
جنگ و مقاومت، مفاهیمی نیستند که بتوان آنها را تنها از دریچه روایتهای رسمی یا از زبان چهرههای شناختهشده نگاه کرد. گاهی برای فهم تاثیر یک واقعه تاریخی بر جامعه، باید سراغ زندگی آدمهایی رفت که در ظاهر قهرمانان یک روایت بزرگ نیستند اما جنگ بهشکلی مستقیم یا غیرمستقیم، بخشی از زندگی، احساسات و نگاه آنها به جهان را تغییر داده است. کتاب «۲۵۵ روایت از جنگ رمضان و مقاومت» تلاشی برای ثبت همین تجربههای متنوع است؛ روایتهایی که از میان زندگی زنان و مردان، پزشکان، کارمندان، دانشآموزان، نظامیان، کادر درمان، فروشندگان و دیگر اقشار جامعه گردآوری شدهاند. در این مجموعه، بهجای ارائه روایت یکدست از جنگ، با ۲۵۵ زاویه دید متفاوت مواجهیم؛ روایتهایی واقعی از نگرانی، فقدان، مقاومت، سوگ، اعتماد بهنفس و مواجهه انسانها با بحرانی که زندگی روزمرهشان را تحت تاثیر قرار داده است. همین تنوع، مرزهای مقاومت را گستردهتر میکند و آن را از یک مفهوم انتزاعی به تجربهای ملموس تبدیل میکند. این کتاب فرصتی را فراهم کرد تا با منوچهر اکبرلو گفتوگو کنیم.
ایده اصلی تالیف «۲۵۵ روایت از جنگ رمضان و مقاومت» چطور شکل گرفت و چرا تصمیم گرفتید روایتهای پراکنده را در قالب یک کتاب گردآوری کنید؟
سالهاست در هیات انتخاب جشنوارهها یا مؤسسات آموزشی مختلف هستم و میبینم که نسل جوان با اتفاقات، رویدادها، شخصیتها و جوانب مختلف جنگ آشنا نیستند و مطالعه ندارند و در نتیجه به تکرار الگوهای پیش از خود روی میآورند. بنابراین نتیجه این میشود که انبوهی نمایشنامه و فیلمنامه داریم که همه شخصیتها و اتفاقاتشان شبیهبههم هستند. ویژگی اصلی این جنگ، وقوع آن تنها در مرزها (مانند جنگ هشتساله) نبود و شکل آن بهگونهای بود که تمام مردم با سنین و جنسیتها و مشاغل مختلف درگیر آن شدند. در سال گذشته با شروع جنگ ۱۲ روزه به این فکر افتادم و پیشنهادش را با جشنواره فیلم مقاومت مطرح کردم که برای پرهیز از تکرار سوژهها در نمایشنامههایی که برای جشنواره ارسال یا تولید میشود، از رویدادها و تجربیات زیستی بکر مردم استفاده کنیم. بنابراین روایتهای پراکنده فضای مجازی، سایتها و برنامههای تلویزیونی را جمع و علاوه بر این فراخوانی به این منظور منتشر کردیم. نتیجه این تلاشها جمعآوری چندصد خاطره بود و ملاک …













