
در همان سالها، اپراتورهای تلفن همراه از نسلهای دوم و سوم به نسلهای چهارم و پنجم رسیدند و اینترنت موبایل که تا آن زمان عمدتا به نسل دوم محدود بود، با سرعت بیشتری توسعه پیدا کرد. امروز نیز توسعه نسل پنجم و گسترش پوشش فیبر نوری به یکی از اولویتهای اصلی زیرساختی تبدیل شده است؛ روندی که امکان تماشای ویدئوهای باکیفیت بالا را با اختلال کمتر فراهم میکند.
تغییر الگوی تولید محتوا
تحولات به زیرساخت ارتباطی محدود نماند. در سالهای ابتدایی دهه ۹۰، الگوی توزیع فیلم و سریال در ایران از فروش دیویدی به سمت عرضه اینترنتی تغییر کرد و پلتفرمهایی مانند فیلیمو و نماوا در این مسیر نقش مهمی داشتند اما مهمترین تحول، عبور این سکوها از جایگاه نمایشدهنده صرف و ورود آنها به حوزه تولید بود. پلتفرمهای نمایش خانگی با سرمایهگذاری در تولید سریالهای اختصاصی، برای نخستینبار در مقیاسی گسترده، انحصار صداوسیما در تولید محتوای نمایشی را به چالش کشیدند. از این منظر، دیگر نمیتوان صداوسیما را در عرصه تولید و پخش محتوای تصویری، رسانهای بیرقیب دانست. رقبای تازه تنها به چند پلتفرم بزرگ محدود نماندند. شبکههای اجتماعی، کانالهای ویدئویی و تولیدکنندگان مستقل نیز توانستند با امکانات محدود و حتی در یک استودیوی خانگی، برنامه تولید و منتشر کنند. گسترش زیرساختها این امکان را فراهم کرد که هر فرد یا گروهی، در صورت برخورداری از ایده، توان فنی و دسترسی به مخاطب، وارد میدان تولید شود.
مزیت این رقبا در چابکی، سرعت تصمیمگیری و فاصله کمتر با خواستههای بخشی از مخاطبان بود. آنها بدون برخورداری از ساختار گسترده رسانهملی، مراکز استانی، شبکههای متعدد و مأموریتهای حاکمیتی توانستند در حوزههایی مانند سرگرمی، گفتوگو، طنز و روایتهای اجتماعی مخاطب جذب کنند. به همین دلیل، وعده داشتن یک صداوسیما در دست مردم، دستکم در سطح فناوری و امکان انتشار، تاحدی تحقق پیدا کرد؛ اما در مرحله بعد، این تولیدکنندگان وارد آزمون دشوارتری شدند: آزمون جذب و حفظ مخاطب.
بسیاری از کسانی که در سالهای نخست با راهاندازی کانالها و صفحات ویدئویی وارد میدان شدند، پس از مدتی کنار رفتند. برخی نتوانستند تولید مستمر داشته باشند، گروهی در تأمین هزینهها با مشکل مواجه شدند و عدهای دیگر نیز در رقابت …











