
در نگاه نخست، شاید این اطلاعیه طنزآمیز بهنظر برسد؛ موضوعی که از منظر علمی، تاریخی و بدیهیات زیستشناسی بیش از ۶۶ میلیون سال است پروندهاش بسته شده، ناگهان به میز واکنش رسمی یک سازمان دولتی بازمیگردد. اما زیر لایه فانتزی این ماجرا، پدیدهای عمیق، نگرانکننده و خطرناک پنهان است: نفوذ بیمهار محتواهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی به چرخه خبری و فرسایش امنیت روانی و اعتماد عمومی جامعه.
عبور جعل دیجیتال
آنچه ماجرای تکذیب مشاهده دایناسور در خراسان را به یک شاخص هشداردهنده تبدیل میکند، نه ماهیت خود موجود، بلکه قدرت اقناع تصاویر و ویدئوهای ساختهشده با مدلهای زایشی هوش مصنوعی است. اگر تا چند سال پیش جعل تصویر به ویرایشهای ناشیانه فتوشاپ محدود میشد و مخاطب عام با اندکی دقت متوجه غیرواقعی بودن آن میشد، امروز ابزارهای نوین پردازش تصویر قادرند سایهروشنها، پرسپکتیو، بافت پوست، غبار محیطی و حتی واکنش نوری لنز دوربینهای آماتوری موبایل را با دقتی حیرتانگیز بازتولید کنند.
وقتی تصویری از یک موجود پیشاتاریخی در بستر اقلیمی خراسان بازنشر میشود و کاربران آن را با لحنی جدی، حیرتزده یا نگران در کانالها و گروههای مختلف دستبهدست میکنند، ابعاد ماجرا از یک شوخی اینترنتی فراتر میرود. رسیدن این شایعه به سطحی از همهگیری که روابط عمومی یک نهاد رسمی حاکمیتی ناگزیر شود بیانیه صادر کرده و یک امر بدیهی را تکذیب کند، گویای آن است که ابزارهای سنجش واقعیت در میان بخش قابلتوجهی از جامعه دچار اختلال شده است.
شلیک به امنیت روانی جامعه
شاید شایعه پرسهزدن دایناسور در کویر آسیبی کوتاهمدت یا محدود بر جا بگذارد اما خطر اصلی در منطق پنهان در پس این پدیده نهفته است: «هر آنچه دیده میشود، میتواند باور شود.» امروز اگر دایناسور سوژه ساخت تصویر جعلی است، فردا همین فناوری برای خلق بحرانهای ساختگی در حوزههای سلامت، سوانح طبیعی، حوادث زیستمحیطی، بحرانهای آب و غذا، یا آلودگیهای شیمیایی به کار گرفته میشود.
تولید تصاویر ساختگی از سیلابهای ویرانگر خیالی، حمله حیوانات وحشی و درنده به سکونتگاهها، فروریختن ناگهانی سازههای شهری یا کشف عناصر آلوده خطرناک در آب شرب، بهسادگی میتواند در عرض چند دقیقه اضطراب جمعی، وحشت فراگیر …












