
تهران در روايت مديريت شهري، شهري تاب آور اما همزمان تشنه، گرفتار كمبود زمين، دست وپنجه نرم كننده با ساماندهي دستفروشان و نيازمند آرامستاني تازه است؛ شهري كه شهرداري براي آن از توسعه ناوگان و فضاي سبز تا كنترل قيمت ها و مديريت پسماند برنامه دارد. اظهارات داوود معظمي گودرزي، تصويري از پايتختي ارايه مي كند كه بحران هاي متنوعي را هم زمان تجربه مي كند.با اين حال، پرسش اصلي اينجاست: آيا اين پروژه ها ريشه بحران هاي تهران را هدف گرفته اند يا صرفاً پاسخ هايي مقطعي به فهرستي بلند از مشكلات اند؟گودرزي «افزايش تاب آوري شهر» را دومين اولويت مديريت شهري معرفي مي كند و مي گويد: بايد تهران را براي مردم به شهري تاب آور تبديل كنيم تا شهروندان بتوانند در كنار يكديگر با استقامت و آرامش زندگي كنند. او تاب آوري را «ايجاد شهري پيشرفته، ايمن و بدون خلل» تعريف مي كند.اين تعريف در نگاه نخست اميدواركننده است، اما مساله اينجاست كه تاب آوري فقط به معناي توان واكنش به بحران نيست. شهري تاب آور بايد در شرايط عادي نيز بتواند خدمات پايدار، زيرساخت مناسب، حمل ونقل كارآمد، محيط زيست سالم و دسترسي عادلانه به امكانات را تضمين كند. معاون شهردار براي توضيح عملكرد مديريت شهري به تجربه جنگ ۱۲ روزه اشاره مي كند و مي گويد بسياري از كسبه بازار پس از آن تجربه، در صورت وقوع جنگ ۴۰ روزه ديگر شهر را ترك نمي كردند؛ چراكه به گفته آنان، شهرداري عملكرد مثبتي داشته است.اين روايت البته يك نكته مهم دارد: سنجش تاب آوري تهران نبايد فقط به شرايط جنگي محدود شود. بحران آب، آلودگي، فرسودگي زيرساخت ها، ترافيك، پسماند و تأمين زمين نيز آزمون هاي واقعي تاب آوري شهر هستند.
مديريت بحران يا جبران عقب ماندگي؟
گودرزي مي گويد از روز دوم جنگ ۱۲ روزه، بازسازي و سازماندهي نيروي انساني و ماشين آلات آغاز شد و پس از جنگ نيز روند متوقف نشد. به گفته او، بيش از ۳۳۰ دستگاه به ناوگان شهرداري اضافه شده و تجهيزات در ۱۱ نقطه تهران دپو شده است. همچنين چهار هزار نفر در قالب «قرارگاه مردمي» به كار گرفته شده اند.او اولويت عمليات را نيز روشن مي كند: در جريان جنگ، نخستين اولويت ما نجات مردم، سپس آواربرداري و در ادامه پاكسازي معابر بود.
ادعاي كاهش …












