
در یکی از این پروندهها، متهم با جلب رضایت اولیای دم از قصاص نجات پیدا کرده و اینبار از جنبه عمومی جرم محاکمه شد.
قتل زنعمو و ادعای خودکشی
رسیدگی به نخستین پرونده با گزارش مرگ زنی جوان در بیمارستان آغاز شد. ماموران پس از حضور در بیمارستان با جسد زنی روبهرو شدند که آثار مرگ او، احتمال خفگی را مطرح میکرد. برادرزاده همسر این زن، او را به بیمارستان منتقل کرده بود و در نخستین تحقیقات مدعی شد زنعمویم خودکشی کرده است. این مرد در توضیح ماجرا گفت: «زنعمویم امروز به من پیام داد که از زندگی خسته شده و تصمیم به خودکشی گرفته است. سریع خودم را به خانهشان رساندم و با پیکر حلقآویزش روبهرو شدم و او را به بیمارستان رساندم اما بیفایده بود.»بااینحال، شوهر زن جوان به ماجرا مشکوک شد و به ماموران گفت همسرش مشکلی در زندگی نداشت که بخواهد خودکشی کند. در ادامه ماموران با بررسی تماسها و پیامهای ردوبدلشده میان میثم و زنعمویش، متوجه شدند آنها با یکدیگر رابطه احساسی داشتهاند. پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی که در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد، اولیای دم برای متهم درخواست قصاص کردند. سپس میثم در جایگاه قرار گرفت و اتهام قتل را رد کرد. او گفت: «پیکموتوری مغازهای بودم و خریدهای زنعمویم را با موتور انجام میدادم. با آن مرحوم رابطه احساسی نداشتم و مرتکب قتل هم نشدم. روز حادثه سفارش زنعمویم را تهیه کردم و به او دادم. بعد پیام داد که از زندگی خسته شده و قصد خودکشی دارد. سریع خودم را به خانهشان رساندم و با کلید یدک در را باز کردم. همهجا را جستوجو کردم اما اثری از او نبود تا اینکه در کمد دیواری جسد حلقآویزش را پیدا کردم. او را به بیمارستان رساندم و آنجا گفتند حدود دو ساعت از مرگش گذشته است. بعد هم به عمویم خبر دادم.»رئیس دادگاه از متهم پرسید ارتفاع کمد دیواری حدود دو متر است، پس چگونه زن جوان خودش را در آنجا حلقآویز کرده است؟ متهم نیز تلاش کرد با ترسیم صحنه روی کاغذ، ادعای خود را برای قضات توضیح دهد. پس از پایان دفاعیات متهم و وکیلش، قضات برای …







