قیمت طلا امروز




 خبرگزاری جام جم / ۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

پاک‌سازی لکه نفتی در قشم

عملیات پاک‌سازی لکه‌های نفتی از سواحل سوزا و شیب‌دراز قشم به پایان رسید، اما ماجرا فقط به جمع‌کردن چند لکه سیاه از روی آب و ماسه محدود نمی‌شود.
 پاک‌سازی لکه نفتی در قشم

آنچه در روز‌های اخیر در جنوب جزیره رخ داد، بار دیگر نشان داد که دریا و ساحل، هرچند در ظاهر سریع‌تر از بسیاری از زیست‌بوم‌های خشکی بهبود می‌یابند، اما در برابر آلودگی نفتی آسیب‌پذیری عمیقی دارند؛ آسیبی که اگرچه با اقدام میدانی و هماهنگی چند دستگاه مهار می‌شود، اما آثارش می‌تواند هفته‌ها، ماه‌ها و در برخی لایه‌های زیستی حتی بسیار طولانی‌تر باقی بماند.

 آغاز بحران از گزارش‌های مردمی

شامگاه ۱۹ مرداد، نخستین گزارش‌ها از مشاهده آلودگی نفتی در سواحل سوزا، شیب‌دراز و بخش‌هایی از نقاشه منتشر شد. از صبح روز بعد، تیم‌های تخصصی بنادر، محیط‌زیست، دهیاری‌ها و نیرو‌های محلی وارد میدان شدند. بوم‌های نفتی در آب مستقر شد، لکه‌ها با ورق‌های جاذب جمع‌آوری شد و در سواحل آلوده، پاک‌سازی مکانیکی با لودر آغاز شد. همزمان برای حفاظت از مزارع میگو و آبزی‌پروری، اقدامات پیشگیرانه و کنترلی هم انجام شد. به‌گفته مسئولان بندری هرمزگان، این عملیات به پایان رسیده است. این پایان البته، پایان بحران نیست؛ فقط پایان مرحله نخست و آشکار آن است.

 اثر لکه‌های نفتی بر زیست‌بوم

لکه نفتی وقتی به ساحل می‌رسد، فقط سطح آب را آلوده نمی‌کند. نفت خام و فرآورده‌های نفتی می‌توانند بر ماسه، جلبک‌ها، نرم‌تنان، موجودات کف‌زی و حتی تخم و لارو آبزیان اثر بگذارند. در سواحلی مثل قشم، که زیست‌بوم آن به جزر و مد، آبسنگ‌های ساحلی، زیستگاه‌های حاشیه‌ای و خور‌ها وابسته است، خطر فقط سوختگی سطحی نیست؛ اختلال در زنجیره غذایی و برهم‌خوردن چرخه تولیدمثل نیز مسأله اصلی است.

تاثیر این نوع آلودگی در یک بازه کوتاه، معمولا قابل مشاهده است: مرگ جانداران ریز، آلودگی بدن آبزیان، کاهش کیفیت خوراک و فرار یا جابه‌جایی بخشی از گونه‌ها. البته اثر ماندگارتر جایی است که نفت در رسوبات ساحلی نفوذ می‌کند یا در میان ریشه‌های گیاهان ساحلی و جنگل‌های حرا می‌نشیند. در چنین حالتی، پاک‌سازی سطحی کافی نیست و بازسازی اکولوژیک، می‌تواند طولانی شود. به همین دلیل، این‌که عملیات در چند روز جمع شد، به معنای پاک‌شدن کامل رد آلودگی از زیست‌بوم نیست.

 چرا قشم حساس‌تر است

قشم فقط یک ساحل گردشگری نیست؛ یک پهنه اقتصادی و زیستی است که همزمان بر صیادی، پرورش میگو، گردشگری و حیات طبیعی استوار است. هر اختلالی در این زنجیره، مستقیما بر معیشت محلی اثر می‌گذارد. از همین روست که مسئولان در کنار پاک‌سازی ساحل، روی حفاظت از مزارع میگو و کنترل نواحی حساس تاکید کردند. اگر آلودگی به این بخش‌ها می‌رسید، خسارت فقط محیط‌زیستی نبود، اقتصادی و معیشتی هم می‌شد.

در مورد مناطقی مثل شیب‌دراز و سوزا، حساسیت مضاعف است؛ چون این سواحل نه فقط محل تردد و سکونت مردم‌اند بلکه بخشی از تنفس روزمره اکوسیستم جزیره را تشکیل می‌دهند. 

هر بار ورود نفت، این تعادل را موقتا به هم می‌زند و اگر تکرار شود، به فرسایش تدریجی زیست‌بوم می‌انجامد.

 آثار ماندگار تا کجا می‌مانند؟

پاسخ دقیق به حجم آلودگی، نوع نفت، دمای آب، شدت جزر و مد و کیفیت پاک‌سازی بستگی دارد. در سطح عمومی می‌توان گفت آثار ظاهری لکه‌ها معمولا در چند روز تا چند هفته مهار می‌شود، اما آثار در رسوبات، موجودات کف‌زی، تخم‌ریزی آبزیان و برخی زیستگاه‌های حساس ممکن است بسیار بیشتر دوام بیاورد. اگر نظارت پس از پاک‌سازی جدی نباشد، بازگشت کامل اکوسیستم به وضعیت پیشین ممکن است ماه‌ها طول بکشد.

در مناطق نیمه‌محصور یا کم‌عمق، نفت سبک‌تر ممکن است زودتر تجزیه شود، اما مواد سنگین‌تر یا ترکیباتی که در ماسه و گل‌ولای می‌مانند، دیرتر حذف می‌شوند. به همین دلیل، مهم‌ترین مرحله پس از پایان عملیات میدانی، پایش ادامه‌دار است؛ همان بخشی که اغلب از چشم افکار عمومی دور می‌ماند.

 سرعت عمل، پیش از تبدیل بحران به فاجعه

یکی از نکات قابل توجه در این ماجرا، سرعت هماهنگی میان بنادر، محیط‌زیست، فرمانداری، دهیاری‌ها و نیرو‌های محلی بود. این سرعت اگرچه نمی‌تواند اصل حادثه را بی‌اثر کرده، اما می‌تواند از تبدیل آن به یک آلودگی گسترده‌تر جلوگیری کند. در بحران‌های دریایی، چند ساعت اول تعیین‌کننده‌اند. استقرار بوم، جمع‌آوری لکه و جلوگیری از نفوذ به ساحل، گاهی میان یک حادثه مهارشده و یک فاجعه ماندگار، فاصله می‌اندازد.

 از قشم تا بازسازی‌های دیگر

این نوع واکنش سریع، یادآور یک واقعیت بزرگ‌تر درباره ظرفیت اجرایی ایران است: در بسیاری از بحران‌ها، وقتی اراده و هماهنگی شکل می‌گیرد، ترمیم خسارت‌ها با شتابی قابل‌توجه انجام می‌شود. نمونه‌هایی از بازسازی سریع پل‌ها و زیرساخت‌های آسیب‌دیده در نتیجه حملات صهیونی-آمریکایی نیز گزارش شده و نشان داده که در بخش‌هایی از کشور، توان مهندسی و لجستیکی برای بازگرداندن کارکرد زیرساخت‌ها بسیار بالاست. تفاوت مهم اینجاست که در زیرساخت، تعمیر سریع معمولا با یک نتیجه ملموس همراه است، اما در محیط‌زیست، حتی بعد از پاک‌سازی، اثرات پنهان ممکن است دیرتر خود را نشان دهند و نیاز به مراقبت طولانی‌تری داشته باشند.

 ماجرا آغاز شد

پاک‌سازی سواحل سوزا و شیب‌دراز، از نظر عملیاتی یک موفقیت فوری است، اما آنچه سرنوشت نهایی این پرونده را تعیین می‌کند، نه فقط جمع‌کردن لکه‌ها بلکه پایش بعدی، بررسی سلامت آبزیان، کنترل رسوبات و مراقبت از زیستگاه‌های حساس قشم است. دریا، خط پایان ندارد؛ فقط مرحله به مرحله به ما نشان می‌دهد که هر بحران را تا چه اندازه جدی گرفته‌ایم.



۱ ساعت قبل / سایت اقتصاد ۲۴

واکنش عضو هیات رئیسه مجلس به حلبوسی: نمی‌توانی نام خلیج فارس را به سرقت ببری!

اقتصاد ۲۴- احمد نادری، عضو هیات رییسه مجلس دوازدهم طی پیامی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی، نوشت:

آقای حلبوسی! کسی که دیروز دیدی رفیق قدیمی حاج قاسم است. وقتی حاج قاسم علیه داعش در الانبار می‌جنگید، پرونده ات در همان زمان در الانبار برای سرقت تجهیزات اداری باز بود و هنوز هم باز است.

نمی‌توانی نام و واقعیت جغرافیایی چند هزارساله خلیج فارس را به سرقت ببری. اینجا الانبار نیست.


۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

۲۴ میلیون خودروی فرسوده، هزینه پنهان بحران بنزین در ایران/ گران بودن خودرو و ناتوانی مردم از خرید، ناوگان فرسوده می‌سازد/ مردم مقصرند یا خودروهای بی‌کیفیت و پرمصرف خودروسازان؟

 بیش از ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در ایران، فقط یک بحران حمل‌ونقلی نیست؛ بخشی از معادله ناترازی بنزین و اتلاف منابع کشور است. خودرو‌هایی که گاه دو یا سه برابر نمونه‌های جدید بنزین مصرف می‌کنند، هر روز هزینه بیشتری به دولت و خانوار‌ها تحمیل می‌کنند؛ اما در شرایطی که سیاست‌گذار مدام از یارانه بنزین و مصرف بالای مردم می‌گوید، کمتر درباره این پرسش صحبت می‌شود که چرا میلیون‌ها ایرانی همچنان امکان جایگزینی خودرو‌های قدیمی و پرمصرف خود را ندارند. پاسخ را باید در گرانی خودرو، شکست سیاست اسقاط، ضعف نوسازی ناوگان و ساختار انحصاری صنعت خودرو جست‌و‌جو کرد.

هر بار که بحث ناترازی بنزین در ایران بالا می‌گیرد، معمولاً یک روایت آشنا تکرار می‌شود. روایتی مبنی بر اینکه مصرف مردم زیاد است، قیمت بنزین پایین است، یارانه سنگینی پرداخت می‌شود و برای جبران کسری باید بنزین وارد کرد. در این روایت، راه‌حل هم عمدتاً در سمت مصرف‌کننده جست‌و‌جو می‌شود؛ افزایش قیمت، تغییر سهمیه، کنترل مصرف و مقابله با قاچاق. اما کسی نمی‌گوید که چه بخشی از این میزان به خاطر خودرو‌هایی است که در اختیار مردم قرار دارد؟

این پرسش وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم بیش از ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد؛ ناوگانی که بخش قابل توجهی از آن را خودرو‌ها و موتورسیکلت‌هایی تشکیل می‌دهند که سال‌ها از عمر مفیدشان گذشته است.

فرسودگی این ناوگان فقط به معنای ظاهر قدیمی خودرو‌ها یا افزایش احتمال خرابی نیست. خودرو‌های قدیمی‌تر معمولاً از فناوری‌های کم‌مصرف خودرو‌های جدید بی‌بهره‌اند و در بسیاری موارد برای پیمایش یک مسافت مشخص، سوخت بیشتری مصرف می‌کنند. وقتی این اختلاف مصرف در میلیون‌ها وسیله نقلیه ضرب شود، نتیجه دیگر یک مسئله فردی نیست؛ به یک اتلاف بزرگ منابع انرژی در مقیاس ملی تبدیل می‌شود.

در واقع، بخشی از پولی که دولت امروز برای تأمین بنزین و جبران ناترازی آن هزینه می‌کند، می‌تواند صورت‌حساب سال‌ها تأخیر در نوسازی ناوگان حمل‌ونقل کشور باشد. بنزین زیاد مصرف می‌شود یا خودرو‌ها زیاد می‌سوزانند؟

برآورد‌های مختلف از مصرف سوخت خودرو‌های موجود در کشور نشان می‌دهد بسیاری از خودرو‌های سواری در ایران در محدوده ۱۰ تا ۱۲ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف دارند و در برخی مدل‌های قدیمی‌تر این میزان حتی بیشتر می‌شود.

در مقابل، خودرو‌های جدید و کم‌مصرف در بسیاری از بازار‌های جهانی توانسته‌اند مصرف سوخت را به محدوده ۴ تا ۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر برسانند. البته مقایسه مصرف خودرو‌ها باید بر اساس نوع خودرو، حجم موتور، استاندارد آزمون و شرایط رانندگی انجام شود و نمی‌توان برای همه خودرو‌ها یک عدد ثابت در نظر گرفت، اما فاصله کلی میان ناوگان قدیمی و خودرو‌های جدید روشن است.

برای درک ابعاد مسئله کافی است یک مثال ساده را در نظر بگیریم. خودرویی که برای پیمایش ۱۰۰ کیلومتر، ۱۲ لیتر بنزین مصرف می‌کند، نسبت به خودرویی با مصرف ۵ لیتر، در هر ۱۰۰ کیلومتر ۷ لیتر بیشتر سوخت می‌سوزاند.

این اختلاف در یک خودرو شاید چندان چشمگیر به نظر نرسد، اما وقتی میلیون‌ها خودرو هر روز در شهر‌ها و جاده‌های کشور تردد می‌کنند، همین چند لیتر به میلیون‌ها لیتر مصرف اضافه تبدیل می‌شود؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که «ایرانی‌ها زیاد بنزین مصرف می‌کنند». بخشی از مسئله این است که ایرانی‌ها با خودرو‌هایی رانندگی می‌کنند که مصرف سوخت آنها با استاندارد‌های روز فاصله دارد.

این تفاوت، اهمیت اسقاط و نوسازی ناوگان را دوچندان می‌کند. اسقاط خودرو‌های فرسوده نباید صرفاً یک سیاست زیست‌محیطی یا ترافیکی تلقی شود؛ اسقاط می‌تواند یکی از ابزار‌های کاهش مصرف سوخت و صرفه‌جویی ارزی کشور باشد.

گزارش‌های رسمی نیز نشان داده‌اند که خروج خودرو‌های فرسوده از چرخه تردد می‌تواند به صرفه‌جویی قابل توجه در مصرف سوخت منجر شود؛ بنابراین هر خودروی فرسوده‌ای که همچنان در خیابان باقی می‌ماند، فقط یک مسئله مربوط به آلودگی هوا نیست؛ یک مصرف‌کننده اضافی انرژی نیز هست. معادله معکوس واردات بنزین و انحصار خودرو

در سال‌های اخیر دولت بار‌ها درباره هزینه واردات بنزین و فشار ناترازی سوخت بر منابع کشور هشدار داده است. اما برای فهم ریشه این هزینه، باید زنجیره‌ای را دید که از خودرو آغاز می‌شود و به پالایشگاه و واردات سوخت می‌رسد. یک سوی این زنجیره، خودروی پرمصرف قرار دارد؛ خودرویی که فناوری قدیمی دارد و سوخت بیشتری می‌سوزاند. سوی دیگر، دولتی قرار دارد که باید این مصرف را با تولید داخلی یا واردات بنزین پاسخ دهد. در این میان، ساختار بازار خودرو نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

وقتی واردات خودرو برای سال‌ها با محدودیت مواجه بوده، رقابت در بازار ضعیف مانده و بخش بزرگی از تولید داخلی نیز با فناوری‌های قدیمی و مصرف سوخت بالا ادامه پیدا کرده است، طبیعی است که روند نوسازی ناوگان با مشکل مواجه شود.

در یک بازار رقابتی، خودرو‌های قدیمی به تدریج از چرخه خارج می‌شوند و خودرو‌های جدید جای آنها را می‌گیرند. اما وقتی خودروی جدید به اندازه کافی تولید یا وارد نشود و قیمت آن نیز از توان خرید بخش بزرگی از جامعه فراتر برود، این چرخه متوقف می‌شود.

نتیجه همان چیزی است که امروز در خیابان‌های ایران دیده می‌شود؛ خودرو‌هایی که باید سال‌ها پیش از چرخه خارج می‌شدند، همچنان تردد می‌کنند.

از این زاویه، واردات بنزین را می‌توان بخشی از صورت‌حساب پنهان ساختار ناکارآمد بازار خودرو دانست.

این البته به آن معنا نیست که تمام هزینه واردات بنزین ناشی از خودرو‌های فرسوده است. ناترازی سوخت دلایل مختلفی دارد؛ از رشد تعداد خودرو‌ها و پیمایش گرفته تا حمل‌ونقل عمومی ناکافی، قیمت سوخت، قاچاق و محدودیت‌های تولید. اما نادیده گرفتن نقش کیفیت و سن ناوگان، تصویر ناقصی از بحران ارائه می‌دهد. خودروی گران، ناوگان فرسوده می‌سازد

شاید یکی از مهم‌ترین حلقه‌های مفقوده در بحث خودرو‌های فرسوده همین باشد. مردمی که خودروی قدیمی دارند، لزوماً نمی‌خواهند خودروی قدیمی داشته باشند؛ در بسیاری موارد توان خرید خودروی جدید را ندارند.

مالک یک خودروی ۱۵ یا ۲۰ ساله به خوبی می‌داند که مصرف سوخت آن بالاست، هزینه تعمیراتش افزایش یافته و ایمنی آن با خودرو‌های جدید قابل مقایسه نیست. اما دانستن این واقعیت، منابع مالی لازم برای خرید یک خودروی جدید را ایجاد نمی‌کند.

وقتی قیمت خودرو‌های جایگزین به چند میلیارد تومان می‌رسد، ارزش خودروی فرسوده در برابر آن بسیار ناچیز است. در چنین شرایطی حتی اگر مالک خودروی خود را اسقاط کند، همچنان با یک شکاف مالی بسیار بزرگ برای خرید خودروی جایگزین مواجه است.

به همین دلیل، نمی‌توان صرفاً به مالک خودرو گفت «خودرویت را اسقاط کن» و انتظار داشت مسئله حل شود.

نوسازی زمانی اتفاق می‌افتد که خودروی جایگزین قابل خرید وجود داشته باشد. این همان نقطه‌ای است که گرانی خودرو به بحران انرژی متصل می‌شود.

بخشی از پاسخ ناترازی بنزین در کارخانه‌های خودروسازی، سیاست واردات، مراکز اسقاط و توان خرید مردم قرار دارد؛ جایی که سال‌هاست مسئله نوسازی ناوگان میان انحصار، گرانی و سیاست‌های ناکارآمد گرفتار مانده است

اگر یک خانواده توان خرید خودروی کم‌مصرف را نداشته باشد، ناچار است همان خودروی قدیمی را نگه دارد. خودروی قدیمی بنزین بیشتری مصرف می‌کند. مصرف بیشتر، ناترازی سوخت را تشدید می‌کند. دولت برای جبران ناترازی هزینه بیشتری می‌پردازد و در نهایت بخشی از این هزینه از طریق بودجه، مالیات، تورم یا سیاست‌های قیمتی به جامعه منتقل می‌شود؛ بنابراین ممکن است خودرویی که خانواده به دلیل فقر یا کاهش قدرت خرید نمی‌تواند تعویض کند، در نهایت هزینه بیشتری به کل اقتصاد تحمیل کند.

این مسئله برای رانندگانی که خودرو ابزار کار آنهاست، جدی‌تر است. راننده تاکسی، راننده تاکسی اینترنتی، وانت‌دار یا فردی که با خودروی شخصی امرار معاش می‌کند، نمی‌تواند یک‌شبه خودروی چند ساله خود را کنار بگذارد و چند میلیارد تومان برای خرید خودروی جدید پرداخت کند.

اگر دولت محدودیت تردد، قطع خدمات یا ممنوعیت فعالیت خودرو‌های فرسوده را اعمال کند، اما همزمان تسهیلات واقعی و خودروی جایگزین در اختیار مالک قرار ندهد، هزینه این سیاست مستقیماً به خانوار منتقل خواهد شد.

اصل خروج خودرو‌های بسیار آلاینده و ناایمن از چرخه تردد قابل دفاع است؛ اما نحوه اجرای آن اهمیت دارد.

سیاست درست این است که ابتدا امکان نوسازی ایجاد شود و سپس محدودیت برای خودرو‌های فرسوده اعمال شود، نه اینکه ابتدا ابزار معیشت مردم محدود شود و بعد از آنها خواسته شود خودروی جایگزین تهیه کنند.

در غیر این صورت، سیاستی که با هدف کاهش مصرف بنزین و آلودگی هوا طراحی شده، می‌تواند به افزایش فشار اقتصادی بر گروه‌های کم‌درآمد منجر شود. ۵۰۰ هزار اسقاط؛ قانونی که روی کاغذ مانده است

مشکل دیگر، سرعت پایین اسقاط خودروهاست. بر اساس اهداف تعیین‌شده در قانون برنامه هفتم پیشرفت، باید سالانه حدود ۵۰۰ هزار خودروی فرسوده از چرخه خارج شود. اما آمار عملکرد نشان می‌دهد فاصله زیادی میان هدف قانونی و واقعیت وجود دارد.

در سال گذشته حدود ۲۰۴ هزار دستگاه اسقاط شد؛ یعنی کمتر از نیمی از هدف تعیین‌شده. این عقب‌ماندگی زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم هر سال تعداد قابل توجهی خودروی جدید نیز وارد ناوگان کشور می‌شود. اگر سرعت خروج خودرو‌های فرسوده از چرخه کمتر از سرعت لازم باشد، نوسازی واقعی اتفاق نمی‌افتد و انباشت خودرو‌های قدیمی ادامه پیدا می‌کند.

در واقع، بحران امروز نتیجه شکست یک سیاست در یک مقطع زمانی نیست؛ حاصل سال‌ها انباشت عقب‌ماندگی در اسقاط و نوسازی ناوگان است. چرا چرخه اسقاط قفل شده است؟

چرخه اسقاط در ایران با مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی و مقرراتی مواجه است. از یک سو، مالک خودروی فرسوده انگیزه مالی کافی برای تحویل خودرو ندارد. ارزش خودروی اسقاطی در مقایسه با قیمت خودروی جایگزین بسیار پایین است.

از سوی دیگر، سازوکار گواهی اسقاط و تعهدات خودروسازان و واردکنندگان در سال‌های مختلف با تغییرات متعدد مواجه شده و همین موضوع، بازار اسقاط را با پیچیدگی‌هایی روبه‌رو کرده است.

اصلاح آیین‌نامه ماده ۱۰ قانون ساماندهی صنعت خودرو و تغییر برخی الزامات گواهی اسقاط می‌تواند بخشی از مشکلات مقرراتی را کاهش دهد، اما حتی اصلاح مقررات نیز بدون ایجاد تقاضای واقعی برای اسقاط کافی نیست.

تا زمانی که مالک خودرو نداند پس از تحویل خودروی فرسوده چگونه و با چه منابعی خودروی جدید تهیه کند، اسقاط به یک چرخه پایدار تبدیل نخواهد شد.

به بیان ساده، مشکل فقط این نیست که «خودرو‌ها اسقاط نمی‌شوند»؛ مشکل این است که اقتصاد اسقاط برای مالک خودرو صرفه ندارد.

در بحث خودرو‌های فرسوده، تمرکز افکار عمومی معمولاً بر خودرو‌های سواری است، اما بخش موتورسیکلت‌ها نیز وضعیت بسیار نگران‌کننده‌ای دارد. در برخی آمارها، تعداد موتورسیکلت‌های فرسوده کشور حدود ۱۴ میلیون دستگاه اعلام شده است. سهم بالای موتورسیکلت‌های فرسوده از کل ناوگان موتورسیکلت کشور نیز بار‌ها از سوی مسئولان و نهاد‌های مرتبط مورد هشدار قرار گرفته است. یک تناقض بزرگ؛ بنزین را مقصر می‌کنیم، خودرو را فراموش می‌کنیم

بحث ناترازی بنزین در ایران معمولاً با یک گزاره ساده آغاز می‌شود؛ مصرف زیاد است و قیمت پایین. اما اگر هدف واقعاً کاهش مصرف سوخت است، سیاست‌گذار باید همه عوامل مؤثر بر مصرف را همزمان ببیند. نمی‌توان از مردم خواست کمتر بنزین مصرف کنند، اما خودرو‌هایی در اختیار آنها گذاشت که مصرفشان چند برابر خودرو‌های جدید است. نمی‌توان از مردم خواست خودرو‌های فرسوده را کنار بگذارند، اما خودروی جایگزین را با قیمت‌هایی عرضه کرد که بخش بزرگی از جامعه توان خرید آن را ندارد؛ و نمی‌توان از خودروساز انتظار کاهش مصرف سوخت داشت، اما سال‌ها بازار را از رقابت واقعی دور نگه داشت.

ناترازی بنزین فقط مسئله پالایشگاه نیست؛ مسئله خودرو هم هست. اصلاح قیمت بنزین ممکن است بخشی از رفتار مصرف‌کننده را تغییر دهد، اما اگر خودرو همان خودرو باشد، بخشی از اتلاف انرژی همچنان ادامه خواهد داشت. به همین دلیل، سیاست انرژی و سیاست خودرو در ایران را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. چرا یک خودروی کم‌مصرف می‌تواند سرمایه‌گذاری باشد؟

یکی از اشتباهات سیاست‌گذاری، نگاه کردن به واردات خودرو صرفاً از زاویه خروج ارز است. طبیعی است که واردات خودرو منابع ارزی نیاز دارد، اما تحلیل اقتصادی نباید به هزینه اولیه محدود شود. اگر خودروی جدید و کم‌مصرف بتواند در طول عمر خود هزاران لیتر کمتر از یک خودروی قدیمی بنزین مصرف کند، بخشی از هزینه ارزی اولیه آن از محل صرفه‌جویی در مصرف سوخت جبران می‌شود. به همین دلیل، سؤال درست این نیست که «واردات خودرو ارز می‌برد یا نه؟» سؤال درست این است که کدام خودرو، با چه میزان مصرف، با چه قیمتی و در چه مقیاسی وارد شود و هزینه و فایده آن برای کل اقتصاد کشور چیست؟

همین منطق درباره صنعت خودروسازی داخلی نیز صدق می‌کند. اگر خودروساز داخلی بتواند با استفاده از فناوری روز، مصرف خودرو را کاهش دهد، نتیجه فقط ارتقای محصول نیست؛ کاهش مصرف بنزین، کاهش آلودگی و کاهش فشار بر منابع ارزی کشور نیز خواهد بود؛ بنابراین رقابت در صنعت خودرو را نباید فقط از زاویه کیفیت خودرو یا رضایت مصرف‌کننده دید؛ رقابت می‌تواند بخشی از سیاست انرژی کشور نیز باشد. صرفه‌جویی بنزین می‌تواند خرج نوسازی شود

راه دیگری که می‌تواند چرخه اسقاط را از بن‌بست خارج کند، استفاده از منافع حاصل از صرفه‌جویی سوخت برای تأمین مالی نوسازی است. اگر خروج یک خودروی فرسوده از چرخه باعث کاهش مصرف بنزین می‌شود، بخشی از ارزش اقتصادی این صرفه‌جویی می‌تواند به صندوق یا سازوکاری اختصاص یابد که تسهیلات نوسازی به مالک همان خودرو یا سایر مالکان خودرو‌های فرسوده ارائه دهد.

در این صورت، یک چرخه اقتصادی شکل می‌گیرد. یعنی خودروی فرسوده خارج می‌شود؛ مصرف سوخت پایین می‌آید؛ هزینه تأمین بنزین کاهش پیدا می‌کند؛ بخشی از منابع آزادشده صرف نوسازی می‌شود؛ خودرو‌های کم‌مصرف بیشتری وارد ناوگان می‌شوند و مصرف دوباره کاهش پیدا می‌کند.

این مدل با سیاستی که صرفاً بر افزایش جریمه، محدودیت تردد یا افزایش قیمت سوخت تکیه دارد، تفاوت اساسی دارد.

در سیاست نخست، دولت تلاش می‌کند علت مصرف بالا را اصلاح کند؛ در سیاست دوم، عمدتاً تلاش می‌شود هزینه مصرف بالا را از مردم دریافت کند. راه‌حل، فقط اسقاط نیست؛ نوسازی واقعی است

اگر قرار است میلیون‌ها خودروی فرسوده از چرخه خارج شوند، باید خودروی جایگزین وجود داشته باشد. اگر قرار است مردم خودرو‌های قدیمی خود را کنار بگذارند، باید توان مالی این کار را داشته باشند؛ و اگر قرار است ناوگان کشور واقعاً کم‌مصرف شود، خودرو‌های جدید باید از نظر فناوری و مصرف سوخت یک گام جدی جلوتر از ناوگان فعلی باشند؛ بنابراین راه‌حل واقعی در یک بسته سیاستی به‌هم‌پیوسته قرار دارد؛ شکستن انحصار بازار خودرو، افزایش رقابت، تسهیل واردات خودرو‌های کم‌مصرف و استاندارد با تعرفه منطقی، ارتقای فناوری تولید داخلی، ارائه تسهیلات واقعی برای نوسازی، توسعه حمل‌ونقل عمومی و استفاده از منافع صرفه‌جویی سوخت برای تأمین مالی همین فرآیند.

در چنین چارچوبی، واردات خودرو دیگر صرفاً یک هزینه ارزی نخواهد بود و اسقاط نیز صرفاً به تحویل یک خودروی قدیمی و دریافت مبلغی ناچیز محدود نمی‌شود.

هدف باید ایجاد چرخه‌ای باشد که در آن خودروی پرمصرف و فرسوده با خودروی کم‌مصرف و استاندارد جایگزین شود.

بحران امروز فقط این نیست که ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد. مسئله این است که این ناوگان همچنان در حال مصرف بنزین، تولید آلودگی و تحمیل هزینه به اقتصاد است و همزمان سرعت جایگزینی آن با خودرو‌های جدید بسیار کمتر از نیاز کشور است.

در سال‌هایی که سیاست‌گذار بار‌ها از ضرورت اصلاح مصرف انرژی و واقعی‌سازی قیمت‌ها سخن گفته، یک واقعیت نباید نادیده گرفته شود: مصرف‌کننده ایرانی فقط انتخاب نمی‌کند که چقدر بنزین مصرف کند؛ او تا حد زیادی با خودرویی مصرف می‌کند که ساختار بازار و سیاست صنعتی در اختیارش گذاشته است.

اگر خودرو‌های کم‌مصرف، ایمن و استاندارد با قیمت قابل دسترس وجود نداشته باشند، نمی‌توان تمام مسئولیت مصرف بالا را بر دوش مردم گذاشت. اگر خودرو‌های فرسوده باید اسقاط شوند، باید خودروی جایگزین وجود داشته باشد. اگر دولت از هزینه یارانه بنزین ناراضی است، باید به هزینه‌ای که از ناکارآمدی ناوگان و صنعت خودرو پرداخت می‌کند نیز نگاه کند؛ و اگر هدف کاهش مصرف سوخت است، یکی از مؤثرترین مسیر‌ها می‌تواند کاهش مصرف خودرو‌ها باشد، نه فقط گران‌تر کردن بنزین.

در نهایت، خودرو‌های فرسوده فقط مشکل خیابان‌های ایران نیستند؛ بخشی از بحران انرژی، بودجه، آلودگی هوا و معیشت کشورند. بنابراین، اگر قرار است ناترازی بنزین واقعاً درمان شود، سیاست‌گذار باید از نگاه کردن به جایگاه سوخت به‌عنوان نقطه شروع و پایان بحران دست بردارد.

بخشی از پاسخ ناترازی بنزین در کارخانه‌های خودروسازی، سیاست واردات، مراکز اسقاط و توان خرید مردم قرار دارد؛ جایی که سال‌هاست مسئله نوسازی ناوگان میان انحصار، گرانی و سیاست‌های ناکارآمد گرفتار مانده است.

بحران بنزین را نمی‌توان فقط با گران کردن سوخت حل کرد؛ همان‌طور که بحران خودرو‌های فرسوده را نمی‌توان فقط با جریمه مالک حل کرد.

خودرویی که کمتر بنزین می‌سوزاند، شاید یکی از واقعی‌ترین پاسخ‌ها به ناترازی سوخت باشد؛ به شرط آنکه امکان خرید و جایگزینی آن برای مردم وجود داشته باشد.




 از «فشار حداکثری» تا بازده نزولی؛ آیا جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران هنوز اثرگذار است؟
۲۹ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

از «فشار حداکثری» تا بازده نزولی؛ آیا جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران هنوز اثرگذار است؟

پایان تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، آخرین چارچوب دیپلماتیک میان آمریکا و ایران را از میان برده و ۲ طرف را در چرخه‌ای خطرناک از فشار، تهدید و واکنش متقابل قرار داده است.

 نقد سریال «اعتراف می‌کنم»؛ از اهمیت جزئیات تا بازی پوریا پورسرخ
۱ ساعت قبل / سایت سلام سینما

نقد سریال «اعتراف می‌کنم»؛ از اهمیت جزئیات تا بازی پوریا پورسرخ

سازندگان سریال «اعتراف می‌کنم» در مجموع راه‌های هوشمندانه‌ای پیدا کرده‌اند تا، بدون عبور از خطوط قرمز، روح تازه‌ای در یک روایت پلیسی ایرانی بدمند.

 ایرانیان بار دیگر رئیس جمهور آمریکا را تحقیر خواهند کرد
۲۴ دقیقه قبل / سایت افکارنیوز

ایرانیان بار دیگر رئیس جمهور آمریکا را تحقیر خواهند کرد

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه کاهش اختلاف و نزاع، فضای امن و سالمی برای رشد جوامع فراهم می‌کند، گفت: اگر اختلاف کاهش یافت راه برای شکوفایی علمی، توسعه جامعه بشری و آراستگی همراه می‌شود.

 پوتین بر تقویت امنیت روسیه در قطب شمال تأکید کرد
۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

پوتین بر تقویت امنیت روسیه در قطب شمال تأکید کرد

رئیس‌جمهور روسیه در نشست شورای امنیت این کشور، راهبرد توسعه قطب شمال و تدابیر لازم برای تأمین امنیت ملی در این منطقه را بررسی کرد.

 واکنش دفتر نتانیاهو به تلاش ترکیه برای بازداشت نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی
۲ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

واکنش دفتر نتانیاهو به تلاش ترکیه برای بازداشت نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی

دفتر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کرد: تلاش رقت‌انگیز اردوغان برای ارعاب رهبران و سربازان اسرائیلی موفقیت‌آمیز نخواهد بود.

 پرداخت 3500 میلیارد تومان خسارت خودروهای آسیب دیده از جنگ/وام 1419 شهید جنگی تسویه شد
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

پرداخت 3500 میلیارد تومان خسارت خودروهای آسیب دیده از جنگ/وام 1419 شهید جنگی تسویه شد

اقتصادنیوز: اف‌بی‌آی در روزهای اخیر به اداره‌های پلیس در ایالت کالیفرنیا هشدار داده است که ایران ممکن است در واکنش به حملات آمریکا، با پهپاد به سواحل غربی ایالات متحده حمله کند؛ این موضوع بر اساس هشداری است که شبکه ABC News به آن دست یافته است.