان در تیر ۱۳۹۹ به‌۳۷‌میلیون و ۷۰۰‌هزار تومان در تیر ۱۴۰۵ رسیده است. به‌این ترتیب خانوار برای خرید همان مقدار ثابت از همان اقلام اکنون بیش از ۱۸برابر شش سال پیش پول نیاز دارد.

در سوی دیگر این معادله حداقل مزد ماهانه کارگران از حدود یک‌میلیون و ۹۱۰‌هزار تومان در سال۱۳۹۹ به‌۱۶‌میلیون و ۶۲۵‌هزار تومان در سال ۱۴۰۵ افزایش یافته است. مزد در این دوره ۷/‏۸ برابر شده، اما هزینه سبد مورد بررسی ۱/‏۱۸ برابر شده است. معنای ساده این دو عدد آن است که قطار قیمت غذا بیش از دوبرابر سریع‌تر از قطار حداقل مزد حرکت کرده و مزد، با وجود همه افزایش‌های اسمی پشت سفره جا مانده است.

این عدد هزینه کل زندگی نیست

پیش از رفتن به‌درون عدد‌ها باید روشن کرد که رقم ۷/‏۳۷‌میلیون تومان به‌معنای کل هزینه زندگی خانوار یا حتی سبد رسمی معیشت کارگران نیست. این محاسبه بر پایه یک‌سبد ثابت از اقلام منتخب خوراکی انجام شده که برنج، ماکارونی، گوشت گوسفند و گاو، مرغ، تخم‌مرغ، شیر، ماست، پنیر، روغن، حبوبات، میوه، سبزیجات، قند، شکر، رب و چای را در بر می‌گیرد. نان نیز به‌دلیل محدودیت داده‌های همسان و قابل مقایسه در این محاسبه وارد نشده است.

هزینه مسکن، آب، برق، گاز، حمل‌ونقل، پوشاک، درمان، آموزش و دیگر نیاز‌های خانوار هم جایی در این عدد ندارند؛ بنابراین با یک‌سبد معیشت کامل یا خط فقر روبه‌رو نیستیم. این سبد تنها یک‌خط‌کش ثابت است تا بتوان با آن اندازه گرفت خرید مقدار معینی از مواد غذایی در شش‌سال گذشته چقدر گران‌تر شده است.

در دنیای واقعی خانوار‌ها در برابر افزایش قیمت‌ها بی‌حرکت نمی‌مانند. آنها مقدار مصرف را کاهش می‌دهند، کالای ارزان‌تر را جانشین کالای گران‌تر می‌کنند، از کیفیت می‌کاهند یا برخی اقلام را به‌طور کامل از سفره کنار می‌گذارند. سبد ثابت این تغییر رفتار را نادیده می‌گیرد و درست به‌همین دلیل برای سنجش فشار قیمت‌ها اهمیت دارد. این محاسبه نمی‌پرسد خانوار امروز چه چیزی می‌خرد بلکه می‌پرسد اگر می‌خواست همان مقدار شش سال پیش را بخرد چه اندازه باید هزینه می‌کرد.

در تیر ۱۳۹۹ هزینه ماهانه سبد مورد بررسی برای یک‌نفر حدود ۵۱۹‌هزار تومان و برای خانوار چهار‌نفره حدود ۰۸/‏۲‌میلیون تومان بود. یک‌سال بعد، هزینه هر نفر به‌۷۷۸‌هزار تومان و هزینه خانوار به‌۱۱/‏۳‌میلیون تومان رسید. نخستین گام بزرگ در همین فاصله برداشته شد و هزینه سبد نزدیک به‌۵۰‌درصد افزایش یافت.

در تیر ۱۴۰۱ ورق با شتاب بیشتری برگشت. هزینه ماهانه هر نفر از ۷۷۸‌هزار تومان به‌حدود ۶/‏۱‌میلیون تومان رسید و هزینه خانوار چهار‌نفره از ۱۱/‏۳‌میلیون تومان به‌۴/‏۶‌میلیون تومان افزایش یافت. این به‌معنای رشد نزدیک به‌۱۰۶‌درصدی در یک‌سال بود. به‌بیان دیگر خانواری که در تیر ۱۴۰۰ با ۱/‏۳‌میلیون تومان این سبد را تهیه می‌کرد یک‌سال بعد برای خرید همان مقدار کالا بیش از دو برابر پول نیاز داشت.

حرکت قیمت‌ها پس از این جهش متوقف نشد، هرچند سرعت آن برای مدتی کاهش یافت. هزینه سبد در تیر۱۴۰۲ به‌۷/‏۸‌میلیون تومان و در تیر۱۴۰۳ به‌۷/‏۱۰‌میلیون تومان رسید. نرخ رشد سالانه آن در این دو مقطع به‌ترتیب حدود ۳۵ و ۵/‏۲۳‌درصد بود. این ارقام در مقایسه با جهش ۱۰۶‌درصدی سال ۱۴۰۱ کمتر به‌نظر می‌رسند، اما هنوز از افزایش‌های سنگینی حکایت می‌کنند که روی قیمت‌های از پیش جهش‌یافته انباشته شدند.

سال ۱۴۰۴ بار دیگر شتاب افزایش هزینه بیشتر شد. هزینه ماهانه سبد خانوار چهار‌نفره به‌۱/‏۱۷‌میلیون تومان رسید و در مقایسه با تیر ۱۴۰۳ نزدیک به‌۶۰‌درصد افزایش یافت. پس از آن بزرگ‌ترین جهش تمام دوره رخ داد: در تیر ۱۴۰۵ هزینه همین سبد به‌۷/‏۳۷‌میلیون تومان رسید یعنی تنها در یک‌سال حدود ۶/‏۲۰‌میلیون تومان به‌هزینه ماهانه آن افزوده شد. نرخ رشد ۸/‏۱۲۰‌درصدی نشان می‌دهد هزینه تهیه سبد در این یک‌سال بیش از دوبرابر شده است.

این مسیر شش‌ساله یک‌حرکت آرام و یکنواخت نبوده است. دوشکست بزرگ در خط هزینه دیده می‌شود: نخست در سال۱۴۰۱ و دیگری در فاصله تیر۱۴۰۴ تا تیر۱۴۰۵. آنچه میان این دو نقطه دیده می‌شود نیز بازگشت قیمت‌ها نیست بلکه تنها کندشدن موقت سرعت افزایش آنهاست. قیمت‌ها پس از هر شوک روی سکوی بالاتری ایستادند و موج بعدی از همان سکوی تازه آغاز شده است.

اندازه سفره و حذف ارز ترجیحی

جهش نخست با اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰تومانی در بهار۱۴۰۱ همزمان شد. تغییر نرخ تامین ارز برخی کالا‌های اساسی و نهاده‌های تولید، قیمت روغن، مرغ، تخم‌مرغ و لبنیات را در فاصله‌ای کوتاه بالا برد. آمار‌های همان زمان نیز نشان می‌داد تورم ماهانه خوراکی‌ها در خرداد۱۴۰۱ به‌سطحی کم‌سابقه رسیده است. دولت این سیاست را اصلاح شیوه توزیع یارانه و انتقال حمایت از ابتدای زنجیره به‌مصرف‌کننده معرفی می‌کرد. منتقدان، اما هشدار می‌دادند پرداخت نقدی ثابت نمی‌تواند در برابر افزایش پیوسته قیمت‌ها قدرت خرید خانوار را حفظ کند.

داده‌های این سبد اکنون بخشی از نتیجه را نشان می‌دهد. هزینه آن در فاصله تیر۱۴۰۰ تا تیر۱۴۰۱ نزدیک به‌۱۰۶‌درصد افزایش یافت در حالی که حداقل مزد حدود ۵۷‌درصد بالا رفت؛ بنابراین حتی افزایش قابل‌توجه مزد در سال۱۴۰۱ نیز نتوانست اثر جهش قیمت خوراکی‌ها را خنثی کند.

موج دوم از نیمه دوم سال۱۴۰۴ با شدت بیشتری شکل گرفت. کاهش دامنه تخصیص ارز ۲۸۵۰۰تومانی تغییر نرخ تامین ارز کالا‌های اساسی، افزایش هزینه واردات نهاده‌ها، جهش نرخ ارز، رشد هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل و تعدیل قیمت‌های اداری‌شده مجموعه‌ای از فشار‌ها را به‌زنجیره غذا منتقل کرد. نمی‌توان همه افزایش قیمت‌های این دوره را تنها به‌یک‌تصمیم نسبت داد، اما همزمانی جهش خوراکی‌ها با تغییر سیاست ارزی کالا‌های اساسی روشن است.

براساس گزارش مرکز آمار تورم نقطه‌به‌نقطه کل در تیر۱۴۰۵ به‌۹/‏۸۷‌درصد و تورم سالانه به‌۶۶‌درصد رسید. نرخ تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها نیز بسیار بالاتر از تورم عمومی ایستاد. در همین دوره روغن، برنج، لبنیات، مرغ و حبوبات از جمله گروه‌هایی بودند که افزایش‌های بزرگی را تجربه کردند. این همان اقلامی است که حضورشان در سفره خانوار را نمی‌توان به‌آسانی تجملی یا غیرضروری دانست.

گران‌ترین کالا سنگین‌ترین بار نیست

در نگاه نخست شاید فهرست کالا‌هایی که بیشترین درصد افزایش قیمت را ثبت کردند همه داستان را بازگو کند. قیمت روغن مایع از تیر۱۳۹۹ تا تیر۱۴۰۵ حدود ۴۲۲۳‌درصد افزایش یافته است. پس از آن پنیر با رشد ۱۹۹۳ درصدی، موز با ۱۹۷۴ درصد، لوبیاچیتی با ۱۹۴۵ درصد، نخود با ۱۹۲۳‌درصد و برنج با ۱۸۸۹‌درصد قرار دارند. قیمت شیر، ماست، مرغ و گوشت گاو نیز در این دوره حدود ۱۸ تا ۱۹ برابر شده است.

این عدد‌ها بزرگ و تکان‌دهنده بوده، اما برای فهم فشار واقعی واردشده بر بودجه خانوار کافی نیستند. درصد رشد قیمت به‌ما می‌گوید هر کالا نسبت به‌گذشته چقدر گران شده ولی نمی‌گوید آن کالا چه وزنی در مخارج خانوار دارد. ممکن است قیمت کالایی چند‌هزار‌درصد افزایش یابد، اما چون مقدار مصرف آن کم است اثر ریالی محدودی بر کل هزینه سبد بگذارد. درمقابل افزایش درصدی کوچک‌تر در کالایی که هر روز یا هر هفته مصرف می‌شود می‌تواند بخش بزرگی از درآمد خانوار را ببلعد.

روغن مایع روشن‌ترین نمونه است. این کالا با رشد بیش از ۴۲۰۰‌درصدی رکورددار افزایش قیمت در میان اقلام بررسی‌شده، اما افزایش هزینه ماهانه آن برای هر نفر حدود ۳۷۹‌هزار تومان برآورد می‌شود. درمقابل افزایش هزینه برنج برای هر نفر نزدیک به‌۲‌میلیون تومان است. پس برنج با وجود آنکه‌درصد رشد قیمت پایین‌تری از روغن داشته بیش از پنج‌برابر روغن به‌افزایش هزینه ماهانه سبد افزوده است.

این تفاوت میان سرعت گرانی و وزن گرانی برای سیاستگذاری نیز اهمیت دارد. اگر حمایت‌ها تنها براساس اقلامی تنظیم شود که بالاترین نرخ افزایش قیمت را داشتند ممکن است کالا‌هایی نادیده گرفته شوند که بار ریالی بزرگ‌تری بر دوش خانوار گذاشتند.

۴ قلم و ۵۷‌ درصد سفره

در تیر ۱۴۰۵ برنج به‌تنهایی ۴/‏۲۲‌درصد کل هزینه سبد یک‌نفر را به‌خود اختصاص داده است. هزینه ماهانه برنج برای هر نفر به‌حدود ۱۱/‏۲‌میلیون تومان رسیده است. پس از آن گوشت گوسفند با هزینه ۲۵/‏۱‌میلیون تومان و سهم ۳/‏۱۳‌درصدی قرار دارد. شیر با هزینه حدود ۰۱/‏۱‌میلیون تومان ۷/‏۱۰‌درصد سبد را در اختیار گرفته و مرغ با هزینه ۹۹۰‌هزارتومان سهمی ۵/‏۱۰‌درصدی دارد.

جمع سهم این چهارقلم به‌۹/‏۵۶‌درصد می‌رسد. به‌این ترتیب بیش از نیمی‌از هزینه سبد منتخب غذایی تنها در برنج، گوشت گوسفند، شیر و مرغ متمرکز شده است. خانوار پیش از آنکه به‌تخم‌مرغ، میوه، سبزیجات، حبوبات، روغن، چای و دیگر اقلام برسد باید بیش از نصف بودجه غذایی خود را برای چهارکالا کنار بگذارد.

همین چهار قلم موتور اصلی افزایش هزینه شش‌ساله نیز بودند. افزایش هزینه برنج برای هر نفر نزدیک به‌۲‌میلیون تومان، گوشت گوسفند ۱۸/‏۱‌میلیون تومان، شیر ۹۶۰‌هزار تومان و مرغ ۹۳۸‌هزار تومان بوده است. مجموع این افزایش‌ها به‌حدود ۱/‏۵‌میلیون تومان می‌رسد و تقریبا ۵۷‌درصد کل افزایش هزینه سبد را توضیح می‌دهد.

پس فشار اصلی تنها از کالا‌هایی نیامده که در جدول تورم رکورد زدند بلکه فشار اصلی از نقطه‌ای آمده که ضرورت مصرف با وزن بالای هزینه تلاقی کرده است. خانوار شاید بتواند مصرف موز، چای یا برخی حبوبات را کاهش دهد، اما حذف همزمان برنج، مرغ، شیر و گوشت به‌معنای تغییر اساسی در کیفیت تغذیه است.

در پله‌های بعدی تخم‌مرغ با هزینه ۴۸۹‌هزار تومان، سیب با ۴۴۸‌هزار تومان، گوشت گاو با ۴۰۸‌هزار تومان، روغن با ۳۸۸‌هزار تومان و ماست با ۳۳۸‌هزار تومان قرار دارند. ۹قلم اصلی روی‌هم نزدیک به‌۷۹‌درصد افزایش هزینه شش‌ساله این سبد را ساختند؛ بنابراین مساله با افزایش قیمت یک‌یا دو کالای خاص حل نمی‌شود بلکه هسته اصلی سفره به‌طور همزمان گران شده است.

مزد در تعقیب قیمت غذا

شورای عالی کار در سال۱۴۰۵ حداقل مزد را ۶۰‌درصد افزایش داد و پایه مزد ماهانه را از حدود ۴/‏۱۰‌میلیون تومان به‌۶/‏۱۶‌میلیون تومان رساند. این یکی از بزرگ‌ترین افزایش‌های اسمی مزد در سال‌های اخیر بود. با این حال هزینه سبد مورد بررسی در همین فاصله ۸/‏۱۲۰‌درصد بالا رفت؛ بنابراین هزینه سبد تقریبا دوبرابر سرعت افزایش مزد رشد کرد.

این عقب‌ماندگی ویژه سال۱۴۰۵ نیست. در سال۱۳۹۹ هزینه سبد خانوار چهار‌نفره معادل ۱۰۹‌درصد حداقل مزد بود. یک‌کارگر حداقل‌بگیر حتی در آن سال نیز با مزد پایه خود نمی‌توانست تمام این سبد را بخرد. نسبت هزینه سبد به‌مزد در سال۱۴۰۰ به‌۱۱۷‌درصد و در سال۱۴۰۱ به‌۱۵۳‌درصد رسید. در سال۱۴۰۲ این نسبت تا ۱۶۳‌درصد بالا رفت.

سال۱۴۰۳ یک‌استثنای کوتاه در این روند بود. حداقل مزد ۳۵‌درصد افزایش یافت در حالی که هزینه سبد مورد بررسی حدود ۵/‏۲۳‌درصد رشد کرد. در نتیجه نسبت هزینه سبد به‌مزد از ۱۶۳‌درصد به‌۱۴۹‌درصد کاهش یافت. این بهبود، اما نه حاصل کاهش قیمت‌ها، بلکه نتیجه رشد سریع‌تر مزد نسبت به‌هزینه سبد در یک‌سال بود. حتی در همان مقطع نیز حداقل مزد توانایی خرید سبد را نداشت.

بهبود محدود سال۱۴۰۳ در دو سال بعد از میان رفت. نسبت هزینه سبد به‌حداقل مزد در سال۱۴۰۴ به‌۱۶۴‌درصد و در تیر ۱۴۰۵ به‌۲۲۷‌درصد رسید. اکنون هزینه خرید این سبد بیش از ۲/‏۲ برابر حداقل مزد پایه است. یک‌حداقل‌بگیر پس از خرج‌کردن تمام مزد ماهانه خود هنوز بیش از ۲۱‌میلیون تومان برای تکمیل این سبد کم دارد آن‌هم پیش از پرداخت یک‌ریال اجاره، کرایه رفت‌وآمد، هزینه درمان یا آموزش.

البته مزد پایه همه دریافتی کارگر نیست. حق مسکن، بن خواربار، حق تاهل، حق اولاد و پایه سنوات می‌تواند دریافتی نهایی را افزایش دهد. با این حال همه کارگران از ترکیب یکسان مزایا برخوردار نیستند و بخشی از این پرداخت‌ها نیز به‌شرایط خانوادگی و سابقه کار وابسته است. افزون بر این هدف مقایسه حاضر سنجش یک‌سری همسان از حداقل مزد پایه در طول زمان است. حتی اگر مزایا را نیز به‌درآمد اضافه کنیم نتیجه اصلی تغییر بزرگی نمی‌کند: هزینه خوراک با سرعتی بسیار بیشتر از درآمد کارگران افزایش یافته است.

مزد یک‌ماه چند سبد می‌خرد؟

شاید روشن‌ترین بیان برای این عقب‌ماندگی آن باشد که ببینیم حداقل مزد هر سال چند واحد از این سبد را خریداری می‌کرد. در سال۱۳۹۹ حداقل مزد معادل ۹۲/‏۰ سبد بود. این عدد در سال ۱۴۰۰ به‌۸۵/‏۰ سبد و در سال ۱۴۰۱ به‌۶۵/‏۰ سبد کاهش یافت. در سال۱۴۰۲ هر حداقل مزد تنها ۶۱/‏۰ سبد را پوشش می‌داد.

افزایش مزد سال۱۴۰۳ قدرت خرید را اندکی ترمیم کرد و نسبت را به‌۶۷/‏۰ سبد رساند، اما این ترمیم پایدار نماند. شاخص در سال ۱۴۰۴ دوباره به‌۶۱/‏۰ سبد و در تیر ۱۴۰۵ به‌۴۴/‏۰ سبد سقوط کرد؛ بنابراین کارگری که در سال ۱۳۹۹ با مزد پایه خود ۹۲‌درصد سبد را می‌خرید، اکنون تنها توان خرید ۴۴‌درصد آن را دارد.

قدرت خرید حداقل مزد نسبت به‌این سبد در شش سال حدود ۵۲‌درصد کاهش یافته است. این عدد شاید بهتر از نرخ‌های تورم بتواند تجربه زندگی خانوار را توضیح دهد. شهروندان با‌درصد زندگی نمی‌کنند بلکه آنها با مقدار کالایی زندگی می‌کنند که درآمدشان اجازه خرید آن را می‌دهد. ممکن است مزد اسمی ۶۰‌درصد افزایش یابد، اما اگر قیمت سبد ۱۲۱‌درصد بالا برود نتیجه افزایش قدرت خرید نیست بلکه تنها عدد بزرگتری روی فیش حقوقی ثبت شده است.

تعدیل خاموش در سفره خانوار

وقتی درآمد از هزینه غذا عقب می‌ماند تراز بودجه خانوار باید از جایی برقرار شود. خانوار نمی‌تواند هر ماه با کسری حسابداری زندگی کند بنابراین کسری را با تغییر رفتار خود جبران می‌کند. نخست مقدار خرید کاهش می‌یابد. پس از آن کیفیت کالا پایین می‌آید. گوشت گوسفند جای خود را به‌گوشت گاو، گوشت گاو جای خود را به‌مرغ، مرغ جای خود را به‌تخم‌مرغ و تخم‌مرغ جای خود را به‌خوراکی‌های ارزان‌تر می‌دهد. لبنیات کمتر خریداری می‌شود، میوه از خرید روزانه به‌خرید گاه‌به‌گاه تبدیل شده و برخی اقلام از سبد کنار می‌روند.

این فرآیند را نمی‌توان به‌طور کامل در شاخص قیمت دید. شاخص نشان می‌دهد قیمت یک‌کالا چقدر تغییر کرده، اما نشان نمی‌دهد چند خانوار دیگر توان خرید آن را ندارند. کاهش مصرف نیز گاهی به‌اشتباه نشانه کاهش تقاضا یا تغییر سلیقه معرفی می‌شود در حالی که ممکن است نتیجه مستقیم تهی‌شدن قدرت خرید باشد.

در چنین وضعی ثابت ماندن ظاهری هزینه خوراک یک‌خانوار لزوما خبر خوبی نیست. ممکن است خانوار امسال همان مقدار پارسال پول خرج کند، اما کالای کمتر و کم‌کیفیت‌تری به‌خانه ببرد. سبد ثابت مورد استفاده در این گزارش همین بخش پنهان را آشکار می‌کند. اگر خانواده‌ای واقعا می‌خواست مقدار ثابت تعریف‌شده را حفظ کند باید ۷/‏۳۷‌میلیون تومان فقط برای اقلام منتخب غذایی کنار می‌گذاشت.

این دگرگونی تنها یک‌مساله حسابداری خانوار نیست. کاهش مصرف منابع پروتئینی، لبنیات، میوه و سبزیجات می‌تواند در بلندمدت هزینه‌های بهداشتی و درمانی را افزایش دهد. کودکان، سالمندان و خانوار‌های کم‌درآمد نیز بیش از دیگران از افت کیفیت تغذیه آسیب می‌بینند؛ بنابراین تورم خوراکی امروز می‌تواند به‌هزینه سلامت فردا تبدیل شود.

حمایت‌هایی که از قیمت‌ها عقب می‌مانند

دولت‌ها در سال‌های گذشته کوشیدند بخشی از فشار افزایش قیمت کالا‌های اساسی را با یارانه نقدی، کالابرگ و افزایش مزد جبران کنند. مساله، اما در شیوه و دوام این حمایت‌هاست. یارانه‌ای که مبلغ آن برای مدتی طولانی ثابت می‌ماند در اقتصادی با تورم بالا هر ماه بخشی از قدرت خرید خود را از دست می‌دهد. افزایش سالانه مزد نیز اگر پس از وقوع تورم و تنها یک‌بار در سال انجام شود ممکن است پیش از پایان سال اثر واقعی خود را از دست بدهد.

داده‌های این گزارش نشان می‌دهد حتی افزایش ۶۰‌درصدی حداقل مزد در سال ۱۴۰۵ نتوانسته مقابل جهش ۸/‏۱۲۰‌درصدی هزینه سبد بایستد. این به‌معنای بی‌اهمیت‌بودن افزایش مزد نیست بلکه بدون آن وضعیت قدرت خرید بدتر می‌شد. مساله این است که سیاست درآمدی به‌تنهایی توان رویارویی با تورمی را ندارد که از بازار ارز، بودجه، زنجیره واردات و تولید مواد غذایی تغذیه می‌شود.

از سوی دیگر تثبیت مصنوعی قیمت‌ها یا بازگرداندن یک‌نرخ ارزی ترجیحی بدون اصلاح سازوکار تخصیص نیز راه‌حل پایدار به‌نظر نمی‌رسد. تجربه نشان داده یارانه ارزی ممکن است پیش از رسیدن به‌مصرف‌کننده در حلقه‌های واردات و توزیع مستهلک شود. حذف ناگهانی آن نیز شوک قیمت را یکباره به‌خانوار منتقل می‌کند. سیاستگذار میان این دو مسیر نامطلوب گرفتار شده است: ادامه توزیع یارانه غیرشفاف یا انتقال دفعی هزینه اصلاح به‌مصرف‌کننده.

راه کم‌هزینه وجود ندارد، اما تقسیم هزینه اصلاح می‌تواند عادلانه‌تر باشد. اگر قرار است نرخ ارز کالا‌های اساسی تغییر کند زمان‌بندی، دامنه پوشش، شیوه پرداخت جبرانی و توان مالی گروه‌های کم‌درآمد باید پیش از اجرای سیاست روشن باشد. پرداخت حمایت پس از جهش قیمت شبیه رساندن چتر پس از پایان باران است.

سفره‌ای که کوچک‌شدنش در جدول دیده نمی‌شود

عدد نهایی این بررسی روشن است. هزینه سبد ثابت منتخب غذایی برای خانوار چهار‌نفره در فاصله تیر۱۳۹۹ تا تیر ۱۴۰۵ از ۰۸/‏۲‌میلیون تومان به‌۷/‏۳۷ میلیون تومان رسیده و ۱/‏۱۸ برابر شده است. در همین دوره حداقل مزد تنها ۷/‏۸ برابر شده است. قدرت خرید مزد نسبت به‌این سبد از ۹۲/‏۰ به‌۴۴/‏۰ واحد کاهش یافته و بیش از نیمی از توان خرید اولیه خود را از دست داده است.

بار اصلی این افزایش نیز بر دوش کالا‌های حاشیه‌ای و تجملی نیست. برنج، گوشت گوسفند، شیر و مرغ نزدیک به‌۵۷‌درصد هزینه فعلی سبد و تقریبا همین میزان از افزایش شش‌ساله آن را ساختند. شهروندان با گران‌شدن کالا‌هایی روبه‌رو هستند که در هسته اصلی تغذیه قرار دارند.

داستان این عدد‌ها فقط این نیست که غذا گران شده است. داستان اصلی این است که درآمد نیروی کار نتوانسته همپای هزینه حفظ یک‌سفره ثابت حرکت کند. خانواده‌ها فاصله میان مزد و قیمت را با حذف کالا، کاهش مقدار مصرف و پایین‌آوردن کیفیت تغذیه پر کردند. این تعدیل خاموش شاید در فیش حقوقی، مصوبه مزد یا جدول شاخص قیمت دیده نشود، اما هر روز در فروشگاه، آشپزخانه و بشقاب خانواده‌ها رخ می‌دهد. اکنون حداقل مزد حتی نصف این سبد را نیز خریداری نمی‌کند. پرسش این نیست که مزد اسمی سال آینده چند‌درصد افزایش خواهد یافت. پرسش مهم‌تر این است که آن مزد چه مقدار غذا خواهد خرید؟ تاهنگامی‌که سیاستگذار پاسخ خود را با قدرت خرید واقعی نسنجد افزایش عدد مزد می‌تواند بزرگ باشد، اما فاصله آن با سفره باز هم بزرگ‌تر خواهد شد.


۳۴ دقیقه قبل / سایت آفتاب نیوز

کاهش قدرت خرید خانواده‌ها؛ کفش مدرسه زیر پای گرانی!

به گزارش آفتاب نیوز،

در بازار کفش شهریور همیشه فصل نفس‌گیری بوده است؛ زمانی که خانواده‌ها برای بازگشایی مدارس به‌بازار می‌آیند و کفش از کالای مصرفی معمولی به‌یکی از اقلام ضروری سبد خرید تبدیل می‌شود، اما امسال در هفته پایانی مرداد۱۴۰۵ بازار پیش از آنکه با موج خرید مهر روبه‌رو شود زیر فشار رکود و افت قدرت خرید قرار گرفته است. ویترین‌ها پر از کفش‌های مدرسه، کتانی، کفش‌های ماشینی، فومی و مدل‌های چرمی است، اما فاصله میان تنوع کالا و توان خرید بیشتر از همیشه به‌چشم می‌آید.

آخرین گزارش‌های رسمی نیز تصویری از همین فشار ارائه می‌کنند. بر اساس آمار مرکز آمار ایران، گروه پوشاک و کفش در تیرماه امسال نسبت به‌ماه قبل ۸/۴‌درصد و نسبت به‌تیرماه سال قبل ۲/۸۶ درصد افزایش قیمت داشته است؛ بنابراین وقتی خانواده در آستانه مهر وارد بازار می‌شود با قیمتی مواجه بوده که تنها نتیجه گران‌شدن خود کفش نیست بلکه کفش بخشی از اقتصادی است که هزینه تولید و هزینه زندگی در آن همزمان بالا رفته است.

خانواده‌ها ناچار به اولویت‌بندی

در بازار امسال نخستین سؤال بسیاری از خریداران نه درباره برند و مدل بلکه درباره قیمت است. خانواده‌ای که برای دو یا سه فرزند باید کفش، لباس، کیف و سایر ملزومات مدرسه را تهیه کند ناچار است خرید‌ها را اولویت‌بندی کند. درچنین‌شرایطی کفش چرمی یا مدل‌های گران‌تر برای بخشی از مشتریان عملا از دایره انتخاب خارج می‌شود.

اینجاست که بخش اقتصادی بازار اهمیت پیدا می‌کند؛ بازاری که در آن کفش‌های ماشینی، فومی، PU، EVA، کتانی و انواع مدل‌های مصنوعی سهم مهمی دارند. این محصولات شاید در نگاه اول تفاوت زیادی با کفش‌های چرمی داشته باشند، اما برای خانواده‌ای که دنبال کنترل هزینه بوده مهم‌ترین مزیتشان قیمت پایین‌تر است.

تفاوت بازار کفش مدرسه با کفش‌های چرمی و دست‌دوز

درواقع بازار کفش مدرسه را نمی‌توان با قیمت کفش‌های چرمی و دست‌دوز توضیح داد. بخش بزرگی از تقاضای واقعی در رده‌ای قرار دارد که مشتری می‌خواهد کفشی سبک، راحت، نسبتا بادوام و درعین‌حال ارزان‌تر پیدا کند. انتخاب کفش فومی یا ماشینی برای بسیاری از خانواده‌ها الزاما به‌معنای ترجیح این کالا نیست بلکه گاهی تنها گزینه‌ای است که با بودجه آنها جور درمی‌آید.

بررسی قیمت‌های موجود در بازار نشان می‌دهد فاصله میان مدل‌های مختلف کفش کودک و نوجوان بسیار زیاد است و بسته به‌جنس، برند، نوع زیره و محل عرضه، قیمت‌ها از مدل‌های اقتصادی تا چند میلیون تومان تغییر می‌کند. در فهرست‌های به‌روز فروش نیز برای برخی کفش‌های کودک و نوجوان قیمت‌های بالای ۳میلیون‌تومان ثبت شده است.

در سوی دیگر بازار نمونه‌هایی از کفش‌های اسپرت و ماشینی با قیمت‌های پایین‌تر هم عرضه می‌شود. برای نمونه در بازار آنلاین کفش اسپرتی با قیمت حدود ۶۱۰‌هزارتومان نیز دیده می‌شود.

البته این اعداد را نباید به‌عنوان قیمت رسمی کفش مدرسه در نظر گرفت. بازار کفش نرخ واحدی ندارد و تفاوت کیفیت و مشخصات فنی کالا می‌تواند فاصله قیمت زیادی ایجاد کند، اما همین اختلاف قیمت یک واقعیت مهم را روشن می‌کند. بازار مهر امسال از یک بازار واحد تشکیل نشده بلکه چند بازار با قدرت خرید‌های متفاوت کنار هم قرار گرفتند.

قم، یکی از مراکز اصلی صنعت کفش ماشینی

در سال‌های اخیر کفش ماشینی به‌یکی از بخش‌های مهم صنعت کفش ایران تبدیل شده و قم یکی از مراکز اصلی این صنعت است. اهمیت کفش ماشینی در آستانه مهر فقط به‌قیمت آن محدود نمی‌شود. سرعت تولید، تنوع مدل و امکان استفاده از مواد مختلف باعث شده این بخش بتواند بخش بزرگی از تقاضای عمومی را پوشش دهد. در بازار مدرسه نیز همین ویژگی اهمیت دارد چراکه خانواده به‌کالایی نیاز دارد که در تعداد بالا و با قیمت قابل‌تحمل قابل تهیه باشد، اما حتی این بخش اقتصادی نیز از افزایش هزینه‌های تولید مصون نمانده است. مواد اولیه صنعت کفش فقط چرم نیست بلکه مواد شیمیایی، انواع زیره، فوم، چسب، رنگ، پارچه، مواد پتروشیمی و قطعات مختلف در تولید کفش به‌کار می‌روند. رییس اتحادیه کفاشان دست‌دوز تهران در تیرماه امسال گفته بود حدود نیمی از مواد اولیه صنعت کفش وارداتی است و حتی بخشی از مواد اولیه‌ای که در داخل تولید می‌شوند به‌مواد و نهاده‌های وارداتی وابستگی دارند.

یعنی حتی کفش ارزان‌تر هم درنهایت از افزایش هزینه‌های تولید، حمل‌ونقل و مواد اولیه اثر می‌گیرد.

رکود باعث می‌شود فروشنده برای بالا بردن قیمت با احتیاط بیشتری عمل کند. ازیک‌سو هزینه جایگزینی کالا افزایش یافته و ازسوی‌دیگر مشتری کشش افزایش قیمت ندارد؛ بنابراین فروشنده میان دو فشار قرار می‌گیرد: کالایی که برایش گران‌تر تمام شده و مشتری‌ای که حاضر نیست متناسب با آن بیشتر هزینه کند.

صادرات، یکی‌از مسیر‌های مهم برای حفظ تولید و ارزآوری

در پسِ ویترین کفش مدرسه صنعتی قرار دارد که فقط برای مصرف داخل تولید نمی‌کند. صادرات نیز یکی از مسیر‌های مهم برای حفظ تولید و ارزآوری این صنعت است. سازمان توسعه تجارت برای سال۱۴۰۵ هدف‌گذاری صادرات ۲۰۰‌میلیون‌دلاری در صنعت کیف و کفش را مطرح کرده است.

فعالان صنعت نیز صادرات را یکی از راه‌های عبور از رکود داخلی می‌دانند چراکه وقتی قدرت خرید بازار داخل کاهش پیدا می‌کند دسترسی به‌بازار‌های خارجی می‌تواند بخشی از ظرفیت تولید را فعال نگه دارد. با این حال تامین مواد اولیه، هزینه‌های صادرات و محدودیت‌های تجاری همچنان از موانع این مسیر است.

از همین منظر مساله کفش مدرسه فقط مساله یک خرید شهریورماه نیست. رکود تقاضای داخلی می‌تواند روی تولید، اشتغال و حتی توان صادراتی صنعت اثر بگذارد.

رکود در آستانه بازگشایی مدارس

بازگشایی مدارس همچنان می‌تواند فروش بازار کفش را افزایش دهد، اما انتظار یک رونق پرقدرت با آنچه در سال‌های قبل اتفاق می‌افتاد تفاوت دارد. خانواده‌ها نمی‌توانند خرید کفش را برای همیشه حذف کنند، اما می‌توانند نوع، تعداد و زمان خرید را تغییر دهند.

ممکن است یک خانواده به‌جای دو جفت کفش یک جفت بخرد، به‌جای چرم سراغ فوم یا کفش ماشینی برود، به‌جای برند کیفیت قابل‌قبول را انتخاب کند و خرید را تا روز‌های نزدیک به‌بازگشایی مدارس عقب بیندازد تا مطمئن شود قیمت‌ها بیشتر از این افزایش پیدا نمی‌کند.

این رفتار برای بازار اهمیت زیادی دارد، چون افزایش مراجعه در شهریور لزوما به‌معنای افزایش متناسب فروش نیست. ممکن است مغازه‌ها شلوغ‌تر شوند، اما ارزش خرید هرمشتری پایین‌تر بماند.




 مچ‌اندازی ارزی در امارات
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مچ‌اندازی ارزی در امارات

در روزهای اخیر، مهلت ۶۰ روزه ایران در تفاهم با آمریکا به پایان رسید. واشنگتن در واکنش، تحریم مهم‌ترین دروازه‌های تجاری و مالی ایران و در راس آنها دبی را در دستور کار قرار داد. این اقدام آمریکا، دو گزینه پیش‌ روی دبی قرار می‌دهد؛ نخست، پذیرش تحریم‌ها و از دست دادن بخشی از تجارت با ایران و دوم، تداوم تجارت و پذیرش چالش‌هایی که آمریکا ایجاد خواهد کرد. با این حال، گفت‌وگوی «دنیای اقتصاد» با یکی از صرافان فعال در دبی نشان می‌دهد که با وجود افزایش ریسک‌ها و محدودیت‌ها، فعالیت‌ها تاکنون ادامه داشته و مسدود کردن نقل و انتقال ارزی ایران با امارات با چالش‌های مهمی روبه‌رو است.

 مصداق شکست بازار
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصداق شکست بازار

کالای عمومی کالایی است که منافع آن معطوف به غیر است؛ این کالا غیرشفاف است و نمی‌توان کسی را از مصرف آن مستثنا کرد. این کالا همچنین رقابت‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو منحنی‌های معمول عرضه و تقاضا برای آن قابل استفاده نیستند و هزینه تمام‌شده آن نیز بر اساس چارچوب‌های معمول هزینه تمام‌شده در اقتصاد خرد محاسبه نمی‌شود. تولید و تهیه کالای عمومی یک هزینه کلی دارد و پس از تولید، همگان می‌توانند از آن استفاده کنند و هزینه تولید نهایی آن به صفر نزدیک می‌شود. همین که کالای عمومی، مانند نظم عمومی، تولید و عرضه شد، همه مردم، خواه‌ناخواه، از آن استفاده می‌کنند.

 اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی
۱۲ ساعت قبل / سایت اسب بخار

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی | اسب بخار |

 احتمال خاموشی یا قطعی گاز در زمستان / در فصل سرد سال چه محدودیت‌هایی در انتظار مردم و صنایع است؟
۳۶ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

احتمال خاموشی یا قطعی گاز در زمستان / در فصل سرد سال چه محدودیت‌هایی در انتظار مردم و صنایع است؟

حمله به تاسیسات پارس جنوبی در حالی بخشی از ظرفیت تولید گاز کشور را از مدار خارج کرده که ایران پیش از این نیز با کسری روزانه حدود 400 میلیون مترمکعب گاز در پیک مصرف مواجه بود. حال با افزایش ناترازی، نگرانی‌ها بابت تشدید محدودیت‌ها در زمینه قطعی برق و گاز صنایع و شبکه خانگی جدی‌تر شده است.

 تلاطم بورس در مرز حساس
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تلاطم بورس در مرز حساس

بورس تهران پس از رشد 60درصدی از ابتدای سال، اکنون در آستانه ورود شاخص کل به کانال ۶‌میلیون واحدی با احتیاط بیشتری حرکت می‌کند. نزدیک شدن به این مرز روانی، از یک‌سو میل برخی معامله‌گران به شناسایی سود را افزایش داده و از سوی دیگر، بخشی از سرمایه‌گذاران همچنان به تداوم روند صعودی امیدوارند. همین وضعیت، بازار را در نقطه‌ای مردد قرار داده است. با وجود چهارمین هفته متوالی مثبت بورس، دو سناریو برای مسیر پیش‌روی بازار سهام مطرح است. در سناریوی نخست، عطش خریداران می‌تواند عرضه‌های ایجادشده در بازار را جذب کند و تداوم حضور ارزش معاملات در سطوح بالا نیز می‌تواند به عبور شاخص از مرز ۶‌میلیون واحد و رسیدن به ارتفاعات بالاتر منجر شود. اما در سناریوی دیگر، رشدهای اخیر زمینه شناسایی سود را فراهم می‌کند و کاهش قدرت تقاضا می‌تواند شاخص را وارد فصل جدیدی از نوسان و استراحت کند. کارشناسان معتقدند، واکنش بورس …

 تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسب‌وکار ایرانیان چه کرد؟
۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسب‌وکار ایرانیان چه کرد؟

اقتصادنیوز: جنگ‌ها همواره فشار بر مردم را تشدید می‌کنند، تورم را افزایش می‌دهند و افراد بیشتری را به ورطه فقر می‌کشانند.