این انیمیشن روایت سامی بهعنوان قهرمان داستان است که به نبرد با خرچنگی بد ذات میرود و در این مسیر دوستان هم او را کمک میکنند. این انیمیشن خلاف انیمیشنهای دیگری که این روزها زیاد دیدیم، با تکنیک دوبعدی و به شکل کاملا خصوصی و بدون کمک دولتی ساخته شده است. ایده اولیه این فیلم حدود 13 سال پیش به ذهن محمدینژاد رسید و آن را به شکل داستان نوشت؛ تا اینکه شش سال پیش با حمایت بخش خصوصی سریالی 40 قسمتی ساخت و شخصیتهایش را به بچهها معرفی کرد. حالا هم فیلم سینمایی آن روی پرده رفته است. محمدینژاد برای نوشتن فیلمنامه این انیمیشن با همکارانش دهها کتاب روانشناسی کودک خواند و با مشاوران روانشناس صحبت کرد تا حاصل آن فیلمنامهای منسجم باشد. او معتقد است همه شخصیتها نقطه ضعف دارند و همین نقصها داستان را پیش میبرد. پیام اصلی این انیمیشن امید است؛ یعنی بچهها باید با ترسهایشان روبهرو شوند، استقامت کنند و بدانند هیچ چیزی آسان به دست نمیآید.
ایده اولیه این انیمیشن و انگیزهتان از ساخت آنچه بوده است؟
ایده اولیه حدود 13 سال پیش به ذهنم رسید و در قالب داستان آن را نوشتم و هنوز منتشر نشده اما از حدود شش سال پیش، شروع به تولید سریال کردیم که اسپانسر بخش خصوصی داشت و یک سری شخصیتها داخل آن بودند که از بدو خلق به آنها شخصیت دادیم و در 40 قسمت به مخاطبان کودک شبکه نمایش خانگی معرفی کردیم. بعد از آن یکی از شرکتهای تبلیغاتی پخش آبمیوه روی این شخصیتها کار بازارپردازی انجام داد و این شخصیتها را روی بستههای آبمیوه قرار داد. در واقع، برای اولین بار فقط با حمایت بخش خصوصی و بدون کمک بخش دولتی این کار را انجام دادیم و فیلم را ساختیم و بهمن سبز تنها کار پخش فیلم را به عهده دارد.
چطور این فیلم سینمایی با حضور پنج شخصیت شکل گرفت و چرا دوبعدی ساخته شد؟
با استقبال مخاطبان از پنج شخصیت شبکه نمایش خانگی شخصیت سامی تصمیم گرفت به دنیای رویاهای خود سفر کند، پس به نظرمان رسید که ظرفیت خوبی برای فیلم بلند دارد. علت دو بعدی ساخته شدن انیمیشن هم محدود بودن بودجه ما بود اما در مقابل خیلی روی فیلمنامه کار کردیم. نوع روایت این انیمیشن براساس سفر قهرمانی است که داستانها و فیلمهای خوب دنیا بر آن اساس ساخته شدهاند. در انیمیشن ما به جز شخصیت اصلی یعنی «سامی»، «ناخدا فسقل» هم سفر قهرمانی دارد که هر دو به یک شکل متفاوت تجربهاندوزی میکنند. ما در فیلمنامه خیلی روی روانشناسی کودک تأکید داشتیم. شاید دهها کتاب روانشناسی قبل از نوشتن فیلمنامه خواندم و با مشاور روانشناس کودک صحبت کردم. چندین شخصیت هم داشتیم که هرکدام یک مشکل داشتند؛ یکی ترسو بود، یکی کمبود اعتماد به نفس داشت و به همین نحو داستان پیش میرفت.
شما هر شخصیت را در این انیمیشن به گونهای نشان دادید که به دلیل بحرانهای کودکی، در بزرگسالی با مجموعهای از مسائل و مشکلات روبهرو میشود.
بله؛ من معتقدم شخصیتها کامل نیستند و خاکستریاند و نقطه ضعفهایی دارند. در واقع ما از رسانه سینما دیگر مانند گذشته فقط برای سرگرمی استفاده نمیکنیم بلکه دوست داریم مشکلی از مخاطب با دیدن فیلم حل شود تا هم جنبه انساندوستانهتری داشته باشد و هم با آن ارتباط بهتری برقرار کند. به همین دلیل هیچ انسانی در دنیا کامل نیست و هر کسی از جمله کودکان نقصهایی دارند؛ به خصوص کودکان امروز که در هر خانوادهای که به دنیا بیایند کمبودهایی دارند. این کمبودها میتواند ناشی از محیط زندگی یا ژنتیکی باشد. به هر حال هیچکسی کامل نیست و با استفاده از این کمبودهاست که میتوانیم فیلم را پیش ببریم. معتقدم یک قطعه موسیقی همانقدر که نتهای زیبایی دارد، سکوتش هم زیباست و همین سکوت موجب میشود ریتم آن را درک کنیم. نواخته شدن پشتسر هم یک نت یکنواخت زیبایی ندارد. سینما هم چنین است؛ باید شخصیت یک نقصی داشته باشد تا دنبال برطرف کردن نقایصش برود.
برای خلق این فضای رویاگونه شخصیت اصلی یعنی سامی چه نقشهراهی ترسیم کردید؟
ما در همان سفر قهرمانی که از بدو پیدایش ادبیات وجود داشته، یک سری شخصیتها از جمله پیرخردمند داریم. بنابراین، ما در این انیمیشن دو شخصیت پیر خردمند داریم؛ جایی مقابل سامی میایستد و جایی مقابل ناخدا فسقل که همان فانوس دریایی است. حس ما این بود که دوست داشتیم از کودکانی که مشابه سامی بیمار بودند، بنویسیم اما روندی که در فیلمنامه پشتسر گذاشتیم به طور کامل آکادمیک و مطابق با سفر قهرمان و اصول فیلمنامهنویسی بود.
چطور سعی کردید که این اثر به سمت تلخیهای بیماری سامی حرکت نکند و در عین حال فضایی را برای بچهها خلق کند که قابل دیدن باشد؟
این موضوع خیلی حساس بود. در همان جلسات اولیه درباره فیلمنامه، بزرگترین نگرانی من و همکارانم این بود که نکند مقدار تلخی زیاد شود و مخاطب حس خوبی نداشته باشد اما زاویه نگاهمان امید بود. امید به مبارزه با چیزی که در ابتدا چشمانداز پیروزی بر آن را به کودکان نشان دادیم و بعد مشکل را معرفی کردیم. این زاویه نگاه بسیار زیاد کمک کرد که بدانیم هیچ مشکلی بدون راه حل نیست. بنابراین، اول راه حل را معرفی کردیم و بعد مشکل را نشان دادیم. نکته دیگر اینکه کودکان کمسنوسالی که کمتر از بزرگسالان درباره این بیماری میدانند شاید کمتر تحت تأثیر وجوه منفی بیماری قرار بگیرند. شاید بتوان گفت اگر در زندگی یکی از نزدیکان با آن مواجه شوند، ما با ساخت این فیلم یک دز واکسن به بچهها تزریق کردیم که تا سالها تأثیر خود را میگذارد.
به نظر میرسد شجاعت سامی برای مبارزه با مشکلات حتی از بزرگسالان هم بیشتر است؟
بله، قطعا، شجاعت پدیده جالبی است و هرچه اطلاعات کمتری از یک موضوع بزرگ داشته باشیم، اراده برای غلبه بر آن در ما بیشتر است و شجاعتریم. من بیشتر از کتابهای تکنیک فیلمنامهنویسی و کارگردانی، کتابهای روانشناسی میخوانم. ذهن ما زمانی که به یک مشکل زیاد فکر میکند، دچار مشکلات بیشتری میشود. در حالی که خصوصیات کودکان این است که به مسائل سطحیتر فکر میکنند و این باعث شجاعت و قدرت در آنها میشود. مثلا یک کودک ممکن است فکر کند میتواند از ارتفاع 20 متری بپرد که البته خطرناک است اما شجاعت او نسبت به بزرگسالان بیشتر است، چون به این موضوع سادهتر نگاه میکند. این هم وجه منفی دارد که باید حواسمان باشد این کار را نکند و هم وجه مثبت که کودکان گاهی کارهایی انجام میدهند که بزرگسالان از آن میترسند. ما بزرگترها باید این شجاعت را یاد بگیریم. یکی از جنبههای مهم این فیلم این بود که میدانستیم معمولا کودکان در سالن سینما هیچوقت تنها نیستند و بزرگترها نیز همراهشان میآیند. پس انیمیشن را به شیوهای کار کردیم که روی بزرگترها هم تأثیر بگذارد.
دوست دارید که مخاطبان کودک چه برداشتی از انیمیشن شما هنگام خروج از سالن داشته باشند؟
در یک کلمه خلاصه کنم: امید داشتن و امیدواری. کودکان باید بر ترسهای خود غلبه کنند. هیچ چیز در زندگی آسان به دست نمیآید و کودک امروز باید برای رسیدن به خواستههایش استقامت و پایداری داشته باشد و بجنگد. یکی از بزرگترین مشکلات نسل کودک امروز این است که دنیای واقعی را کم تجربه میکنند و در دنیای مجازی غوطه ورند. کودکان امروز فکر میکنند دنیا خیلی ساده است و همه چیز به راحتی به دست میآید ولی باید بدانند همیشه چالشهایی در مسیرشان وجود دارد. کودکان باید بتوانند با مشکلات خود مواجه شوند، مبارزه کنند و بجنگند. جنگ نه به معنی خشونت بلکه به معنی کار، استقامت و ایستادگی است. این مفاهیم جزو مسائلی بود که دوست داشتیم به مخاطبان کودک بیمار و غیربیمار منتقل کنیم.









