قیمت طلا امروز




 خبرگزاری شانا / ۱۴۰۵/۰۵/۲۲

آزادگان؛ توسعه یک میدان مشترک در مقیاس ملی

میدان نفتی آزادگان با وجود تحریم و شرایط اخیر کشور بدون‌وقفه در حال توسعه است. توسعه این میدان با استفاده از فناوری‌های نو، جذب سرمایه‌ و راهکارهای عبور از تحریم‌ها، نمونه‌ای بی‌نظیر از مدیریت ایرانی و تجربه‌ای جدید و ارزشمند در صنعت نفت کشور به شمار می‌رود.
 آزادگان؛ توسعه یک میدان مشترک در مقیاس ملی

به گزارش شانا، میدان مشترک آزادگان درغرب کارون، یکی از مهم‌ترین طرح‌های توسعه‌ای صنعت نفت و از میدان‌هایی است که اهمیت آن فراتر از میزان تولید روزانه نفت تعریف می‌شود. موقعیت مرزی میدان، ظرفیت بالای تولید، ضرورت صیانت از منابع مشترک و پیچیدگی توسعه یک مخزن بزرگ، آزادگان را به یکی از پروژه‌های شاخص صنعت نفت برای افزایش تولید، به‌کارگیری فناوری و استفاده از ظرفیت‌های داخلی تبدیل کرده است.

آزادگان در مجاورت مرز عراق و حدود ۸۰ کیلومتری غرب اهواز قرار دارد و توسعه آن سال‌هاست در کانون برنامه‌های صنعت نفت قرار گرفته است. اکنون رویکرد توسعه این میدان به‌سمت یکپارچه‌سازی آزادگان شمالی و جنوبی حرکت کرده؛ رویکردی که قرار است توسعه بخش‌های مختلف میدان را در قالب برنامه‌ای منسجم دنبال کند و ظرفیت‌های مطالعاتی، مهندسی و اجرایی موجود را در مسیر هدفی مشترک قرار دهد.

یک هدف بزرگ؛ ۵۵۰ هزار بشکه در روز

تصویر آینده آزادگان با یک عدد مهم ترسیم می‌شود: ۵۵۰ هزار بشکه نفت خام در روز.

براساس هدف‌گذاری انجام‌شده، تولید میدان باید از روزانه ۲۰۵ هزار بشکه به ۵۵۰ هزار بشکه افزایش یابد؛ یعنی افزایش تولید ۳۴۵ هزار بشکه در روز. این افزایش برای یک دوره هشت‌ساله هدف‌گذاری شده است.

رسیدن به چنین ظرفیتی، صرفاً به معنای حفر چاه‌های بیشتر نیست. توسعه یک میدان در این مقیاس، زنجیره‌ای از فعالیت‌ها را به یکدیگر متصل می‌کند؛ از شناخت و مدیریت مخزن و طراحی مهندسی گرفته تا حفاری، تکمیل چاه‌ها، تأمین کالا، توسعه تأسیسات و مدیریت تولید.

از همین رو، توسعه یکپارچه آزادگان را باید برنامه‌ای فراتر از یک پروژه افزایش تولید دانست؛ برنامه‌ای که قرار است ظرفیت‌های مختلف میدان را در یک مسیر مشترک قرار دهد.

توسعه یکپارچه؛ پاسخ به پیچیدگی میدان

یکی از ویژگی‌های مهم مسیر جدید توسعه آزادگان، اجرای طرح به‌صورت یکپارچه برای بخش‌های شمالی و جنوبی میدان است. چنین رویکردی امکان هماهنگی بیشتر میان مطالعات، طراحی، تأمین کالا و فعالیت‌های اجرایی را فراهم می‌کند و می‌تواند از پراکندگی تصمیم‌ها و دوباره‌کاری در مراحل مختلف توسعه بکاهد.

براساس اطلاعات موجود، پروژه در مرحله مطالعات، طراحی مهندسی و خرید قرار دارد و فعالیت‌های مقدماتی آن نیز ادامه داشته است.

این مرحله اگرچه هنوز به معنای ورود کامل پروژه به عملیات میدانی نیست، اما بخش مهمی از مسیر توسعه را شکل می‌دهد؛ زیرا تصمیم‌هایی که در مطالعات و طراحی گرفته می‌شوند، مستقیماً بر هزینه، زمان اجرا، انتخاب فناوری و میزان تولید نهایی اثر می‌گذارند.

در پروژه‌ای با چنین ابعادی، سرعت نیز در این مرحله اهمیت دارد. هرچه مطالعات، طراحی و تأمین کالا منسجم‌تر و سریع‌تر پیش برود، امکان ورود به مراحل اجرایی با آمادگی بیشتری فراهم خواهد شد.

فناوری برای عبور از محدودیت‌های مخزن و تحریم

آزادگان برای رسیدن به هدف تولید خود به فناوری نیاز دارد؛ نه‌فقط برای انجام عملیات، بلکه برای افزایش بهره‌وری از مخزن. در این پروژه به استفاده از فناوری‌های روز دنیا به‌ویژه در زمینه افزایش ضریب بازیافت و کاهش هزینه‌های حفاری و توسعه توجه شده است.

این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که توسعه میدان باید در محیطی انجام شود که محدودیت‌های ناشی از تحریم نیز بر دسترسی به برخی فناوری‌ها و تجهیزات اثرگذار است. بنابراین، استفاده از فناوری‌های نو و هم‌زمان طراحی راهکارهایی برای تأمین نیازهای فناورانه پروژه، بخشی از معادله توسعه آزادگان است.

در برخی طرح‌های توسعه‌ای این میدان نیز استفاده گسترده از سامانه‌های فرازآوری مصنوعی و پمپ‌های درون‌چاهی (ESP) در نظر گرفته شده است؛ فناوری‌هایی که می‌توانند به افزایش تولید و پایداری برداشت از چاه‌ها کمک کنند.

درواقع، فناوری در آزادگان قرار نیست صرفاً به پروژه سرعت بدهد؛ هدف اصلی آن، برداشت بیشتر و پایدارتر از مخزن با هزینه و ریسک کمتر است.

وقتی ساخت داخل بخشی از راهبرد توسعه می‌شود

در کنار فناوری، ظرفیت داخلی نیز یکی از پایه‌های توسعه آزادگان است.

استفاده از شرکت‌های دانش‌بنیان، سازندگان داخلی و ظرفیت فنی کشور در این پروژه مورد تأکید قرار گرفته است. این رویکرد هم در حوزه دانش فنی و هم در تأمین بخشی از تجهیزات دنبال می‌شود.

تجهیزاتی مانند لوله‌های جدار چاهی، تجهیزات سرچاهی و برخی اقلام راهبردی، از بخش‌هایی هستند که به ظرفیت سازندگان ایرانی در تأمین آن‌ها توجه شده است.

برای پروژه‌ای که هدف آن افزایش ۳۴۵ هزار بشکه‌ای تولید روزانه است، این موضوع فقط یک سیاست حمایتی از ساخت داخل نیست. هرچه سهم توان داخلی در زنجیره تأمین بیشتر شود، ظرفیت صنعتی کشور نیز هم‌زمان با اجرای پروژه توسعه پیدا می‌کند.

به این ترتیب، آزادگان می‌تواند در کنار افزایش تولید نفت، به بستری برای تقویت شرکت‌های ایرانی در حوزه‌های مهندسی، ساخت تجهیزات و فناوری‌های مورد نیاز صنعت نفت تبدیل شود.

پروژه‌ای با ابعاد ۱۰ میلیارد دلار

ابعاد سرمایه‌گذاری آزادگان، خود گویای پیچیدگی این طرح است. سرمایه‌گذاری حدود ۱۰ میلیارد دلار برای پروژه‌ای در این مقیاس، به معنای آن است که مدیریت زمان، هزینه، منابع انسانی و زنجیره تأمین باید با دقت زیادی انجام شود.

در چنین پروژه‌ای، ساختار اجرایی نمی‌تواند کند و چندلایه باشد. هماهنگی میان ارکان مختلف، تصمیم‌گیری به‌موقع و حضور نیروهای متخصص، بخشی از الزامات پیشبرد طرح است.

از سوی دیگر، تجربه پروژه‌های بزرگ نفتی نشان می‌دهد که تأخیر در تأمین کالا یا تصمیم‌گیری در یک بخش می‌تواند بخش‌های دیگر را نیز تحت‌تأثیر قرار دهد. بنابراین، چابکی ساختار اجرایی و هماهنگی میان پیمانکار و مجموعه صنعت نفت، در آزادگان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

توسعه در مجاورت هورالعظیم

آزادگان فقط یک پروژه زیرزمینی نیست؛ عملیات توسعه آن با محیط پیرامونی نیز ارتباط مستقیم دارد.

مجاورت میدان با تالاب هورالعظیم، ضرورت توجه به ملاحظات محیط زیستی را در تمامی مراحل توسعه افزایش می‌دهد. از همین‌ رو، استفاده از فناوری‌هایی که امکان افزایش حفاری افقی و کاهش تعداد تأسیسات سطحی را فراهم می‌کنند، یکی از راهکارهای مورد توجه در این پروژه است.

در کنار آن، به استفاده از حفاری خوشه‌ای، مدیریت پسماندها و پایش مستمر محیط زیست نیز در برنامه‌های توسعه‌ای میدان توجه شده است. این رویکرد نشان می‌دهد در توسعه آزادگان، افزایش تولید قرار نیست جدا از الزامات محیط زیستی دنبال شود؛ بلکه انتخاب فناوری و شیوه اجرای عملیات باید هم‌زمان پاسخ‌گوی اهداف تولیدی و الزامات محیط پیرامونی باشد.

آزمون یکپارچه برای توسعه میدان‌های مشترک

آزادگان درنهایت یک پروژه با یک خروجی مشخص نیست. این میدان مجموعه‌ای از مسائل صنعت نفت را در یک نقطه کنار هم قرار داده است: میدان مشترک، افزایش تولید، مدیریت مخزن، فناوری، تحریم، تأمین مالی، ساخت داخل و محیط زیست.

هدف‌گذاری افزایش تولید از ۲۰۵ هزار به ۵۵۰ هزار بشکه در روز، چشم‌انداز بزرگی برای این میدان ترسیم کرده است؛ اما ارزش واقعی پروژه زمانی آشکار می‌شود که این افزایش تولید با برداشت پایدار، افزایش ضریب بازیافت و صیانت از منابع مشترک همراه باشد.

به همین دلیل، توسعه آزادگان را می‌توان یکی از مهم‌ترین آزمون‌های صنعت نفت در اجرای یک پروژه بزرگ و یکپارچه دانست؛ پروژه‌ای که در آن موفقیت تنها با میزان تولید سنجیده نمی‌شود، بلکه سرعت و کیفیت توسعه، میزان استفاده از توان داخلی، به‌کارگیری فناوری و رعایت الزامات محیط زیستی نیز بخشی از کارنامه آن خواهد بود.

استفاده از فناوری‌های نو، توسعه توان سازندگان و شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی، ایجاد ظرفیت برای انتقال دانش فنی و توجه به ملاحظات محیط زیستی، ابعاد دیگری از این پروژه را شکل می‌دهد.

به این ترتیب، آزادگان را می‌توان یکی از مهم‌ترین آزمون‌های صنعت نفت برای اجرای یک پروژه بزرگ و یکپارچه دانست؛ پروژه‌ای که موفقیت آن در گرو هماهنگی میان افزایش تولید، مدیریت مخزن، فناوری، توان داخلی، تأمین مالی و الزامات محیط زیستی است.

اگر این مسیر با سرعت و انسجام مورد نیاز دنبال شود، آزادگان می‌تواند افزون‌بر افزایش برداشت از یکی از مهم‌ترین میدان‌های مشترک کشور، تجربه‌ای قابل اتکا برای توسعه دیگر میدان‌های بزرگ و مشترک نفتی نیز به جا بگذارد.

اگر این مجموعه عوامل در یک مسیر هماهنگ حرکت کند، آزادگان می‌تواند از یک میدان بزرگ نفتی به الگویی برای توسعه میدان‌های مشترک تبدیل شود؛ الگویی که در آن افزایش تولید، فناوری، توان داخلی و صیانت از منابع ملی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

 فرزانه اسماعیل‌زاده  کد مطلب 2535057



۲ ساعت قبل / روزنامه تعادل

بورس در مسیر عبور از ریسک

بازار سرمايه در چهار دهه اخير بارها با تحريم، تنش‌هاي منطقه‌اي، محدوديت‌هاي تجاري و شوك‌هاي ارزي مواجه بوده است؛ اما تجربه نشان مي‌دهد كه اقتصاد ايران، هرچند با هزينه‌هاي قابل ‌توجه، همواره مسيرهايي براي سازگاري با اين محدوديت‌ها پيدا كرده است. در چنين شرايطي، واكنش بورس معمولا صرفا تابع اخبار روز نيست، بلكه مجموعه‌اي از متغيرهاي اقتصادي، انتظارات تورمي، سياست‌هاي ارزي، نرخ بهره و ارزيابي سرمايه‌گذاران از آينده سودآوري شركت‌هاست كه جهت بازار را تعيين مي‌كند.

در مقطع كنوني نيز طبيعي است كه افزايش ريسك‌هاي سيستماتيك، از جمله تحريم‌ها و نااطميناني‌هاي سياسي و اقتصادي، در قيمت سهام و رفتار معامله‌گران بازتاب پيدا كند. با اين حال، يكي از ويژگي‌هاي مهم بورس آن است كه بازار غالبا بخشي از نگراني‌ها و سناريوهاي منفي را پيش از وقوع كامل رويدادها در قيمت‌ها لحاظ مي‌كند؛ پديده‌اي كه در ادبيات مالي از آن با عنوان «پيش‌خور شدن» ياد مي‌شود. بنابراين نمي‌توان هر خبر منفي را به‌طور مستقيم معادل يك ريزش فراگير و پايدار در بازار سهام دانست.

شواهد رفتاري بازار نيز نشان مي‌دهد كه در ماه‌هاي اخير، احتياط سرمايه‌گذاران نسبت به صنايع صادرات‌محور افزايش يافته است. سهام شركت‌هاي بزرگ وابسته به صادرات، به‌ويژه در گروه‌هايي مانند پتروشيمي، فلزات اساسي، معدني‌ها و برخي پالايشي‌ها، تحت ‌تاثير ابهام در مسير فروش خارجي، نقل‌وانتقال ارز، نرخ تسعير و ريسك‌هاي ناشي از محدوديت‌هاي تجاري، رشد چشمگيري را تجربه نكرده‌اند. در مقابل، بخشي از نقدينگي به سمت صنايع داخلي و شركت‌هاي ريالي حركت كرده است؛ شركت‌هايي كه فروش و بازار هدف آنها عمدتا در داخل كشور قرار دارد و بيش از هر چيز از تورم، اصلاح قيمت‌ها و افزايش سطح عمومي درآمدها اثر مي‌پذيرند.

اين جابه‌جايي نقدينگي را مي‌توان نشانه‌اي از تغيير پارادايم كوتاه‌مدت بازار دانست. در فضاي تورمي، صنايع داخلي كه امكان انتقال افزايش هزينه‌ها به قيمت فروش را دارند، معمولا از ظرفيت بيشتري براي حفظ يا رشد سودآوري برخوردارند. گروه‌هايي مانند غذايي، دارويي، سيمان، بخشي از صنعت بانكي، شركت‌هاي خدماتي و برخي صنايع مصرفي، در صورت اصلاح سياست‌هاي قيمت‌گذاري مي‌توانند مورد توجه بيشتري قرار گيرند. البته اين روند به معناي حذف كامل ريسك از صنايع ريالي نيست، چراكه هزينه‌هاي مالي، محدوديت انرژي، افت قدرت خريد خانوار و سياست‌هاي تنظيم‌گري همچنان مي‌توانند بر عملكرد اين شركت‌ها فشار وارد كنند.

در تحليل چشم‌انداز بورس، تمركز صرف بر تحريم يا تحولات سياسي كافي نيست. نرخ بهره، نرخ ارز، وضعيت بازارهاي موازي، نسبت قيمت به سود شركت‌ها، ارزش جايگزيني دارايي‌ها، جريان نقدينگي و فاصله بازار سهام با ساير بازارها، همگي از متغيرهاي اثرگذار بر روند شاخص‌ها هستند. رشد تورمي بازار نيز يكي از محرك‌هاي اصلي محسوب مي‌شود؛ اما رشد پايدار زماني شكل مي‌گيرد كه افزايش قيمت سهام با بهبود واقعي سودآوري، اصلاح ساختارهاي اقتصادي و كاهش مداخلات غيرضروري همراه باشد. 

در اين ميان، حركت تدريجي به سمت كاهش قيمت‌گذاري دستوري و اصلاح سازوكار ارز ترجيحي را مي‌توان يكي از مهم‌ترين متغيرهاي اثرگذار بر آينده شركت‌ها دانست. قيمت‌گذاري دستوري در سال‌هاي گذشته حاشيه سود بسياري از بنگاه‌ها را تحت فشار قرار داده و موجب شده بخشي از ارزش واقعي توليدكنندگان در صورت‌هاي مالي آنها نمايان نشود. هر اندازه سياستگذار به سمت شفافيت قيمتي، كاهش رانت و ايجاد امكان فروش محصولات بر مبناي واقعيت‌هاي اقتصادي حركت كند، ظرفيت رشد واقعي و نه صرفا تورمي بازار سرمايه افزايش مي‌يابد. از سوي ديگر، نسبت‌هاي ارزندگي بازار همچنان مورد توجه تحليلگران است. نسبت قيمت به سود تحليلي بسياري از شركت‌ها در سطوحي قرار دارد كه در مقايسه با تورم و نرخ ارز، قابل دفاع ارزيابي مي‌شود. ارزش دلاري بازار سرمايه نيز همچنان فاصله محسوسي با ظرفيت‌هاي بالقوه اقتصاد و دارايي‌هاي شركت‌هاي بورسي دارد. اين موضوع به معناي نبود نوسان نيست، بلكه نشان مي‌دهد بازار براي رسيدن به تعادل‌هاي جديد، همچنان ظرفيت بازتنظيم و بازدهي دارد. در دوره‌هاي افزايش هيجان، نقش نهادهاي حمايتي و صندوق تثبيت بازار سرمايه نيز پررنگ‌تر مي‌شود. وظيفه اين نهادها ايجاد سود تضمين ‌شده نيست، بلكه كاهش رفتارهاي هيجاني و جلوگيري از شكل‌گيري صف‌هاي فروش يا خريد غيرمنطقي است. بازار سهام ذاتا با نوسان همراه است و تلاش براي حذف كامل نوسان مي‌تواند به كاهش كارايي بازار منجر شود. در نهايت، مسير بورس در ماه‌هاي آينده به تركيبي از مديريت اقتصادي، سياست ارزي، نرخ بهره، تصميم‌هاي تنظيم‌گري و كاهش ابهام‌هاي بيروني وابسته است. اگر اصلاحات اقتصادي با ثبات در سياستگذاري و شفافيت در تصميمات همراه شود، صنايع داخلي و ريالي مي‌توانند همچنان موتور اصلي حركت بازار باشند. بورس هنوز با ريسك‌هايي جدي روبه‌رو است، اما ارزش‌گذاري بسياري از شركت‌ها نشان مي‌دهد كه بازار، با وجود همه نگراني‌ها، از ظرفيت قابل‌ توجهي براي بازگشت به تعادل و رشد برخوردار است.


۳ ساعت قبل / روزنامه تعادل

جنگ اقتصادی بعد از شکست نظامی

بهمن اکبری|اعلام «عمليات اقتصادي خردكننده» را از سوي ترامپ نبايد تنها تكرار سياست تحريم‌هاي اقتصادي عليه ايران دانست. آنچه در اظهارات اخير رييس‌جمهور امريكا، وزير خزانه‌داري و معاون او برجسته شده، نشانه حركت واشنگتن از تحريم مستقيم ايران به سوي فشار بر شبكه اقتصادي پيرامون ايران است؛ يعني هدف قرار دادن بانك‌ها، شركت‌هاي كشتيراني، خريداران نفت، واسطه‌هاي مالي و كشورهايي كه همچنان حاضرند با تهران تجارت كنند.اگر تحريم‌هاي پيشين عمدتا بر «قطع دسترسي ايران» متمركز بود، مرحله جديد مي‌كوشد هزينه «تعامل با ايران» را براي ديگران افزايش دهد. به تعبير دقيق‌تر، امريكا مي‌خواهد ايران را نه تنها از بازارهاي جهاني، بلكه از شبكه‌هاي رسمي و نيمه‌رسمي مبادلات بين‌المللي نيز منزوي كند. اين تغيير رويكرد، از يك واقعيت مهم نيز حكايت دارد: فشار نظامي به‌تنهايي نتوانسته اهداف سياسي مورد نظر واشنگتن را محقق سازد و اكنون اقتصاد به ميدان اصلي منازعه تبديل شده است.

    ۱. مساله اصلي؛ تحريم بيشتر يا معماري جديد فشار؟: ايران نزديك به پنج دهه تجربه مواجهه با تحريم‌هاي امريكا را پشت سر گذاشته است. تحريم براي اقتصاد ايران پديده‌اي تازه نيست، بلكه به بخشي از محيط راهبردي آن تبديل شده است.از اين‌رو، پرسش درست اين نيست كه «آيا تحريم‌هاي جديد به ايران آسيب مي‌زند؟» پاسخ روشن است: بله، فشار اقتصادي مي‌تواند هزينه‌هاي قابل توجهي ايجاد كند.پرسش اساسي‌تر اين است: آيا تحريم‌هاي جديد قادر خواهند بود رفتار راهبردي ايران را تغيير دهند؟ اين دو مساله نبايد با يكديگر خلط شود. تحريم مي‌تواند رشد اقتصادي را كاهش دهد، هزينه مبادلات را افزايش دهد، درآمدهاي نفتي را محدود كند، نرخ سرمايه‌گذاري را پايين آورد و فشار بر معيشت را تشديد كند؛ اما تبديل اين آسيب اقتصادي به امتياز سياسي و تغيير رفتار راهبردي مساله‌اي است كاملا متفاوت.تجربه چند دهه گذشته نشان داده است كه ميان «تحريم موثر» و «تحريم موفق» فاصله وجود دارد.

    ۲. ويژگي مهم دوره جديد؛ هدف گرفتن كشورهاي ثالث: بر اساس گزارش بي‌بي‌سي، اسكات بسنت، وزير خزانه‌داري امريكا تهديد كرده است كه هر كشوري كه با ايران تجارت كند، از جمله در حوزه انتقال پول، خريد نفت يا حمل‌ونقل دريايي، ممكن است با تحريم مواجه شود.اين همان نقطه‌اي است كه دوره جديد را از تحريم‌هاي كلاسيك متمايز مي‌كند.واشنگتن مي‌خواهد محاسبه هزينه - فايده كشورهاي ثالث را تغيير دهد. اگر يك بانك چيني، شركت تركيه‌اي، شبكه تجاري عراقي يا شركت كشتيراني منطقه‌اي احساس كند كه همكاري با ايران مي‌تواند دسترسي آن به دلار، نظام مالي امريكا يا بازارهاي غربي را تهديد كند، ممكن است حتي بدون موافقت سياسي با واشنگتن، از همكاري با تهران عقب‌نشيني كند.در نتيجه، ميدان واقعي جنگ اقتصادي ديگر فقط ايران نيست، بلكه شبكه روابط اقتصادي ايران با جهان است.

    ۳. نقطه قوت امريكا؛ دلار، شبكه مالي و تحريم ثانويه: مهم‌ترين مزيت ساختاري امريكا در اين جنگ، حجم تجارت دوجانبه امريكا و ايران نيست، بلكه قدرت شبكه‌اي اقتصاد امريكاست.امريكا از سه اهرم برخوردار است: نخست، نقش دلار در تجارت و ذخاير جهاني؛ دوم، جايگاه نظام مالي امريكا و دسترسي به شبكه‌هاي بانكي بين‌المللي؛ سوم، توانايي اعمال تحريم ثانويه عليه شركت‌ها و موسسات خارجي.از اين‌رو ممكن است واشنگتن بتواند بدون محاصره كامل ايران، هزينه تجارت با ايران را افزايش دهد.اما همين جا يك محدوديت مهم نيز وجود دارد: هر چه امريكا از تحريم به عنوان ابزار فراگيرتر استفاده كند، انگيزه ساير كشورها براي كاهش وابستگي به دلار و ايجاد مسيرهاي مالي مستقل نيز افزايش مي‌يابد.بنابراين تحريم همزمان مي‌تواند يك ابزار فشار كوتاه‌مدت و عاملي براي فرسايش تدريجي قدرت شبكه‌اي امريكا در بلندمدت باشد.

    ۴. ايران چرا هنوز ظرفيت مقاومت اقتصادي دارد؟: يكي از نكات مهم گزارش اين است كه ايران طي سال‌هاي گذشته توانسته سازوكارهاي متعددي براي كاهش اثر تحريم ايجاد كند.«ناوگان سايه»، واسطه‌هاي تجاري، شركت‌هاي پوششي، مسيرهاي مالي غيرمستقيم، شبكه‌هاي تهاتري، ارزهاي غيردلاري و استفاده از روابط اقتصادي با كشورهاي غيرغربي، بخشي از اين سازوكارها است.اما نبايد در اين زمينه نيز دچار اغراق شد.دور زدن تحريم به معناي بي‌اثر شدن تحريم نيست. معمولا هر چه شبكه تحريم پيچيده‌تر شود، هزينه مبادله، تخفيف فروش، هزينه حمل‌ونقل، ريسك بيمه و هزينه انتقال پول افزايش مي‌يابد. بنابراين ايران ممكن است بتواند نفت بفروشد، اما الزاما نمي‌تواند آن را با همان قيمت، همان سرعت و همان هزينه‌اي كه در شرايط عادي انجام مي‌داد، به بازار عرضه كند. از اين‌رو، هدف تحريم الزاما «صفر كردن صادرات ايران» نيست، بلكه مي‌تواند گران‌تر، پرريسك‌تر و دشوارتر كردن تجارت ايران باشد.

    ۵. حلقه تعيين‌كننده؛ چين: در ميان كشورهاي ثالث، چين مهم‌ترين متغير معادله است.اگر امريكا بتواند كشورهاي منطقه و شركت‌هاي كوچك‌تر را تحت فشار قرار دهد، اما چين همچنان بخش قابل توجهي از نفت ايران را خريداري كند و مسيرهاي مالي و تجاري جايگزين را حفظ كند، عمليات اقتصادي امريكا با محدوديت جدي روبه‌رو خواهد شد.چين تنها يك خريدار نفت نيست، بلكه بخشي از معماري در حال شكل‌گيري اقتصاد غيرغربي است.پكن از يك سو نمي‌خواهد درگير رويارويي مستقيم با امريكا شود و از سوي ديگر، بعيد است به ‌سادگي اجازه دهد واشنگتن قواعد تجارت ميان چين و ايران را تعيين كند. از اين نگاه، جنگ اقتصادي عليه ايران به‌طور غيرمستقيم به آزموني براي روابط چين و امريكا نيز تبديل مي‌شود.

    ۶. تنگه هرمز؛ مهم‌ترين نقطه اتصال اقتصاد و امنيت: پيوند دادن فشار اقتصادي با حمل‌ونقل دريايي، اهميت تنگه هرمز را دوچندان مي‌كند.هرگونه افزايش فشار بر صادرات نفت، كشتيراني يا بنادر ايران مي‌تواند اثرات فراتر از مرزهاي ايران داشته باشد، زيرا بازار انرژي جهان، كشورهاي آسيايي و حتي اقتصادهاي اروپايي به ثبات جريان انرژي در خليج‌فارس حساسند. بنابراين اگر عمليات اقتصادي امريكا به گونه‌اي طراحي شود كه امنيت كشتيراني در خليج‌فارس را تحت اأثير قرار دهد، واشنگتن با يك تناقض راهبردي روبه‌رو خواهد شد: فشار بر ايران ممكن است همزمان هزينه انرژي و حمل‌ونقل جهاني را افزايش دهد.در چنين شرايطي، بخشي از هزينه تحريم از ايران به اقتصاد جهاني منتقل مي‌شود.

    ۷. آسيب‌پذيري واقعي ايران كجاست؟: با وجود ظرفيت سازگاري ايران، نبايد آسيب‌پذيري‌هاي اقتصاد كشور را دست‌كم گرفت.مهم‌ترين نقاط آسيب عبارتند از: كاهش درآمد ارزي؛ دشوارتر شدن انتقال منابع مالي؛ افزايش هزينه تجارت خارجي؛ كاهش سرمايه‌گذاري خارجي و داخلي؛ افزايش نااطميناني اقتصادي؛ فشار بر ارزش پول ملي؛ افزايش هزينه واردات كالاهاي واسطه‌اي و سرمايه‌اي؛ تشديد فشار تورمي؛ كاهش قدرت خريد خانوارها و افزايش هزينه‌هاي مبادله براي بخش خصوصي. از اين رو، بزرگ‌ترين خطر «فروپاشي ناگهاني اقتصاد» نيست، بلكه فرسايش تدريجي ظرفيت توليد و رفاه اجتماعي است.اقتصاد تحريم‌زده ممكن است به حيات خود ادامه دهد، اما با رشد پايين‌تر، سرمايه‌گذاري كمتر و هزينه اجتماعي بيشتر.

    ۸. جنگ اقتصادي جديد، جنگ تاب‌آوري است: به نظر مي‌رسد منطق جديد واشنگتن بر اين فرض استوار است كه ايران از نظر اقتصادي بيش از امريكا آسيب‌پذير است و بنابراين، ادامه فشار مي‌تواند تهران را به نقطه‌اي برساند كه هزينه مقاومت از هزينه توافق بيشتر شود.اما اين محاسبه تنها زماني درست است كه طرف مقابل نتواند سازوكارهاي جايگزين ايجاد كند.در مقابل، ايران نيز بايد از منطق «مقاومت منفعل» به «مقاومت فعال» عبور كند.تحريم را نمي‌توان فقط با فروش نفت بيشتر يا ايجاد چند مسير مالي جديد خنثي كرد. پاسخ موثر، نيازمند بازآرايي ساختار اقتصاد خارجي ايران است.در اين چارچوب، پنج محور اهميت ويژه دارد: 

يكم؛ تنوع‌بخشي واقعي به شركاي اقتصادي و كاهش وابستگي به چند بازار محدود.

دوم؛ توسعه تجارت با ارزهاي محلي و سازوكارهاي تسويه غيردلاري.

سوم؛ تقويت كريدورهاي زميني و دريايي منطقه‌اي براي كاهش آسيب‌پذيري تجارت.

چهارم؛ كاهش هزينه‌هاي داخلي اقتصاد، زيرا نمي‌توان همه ناكارآمدي‌هاي داخلي را به تحريم نسبت داد.

پنجم؛ تبديل ديپلماسي اقتصادي به بخشي از راهبرد امنيت ملي. در جنگ اقتصادي، سفارتخانه و رايزني اقتصادي تنها نهادهاي تشريفاتي نيستند، بلكه بخشي از «شبكه تاب‌آوري اقتصادي» كشورند.

    ۹. پارادوكس تحريم حداكثري: امريكا با گسترش تحريم‌ها ممكن است در كوتاه‌مدت فشار بيشتري ايجاد كند، اما همزمان با يك پارادوكس مواجه است: هر چه تحريم‌ها فراگيرتر شوند، انگيزه ايران و شركاي آن براي ساختن شبكه‌هاي جايگزين بيشتر مي‌شود.در جهان پساجنگ اوكراين، رقابت چين و امريكا و گسترش بريكس، اين مساله اهميت بيشتري يافته است.  

بسياري از كشورها ديگر نمي‌خواهند تمام مبادلات خارجي خود را به يك شبكه مالي وابسته كنند.بنابراين، تحريم‌هاي جديد مي‌تواند ناخواسته به شتاب‌دهنده «چندقطبي ‌شدن اقتصاد جهان» تبديل شود.البته اين روند به معناي پايان هژموني دلار نيست، اما مي‌تواند به تدريج از انحصار آن در برخي مبادلات بكاهد.

    ۱۰. آيا عمليات اقتصادي ترامپ موفق خواهد شد؟: بايد به اين پرسش پاسخ مشروط داد. اگر هدف امريكا افزايش هزينه‌هاي اقتصادي ايران باشد، احتمالا اين عمليات مي‌تواند موفقيت قابل توجهي داشته باشد. اگر هدف كاهش درآمدهاي نفتي و محدود كردن دسترسي ايران به شبكه مالي بين‌المللي باشد، موفقيت نيز محتمل است، هرچند نه مطلق. اما اگر هدف نهايي وادار كردن ايران به تغيير رفتار راهبردي يا پذيرش توافق مطلوب واشنگتن باشد، مساله بسيار پيچيده‌تر، زيرا موفقيت تحريم به سه متغير بستگي دارد: «ظرفيت تحمل ايران»، «ميزان همكاري كشورهاي ثالث» و «هزينه‌اي كه اقتصاد جهاني حاضر است براي اجراي سياست امريكا بپردازد».در اين ميان، چين، كشورهاي خليج‌فارس، تركيه، عراق، هند و شبكه‌هاي تجاري آسيايي نقش تعيين‌كننده‌اي خواهند داشت.

     از تحريم ايران به جنگ بر سر شبكه‌ها

آنچه اكنون در حال شكل‌گيري است، تنها «تحريم بيشتر» نيست، بلكه نوعي است از «جنگ اقتصادي شبكه‌اي».امريكا مي‌كوشد ايران را از شبكه مالي، انرژي و حمل‌ونقل جهاني دورتر كند و همزمان هزينه همكاري ديگران با ايران را افزايش دهد. ايران نيز تلاش خواهد كرد شبكه‌هاي جايگزين خود را گسترش دهد.در چنين شرايطي، برنده الزاما كشوري نيست كه بيشترين تحريم را وضع مي‌كند يا بيشترين تحريم را تحمل مي‌كند، بلكه كشوري است كه بتواند شبكه اقتصادي مقاوم‌تر، متنوع‌تر و كم‌هزينه‌تري ايجاد كند.از اين نگاه، عمليات اقتصادي جديد ترامپ را بايد نه تنها يك اقدام عليه ايران، بلكه آزموني براي معماري اقتصاد جهاني در حال گذار از نظم تك‌مركزي به نظم چندمركزي دانست.امريكا هنوز از قدرتمندترين اهرم‌هاي مالي جهان برخوردار است؛ اما ايران نيز ديگر ايرانِ پيش از تحريم‌هاي چند دهه اخير نيست. تهران تجربه، شبكه و سازوكارهاي سازگاري انباشته‌اي در اختيار دارد.مساله نهايي بنابراين چنين صورت‌بندي مي‌شود: آيا فشار اقتصادي جديد مي‌تواند ظرفيت اقتصادي ايران را بشكند يا تنها آن را به سمت يك اقتصاد بسته‌تر، غيررسمي‌تر و شرقي‌تر سوق خواهد داد؟پاسخ اين پرسش بيش از آنكه در تعداد تحريم‌هاي جديد امريكا نهفته باشد، به كيفيت حكمراني اقتصادي ايران، ميزان انسجام شركاي خارجي و توان تهران براي تبديل «اقتصاد تحريم» به «اقتصاد تاب‌آور و رقابت‌پذير» بستگي دارد.سرانجام، خطر اصلي براي ايران نه تحريم به‌تنهايي، بلكه تركيب تحريم خارجي با ناكارآمدي داخلي است، گزاره‌اي كه دولت چهاردهم به دنبال رفع و بهبود آن است و فرصت اصلي نيز نه در انكار اثر تحريم، بلكه در تبديل فشار خارجي به محركي براي اصلاح ساختار اقتصادي، تنوع‌بخشي به روابط خارجي و بازتعريف جايگاه ايران در شبكه‌هاي نوظهور اقتصاد جهاني قرار دارد.




 10 محور صحبت‌های رئیس‌کل
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

10 محور صحبت‌های رئیس‌کل

شامگاه چهارشنبه، عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکزی، در گفت‌وگوی ویژه خبری در شبکه خبر، با اشاره به عملکرد این نهاد در شرایط جنگ اقتصادی، مجموعه‌ای از اقدامات و برنامه‌ها را در حوزه سیاست ارزی، کنترل تورم، تامین مالی تولید، اصلاح نظام بانکی، کالابرگ و توسعه زیرساخت‌های پرداخت تشریح کرد. محور اصلی اظهارات او، مدیریت محدودیت‌های ناشی از تحریم، جنگ و کاهش درآمدهای ارزی و تلاش برای جلوگیری از انتقال این فشارها به تورم و معیشت مردم بود.

 روایت‌هایی از تاثیر محدود قطع مبادلات تجاری کشور با ابوظبی: فروش املاک ایرانیان مقیم امارات مشروط شد
۸ ساعت قبل / سایت هم میهن

روایت‌هایی از تاثیر محدود قطع مبادلات تجاری کشور با ابوظبی: فروش املاک ایرانیان مقیم امارات مشروط شد

عضو اتاق بازرگانی با اشاره به تاثیر محدود قطع مبادلات تجاری کشور با امارات، گفت: پس از جنگ اخیر و شرایط خاص تنگه هرمز، امارات نقش هاب تجاری‌اش برای ایران را از دست داده و دیگر مبدایی برای ورود و خروج کالا‌های ما در جنگ نبوده است.

 آزادی واردات خودرو کارکرده
۴ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

آزادی واردات خودرو کارکرده

آرمان امروز : عضو هیئت رئیسه مجلس اعلام کرد واردات خودروهای کارکرده سه تا پنج سال ساخت آزاد شد فرشاد ابراهیم‌پور با اشاره به مصوبه مجلس برای واردات خودروهای سواری کارکرده اظهار کرد: سقف واردات خودروی سواری در سال جاری به میزان ۲۰ هزار دستگاه تعیین شده است. به گزارش ایسنا، وی افزود: در این [ ]

 هشدار نارنجی بارندگی در ۵ استان کشور
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

هشدار نارنجی بارندگی در ۵ استان کشور

سازمان هواشناسی هشدار نارنجی رگبار، رعدوبرق و احتمال وقوع سیلاب در برخی استان‌های شمالی و شمال‌شرقی کشور صادر کرد.

 تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد
۱۰ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد

اقتصادنیوز: معاون وزیر راه اعلام کرد: در سطح کلان اقتصادی لزوماً با کمبود مطلق واحد مسکونی مواجه نیستیم؛ چراکه حدود ۳۲.۵ میلیون واحد مسکونی در کشور وجود دارد.

 مصوبه ۴۷۳ شورای رقابت ابطال شد
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصوبه ۴۷۳ شورای رقابت ابطال شد

دنیای اقتصاد: سخنگوی شورای رقابت گفت: هیات عمومی دیوان عدالت اداری مصوبه شماره ۴۷۳ شورای رقابت و اصلاحات بعدی آن درباره نحوه محاسبه مبالغ پیش‌پرداخت خودرو را ابطال کرده است.