
به گزارش جام جم آنلاین؛ سینمای مؤلف بر سر یک قرارداد ضمنی بنا شده است: تماشاگر فیلم تازه را نمیبیند، وارد همان جهانی میشود که قبلاً شناخته است؛ با همان نوع نگاه به آدم، همان وزن سکوتها و همان پرسشها درباره زمان، فقدان و معنای زیستن. سروش صحت سالهاست این قرارداد را با مخاطبش بسته و «استخر» هم از نظر کیفیت ساخت و لحن، در همان استانداردی قرار میگیرد که از او انتظار میرود. اینجاست که پرسش اصلی مطرح میشود: آیا این فیلم چیزی به جهان صحت اضافه میکند، یا فقط آن را یک بار دیگر برایمان تصویرسازی میکند؟
جهانی که از قبل میشناسیم
در «استخر»، مثل بسیاری از آثار صحت، رویداد بیرونی کماهمیتتر از مواجهه درونی است. آدمهای معمولی در موقعیتهای روزمره، با گذشته، پشیمانی و شکافهای رابطهای روبهرو میشوند و مسیر احساسی غالبا به سمت پذیرش، آرامش نسبی یا کنار آمدن با آنچه از دست رفته میرود و این همان نقطه قوت همیشگی اوست: تبدیل سادگی ظاهری موقعیت به عمق انسانی.
اما این آشنایی همیشگی دو لبه دارد. یکی دلیل ارتباط ما با سینمای صحت است؛ دیگری خطر به تکرار افتادن که شاید بتوان آن را ماندن در نقطه امن هم دانست. وقتی پیش از ورود شخصیتها به صحنه هم تقریباً میدانیم چطور حرف میزنند، چه جاهایی سکوت میکنند و چگونه به پوچی یا تلخی موقعیت نگاه میکنند، تماشا بیشتر شبیه بازدید از خانهای است که قبلاً در آن بودهایم تا کشف تازهای از اتاق همیشگی. دغدغه «اکنون»، غنیمت دانستن لحظه و رهایی از حسرت — همان خطی که در «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها» هم دیده میشود — در «استخر» مجددا تکرار میشود، اما کمتر از آن دو اثر، حس برخورد با زاویهای ناشناخته از همان مضمون را به مخاطب القا میکند.
…






