قیمت طلا امروز




 خبرگزاری جام جم / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

مرد میدان، پسرِ لاله‌ها

در دل کوچه‌های کوهستانی خوانسار، جایی که بوی نان تازه و لاله‌های واژگون به‌هم گره خورده، جوانی قد کشید که عاشق سکوت دشت و شور عاشورا بود.
 مرد میدان، پسرِ لاله‌ها

  محمدباقر نوروزی، نوجوانی که زودتر از هم‌سالانش مرد شده بود، راهی پادگان ۴۴ توپخانه اصفهان شد تا از ناموس و وطنش دفاع کند. این روایت، قصه‌ کوتاه یک زندگی پرمعناست؛ از بوسه بر قرآن و دست‌دادن مردانه با برادر کوچک، تا شبی که آسمان اصفهان آتشین و نامش با جوانه زدن لاله‌های خوانسار جاودانه شد.

وداعی که بوی بهار می‌داد

مادر قرآن را بالا گرفت و محمدباقر بوسه بر آن زد. کاسه گل سرخ مالامال آب بود، جرعه‌ای از آب را نوشید و به روی مادر لبخند زد. نازگل، خواهر خردسالش را در آغوش گرفت. با محمدطاها، برادر کوچک‌ترش دست مردانه داد. خم شد و بند پوتینش را محکم روی ساق پایش گره زد. از پله‌ها پایین رفت، در پاگرد اول ایستاد، نگاه عمیق و گرم را از مادرش گرفت و رفت.

جاده‌ای به سوی پادگان

بوی صبح بهاری کنار بید مجنون آمد. پیازهای گل لاله واژگون خوانسار هنوز جوانه نزده بودند که محمدباقر از کوچه پس‌‌کوچه‌ها رد شد و به سمت پادگان ۴۴ توپخانه اصفهان راه افتاد. جاده باریک، پیچ و تاب می‌خورد بین کشتزارها. کشتزارهای گندم و جو تازه جوانه زده و باران بهاری خوانسار سیراب‌شان کرده بود. شکوفه‌های درخت بادام شوریده بودند تو دشت و بیابان. بوی گیاهان دارویی و سبزی کوهی تازه‌رسته از میان تخته‌سنگ‌های پوشیده از برف‌سفید می‌آمد. او عاشق ماندن در دشت لاله‌های واژگون در دامنه گلستان کوه بود. بهار، فصل روییدن لاله‌های واژگون سرخ آتشین بود. محمدباقر هر سال دره باریک گلستان‌کوه را بالا می‌رفت تا ساعتی با لاله‌ها سپری کند و طعم ماندن در دشت و سکوت را چشیده بود؛ طعم دیدن کوهستان پر از آهو و قوچ و گوزن را.

شور عاشورایی

سکوت را فقط در دشت دوست داشت. پای روضه امام حسین(ع)، شور می‌گرفت، دودمه می‌خواند. «مکن ای صبح طلوع» را زمزمه می‌کرد. قرار هر سالش ظهر عاشورا، دم علمداری و علم بلند کردن بود. اصلا با پدرش کل‌کل می‌گرفت و نمی‌گذاشت پدرش زیر علم عباس(ع) برود. هیأت حیدری شهر خوانسار می‌دانست علم‌کش حضرت عباس(ع)، محمدباقر و دوستانش هستند. خلطی است میان بچه‌شیعه و عاشورا. همین که کمربند چرمی را می‌بست، یا اباالفضل(ع) می‌گفت. کسی جلودارش نبود. علم را بلند می‌کرد و به نیت شهدا ۱۰ قدم می‌برد، کافی بود یک یا اباالفضل(ع) دیگر بگوید. علم را می‌چرخاند، شور تو جمعیت می‌افتاد، صدای یا اباالفضل(ع) جمعیت سر به آسمان می‌سایاند.

مرد شدن در نوجوانی

شناسنامه محمدباقر تاریخ ۳ فروردین سال ۸۵ را نشان می‌داد اما دستانش چیز دیگری می‌گفت. دبستان را در مدرسه شهید غضنفری گذراند و راهنمایی را مدرسه مهدوی، سال اول هنرستان راهش را انتخاب کرد. راهی کارگاه شیرینی‌پزی شد. سوغاتی معروف خوانسار نان خوانساری و کلوچه است که محمدباقر را واداشت این شغل بومی را انتخاب کند. روغن جامد و شکر را می‌بست زیر ماشین همزن، وقتی به درجه سفیدی و پوک شدن می‌رسید، بوی شلوغ و تند گلاب و هل زعفران را سرازیر می‌کرد تو پاتیل. چند قاشق عسل اصل دامنه‌های خوانسار امضای کارش بود. نان یکدست بیضی در فر قنادی می‌رفت. بوی سبک نان خوانساری موج زد در جان کارگاه. محمدباقر سنی نداشت که خلیفه نان خوانساری شد. خلیفه شدن یعنی استاد و ورزیده کاری شدن است. تقلا می‌کرد خدمتش تمام شود و بیفتد تو بازار کار. مغازه بزند و کاسب شود. چند بار به محمدطاها، برادرش گفت: «بچه خانگی نباش، برو تو اجتماع، تو کار.»

سربازی و ایستادگی

اولین صبحگاه آموزشی را به‌یاد آورد. مشق دویدن، تیرانداختن، جنگیدن، داشت واقعی می‌شد. تمام جنگ ۱۲ روزه تا پدرش زنگ می‌زد و می‌گفت: «برگرد.» او تنها یک جمله پاسخ می‌داد: «من حاضر نیستم ناموس و وطنم را بدهم دست کسی.» سمج، یک‌پا مانده بود سر خدمت سربازی.

شبی که شهر لرزید

سرشمار روز رسید به ۹ اسفند، محمد در پادگان خبر حمله را شنید. حمله به بیت رهبری، بچه‌های میناب و لامرد آشوبش کرده بود. بعد از چند روز از شروع جنگ، مادرش مرتب زنگ می‌زد، او را از دل نگرانی رهانید و برای دو روز به مرخصی آمد. پایش که رسید به اولین پله خانه، صدای خش‌دارش را صاف کرد و با بغض گفت: «ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم.» انگشتش را کشید سمت مادر منتظر: «مرد میدان ما هستیم.» ساکش را داد دست مادر و نشست پای تلویزیون، اخبار گوشی، پا به پای شهر میناب برای بچه‌های میناب اشک ریخت و هر بار گفت: «ما ملت امام حسینیم، ما مرد میدانیم.»

روز ششم فروردین

ششم فروردین سال ۱۴۰۵، سهم محمدباقر دو روز پست دادن در پادگان ۴۴ توپخانه بود. رسیده‌نرسیده به پادگان، جعبه نان خوانساری را گذاشت تو آسایشگاه. محل استراحت سربازها عوض شده بود. کانال که محل عبور و مرور مهمات بود، امن‌ترین جای پادگان شد. سربازها کوچیدند تو تونل نزدیک کانال. از بهانه‌گاه جنگ سوم تا روز ششم فروردین، اصفهان زیر موج حملات جنگنده‌ها بود. چند دقیقه مانده بود که محمدباقر برود سر پست نگهبانی. خبر دهان به دهان گشت، جنگنده اف۳۵، فولاد مبارکه را زده. صدای زوزه جنگنده پیچیده بود روی سر درختان چنار پادگان، جنگنده چرخید، ارتفاع کم کرد و اوج گرفت، دور شد. تاریکی هوا هنوز به سیاهی لزج نرسیده بود که ستون دود و آتش از پایگاه هشتم شکاری سر به آسمان سایاند. از هر گوشه شهر فواره دود و خاکستر بلند بود. گوشی  محمدباقر مرتب زنگ می‌خورد: «الو مامان، هی زنگ نزن، یا می‌زنن یا نمی‌زنن…» صدای بوق ممتد پیچید بین مادر و پسر.

شب قتلگاه

عقربه‌های سیاه ساعت چرخیدند روی هم، ساعت‌۱۲ نیمه شب. صدای چرخش جنگنده پیچید روی سر شهر و چند ثانیه بعد موشک سنگرشکن، زاغه مهمات نزدیک کوه صفه را به انبار آتش و دود بدل کرد. شعله آتشین سرکشید تو ستیغ کوه. مگر شهر آرام می‌گرفت، مگر حمله تمامی داشت، مگر چشمی روی هم می‌رفت. محمدباقر هنوز به آسایشگاه نرسیده بود که غرش ممتد جنگنده نزدیک و نزدیک‌تر شد و چند ثانیه بعد زمین و زمان لرزید و پادگان ۴۴ گودال قتلگاه سربازان شد. ستون دود و آتش از هر جا فواره می‌کشید تو تاریکی و ظلمت شب. بادی نبود که این همه سوختن و گداختن را بپراکند.



۱۰ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

صلوات خاصۀ امام حسن عسکری (ع) + ترجمه

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، همزمان با سالروز شهادت امام حسن عسکری (ع) صلوات خاصه امام یازدهم یکی از اذکار پر فضیلت این روز است.

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرِّ التَّقِیِّ الصَّادِقِ الْوَفِیِّ النُّورِ الْمُضِی‏ءِ خَازِنِ عِلْمِکَ‏

خدایا درود فرست بر حسن فرزند علىّ بن محمّد (علیهم السّلام)، آن بزرگوار نیکوکار و پرهیزکار و صادق و وفادار، نور فروزنده و خزینه‏‌دار علم تو

وَ الْمُذَکِّرِ بِتَوْحِیدِکَ وَ وَلِیِّ أَمْرِکَ وَ خَلَفِ أَئِمَّةِ الدِّینِ الْهُدَاةِ الرَّاشِدِینَ وَ الْحُجَّةِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا

و یاد آورندۀ مقام توحید و یکتایى و صاحب فرمان تو و جانشین پیشوایان دین و هادیان و رهبران خلق و حجّت خدا بر اهل دنیا

فَصَلِّ عَلَیْهِ یَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِیَائِکَ وَ حُجَجِکَ وَ أَوْلاَدِ رُسُلِکَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ‏

پس خدایا بر او درودى فرست برتر از هر درودى که‏ بر احدى از خاصان و بندگان خالص و حجّت‌هاى خود بر خلق و فرزندان رسولانت فرستادى اى خداى تمام عوالم وجود.


۱۳ ساعت قبل / سایت مشرق

رونمایی از اثر حسام‌الدین سراج برای رهبر شهید

به گزارش مشرق به نقل از روابط عمومی منطقه فرهنگی وگردشگری عباس‌آباد، اهالی فرهنگ و هنر در پاسداشت چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید ایران با عنوان «خون دلی که لعل شد» از سیره هنری رهبر شهید گفتند و خاطراتی را که از ایشان در محافل فرهنگی و هنری داشتند، روایت کردند.

پاسداشت چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید با عنوان «خون دلی که لعل شد» عصر ۲۹ مرداد ماه با حضور مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران، سید محمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد، حسام‌الدین سراج خواننده، احمد صدری‌ مدیر خانه موسیقی تهران، محمد رسولی شاعر، حجت‌الاسلام زائری و علی صدری‌نیا مستندساز در کوشک باغ هنر برگزار شد. »

حسام‌الدین سراج درباره چگونگی شکل‌گیری قطعه موسیقایی «بهار دلشکسته» توضیح داد: زمستان سال قبل با عبدالجبار کاکایی صحبت می‌کردیم چون عده‌ای از مردم داغدار بودند و جوانان‌شان را از دست داده بودند و فضا بسیار سنگین بود. به عبدالجبار گفتم «شعری در این زمینه بگو در عین اینکه به مردم تسلیت می‌گویی به اینکه بهار در راه است هم اشاره کنی و بگویی که باید غم‌هایمان را برای ساختن کشور و رسیدن به یک بهار دیگر فراموش کنیم». عبدالجبار گفت «شعری دارم که آن را فردا برایت ارسال می‌کنم» و وقتی که فرستاد و آن را خواندم دیدم چقدر زیباست: «اگر چه خنده هدیه بهار است/دلم به سوی لاله داغدار است /صدای نی، صدای نی می‌آید/بهار دلشکسته کی می‌آید …»

او افزود: چون تعبیر بهار دلشکسته بسیار جذاب بود همین اسم را برای قطعه انتخاب کردیم. زمانی که خبر شهید شدن رهبری را اعلام کردند من مجدد با عبدالجبار تماس گرفتم و گفتم شعری که برایم فرستادی خوب است اما الان یک حماسه می‌خواهیم و بعد این قطعه را برایم فرستاد: «بهار سرود عاشقانه‌ام باش/بمان، ستون و سقف خانه‌ام باش/ به رغم این زبانه‌های سرکش/پرنده‌ام، پرنده‌ام که پر کشد از آتش» و بعد این سوگ به آن بخش حماسی وصل شد.

این خواننده با قدردانی از عبدالجبار کاکایی-شاعر ادامه داد: هر بار که مناسبت خاصی پیش آمده یا اتفاق خاصی پیش آمده که به ما شوکی وارد کرده است وقتی با این شاعر تماس گرفتم یک روزه شعرش را سروده است و این کار هرکسی نیست. این اثر را به شهدای ایران و به بزرگ و آقای شهدا، آقای خامنه‌ای عزیز تقدیم کردیم.

سراج در ادامه بیان کرد: وقتی ملودی این قطعه را کار می‌کردم حال خوشی نداشتم چون همه متوجه‌ایم که فضا، فضای عادی نیست. بعد با دوستم داوود برزیده نوازنده نی، تنظیم کننده و ناظر ضبط تماس گرفتم و او گفت ملودی‌هایم را برایش بفرستم و تقریبا سه یا چهار روز طول کشید تا این کار ضبط شد.

این خواننده از حجازی مدیر عامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد نیز قدردانی کرد و گفت: در شرایطی که کسی، کسی را نمی‌دید و فضای اداری هم باز نبود من با بشیر بی‌آزار (فعال فرهنگی) تماس گرفتم و زمینه ضبط این کار فراهم ‌شد.

همچنین در این مراسم سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد اعلام کرد: برایم سخت است و باور ندارم که آقا از بین ما رفتند اما باید بگویم که اراضی عباس‌آباد یادگار حضرت آقاست. ایشان با مطالعه اسناد بالادستی دستور دادند که این منطقه به فضایی فرهنگی تبدیل شود و ما اینجا را یادگاری آقا می‌بینیم.

مهدی چمران، رئیس شورای اسلامی شهر تهران نیز در این مراسم خاطره‌ای از رهبر شهید بیان کرد و گفت: من در اولین جلسه‌ای که‌ شعرا با حضرت آقا داشتند حضور داشتم، آن زمان بنده در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بودم. هنوز نوشتن رُمانِ جنگ زیاد باب نشده بود. کتاب‌های اندکی نوشته می‌شد. به خاطر می‌آورم حضرت آقا درباره رابطه هنر با دفاع مقدس بحث طولانی در آن جلسه مطرح کردند که خوشبختانه جزوه کوچکی از صحبت‌های ایشان را چاپ کردیم که هنوز هم وجود دارد و باید دوباره آن را احیا کنیم.

اوافزود: آبان ماه سال ۵۹ وقتی شهید چمران در سوسنگرد زخمی شده بود، حضرت آقا برنامه‌های هر روز جنگ را هر شب با او مرور می‌کردند. یک شب دست آقا کتاب تاریخ هنر را دیدم و تعجب کردم چرا که اعتقادات نویسنده آن کتاب با حضرت آقا غریبه بود. از آقا پرسیدم شما هم از این کتاب‌ها می‌خوانید و آقا فرمودند بله من هم می‌خوانم. که شهید چمران هم توضیحاتی درباره هنر داد و گفت من هم به هنر و عکاسی علاقه دارم. آقا به من توصیه کردند برای حفظ و زنده نگهداشتن آثار دفاع مقدس باید از راه هنر وارد شد. ساخت فیلم‌ «چ» هم در راستای صحبت‌های ایشان و جلساتی که من با آقای حاتمی‌کیا داشتم، پیش رفت.

چمران در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: آنچه برای من دردناک است نبود رهبرمان است و امیدوارم راه ایشان ادامه‌ داشته باشد ان‌شاالله.

حجت‌الاسلام زائری به عنوان سخنران دیگر این مراسم، درباره علاقه رهبر شهید به شعر سخن گفت و خاطره‌اش از اولین باری که مقابل رهبر شهید شعر خواند را تعریف کرد. او همچنین قطعه شعری را که برای رهبر شهید سروده بود برای اولین بار در این مراسم خواند.

همچنین بخشی از «مستند غیر رسمی» ساخته علی صدرنیا مستندساز از حضور رهبر شهید در مراسم غیر رسمی با اهالی فرهنگ و هنر برای حاضران پخش شد.

مهدی قزلی نیز نویسنده کتاب «گاه گمشدگان؛ روایت‌هایی از مواجه با امام رضا(ع)» بخشی از روایت فصل «مسافر و زنبورهای بی‌کندو» را برای حاضران در این مراسم خواند.

محمد رسولی شاعر و محمد حمزه‌زاده نویسنده و کارگردان نیز در وصف رهبر شهید در این مراسم سخن گفتند.


۱۶ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

دانشنامه امام حسن عسکری(ع) در فضای مجازی با 210 مطلب به روز شد

به گزارش ایلنا، حجت الاسلام والمسلمین حامد مقیسه، مدیر ارتباطات مرکز نور در گفت وگو با خبرنگاران ضمن تسلیت شهادت امام یازدهم، هدف از به روزرسانی و تولید دانشنامه امام حسن عسکری(ع) را جمع‌آوری تمام اطلاعات و ویژگی‌های شخصیتی این امام همام از منابع معتبر و کتب‌ دینی و عرضه آن به منظور تسهیل در امر پژوهش و تحقیق پژوهشگران حوزه و دانشگاه عنوان کرد.

وی افزود: این دانشنامه با 210 مطلب در 14 محور اصلی در بر دارنده بخش‌هایی نظیر پرسش و پاسخ، گزیده کتاب، چکیده پایان‌نامه، پاسخ به شبهات و گزیده مجله و مقالات است.

حجت الاسلام مقیسه ادامه داد: معرفی امام(ع)، دوران امامت، شهادت امام(ع)، اخلاق و فضایل امام(ع)، سیره عملى امام(ع)، آثار و آموزه‌های علمى امام(ع)، اصحاب و شاگردان، کرامات و معجزات از نمایه‌های اصلی این دانشنامه هستند.

وی بیان کرد: امام(ع) از دیدگاه اندیشمندان، امام(ع) در آینه شعر و ادب، پرسش و پاسخ با محوریت امام(ع)، زیارت و زیارتگاه امام(ع)، امام(ع) در رسانه و اینترنت و کتاب و کتاب‌شناسی امام حسن عسکری(ع) از دیگر نمایه‌های این دانشنامه معنوی و پژوهشی محسوب می‌شوند.

علاقمندان می‌توانند برای استفاده از این دانشنامه معنوی به نشانی اینترنتی زیر مراجعه کنند.

https://hawzah.net/fa/Subjects/4932

  انتهای پیام/




 انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد

انیمیشن چینی Niu Lai با بودجه‌ای ناچیز و فروش میلیونی، لقب سودآورترین اثر تاریخ سینما را به خود اختصاص داد.

 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.

 عصر یکشنبه‌های بخارا
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعه‌داستان‌های بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.

 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده
۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده

آرمان امروز : در دیدار شهردار ششتمد با رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزاری همایش ملی بزرگداشت فریدالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مورد توافق و تأکید قرار گرفت. در دیدار شهردار ششتمد با رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزاری همایش ملی بزرگداشت فریدالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مشهور به ابن‌فندق در [ ]

 «کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
۱۳ ساعت قبل / سایت عصرایران

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئول...