
اگر از شیوههای اقتصادی استفاده شود، یک جنگ اقتصادی درمیگیرد. اگر از اهرمهای روانی استفاده شود، منجر به یک جنگ روانی میشود. اگر از اقدامات سیاسی استفاده شود، نتیجه جنگ سیاسی خواهد بود.
اگر از اهرمهای اجتماعی استفاده شود، یک جنگ اجتماعی رخ خواهد داد. اگر از ابزارهای فرهنگی استفاده شود، یک جنگ فرهنگی اتفاق میدهد. اگر از روشهای تروریستی استفاده شود، یک جنگ تروریستی بهراه افتاده است و بالاخره اگر از اهرمهای ساختاری استفاده شود، یک جنگ ساختاری تدارک دیده شده است.
غرب از ابتدای آغاز انقلاب اسلامی تا امروز هشت جنگ را علیه اسلام و ایران و انقلاب اسلامی ایران بهراه انداخته که عبارتند از جنگهای تروریستی، روانی، اقتصادی، نظامی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ساختاری بهصورت همزمان و پرشدت که به آن جنگ ترکیبی غرب علیه انقلاب اسلامی میگوییم.
شگفتیآور آنکه این جنگ ترکیبی پرشدت نخست توسط مشرکین قریش علیه پیام و پیامبر(ص) آغاز شد و نزدیک به 20 سال طول کشید یعنی تا فتح مکه ادامه یافت و سپس بعد از فتح مکه و با ورود سران مشرکین قریش به جامعه اسلامی تا حدی در سطح حوادث فروکش کرد البته در لایه پنهان واکنشهای اجتماعی و سیاسی پنهان ماند و پس از چندی، باردیگر بهوسیله معاویه علیه امام علی(ع) بهراه افتاد و نیز در طول قرون با شدت و ضعف علیه اسلام و مسلمانان پیگیری شد و امروز علیه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران با شدت تمام، با رهبری غرب، پیگیری میشود.
موضوع این نوشته «جنگ ساختاری» با توجه به موقعیت صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است. هر نظام سیاسی، انداموارهای است که از بخشهای راهبردی، قانونگذاری، خطمشیگذاری عمومی، امور اجرایی، دفاعی و امنیتی تشکیل شده و البته قبل از همه، با همه و بعد از همه از جهت رابطه نظام و جامعه، امور ارتباطات اجتماعی قرار میگیرد. جنگ ساختاری، عبارت است از حمله به یک بخش از ساختار نظام سیاسی تحت پوشش حمایت از یک بخش یا بخشهای دیگر به منظور تضعیف کلیت نظام سیاسی.
این نوع جنگ سابقه دیرینهای در تاریخ سیاست دارد. در انقلاب روسیه انداختن شکاف بین نخستوزیر و پادشاه موضوع یک جنگ ساختاری بود که نهایتا سبب پیروزی لنین و پیدایش نظام جهانی دو قطبی به نفع غرب شد و با سقوط نظام جهانی دو قطبی، تجزیه امپراتوری …












