
استخر مانند دو فیلم «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها» طنزی تلخ با مضمونی فلسفی است. همان طنز همیشگی صحت؛ گاهی کمی لوس و گاهی جدی در باب معنای زندگی و مرگ.
یک درام کمدی با امضای کارگردان، دور از ابتذال و کلیشههای کمدیهای مرسوم؛ بنابراین انتظار قهقهه و خنده توقع بیجایی است.
در عوض باید اجازه داد روایت به ما لبخند بزند تا یادآور گردد زندگی ارزشمندتر از آن است که جدی گرفته شود و یادمان باشد ما مسافران سفری کوتاهیم و عاقلانهترین کار لذتبردن از طول مسیر است فارغ از هر اتفاقی. فیلم در سکانس آغازین با گفتوگوی پدر و پسر شروع و در سکانس پایانی با شنای پدر و پسر تمام میشود. یکی از شوخیهای بامزه فیلم با سیگار است. موتیف تکرارشوندهای که شاید نمایش بیش از حد آن کمی بحثبرانگیز است.
صحنه نمایش شعبده و بیرونآوردن سیگار از پشت گوش و دیالوگ معنادار پدر که میگوید «چرا خودم متوجه نشدم» در زیر متن اشاره دارد به اینکه ما آدمها متوجه داشتههایمان نیسیتم با اینکه بسیار به ما نزدیکند. کشیدن سیگار خیالی با دود واقعی اشارهای به تاثیرات باورهای ذهنی است که وقتی عمیقا به آن فکر میکنیم اتفاق میافتد. یا در صحنه پنالتی فوتبال پدر اشاره دارد که «فقط دو ثانیه طول کشید» و پسر در جواب میگوید: «زندگی همین دوثانیههاست». شاید در نگاه اول دو ثانیه اغراقآمیز باشد، اما در زندگی واقعی ممکن است بروز حادثهای سرنوشتساز را رقم بزند.
شوخی دیگری که در طول داستان تکرار میشود پیشبینیهایی است که مدام غلط از آب در میآیند …












