كالبدشكافي درآمد ۲۲۴ ميلياردريالي سرخ ها
بررسي جزييات گزارش ماهانه پرسپوليس نشان مي دهد كه اين باشگاه در ماه گذشته معادل ۲۲.۴ ميليارد تومان درآمد كسب كرده است. اگرچه اين عدد در نگاه اول براي يك باشگاه ورزشي در ايران قابل توجه به نظر مي رسد، نگاهي عميق تر به تركيب درآمدها زنگ خطري جدي براي تحليلگران مالي به صدا درمي آورد.
سهم ناچيز درآمدهاي تجاري و برندينگ
بخش اعظم اين درآمدها حاصل كمك هاي مستقيم و غيرمستقيم هواداري، از جمله طرح هاي حمايتي اپراتورها و جذب كمك هاي خرد است. چنين ساختاري نشان مي دهد كه باشگاه هنوز نتوانسته از ظرفيت برند خود براي ايجاد جريان هاي درآمدي مستقل و پايدار به طور كامل استفاده كند.در ساختار مالي باشگاه هاي استاندارد جهان، حق پخش تلويزيوني و فروش بليت كه از آن با عنوان درآمد روز مسابقه يا Matchday Revenue ياد مي شود، از ستون هاي اصلي درآمدزايي هستند. در ايران، اما به دليل چالش هاي ساختاري ميان باشگاه ها و صداوسيما و همچنين ضعف زيرساخت هاي استاديوم ها، اين دو منبع درآمدي عملا نزديك به صفر يا بسيار ناچيز هستند.درآمد حاصل از فروشگاه هاي رسمي، فروش البسه و بهره برداري از برند يا Merchandising هنوز سهم شايسته اي در كيك درآمدهاي پرسپوليس ندارد. اين در حالي است كه هواداران پرشمار دو باشگاه مي توانند به پشتوانه اي مهم براي توسعه فروش محصولات رسمي و قراردادهاي تجاري تبديل شوند.تحليلگران معتقدند مدل درآمدي مبتني بر «مشاركت هوادار» به تنهايي نمي تواند پايداري جريان نقدي باشگاه را در بلندمدت تضمين كند. هوادار معمولا زماني مشاركت بيشتري دارد كه تيم در اوج نتايج ورزشي باشد؛ اما با افول عملكرد ورزشي، اين كانال درآمدي نيز مي تواند به شدت منقبض شود.
قانون بازار اوراق بهادار
برخي مديران ورزشي گمان مي كنند انتشار اطلاعات در كدال اقدامي اختياري يا ناشي از حسن نيت مديريتي است. اين در حالي است كه استقلال و پرسپوليس پس از پذيرش در فرابورس، رسما عنوان «ناشر اوراق بهادار» را دارند.
بر اساس قانون بازار اوراق بهادار جمهوري اسلامي ايران، مصوب ۱۳۸۴ و دستورالعمل اجرايي افشاي اطلاعات شركت هاي ثبت شده نزد سازمان بورس؛ تمام ناشران موظفند اطلاعات بااهميت، شامل اطلاعات گروه «الف» و «ب»، صورت هاي مالي ميان دوره اي و سالانه، گزارش هاي تفسيري مديريت و گزارش هاي فعاليت ماهانه را در زمانبندي هاي تعيين شده منتشر كنند.فلسفه اين قوانين، كاهش «عدم تقارن اطلاعاتي» يا Information Asymmetry است. در بازاري كه تقارن اطلاعاتي وجود نداشته باشد، رانت اطلاعاتي رشد مي كند و سهامداران خرد قرباني تصميمات پشت پرده سهامداران عمده و مديران اجرايي مي شوند.عدالت اطلاعاتي ايجاب مي كند كه اطلاعات مالي يك باشگاه، همزمان در اختيار تحليلگر حرفه اي و هوادار دارنده سهام خرد قرار گيرد. هيچ يك از اين دو گروه نبايد براي دسترسي به اطلاعات اساسي، به روابط غيررسمي يا شايعات بازار وابسته باشند.
پرسپوليس در مسير انضباط
مقايسه رفتار اطلاعاتي دو باشگاه در سامانه كدال طي ماه هاي اخير، تفاوت فاحشي را نشان مي دهد كه شاخص پرسپوليس استقلال نظم در افشاي ماهانه نسبتا منظم نامنظم و همراه با تاخير شفافيت در بندهاي شرط متوسط ضعيف و مبهم پاسخگويي به شايعات سريع تر با تاخير زياد درحالي كه پرسپوليس با انتشار به موقع گزارش تيرماه خود سيگنالي مثبت مبني بر تعهد به قوانين بازار سرمايه صادر كرده است، استقلال بارها به دليل عدم انتشار به موقع صورت هاي مالي و گزارش هاي عملكردي با تذكر نهادهاي نظارتي و گلايه شديد فعالان بازار مواجه شده است.تاخيرهاي مكرر استقلال نه تنها ارزش گذاري دقيق سهام اين باشگاه را براي تحليلگران دشوار مي كند، بلكه ريسك نقدشوندگي و ريسك سيستماتيك نماد را نيز افزايش مي دهد. بورس جاي هيجان هاي كاذب فوتبالي نيست؛ بورس بازار ارقام، منطق رياضي و شفافيت است.وقتي شركتي در ارايه بديهي ترين گزارش هاي دوره اي خود ناتوان است، چگونه مي تواند سرمايه گذاران نهادي و هلدينگ هاي بزرگ مالي را براي تامين مالي پروژه هاي خود متقاعد كند؟ تاخير در افشا، صرفا يك نقص اداري نيست؛ اين تاخير مي تواند مستقيما بر اعتماد سرمايه گذاران و كيفيت تصميم گيري آنان اثر بگذارد.
خصوصي سازي نمايشي
يا تغيير پارادايم در اقتصاد فوتبال؟
انتقال مالكيت سرخابي ها به بانك ها و هلدينگ هاي پتروشيمي، از جمله پتروشيمي خليج فارس براي استقلال و كنسرسيوم بانك ها براي پرسپوليس، به عنوان نقطه عطفي تاريخي مطرح شد. اما پرسش اساسي اين است كه آيا تغيير مالكيت، تغيير در مدل حكمراني شركتي يا Corporate Governance را نيز به همراه داشته است؟
واقعيت اين است كه انتقال مالكيت بدون اصلاح ساختار مالي و اداري، مي تواند تنها به انتقال بدهي ها از دفتري به دفتر ديگر منجر شود. سهامداران عمده جديد كه خود بنگاه هاي بزرگ اقتصادي هستند، بايد استانداردهاي سخت گيرانه حاكميت شركتي را در اين دو باشگاه پياده كنند. آيا اين دو باشگاه داراي كميته هاي حسابرسي مستقل و اثربخشي هستند كه تراكنش هاي مالي و قراردادهاي سنگين بازيكنان و كادر فني را رصد كنند؟
ساختار كنترل داخلي در اين دو باشگاه تا چه حد از استانداردهاي فرابورس تبعيت مي كند؟ آيا فرآيندهاي تصويب قراردادها، پرداخت ها و تعهدات مالي به صورت مستند و قابل نظارت انجام مي شود؟
يكي از مبهم ترين بخش هاي مالي سرخابي ها، هزينه هاي تيم داري و قراردادهاي كادر فني و بازيكنان است. اين اطلاعات معمولا به صورت كلي در كدال افشا مي شود و جزييات لازم درباره مبلغ، تعهدات، زمانبندي پرداخت و آثار مالي قراردادها در دسترس عموم قرار نمي گيرد.شفافيت واقعي زماني شكل مي گيرد كه سهامدار بتواند تصويري روشن از تعهدات مالي باشگاه، هزينه هاي جاري و ريسك هاي ناشي از قراردادهاي بلندمدت به دست آورد.
پيامدهاي بي انضباطي مالي
تعليق نماد در كمين است؟
براي ناشراني كه قوانين افشاي اطلاعات را ناديده مي گيرند، مقررات دستورالعمل پذيرش و افشا مجازات هاي مشخصي در نظر گرفته است. فرابورس ايران مي تواند در صورت تكرار تاخيرها و استمرار ضعف در افشا: نماد معاملاتي ناشر را به حالت تعليق درآورد و ناشر را به كميته تخلفات سازمان بورس ارجاع دهد.
در صورت ادامه روند و اصلاح نشدن وضعيت، نسبت به لغو پذيرش نماد از بازار اقدام كند. وقوع هر يك از اين سناريوها براي باشگاهي مانند استقلال كه ميليون ها هوادار و هزاران سهامدار خرد دارد، يك بحران اعتباري و اجتماعي بزرگ خواهد بود. مديران استقلال بايد درك كنند كه دوره مديريت سنتي و تكيه بر شعارهاي هواداري گذشته است. امروز آنان مسوول مديريت دارايي هايي هستند كه به اعتماد عمومي و سرمايه سهامداران خرد گره خورده است. حضور در بازار سرمايه، علاوه بر فرصت تامين مالي، تعهداتي روشن درباره پاسخگويي و انضباط اطلاعاتي ايجاد مي كند.
شفافيت، پيش نياز اقتصاد فوتبال مدرن
صنعت فوتبال در جهان، صنعتي چندميليارددلاري با حاشيه سود بالا و مدل هاي درآمدي متنوع است. اما در ايران، فوتبال همچنان عمدتا بخشي هزينه بر و وابسته به بودجه هاي دولتي، شبه دولتي يا كمك هاي هواداري است.گزارش فعاليت ماهانه پرسپوليس، اگرچه از نظر تركيب درآمدي ايده آل نيست، يك پيام روشن دارد: «ما قوانين بازار سرمايه را به رسميت مي شناسيم.»اكنون توپ در زمين مديريت باشگاه استقلال است. اين باشگاه بايد به تاخيرهاي مكرر پايان دهد و نشان دهد كه شايستگي حضور در تالار شيشه اي و بهره مندي از ظرفيت هاي بازار سرمايه را دارد.
شفافيت مالي براي سرخابي ها يك امتياز يا گزينه اي اختياري نيست؛ اين شفافيت، وظيفه اي قانوني در قبال اعتماد عمومي و پول سهامداران است. در بازار سرمايه، هيچ امتيازي به نام ها و رنگ ها داده نمي شود؛ اينجا تنها زبان ارقام و قانون افشا خريدار دارد. سرخابي ها يا بايد خود را با اين زبان استاندارد هماهنگ كنند يا براي هميشه از بازار مدرن تامين مالي فاصله بگيرند.









