بااين حال، روايت روز سه شنبه تنها با نگاه به عدد شاخص كل كامل نمي شود، چرا كه بازار در ابتداي معاملات رشد محدودي را تجربه كرد، اما با افزايش عرضه ها بخش مهمي از رشد اوليه خود را از دست داد و در ادامه بيشتر به فاز كنترل ريسك رفت تا تداوم موج صعودي.
ناكامي در فتح ۶ ميليون
يكي از رخدادهاي مهم روز اخير، ورود شاخص كل به كانال ۵.۹ ميليون واحد بود؛ سطحي كه از منظر رواني براي معامله گران اهميت دارد. بااين وجود، شاخص نتوانست در ادامه مسير، خود را به كانال ۶ ميليون واحد برساند. اين رفتار شاخص از يكسو نشان دهنده وجود تقاضا در نمادهاي بزرگ است و از سوي ديگر، به مقاومت عرضه ها در سطوح بالاتر اشاره مي كند؛ مقاومتي كه معمولازماني پررنگ مي شود كه بخشي از فعالان بازار ترجيح مي دهند پس از چند روزرشد، سودهاي كوتاه مدت را شناسايي كنند.
بازگشايي «فارس»
محرك اصلي شاخص كل
كانون توجه بازار در سه شنبه، بازگشايي نماد هلدينگ خليج فارس «فارس» پس از چند هفته توقف بود. معاملات اين نماد با رشد ۱۴ درصدي آغاز شد و از همان ابتداي بازگشايي، اثر پررنگ آن بر مسير شاخص كل مشهود بود. اهميت بازگشايي «فارس» براي بازار ازآن جهت است كه اين نماد از بزرگ ترين شركت هاي بازار سرمايه بوده و وزن بالايي در محاسبه شاخص كل دارد. بر اساس داده ها، اثر «فارس» بر شاخص كل بيش از ۵۳ هزار واحد برآورد شد. اين عدد، كليد فهم تفاوت نمايش شاخص و واقعيت بازار است. اگر اثر اين نماد را از رشد شاخص كل كنار بگذاريم، تصوير متفاوتي به دست مي آيد؛ به طوري كه مي توان گفت شاخص كل بدون اثر فارس حتي با افتي جزيي مواجه مي شد. اين نتيجه به زبان ساده يعني شاخص كل طي روز اخير رشد كرد، اما بازار به اندازه عدد شاخص مثبت نبود و بخش مهمي از رشد، حاصل عملكرد چند نماد بزرگ و اثرگذار بود؛ الگويي كه در دوره هاي حساس بازار معمولا تكرار مي شود و مي تواند نشانه اي از ترديد در عمق معاملات باشد.
خروج پول حقيقي از بازار
از سوي ديگر، جريان نقدينگي حقيقي در سه شنبه برخلاف ظاهر سبز شاخص كل، پيام محتاطانه تري مخابره كرد. در پايان معاملات، ۱ هزار و ۳۵۶ ميليارد تومان پول حقيقي از سهام، حق تقدم و صندوق هاي سهامي خارج شد. اين رقم، در كنار ناتواني شاخص در تثبيت رشدهاي اوليه و افزايش عرضه ها، نشان مي دهد كه بخشي از سرمايه گذاران حقيقي ترجيح داده اند در اين سطوح، ريسك خود را كاهش دهند. همزمان، ۳ هزار و ۵۴۸ ميليارد تومان نيز از صندوق هاي درآمد ثابت خارج شد؛ نكته اي كه مي تواند دو برداشت همزمان ايجاد كند. نخست بخشي از سرمايه در حال جابه جايي درون بازاري است و صرفا از «درآمد ثابت» به سمت گزينه هاي ديگر مي رود يا بخشي از پول در حال خروج از كل بازار سرمايه (و حركت به سمت بازارهاي رقيب يا نقد ماندن) است. تركيب اين دو خروج هم از سهام و هم از درآمد ثابت فعلاخوانش «احتياط و ترديد» را تقويت مي كند؛ خصوصا در روزي كه شاخص كل به ظاهر رشد معنادار داشته است.
سايه ريسك هاي بيروني
بر بورس هاي جهان
در بازارهاي جهاني نيز فضاي ريسك گريزي در حال تقويت است. معاملات آتي سهام ايالات متحده در اوايل روز سه شنبه كاهش يافت؛ جايي كه داوجونز آتي ۰.۱۳ درصد افت كرد، S & P 500 آتي ۰.۵۲ درصد پايين آمد و Nasdaq -100 آتي ۱.۱ درصد كاهش را ثبت كرد. اين افت در حالي رخ داد كه بازارهاي امريكا هفته جديد را با روند نزولي آغاز كرده بودند و همزمان، افزايش تنش ها ميان ايالات متحده و ايران در كنار نگراني هاي تورمي، فشار بر بازارها را بيشتر كرده است. در اين ميان، قيمت نفت بيش از ۲ درصد رشد كرد؛ رشدي كه به گفته گزارش ها، تحت تاثير ابهام درباره آتش بس ميان امريكا و ايران (كه روز دوشنبه منقضي شده) و توقف مذاكرات رخ داده است. افزايش قيمت نفت، به طور سنتي نگراني از بازگشت فشارهاي تورمي را تقويت مي كند و همين موضوع به بالارفتن بازده اوراق خزانه داري دامن زده است. نقطه قابل توجه اينجاست كه بازده اوراق خزانه داري ۳۰ساله امريكا به سطحي رسيده كه از ژوئن ۲۰۰۷ به اين سو مشاهده نشده بود. رشد بازدهي اوراق بلندمدت، معمولا به معني افزايش نرخ تنزيل در ارزش گذاري دارايي هاست و مي تواند فشار مضاعفي بر بازارهاي سهام وارد كند؛ به خصوص بر سهام رشدمحور و شركت هاي فناوري. در بازار نقدي امريكا نيز شاخص هاي داوجونز و S & P 500 با افت ۰.۵ درصدي پيشتاز كاهش بودند و نزدك نيز باوجود عملكرد بهتر، همچنان ۰.۳ درصد افت كرد. در همين فضا، برخي استراتژيست ها معتقدند هنوز ظرفيت رشد در بازار سهام وجود دارد، اما اين رشد زماني پايدارتر خواهد بود كه موج صعود از محدوده چند شركت بزرگ فناوري فراتر برود و به بدنه بازار تسري پيدا كند.
اروپا و آسيا در محدوده قرمز
همزمان، بازارهاي اروپايي در معاملات صبحگاهي وارد محدوده منفي شدند. شاخص پان اروپايي Stoxx 600 حدود ۰.۵۱ درصد افت كرد. CAC 40 فرانسه و FTSE MIB ايتاليا نيز به ترتيب ۰.۵۵ و ۰.۵۹ درصد كاهش يافتند و DAX آلمان ۰.۳۸ درصد پايين آمد. در لندن، FTSE 100 افتي كمتر از ۰.۱ درصد را ثبت كرد. در آسيا و اقيانوسيه نيز وضعيت غالب، نزولي بود: كوسپي كره جنوبي ۱.۵۵ درصد افت كرد، نيكي ۲۲۵ ژاپن ۲.۵۴ درصد پايين آمد، شاخص استراليا تقريبا بدون تغيير بسته شد و CSI 300 چين ۰.۳۲ درصد كاهش يافت؛ درحالي كه هانگ سنگ هنگ كنگ تغيير محسوسي نداشت. فعالان بازارها در كنار ريسك هاي ژئوپليتيك، در انتظار انتشار داده هايي از جمله شاخص هاي قيمت گذاري واردات و صادرات ماه جولاي، آمار شروع ساخت وساز و فروش خانه هاي در انتظار فروش هستند؛ داده هايي كه مي تواند مسير انتظارات تورمي و سياست هاي پولي را تحت تاثير قرار دهد.
نگاهي به عربستان؛ افت محدود
شاخص تداول و نوسان در نمادها
در بازار عربستان نيز شاخص كل تداول روز دوشنبه با افت ۱۱.۶۲ واحدي معادل ۰.۱۱ درصد در سطح ۱۰۹۰۸.۰۶ بسته شد. ارزش معاملات به ۴.۳ ميليارد ريال رسيد و وسعت بازار اندكي منفي بود؛ به طوري كه ۱۲۴ سهم رشد و ۱۳۳ سهم افت كردند. شاخص MSCI تداول ۳۰ نيز ۰.۲۰ درصد كاهش يافت و بازار موازي نومو با افت ۰.۷۱ درصدي همراه شد. در ميان نمادهاي پرتلاطم، «رايدان» ۱۰ درصد رشد كرد و در سمت مقابل، «الكثيري» با ۱۰ درصد افت، بيشترين كاهش قيمت را ثبت كرد. در بخش اطلاعيه ها نيز گزارش هايي از اعطاي امتياز پروژه خدماتي، جزييات كاهش سرمايه دومرحله اي و تمديد تفاهمنامه هاي خريد و تملك منتشر شد؛ اخباري كه نشان مي دهد فضاي شركتي در بازار منطقه نيز همچنان پرخبر و متكي بر تصميمات مالي و ساختاري است.
شاخص سبز، بازار مردد
آنچه در پايان سه شنبه از بورس تهران ديده شد، تركيبي از سبزشدن شاخص ها و احتياط در عمق بازار بود. بازگشايي «فارس» عملا نقش پيشران شاخص كل را ايفا كرد و بدون آن، روايت شاخص مي توانست كاملا متفاوت باشد. از سوي ديگر، خروج پول حقيقي از سهام و همزمان خروج قابل توجه از درآمد ثابت، نشان مي دهد كه بازار در حال تجربه يك بازآرايي نقدينگي است؛ بازآرايي اي كه هنوز مقصد نهايي آن شفاف نيست. در چنين شرايطي، براي فعالان بازار سرمايه، تمركز صرف بر عدد شاخص كل مي تواند گمراه كننده باشد. رفتار عرضه و تقاضا در كل بازار، جريان پول حقيقي و كيفيت مشاركت نمادهاي غيرشاخص ساز، معيارهايي هستند كه در روزهاي آينده بيشتر از قبل اهميت پيدا مي كنند؛ به ويژه در فضايي كه ريسك هاي بيروني از نفت و تورم گرفته تا تنش هاي ژئوپليتيك مي توانند سريع تر از هميشه جهت انتظارات را تغيير دهند.









