
دستاورد دیگر این تجمعات، شکلگیری یک «تجربه میاننسلی» است. در این اجتماعات، کودکان، جوانان، میانسالان و سالمندان در کنار یکدیگر حضور پیدا میکنند و در این فرآیند، انتقال تجربه میان نسلها نیز اتفاق میافتد. بخش قابل توجهی از جامعه امروز، جنگ هشت ساله را تجربه نکرده اما اکنون تجربه جنگ را از نزدیک دیده است و با شرایطی مواجه شده که نسلهای پیشین نیز تجربههایی مشابه یا متفاوت از آن داشتهاند. دستاورد دیگر این تجمعات، مسأله «هویت ملی» است؛ موضوعی که در کنار آن میتوان «احساس تعلق» را نیز بهعنوان ماحصل مستقل مورد توجه قرار داد؛ بدین معنا که فرد خود را متعلق به جامعه بداند و در کنشها و واکنشهای مختلف اجتماعی، خود را بخشی از بستر همین جامعه تعریف کند و نسبت به اتفاقات پیرامون واکنش نشان دهد. دستاورد دیگری که در این بین باید به آن توجه داشت «همدلی» است. جنگ بهطور طبیعی میتواند ترس و نگرانی ایجاد کند. اقشار مختلف جامعه ممکن است در مواجهه با جنگ، ترس را تجربه کنند؛ احساسی که کاملا طبیعی است اما همدلی ایجاد شده کمک کرد افراد در کنار یکدیگر باقی بمانند، خود را نبازند و بتوانند بخشی از دستاوردهای اجتماعیشان را حفظ کنند. در نهایت، این تجمعات را میتوان یک «تجربه ماندگار» دانست که باید ثبت و روایت شود. امیدواریم تاریخنگاران، مستندسازان و نویسندگانی که وقایع تاریخی و اجتماعی را ثبت میکنند، به این موضوع توجه کنند و ثبت این تجربه را آغاز کرده باشند. اکنون تجربهای اجتماعی ماندگار خلق شده است که باید مستند و روایت شود. مردمی که در این صحنهها حضور دارند، خالق این لحظات تاریخی و اجتماعی هستند. این صحنهها برای آنان به تجربه نسلی تبدیل خواهد شد؛ تجربهای که میتوانند آن را برای خانواده و نزدیکان خود روایت کنند و در حافظه جمعی جامعه به یادگار بگذارند. این اتفاق میتواند در آینده به یکی از تجربههای مهم و حتی خوشایند زندگی بسیاری از افرادی تبدیل شود که در آن حضور داشتهاند؛ تجربهای که نهتنها در حافظه فردی بلکه در حافظه اجتماعی و میاننسلی نیز باقی خواهد ماند. با این حال، شاید مهمترین دستاورد این تجمعات، «مسئولیتپذیری اجتماعی» باشد. حوادثی که رخ داد، بار دیگر نشان داد مردم ما از ظرفیت بالایی برای پذیرش و ایفای مسئولیتهای اجتماعی برخوردارند و در عرصه اجتماعی …






