
حالا این بازگشت به گذشته دیگر صرفا در حد بازپخش سریالهای قدیمی نیست. سیاست شکلگرفته براساس سند تحول است که آن را «نهضت فصلسازی و احیای برندها» مینامند؛ رویکردی که میخواهد شخصیتها، جهانهای داستانی و نامهای آشنای تلویزیون را دوباره به چرخه تولید بازگرداند.
فعالسازی نهضت «فصل دوم سازی»
در اصل پنج از بخش تحول ساز و کارها در سند تحول آمده است: «تولید فصول دوم و سوم و... نشانهای موفق در برنامهسازی با هدف حفظ و گسترش برندهای موفق در برنامهسازی و ضمن مراقبت در خصوص نلغزیدن این برنامهها به عرصه تکرار و تهی شدن از کیفیت در دستورکار قرار میگیرد.»
این سیاست البته از «پایتخت» شروع نشد، اما پخش «پایتخت ۷» را میتوان بخشی از این جریان دانست؛ سریالی که بعد از یک وقفه چندساله دوباره ساخته شد و در نوروز ۱۴۰۴ روی آنتن رفت، نشان داد یک برند تلویزیونی قدیمی، اگر هنوز برای مخاطب سرمایه عاطفی داشته باشد، میتواند بار دیگر توجه گستردهای را بهخود جلب کند. «پایتخت ۷» پخش شد و طبق آمار منتشرشده، تا پایان پخش ۵۸میلیون بازدید در تلوبیون ثبت کرد؛ رقمی که این مجموعه را در آن مقطع به پربینندهترین سریال تاریخ این پلتفرم تبدیل کرد. همین تجربه، اهمیت سیاست فصل دومسازی را برای مدیران رسانه ملی دوچندان کرد. البته اصطلاح «فصل دوم» در اینجا معنای دقیق خود را ندارد و گاهی شامل فصل سوم، چهارم، پنجم یا حتی هشتم یک مجموعه میشود. آنچه اهمیت دارد، بازگرداندن یک «برند» است. دکتر جبلی رئیس سازمان صداوسیما نیز صراحتا گفته یکی از پایههای طرح تحول رسانه ملی، ساخت فصلهای بعدی مجموعههای موفق است با این تاکید که فصل تازه نباید صرفا تکرار گذشته باشد بلکه باید با موضوعات متنوعتر و کیفیت بالاتر تولید شود تا به برند اصلی آسیب نرسد.
بازگشت یک سرمایه اجتماعی
اهمیت «پایتخت» در این میان بیشتر از یک سریال کمدی است. خانواده معمولی و شخصیتهای آن در طول سالها به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شدهاند. نقی، ارسطو، هما و دیگر شخصیتها برای مخاطب صرفا کاراکترهای یک داستان نیستند. آنها حامل بخشی از خاطرات نوروزی چند نسلند. به همین دلیل، بازگشت «پایتخت ۷» را باید یک آزمون مهم برای سیاست احیای برندها دانست.
تلویزیون نشان داد میتواند بهجای سرمایهگذاری صرفا روی …











