
پنطیکاستی که در اوایلِ قرنِ بیستم و با واقعهٔ خیابانِ آزوسا (۱۹۰۶) زاده شد، بر «تعمید با روحالقدس» و «سخنگفتن به زبانهایِ روحانی» بهعنوانِ نشانهٔ نخستین پای میفشارد. جنبشِ کاریزماتیک که از دههٔ ۱۹۶۰ پاگرفت، آموزههایِ پنطیکاستی را به کلیساهایِ تاریخی (کاتولیک، انگلیکان و پروتستانِ اصلی) بُرد. جنبش حواریون جدید که توسط سی. پیتر واگنر در اواخرِ دههٔ ۱۹۹۰ نامگذاری شد، با تأکید بر «حواریون» و «پیامبرانِ» مدرن، آموزهٔ «تسخیرِ کوهستانهایِ هفتگانه» و «جنگِ روحانی»، به یکی از تأثیرگذارترین نیروهایِ سیاسیِ معاصر در آمریکا بدل شده است. این مقاله استدلال میکند که درکِ این سه جریان — بهویژه جنبش حواریون جدید — برای تحلیلِ سیاستِ خارجیِ آمریکا در قبالِ خاورمیانه و ایران ضروری است؛ زیرا این جنبشها، با ارائهٔ قرائتی خاص از «برگزیدگیِ الهی»، «نبردِ خیر و شر» و «رسالتِ تاریخیِ آمریکا»، به بازتعریفِ گفتمانِ سیاستِ خارجی و امنیتیِ ایالات متحده دامن زدهاند (Taylor, ۲۰۲۴; Ladner, ۲۰۲۶; Salon, ۲۰۲۶). کلیدواژهها: پنطیکاستی، کاریزماتیک، جنبش حواریون جدید (NAR)، تعمید با روحالقدس، سخنگفتن به زبانهای روحانی، کوهستانهای هفتگانه، جنگ روحانی، صهیونیسم مسیحی، ناسیونالیسم مسیحی --- ۱. مقدمه: ضرورت پژوهش در سالهایِ اخیر، سیاستِ خارجیِ ایالات متحده در قبالِ خاورمیانه و بهویژه ایران، دستخوشِ تحولی شده است که با مفاهیمِ متعارفِ ژئوپلیتیک و امنیتی بهتنهایی قابلِ تبیین نیست. انتصابِ چهرههایی، چون مایک هاکبی بهعنوانِ سفیر در اسرائیل و پیت هگست بهعنوانِ وزیرِ دفاع در دولتِ دومِ ترامپ، و همچنین اظهاراتِ صریحِ آنان دربارهٔ «حقِّ کتابمقدسیِ اسرائیل» و «جنگِ روحانی» علیه ایران، نشاندهندهٔ نفوذِ عمیقِ جریانهایِ مذهبیِ خاصی در ساختارِ قدرتِ آمریکاست (Al Jazeera, ۲۰۲۶; The Associated Press, ۲۰۲۶). پژوهشگرانی، چون متیو دی. تیلور (Matthew D. Taylor) و کرئی لادنر (Keri Ladner) نشان دادهاند که این جریانها، با ارائهٔ قرائتی خاص از «برگزیدگیِ الهی» و «نبردِ خیر و شر»، به بازتعریفِ گفتمانِ سیاستِ خارجیِ آمریکا دامن زدهاند (Taylor, ۲۰۲۴, pp. ۱۵-۳۰; Ladner, ۲۰۲۶, pp. ۴۵-۶۷). ضرورتِ پژوهشیِ مقاله در آن است که تحلیلهایِ متعارفِ سیاستِ خارجیِ آمریکا، عمدتاً بر عواملِ ژئوپلیتیک، …






